انقلاب اسلامی و ریشه های آن

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا

درس نهم: راه‎كارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. برای تکلیف سنگین مردم در حفظ و بقای انقلاب اسلامی دلیل آورد؛
2. مفهوم «استمرار انقلاب» را توضیح دهد و برداشت صحیح از آن را بیان نماید؛
3. راهکارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی را نام برده، تشریح نماید.
﴿ صفحه 180 ﴾
﴿ صفحه 181 ﴾
اگر انقلاب اسلامی ایران تداوم راه انبیا است (چه این‌که این چنین است) و اگر وعدهٔ خداوند سبحان که فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی»(75) و فرمود: «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُه»(76)، قطعی است (چه این‌که هست) ما هم در تداوم انقلاب اسلامی که تداوم راه انبیا(علیهم السلام) است، کوشا خواهیم بود و هم چشم امید به امدادهای غیبی خواهیم داشت، چه این‌که تاکنون این‌چنین بوده است.(77)
1. مقدمه
پس از آن‌که دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی تبیین و به آسیب‌های فراروی نظام اسلامی اشاره‌ شد، این مسأله به میان خواهد آمد، برای این‌كه بتوان این انقلاب را با تمام دستاوردهای آن حفظ کرد و آسیب‌های فراروی آن را پشت سر گذاشت چه باید كرد؟ در این‌جاست که سخن از وظایف سنگینی به میان می‌آید که بر دوش یک‌یک ما گذاشته شده است تا این انقلاب به مسیر خود ادامه دهد و از انحراف و یا سقوط مصون ماند. برای حفظ و تداوم نظام اسلامی باید چاره اندیشید و راهکارهای بقای آن را شناخت. از این‌رو، این درس به راهکارهای حفظ انقلاب اسلامی یافته اختصاص است.
﴿ صفحه 182 ﴾
2. تكلیفی سنگین در برابر نعمتی بزرگ
خداوند متعال، در قبال اعطای هر نعمتی، تكلیفی متناسب با آن برای بندگان مقرر فرموده است. بر اساس بینش الهی، سراسر عالم هستی، میدان انجام تكلیف و گذراندن امتحانات الهی است:
الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهٔ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا؛(78) همو كه مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید كه كدامتان نیكوكارترید.
نعمت‌هایی كه خداوند در این جهان به بندگان عطا می‎كند، وسیله‎ای برای آزمایش آنان است. هر اندازه كه نعمت بیشتری در اختیار انسان قرار گیرد، ابزارهای آزمایش نیز افزایش می‎یابد و تكلیف سنگین‎تری متوجه انسان می‎شود. البته گفتنی است آن آزمایش و تكلیف نیز نعمت دیگری به شمار می‎رود كه زمینهٔ تكامل انسان را فراهم می‎سازد. در صورتی كه آزمایش و تكلیفی در كار نبود، هرگز انسان نمی‎توانست به سعادت ابدی دست یابد، زیرا پاداش اخروی و ابدی نتیجهٔ تلاش‌هایی است كه به عنوان تكلیف و آزمایش انجام می‎گیرد.
ملت انقلابی ایران كه در این دوران، از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برخوردار گردیده است، بزرگ‌ترین تكلیف تاریخ را هم بر دوش دارد. مطالعهٔ تاریخ نشان می‎دهد كه نعمتی به عظمت پیروزی انقلاب اسلامی، در اختیار هیچ پیامبر، امام و مصلحی قرار نگرفته است. با توجه به این وسعت و عظمت نعمت، عظمت تكلیف ملت ایران نیز روشن می‎گردد. هرچند كه پیروزی انقلاب اسلامی، در واقع، در حكم پیروزی اسلام است و بر اساس آن تكلیف بر گردن تمام مسلمانان می‎آید؛ لیكن بدیهی است كه ایرانیان تكلیف ویژه‎ای در این مورد دارند، زیرا نقطه‎ای كه نور، به‌طور مستقیم، بر آن می‎تابد، با نقطه‎ای كه به طور غیر مستقیم در معرض نور است، تفاوت زیادی دارد. نور انقلاب به‌طور مستقیم به جامعهٔ ایران تابید و دیگران نیز به طور غیر مستقیم از آن بهره بردند.
﴿ صفحه 183 ﴾
بنابراین تكلیفی كه در قبال پیروزی انقلاب اسلامی، متوجه مردم ایران می‎شود، با سایر مسلمانان متفاوت است، تكلیف اقشار مختلف جامعهٔ ایران نیز با یكدیگر تفاوت دارد. به عنوان نمونه، اگر عنصر فرهنگ، اساسی‎ترین عنصر اسلام تلقی شود، بزرگ‎ترین بُعد پیروزی این انقلاب نیز بُعد فرهنگی آن خواهد بود. از این‌رو، استفاده‌‌كنندگان اصلی این نعمت نیز، در درجهٔ اول، اقشار فرهنگی جامعه خواهند بود كه مصداق خارجی آن‌ها، حوزه‎ها و دانشگاه‎ها هستند. بنابراین، وظیفهٔ این اقشار، از اقشار دیگر جامعه بسیار سنگین‎تر است.
خداوند متعال انتظار ندارد كه به سبب اعطای نعمت‌ها، سودی عاید او شود. در دعای حضرت امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه، به این حقیقت اشاره شده است: إِلهی تَقَدَّسَ رِضَاكَ أن یَكُونَ لَهُ عِلَّةٌ مِنكَ فَكَیفَ یَكُونُ لَهُ عِلَّةٌ مِنِّی؛ خداوندا، خشنودی تو منزه‎تر از آن است كه علّتی از طرف تو داشته باشد. پس چگونه از طرف من تواند داشته باشد؟
خداوند با مشخص كردن تكالیفی برای انسان‌ها، زمینه‎ای برای گسترش رحمت خود فراهم كرده است. انقلاب اسلامی زمینه‎ای را فراهم ساخت تا در آن، به دست ملت ایران، سایر انسان‌ها به رحمتهای معنوی الهی دست یابند، زیرا نور و رحمت اسلام، اختصاص به ملت و نژاد خاصی ندارد و این نور كه از ذات اقدس الهی تابیده، برای بهره گرفتن تمام انسان‌ها در طول تاریخ است و هر انسانی حق بهره‎برداری از این نور را دارد. لیكن این حق برای تمام انسان‌ها تحقق پیدا نمی‎كند و طاغوتیان مانع رسیدن این نعمت به تمام انسان‌ها می‎شوند. مبارزه با طاغوت، برای این است كه راه رسیدن به این نعمت و نور الهی فراهم گردد و موانع، از سر راه انسان‌ها برداشته شود. اما علاوه بر رفع موانع، باید به تقویت مقتضی نیز اندیشید و این نور الهی را به اقطار جهان رساند.
به عبارت دیگر، آن كسانی كه این نور را به‌طور مستقیم دریافت كرده‎اند، امانتی را در نزد خود دارند كه باید به سایرین برسانند:
﴿ صفحه 184 ﴾
إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا؛(79) خدا به شما فرمان می دهد كه امانت‌ها را به صاحبان آن‌ها رد كنید.
امروزه، در روی این كرهٔ خاكی، هر انسانی در هر گوشه‎ای از این جهان و از هر نژاد، ملیت، مذهب و فرهنگی، حق استفاده از نور اسلام را دارد و ما امانتداری هستیم كه باید این امانت را به دست صاحبان حق برسانیم. از این‌رو، باید برای ادای تکلیف نسبت به این انقلاب، راه‌های استمرار و بقای آن را شناخت و در این جهت گام برداشت.
3. مفهوم «استمرار انقلاب»
سه برداشت در زمینهٔ استمرار انقلاب وجود دارد كه تنها دو قسم آن مورد قبول می‎باشد. طبق نخستین برداشت قابل قبول، نباید به محض وقوع انقلاب، مردم وظیفهٔ خود را پایان‎یافته قلمداد كنند؛ بلكه بعد از پیروزیِ نظامی و سیاسی نیز باید حالت بسیج و آمادگی مردم همچنان حفظ و تقویت شود تا به وسیلهٔ آنان، جمیعِ مفاسد، كمبودها، و نارسایی‌ها اصلاح و رفع گردد و انقلاب به سرمنزل مقصود برسد.
بر اساس دومین برداشت قابل قبول از معنای «استمرار انقلاب»، كسانی كه با ایجاد انقلاب، دچار زیان شده‎اند، درصدد برخواهند آمد تا نظام را به هر طریق ممكن، از درون فرو‌پاشند و در این مسیر پس از ناامیدی از گمراه ساختن كسانی كه در انقلاب نقش ایفا كرده‎اند، به سراغ نسل‌های بعد رفته، از طریق انجام فعالیت‌های فرهنگی و فكری، زمینهٔ گمراهی آنان را فراهم می‎سازند تا از شمار طرفداران انقلاب كاسته شود. از این‌رو، بر همهٔ مردم واجب است كه از این دسیسه‎ها غفلت نورزند و اجازه ندهند تا آثار و نتایج زیان‎بار این فعالیت‌ها دامنگیر جامعه و انقلاب شود.
﴿ صفحه 185 ﴾
مطابق سومین برداشت از معنای استمرار انقلاب، كه غیر قابل قبول می‎باشد، رهبران و زمامداران هر انقلابی، پس از آن‌كه نظام سابق را سرنگون ساختند و خود بر اریكهٔ قدرت تكیه زدند، اهتمامشان همه مصروف حفظ وضع موجود می‎شود، روحیهٔ انقلابیشان به روحیهٔ محافظه‎كاری جای می‎سپرد و عزمشان بر ایجاد دگرگونی‌های اساسی، كلی و فراگیر سستی می‎پذیرد. اهداف و مقاصد انقلاب، آهسته‌آهسته فراموش می‎شود و انقلابیون دیروز و حاكمانِ امروز، كسانی را كه هنوز شور و گرمای انقلاب را در دل و جان دارند، به تندروی، خیال‎پردازی، آرمان‎گراییِ غیر واقع‎بینانه و عدم توجه به مسایل و مشكلات موجود و محدودیت‌هایی كه نهاد حكومت و سیاست در میدان تغییر اجتماعی دارد، متهم می‎كنند و به‌این ترتیب، پا جای پای نظام سابق می‎گذارند و حتی مرتكب همان ستم‌ها و بیدادگری‌هایی می‎شوند كه از مظالم و مطاعن همان نظام محسوب می‎شود. خلاصه آن‌كه، انقلاب با تبدیل به نظام انقلابی به تدریج از جنبش و پویایی می‎افتد و حتی ضد انقلاب می‎شود. از این‌رو، به یك انقلاب جدید حاجت می‎افتد و این انقلاب جدید، دیر یا زود، پدید می‎آید، حاكمان كنونی را از سریر قدرت به زیر می‎كشد و نظام انقلابی جدیدی بر سر كار می‎آورد. اما باید دانست كه پشتوانهٔ این نظریه، اصل دیالكتیك است كه ارزش و اعتباری ندارد و با برهان قابل پاسخ‌گویی است که در درس‌های نخستین این کتاب، به برخی از آن‌ها اشارتی رفت. بنابراین، نمی‌توان نتیجه گرفت که پس از گذشت مدتی از عمر هر انقلاب می‌بایست انقلاب دیگری رخ دهد؛ بلکه مدیران جامعه می‌توانند به اصول انقلاب، وفادار باشند و دستاوردهای آن‌را حفظ کرده بر رشد و تعالی آن بیفزایند.
4. راه‌كارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی
جهت حفظ و بقای انقلاب اسلامی راه‌کارهایی وجود دارد که باید مورد توجه حامیان انقلاب قرار گیرد و غفلتی در این زمینه صورت نگیرد. برخی از این راه‌کارها عبارتند از:
﴿ صفحه 186 ﴾
الف ـ تحکیم باورها و ارزش‌های اسلامی
همان‎گونه كه خداوند متعال پیامبر خویش را از یك‌سو، با نصرت و مددهای غیبی خود و از سوی دیگر، به وسیلهٔ مؤمنان به پیروزی رساند، در این عصر نیز امام خمینیŠ را، از یك‌سو، با مددهای غیبی، نصرت الهی و عوامل روحی و معنوی و از سوی دیگر، به دست ملت مسلمانی كه ایمان واقعی به اسلام و انقلاب داشتند و طالب رضایت خداوند و برقراری حكومت عدل اسلامی به دست امام زمان? بودند، تقویت و تأیید فرمود. مادامی كه این ایمان، و نه اظهار ایمان، باقی باشد، به انقلاب هیچ گزندی نخواهد رسید.
بنابراین، در صورتی كه ملت ایران، پایه‌های ایمان خود را محكم و عقاید برحق خود را تقویت كند، هرگز تحت تأثیر تبلیغات سوء واقع نخواهد شد و به خود سستی راه نخواهد داد:
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِین؛(80) و اگر مؤمنید، سستی مكنید و غمگین مشوید چراكه شما برترید.
در درجهٔ بعد باید تلاش كرد كه این ایمان را با عمل صالح آبیاری كرد تا همچنان پابرجا باقی بماند. از این‌رو در بسیاری از آیات قرآن كریم، خداوند متعال ایمان را در كنار عمل صالح ذكر فرموده است.(81) در درجهٔ بعد نیز باید روابط با دوستان و خودی‌ها را، كه سمبل ایمان و عشق به ولایت است، تقویت كرد و غیر خودی‌ها را از خود دور كرد، چرا كه رابطه با آنان موجب قطع رابطه با خداوند خواهد گردید:
﴿ صفحه 187 ﴾
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَی أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُم؛(82) ای كسانی كه ایمان آورده اید، یهود و نصاری را دوستان [خود] مگیرید [كه] بعضی از آنان دوستان بعضی دیگرند و هر كس از شما آن‌ها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود.
حاصل آن‌که، پاسداری از آرمان‌های اسلامی، یكی از ضمانت‌های حفظ نظام جمهوری اسلامی است. در صورتی كه این اهداف به فراموشی سپرده نشوند و در عمل نیز به اجرا درآیند، خداوند متعال، همان‎گونه كه در ایجاد انقلاب، مردم را یاری رساند، در بقای آن نیز چتر حمایت خود را بر سر آنان نگه خواهد داشت. تقویت اعتقاد به ولایت فقیه در میان جوانان و زدودن شبهات پیرامون آن، از وظایف خطیری است كه در جهت پاسداری از آرمان‌های اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است، به‎ویژه آن‌كه نوك پیكان حملات دشمن بر همین نقطه نشانه رفته است.
راه‎كار عملی مبارزه با انحرافاتی از این قبیل این است كه مردم از نظر فكری و شناخت اسلامی آنچنان تقویت شوند كه افكار انحرافی در آن‌ها اثر نگذارد و از جنبهٔ آگاهی دینی به طوری قوی باشند كه تحت تأثیر شبهات واقع نشوند، و بالاتر، شبهه‎ها را هم پاسخ گویند و اسلام صحیح را بشناسند تا مخالفان مكتب نتوانند افكار غیر اسلامی را به‌جای اسلام به آنها تحویل دهند. بنابراین برای حفظ ماهیت نظام كه همان اسلامی بودن آن است، باید احکام و مبانی اسلامی را در جامعه ترویج كرد.
بدیهی است که روحانیت می‌تواند نقشی اساسی در این زمینه ایفا نماید، چراکه اسلام، دینِ خاتَمِ انبیا، كامل‌ترین مكتب و جامعِ تمام راه‌كارهایی است كه انسان برای قرب خداوند به آن‌ها نیاز دارد،‌ و سعادتِ دنیا و‌آخرتِ او، تنها با پای‌بندی به این شریعتِ جاوید
﴿ صفحه 188 ﴾
و آسمانی میسّر می‌شود. از سوی دیگر، برای شناسایی درست و دقیقِ اسلام و احكام و معارف آن، می‌باید به كتاب خدا و سنّت معصومان‌(علیهم السلام) مراجعه كرد. این امرِ عظیم و ظریف از عهدهٔ هر كسی برنمی‌آید، و شاهدِ این مدعا، تمام بدعت‌ها و افراط‌ها و تفریط‌ها و انحرافاتی است كه از صدر اسلام تاكنون، و به نام قرآن و اسلام صورت پذیرفته است. از این روی برای آن‌كه اسلام بتواند نقش خویش را در سعادت انسان به نحو كامل ایفا كند باید كسانی باشند كه راه شناخت واقعی آن را بدانند.
اما تنها راهِ شناخت اسلامِ واقعی در زمان فقدان ائمّه اطهار(علیهم السلام) و غیبت امام عصر عبارت است از تحقیق درست در كتاب و سنّت با به‌كارگیری اَدلّهٔ قطعیِ عقلی؛ چراكه در این دوران، دسترسی به امام معصوم(علیه السلام) عادتاً میسور نیست. بر این اساس برای یافتن حقیقتِ تعالیم و معارف وحی می‌باید به كمك شیوه‌ها و براهین قطعیِ عقلی به كتاب و عترت مراجعه كرد و علوم و مواریث اهل‌بیت(علیهم السلام) را به دست آورد، و این كار، تنها به دست متخصصّان سخت‌كوش و با تقوای علوم دین صورت می‌گیرد، و در اختیار همهٔ مردم نهاده و تبلیغ می‌شود؛ یعنی در واقع فقیهان و عالمانِ راستین دین‌ هستند كه با بهره‌گیری از علوم عقلی و نقلی، روات و احادیثِ معتبر را شناسایی می‌كنند و با استفاده از شیوه‌های یقین‌آور و معتبر، معارف و احكام دین را از منابع و معادن آن بر می‌آورند، و به تعلیم و تبیین و نشر آن‌ها می‌پردازند. بنابراین، بقا و پویایی اسلام، در گرو وجود فقیهان پرهیزگار و روحانیانِ تقوا پیشه‌ای است كه جسم و جان خود را وقف دین خدا ساخته و ادامهٔ راه پیامبران و امامان معصوم(علیهم السلام) را بر عهده گرفته‌اند.
با توجه به این‌که هم مردم و هم مسؤولین نظام جمهوری اسلامی، وظیفه‌ای خطیر در تحکیم ارزش‌های اسلامی دارند، آیا از نظر شما از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، کوتاهی در این امر صورت گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است به موارد مختلفی که در ذهن دارید، اشاره کنید. گفت‌وگو با دوستان می‌تواند در این زمینه، حقایق بیشتری را بر شما آشکار سازد.
﴿ صفحه 189 ﴾
ب ـ اهتمام نسبت به مسایل فرهنگی
از آن‌جا كه دشمنان خارجی انقلاب برای به فساد كشاندن اخلاق و باورهای مردم تلاش‌های فراوانی می‌كنند و نیز از آن‌جا كه آفات داخلی انقلاب در دو بعد علم و اخلاق، عارض زمامداران و مردم می شود باید گفت كه آفات انقلاب عمدتاً فرهنگی هستند و بنیادی ترین و سودمندترین شیوهٔ حفظ و تقویت انقلاب، فعّالیّت های آموزشی و پرورشی است. اگر مردم و مسؤولان و دست اندركاران امور و شؤون جامعه انقلابی تعلیم و تربیت صحیح و كافی نیابند، هیچ امیدی به دوام و سلامت انقلاب نخواهد بود، هرچند شخص رهبر و تنی چند از زمامداران و متصدّیان امور از هر جهت صالح و شایسته باشند. مگر نه این كه انقلاب اسلامی ای كه چهارده قرن پیش در جزیرهٔالعرب به رهبری بی نظیر پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه وآله) صورت پذیرفت، پس از مدّتی بسیار كوتاه به انحراف كشیده شد و بدان‌جا رسید كه امویان و عبّاسیان زمام كارها را در دست گرفتند و به شیوهٔ جبّاران و ستمگران عمل کردند؟ در واقع، هرچند رهبری ای برتر و بهتر از رهبری آن حضرت ممكن و متصوّر نیست، ولی آن رهبری بی‌مانند هم نمی توانست ضامن دوام و سلامت انقلاب باشد؛ زیرا این امر تابع چند و چون علم، اخلاق، عمل، بینش و گرایش عموم مردم است كه تا آن زمان از تعلیم و تربیت درست، به حدّ كفایت، برخودار نشده بودند.
بنابراین، برای «استمرار» انقلاب ـ ‌یعنی هم ضدّ انقلاب را در همه میدان ها مغلوب ­سازد و هم به جمیع اهداف و مقاصد خود نائل ­آید‌ ـ مؤثّرترین و مفیدترین كاری كه می توان و باید كرد فعّالیّت فرهنگی، به وسیع‌ترین معنای این كلمه است. باید تلاش كرد تعداد بیشتری از مردم با احكام و تعالیم اسلام آشنا شوند و هیچ فرد، گروه یا قشری از این آشنایی فرخنده محروم نماند و این آموزه ها و فرموده ها هرچه بیشتر در ژرفای دل و جان افراد رسوخ یابد. علاوه بر این‌كه در تعلیم و تربیت دینی مردم هیچ فرد، گروه یا قشری را فراموش نمی كنیم و به هیچ درجه و
﴿ صفحه 190 ﴾
رتبه ای از معرفت دینی اكتفا نمی ورزیم، باید از آگاه كردن مردم نسبت به اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه خودمان و نیز دیگر جوامع به هیچ روی غفلت نورزیم.
ج ـ تقویت و برتری توان نظامی
بر اساس بینش‌های بشری، هرگاه تهدید نظامی متوجه یك جامعه شود، باید مراحلی را برای مقابله با آن در نظر گرفت و اگر تشخیص داده شد كه دشمن از نظر نفرات، تكنولوژی، آموزش، پشتیبانی و امور دیگری كه سرنوشت جنگ را رقم می‎زند، برتری دارد، عقل اقتضا می‎كند كه راه سازش با دشمن در پیش گرفته شود. در تاریخ نمونه‌های فراوانی از این دست وجود دارد. كسانی كه در فتنه‎های بزرگ دچار چنین خطرهایی شده بودند، با تصمیم عاقلانه تلاش كردند تا به هر نحو ممكن با دشمن سازش كنند تا در دراز مدت خود را درگیر چنین معركه‎هایی نسازند؛ به عنوان نمونه، برخی از كشورهای اروپای مركزی برای نرفتن زیر بار تعهدات ناشی از عضویت در سازمان ملل متحد و داشتن زندگی آرام، به عضویت این سازمان درنیامدند.
چنین بینشی با بینش اسلام سازگاری ندارد، زیرا بر اساس آموزه‎های اسلامی، باید در مقابل دشمن از تمام ابزار عادی و اسباب مادی بهره برد و از برتری نظامی دشمن جلوگیری كرد. از دیدگاه اسلام، مسلمانان باید تلاش كنند تا از پیشرفته‎ترین تجهیزات نظامی برخوردار گردند و برخی سلاح‌ها را از انحصار كشورهای قدرتمند خارج سازند. پس باید در جهت تهیه ادوات جنگی و دفاعی تلاش كرد و این آیه را که شعار نیروهای مسلح در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود را از یاد نبرد:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة؛(83) و آنچه از نیرو در توان دارید، بسیج نمایید.
﴿ صفحه 191 ﴾
اسلام به اسباب مادی و ابزارهای ظاهری توجه دارد و حتی در زمینهٔ تأمین هزینه‎های جنگ رهنمود ارائه می‎دهد. قرآن كریم در مقام تشویق مردم به جهاد، تنها به نیروی انسانی اكتفا نمی‎كند و در بسیاری از آیات، ابتدا جهاد با مال را مطرح می‎كند.(84) مردم باید قبل از آن‌كه نوبت به نیروی انسانی برسد، هزینه جنگ را تأمین كنند، حتی اگر الزامی از طرف دولت اسلامی نباشد؛ زیرا در اسلام خط فاصلی بین دولت و ملت وجود ندارد و هر وقت جامعه نیازی داشته باشد، تمام مردم باید مشاركت داشته باشند. چنان‎كه دفاع نظامی نیز فقط مخصوص نیروهای مسلح نیست، بلكه تمام نیروهای مردمی در هنگام نیاز باید مشاركت داشته باشند و در كنار نیروهای نظامی خود پیكار كنند.
ویژگی اسلام در بین مكاتب مختلف جهان این است كه به‎كارگیری تمام توان را جهت دفاع، مورد تأكید قرار می‎دهد. در عین حال توصیه می‎كند كه هیچ‎گاه نباید خود را در برابر دشمن، خوار، ضعیف و شكست‌خورده احساس كرد؛ زیرا هر اندازه توان و نیروی مسلمانان كم باشد اگر تمام توان خود را برای دفاع از خود به كار بندند، خداوند متعال این كمبودها را با نظرهای غیبی خود جبران خواهد كرد. شرط بهره‎گیری از حمایت‌های الهی این است كه مؤمنان تمام آنچه كه در توان دارند را برای دفاع به كار گیرند و وجود برخی از افراد و گروه‌های متخلف، آنان را از این فیض محروم نمی‎سازد. قرآن كریم نیز هنگامی كه از تاریخ اسلام و دیگر اقوام سخن می‎گوید، بر این نكته تأكید دارد كه مؤمنین واقعی كه حاضر به اجرای دستورات خداوند هستند و مال و جان خود را در راه اسلام، دین حق و نظام عادلانه در طبق اخلاص می‎گذارند، باید در این زمینه جدیت داشته باشند؛ حتی اگر در كنار آنان، افرادی سست‌عنصر، راحت‎طلب و تنبل و یا حتی معاند و توطئه‎گر حضور داشته باشند.
﴿ صفحه 192 ﴾
د ـ حفظ وحدت كلمه
وحدت کلمه که عاملی اساسی در پیروزی انقلاب است، در حفظ انقلاب نیز نقش مهمی ایفا می‎كند. برای ایجاد وحدت در جامعه یك محور مشترك نیاز است تا همگان حول محور آن در حركت باشند. محبت و الفت میان مؤمنان نیز از اموری است كه وحدت را در جامعهٔ اسلامی به ارمغان می‎آورد و ضامن بقای انقلاب خواهد گردید.
البته باید توجه داشت كه ملاك وحدت در جوامع، مختلف است؛ گاه همخونی، گاه همزبانی و گاهی نیز هموطن بودن، ملاك ایجاد وحدت در جامعه است. اما چنین اموری نمی‎توانند پیوند دهندهٔ واقعی قلب‌ها باشند. از این رو، باید دین را به عنوان ملاك وحدت در جامعه قرار داد تا روابط اجتماعی به بهترین شكل در جامعه برقرار شود و عملاً رهبر دینی را محور وحدت قرار داد و با اطاعت از او وحدت رفتاری را تحقق بخشید و از تفرق و تنازع جلوگیری کرد.
هـ ـ حفظ شور و نشاط انقلابی
بر تارك این انقلاب، نام امام خمینی(رحمه الله) می‎درخشد كه در اعلامیه‎ها و سخنرانی‌های خود در اوایل نهضت، مباحثی را مورد تأكید قرار می‎داد كه مورد غفلت مسلمانان واقع شده بود. ایشان در این مباحث كه حول ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب رقم می‎خورد، مردم را به پذیرفتن و عملی ساختن این ارزش‌ها دعوت می‎كرد، زیرا دوری از همین باورها و ارزش‌ها بود كه مسلمانان آن زمان را دچار نوعی خواری ساخته بود و آنان را زیر یوغ مستكبران برده بود.
مردم ایران نیز با آن فطرت پاك خویش پذیرای این دعوت شدند و با ایشان پیمان ­بستند كه در راه ­تحقق ­آرمان‌های­ خود از پای­ننشینند. سرانجام، این عهد و میثاق، منجر به پیروزی انقلاب
﴿ صفحه 193 ﴾
اسلامی گردید. باید توجه داشت كه زمانی این انقلاب دچار انحراف خواهد شد كه آن اهداف و آرمان‌ها فراموش شود و ارزش‌های دیگری جانشین آن‌ها گردد.
برای جلوگیری از انحرافات، باید مراقب بود كه شور و نشاط برای تحقق آرمان‌ها رنگ نبازد؛ شور و نشاطی كه ارزش‌ها و باورهای انقلابی را مستحكم می‎سازد و پشتوانه‎ای نیرومند برای یك حركت اجتماعی ایجاد می‎كند. خواه ناخواه در طول زمان، عواطف و احساسات انقلابی کمرنگ می‌شود و باید عاملی وجود داشته باشد تا با تغذیهٔ فكری افراد، انقلاب را از این آفت طبیعی برهاند. آفتی که دامنگیر بنی اسراییل شد و دل‌هایشان به مرور ایام سخت و سخت‎تر شد و حركت اجتماعی آنان را با مشكل مواجه ساخت:
فَطَالَ عَلَیْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُم؛(85) و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشید و دل‌هایشان سخت گردید.
پس گذشت زمان، می‌تواند عاملی منفی برای كمرنگ شدن عواطف و ارزش‌های انقلاب باشد. با گرم نگه‌داشتن تنور انقلاب و ارزش‌های آن می‎توان با انحرافات مبارزه كرد و آن‌ها را خنثی ساخت. باید زمینهٔ زنده ماندن ارزش‌ها و باورهای اسلامی را تقویت كرد تا این انقلاب بتواند در سایهٔ عواطف و احساسات دینی، از هرگونه انحراف مصون ماند.
نظام جمهوری اسلامی، علی‌رغم توطئه‌های مختلف دشمنان خارجی و داخلی خود، همچنان سرافرازانه به عمر خویش ادامه می‌دهد. به نظر شما از میان عواملی که برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی ذکر گردید، کدام یک از عوامل، نقش بیشتری در بقا و ثبات جمهوری اسلامی داشته‌اند؟ آیا عوامل دیگری نیز به ذهن شما می‌رسد که در این‌جا ذکر نشده باشد؟ در این زمینه با دوستان خود گفت‌وگو کنید.
﴿ صفحه 194 ﴾
5. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی، که به سبب دستاوردهای بزرگ آن، مواجه با تهدیدات بزرگی نیز هست، باید راهکارها و تدابیری اندیشیده شود.
2. ملت انقلابی ایران كه در این دوران، از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برخوردار گردیده است، بزرگ‌ترین تكلیف تاریخ را هم بر دوش دارد و از این رو، باید بیش از هر ملت دیگری به راهکارهای حفظ آن بیندیشد.
3. برداشت‌های مختلفی از مفهوم «استمرار انقلاب» وجود دارد، لیکن برداشت صحیح این است که افراد انقلابی، از دسیسه‎های متوجه نظام، غفلت نورزند و اجازه ندهند آثار و نتایج زیانبار فعالیت‌های مخرب، دامنگیر جامعه و انقلاب شود.
4. تحکیم باورها و ارزش‌های اسلامی، اهتمام نسبت به مسایل فرهنگی، تقویت و برتری نظامی، حفظ وحدت کلمه، و حفظ شور و نشاط انقلابی، از جمله راهکارهایی اساسی است که برای حفظ و استمرار انقلاب اسلامی ضرورت دارد.
﴿ صفحه 195 ﴾
6. پرسش
1. با توجه به جایگاه خاص انقلاب اسلامی، چه دلیلی برای وظیفهٔ شرعی مردم نسبت به حفظ آن وجود دارد؟
2. برداشت‌های مختلف از مفهوم «استمرار انقلاب» را بیان کرده، برداشت مورد قبول را ذکر نمایید.
3. راهکارهای اساسی حفظ نظام اسلامی کدامند؟ توضیح دهید.
7. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. جوادی آملی، عبدالله، بنیان مرصوص امام خمینی(رحمه الله) در بیان و بنان آیت‌الله جوادی آملی، گردآوری و تنظیم: محمدامین شاهجویی، قم: مرکز نشر اسراء، چ6، 1384.
2. محمدی ری‌شهری، محمد، رمز تداوم انقلاب در نهج البلاغه، قم: چاپ مهر، [بی‌تا].
3. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1384.
4. ، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
5. ، عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
﴿ صفحه 197 ﴾

بخش دوم: نقاط عطف تاریخ ایران از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی

﴿ صفحه 198 ﴾
﴿ صفحه 199 ﴾

درس دهم: دوران نهضت مشروطه

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. ریشه‌های شکل‌گیری نهضت مشروطه را تشریح کند؛
2. جریانات مختلف دوران مشروطه را شناسایی نماید و اختلافات دیدگاه آنان را نشان دهد؛
3. مراد از واژه «مشروطه» را بیان کرده، چگونگی مورد سوء استفاده قرار گرفتن آن را در آن نهضت بیان کند؛
4. نقش این نهضت را در شکل‌گیری انقلاب اسلامی تحلیل نماید.
﴿ صفحه 200 ﴾
﴿ صفحه 201 ﴾
«تاریخ درس عبرت است برای ما. شما وقتی تاریخ مشروطیت را بخوانید می‌بینید كه در مشروطه بعد از این‌كه ابتدا پیش رفت، دست‌هایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم‌بندی كرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران، یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته مخالف مشروطه... و این یک نقشه‌ای بود که نقشه هم تأثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آن‌ طوری که علمای بزرگ طرحش را ریخته بودند، عملی بشود. به آن‌جا رساندند كه آن‌هایی كه مشروطه‌خواه بودند به دست یك عدّه كوبیده شدند؛ تا آن‌جا كه مثل مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری در ایران برای خاطر این‌كه می‌گفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه‌ای كه از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران بر دار زدند و مردم هم پای دار او رقصیدند یا كف زدند.»(86)
1. مقدمه
در تاریخ اخیر ایران، چندین جنبش و حرکت اجتماعی رخ داد که منشأ تحولات در ساختار حکومتی و نیز جامعهٔ ایران گردید. از آن جمله می‌توان به نهضت مشروطه اشاره کرد که در ابتدا به هدف مبارزه با دیکتاتوری شکل گرفت، اما در ادامه مسیری را پیمود
﴿ صفحه 202 ﴾
که بسیاری از پیشگامان آن نهضت را از عمل خود پشیمان ساخت؛ چراکه از نظر آنان دیكتاتوری نه تنها با این جنبش، از جامعهٔ ایران رخت بر نبست، بلکه همین نهضت، بهانه‌ای برای تشکیل حکومت‌های مستبد دیگری در ایران گردید. لذا بررسی این جنبش می‌تواند منشأ برخی حرکت‌های اجتماعیِ بعدی را نشان دهد و در همین راستا به ادعای کسانی پرداخته خواهد شد که معتقدند جنبش مشروطه یکی از زمینه‌های شکل‌گیری انقلاب اسلامی بوده است.
2. منشأ پیدایش نهضت مشروطه در ایران
مشروطیت از جمله حركت‌های سیاسی ملّت ایران است كه با رهبری روحانیت آغاز گشت. این نهضت از تحولات چندگانه‌ای كه سال‌ها پیش شروع شده بود سرچشمه می‌گرفت: قیام تحریم تنباكو(87) و اِعلای كلمهٔ ‌روحانیت و ملّت، مقاومت در برابر امتیازات و قراردادهای استعماری، نارسایی‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و... . عواملی از این دست به ضمیمهٔ فزون‌طلبی‌ها و ستمكاری‌های دولتمردان قاجار سبب قیام روحانیت و ملّت، و درخواست تأسیس عدالتخانه برای جلوگیری از بیدادگری‌های حكومت علیه مردم شده بود، و شاه قاجار تسلیم گشته و خواستهٔ عدالت‌خواهان تحقق یافته بود.
اما مبارزات مردم و روحانیت ادامه یافت و سرانجام نهضت مشروطیت به سال 1324 ق. در دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و با تأسیس مجلس شورا به بار نشست. این قیام نیز
﴿ صفحه 203 ﴾
در اصل برای اقامهٔ احكام اسلام و جلوگیری از ظلم و بیدادِ ارباب قدرت و قطع سلطه‌جوییِ بیگانگان صورت پذیرفته بود. ملّت مسلمان ایران با اتكا به فرمان و فتوای مراجع تقلید و رهبران دینی توانستند بر قدرت‌های بزرگی چون سلطنت قاجار غلبه كنند و مقاومت روحانیان و مردم ‌و تحصن آنان در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و حرم حضرت معصومه(علیها السلام)، مظفرالدین شاه قاجار را مجبور ساخت تا صدر اعظم مقتدری همچون عین‌الدوله را بر كنار كند و به برگزاری انتخابات و تأسیس مجلس شورا و تدوین قانون اساسی تن دهد.(88)
اما این نهضت كه با انگیزهٔ دینی و با قیامی انقلابی و جهادی برپا شده بود، با نفوذ عوامل بیگانه و تلاش عناصر خودفروخته، از هدف اصیل و اوّلیِ خویش دور افتاد و به عاملی برای تیشه زدن به ریشهٔ دین تبدیل شد.
3. جریان‌شناسی دوران مشروطیت
آغاز مشروطیت، در واقع، آغاز گسترش ارتباط فرهنگی ایران و غرب بود و شعارهایی چون آزادی و دموکراسی، به عنوان سوغات غرب به بسیاری از نقاط دنیا، از جمله ایران فرستاده می‌شد. شعار دموکراسی در ایران هم مانند بسیاری از کشورهای دیگر، مقبولیت عام یافت. علت آن نیز در کتاب‌های تاریخی که جریان مشروطیت را بررسی کرده‌اند قابل کشف و پیگیری است و پرداختن تام و کامل به تمام علل از حوصلهٔ این نوشتار خارج است. اما با شناخت گروه‌ها و جریانات فعال در آن زمان می‌توان برخی از آن‌ها را شناسایی نمود.
در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان مردم دوران مشروطیت را به سه گروه عمده تقسیم کرد: دستهٔ نخست، تودهٔ مردم بودند که از ظلم و ستم و استبداد درباریان خودکامه و مستبد
﴿ صفحه 204 ﴾
به تنگ آمده بودند و به دنبال رهایی از این وضعیت می‌گشتند، مردمی که حکومت تلخ و سیاه زورمداران، خوانین و فئودال‌ها، زجرشان می‌داد و زندگی فلاکت‌باری برایشان رقم می‌زد. این فضای خاص، مردم را از هر جهت آماده کرده بود تا برای رهایی از این اوضاع طاقت‌فرسا تلاش نمایند و کوشش کنند خود را از قید و بند استبدادها و خودکامگی‌ها رها نمایند. بنابراین وقتی شعار دموکراسی، حقوق مردم و آزادی مردم در انتخاب سرنوشت خویش مطرح شد، به راحتی آن را پذیرفتند و از آن استقبال کردند تا شاید از آن طریق از ظلم و ستمی که بر آن‌ها می‌رفت خلاصی یابند.
گروه دیگری که در جریان مشروطیت فعالیت می‌کردند، روشنفکران و تحصیل‌کردگان در غرب بودند که این سوغات (دموکراسی) را به ارمغان آورده بودند. این عده هم به دنبال آزادی و دموکراسی بودند. این گروه با مشاهدهٔ پیشرفت‌های صنعتی غرب و با تبلیغاتی که در غرب بر روی این افراد صورت گرفته بود، بهشت موعود خود را در آن‌جا یافته بودند و مقهور و مرعوب مغرب‌زمین و فرهنگ آن گشته بودند و می‌خواستند ایران را هم، رنگ غربی بزنند. اینان حاضر بودند در این راه به هر قیمتی، «از فرق سر تا نوک پا غربی شوند».
این گروه، به دنبال آزادی و دموکراسی بودند اما با این تفاوت که آزادی مورد نظر این‌ها با آزادی مورد نظر مردم فرق داشت؛ مردم به دنبال آزادی از قید و بند حکومت‌های خودکامه و مستبد و مخالف ارزش‌های اسلامی بودند، اما روشنفکران و غربزدگان، بُعد و رویهٔ دیگر آزادی و دموکراسی را می‌خواستند. آنان در پرتو این شعارها درصدد بودند تا مردم را از اسلام دور کنند تا دیگر پایبند قوانین و مقررات و ارزش‌های ­اسلامی نباشند. این گروه مفهوم عام و مطلق آزادی و دموکراسی را ترویج می‌کردند و به تقدیس و پرستش این ارمغان غرب می‌پرداختند و دیگران را نیز به پرستش آن دعوت می‌کردند. هدف از شعار دموکراسی این بود
﴿ صفحه 205 ﴾
که ارزش‌های اسلامی کنار گذاشته شود و دین از عرصهٔ حیات سیاسی جامعه حذف گردد و آرا و خواست مردم جایگزین ارزش‌های اسلامی و مذهبی گردد. کسانی که به این هدف پلید غرب‌زدگان و فراماسونرها واقف نبودند به طور مطلق این شعار را می‌پذیرفتند، اما کسانی که دور‌اندیش و تیزبین بودند، واكنش نشان می‌دادند و این گروه همان دستهٔ سوم بودند.
دستهٔ سوم افراد آگاه و دوراندیشی بودند که به توطئهٔ عناصر خودفروخته حساسیت نشان دادند و در راه روشن کردن مردم و هدایت آن‌ها حاضر شدند حتی جانشان را فدا کنند و با همهٔ وجود اعلان کردند که آزادی و دموکراسی مطلق که مستلزم مخالفت با اسلام و مقررات اسلامی است، از دیدگاه اسلام و شریعت مطرود و محکوم است.
این گروه که عمدتاً بزرگان دینی و علما بودند و از یک سو با استبداد و خودکامگی زورمندان و حاکمان وقت مخالف بودند و از سوی دیگر با تخریب فرهنگی و دین‌زدایی روشنفکران غربزده در برابر مشروطهٔ مطلقه، مشروطهٔ مشروعه را مطرح کردند که البته از ناحیهٔ مخالفان با واكنش‌هایی همچون ارعاب و تهدید، تبلیغات سوء و ترور شخصیت و در نهایت ترور فیزیکی مواجه شدند که از نمونه‌های بارز این دسته می‌توان از علمایی همچون آیت‌الله بهبهانی و شیخ فضل‌الله نوری نام برد.
بنابراین، هرچند که مردم براى اقامه احكام اسلامى و جلوگیرى از ظلم و ستم و به استناد فرمان مراجع تقلیدِ آن زمان، دست به حركتى عدالت‌خواهانه براى تأسیس عدالتخانه و جلوگیرى از خودسرى‌ها و خودكامگى‌هاى سلاطین قاجار زدند، لیکن این حركت در ادامه دچار آفت غربزدگى و نفوذ عوامل بیگانه گردید و آن حركت اسلام‌خواهانه به یك حركت غرب‌گرایانه تبدیل شد و كار به آن‌جا رسید كه حتی یكى از شخصیت‌هاى بنیانگذار حرکت مشروطیت، به نام شیخ فضل‌الله نورى، به دست غربزده‌ها و به بهانهٔ مخالفت او با مشروطیت، به دار آویخته شد.
﴿ صفحه 206 ﴾
آیا برداشت و تلقی سه دستهٔ مذکور از آزادی،‌ شبیهی در برداشت‌های زمان حاضر دارد و می‌توان این سه دسته را در نظام جمهوری اسلامی هم شناسایی نمود؟ در این زمینه با دوستان خود گفت‌وگو کنید.
4. ماهیت مشروطه در نهضت مشروطیت
واژه مشروطه صفتى است كه موصوفش حذف شده است. در ابتدا مشروطه به عنوان صفتى براى سلطنت مطرح مى‌شد. در فلسفه سیاسى نیز در بحث اقسام حكومت وقتى سخن از مشروطه به میان می‌آمد، مراد از آن سلطنت مشروطه در مقابل سلطنت مطلقه بود. در آن هنگام بحث بر سر این نبود كه سلطنت وجود داشته باشد یا خیر بلكه فرض بر این بود كه سلطنتى هست و كلام در این است كه آیا این سلطنت، مطلق باشد یا مشروط. در آغاز نهضت مشروطه، كسانى كه قاطبه مردم را تشكیل مى‌دادند و متدینان نیز از جملهٔ آن‌ها بودند، وقتى مشروطه را بر زبان می‌آوردند مرادشان نفی سلطنت مطلقه بود و معتقد بودند که سلطان نباید مطلق‌العنان باشد و هرچه مى‌خواهد عمل كند.
نگرانی علما نیز در آن زمان این بود که گماردگان سلطان، در شهرها و استان‌ها، هرچه دلشان می‌خواست عمل می‌کردند و اعمالی برخلاف اسلام انجام می‌دادند. علما با چشم خود می‌دیدند که احكام اسلام زیر پا گذاشته مى‌شود و گماردگان سلطان، خود را ملزم به رعایت احكام اسلام نمی‌دانستند. آنان مجالس لهو و لعب و شرابخواری تشکیل می‌دادند و برای خوشگذرانی به کشورهای اروپایی می‌رفتند و در هر جا، به هر کاری که می‌خواستند مبادرت می‌ورزیدند. حتی اموال مردم نیز، بى‌محابا تصرف مى‌گردید و به اموال دربار ضمیمه می‌شد. این امور مردم را به تنگ آورده بود، به‌همین سبب مردم علیه سلطنت مستبد شوریدند و نهضت مشروطیت برپا شد. علمای بزرگ آن زمان همچون
﴿ صفحه 207 ﴾
آخوند خراسانى، ملاعبداللّه مازندرانى، حاج میرزا حسین، حاج میرزا خلیل تهرانى و كسان دیگرى كه به سرشناسى اینان نبودند نیز از آن جهت كه احكام اسلام و حقوق مردم پایمال مى‌شد، این حركت را تقویت و تأیید كردند.
بنابراین، از همان ابتدای نهضت، سخن از مشروط بودن سلطنت بود و كسانى در این فضا این مسأله را مطرح كردند كه سلطنت باید به چه چیز مشروط باشد؛ غربزدگان با استفاده از فرهنگ غربى و تجربه تاریخى اروپا كه در مقابل سلطنت استبدادى، دموكراسى لیبرال را مطرح كرده بودند، سلطنت را مشروط به رأى و موافقت مردم یا مشروط به دموكراسى کردند. اما مراد علما از مشروط بودن، مشروط به احكام اسلام بود.
علماى نجف چون از محیط ایران دور بودند، بیشتر روى جنبه تئورى قضیه فكر مى‌كردند كه وقتى گفته می‌شود سلطنت مشروط مراد سلطنت مشروط به اسلام است؛ امّا علمای داخل کشور، به خصوص شیخ فضل‌اللّه می‌دیدند که كسانى از این فضا سوء استفاده مى‌كنند و مراد از سلطنت مشروطه را مشروط به رأى مردم، به طور مطلق، می‌دانند. به‌همین خاطر كسانی همچون شیخ فضل‌اللّه نورى پی‌بردند که این حركت از مسیرى كه آنان مى‌خواستند، منحرف شده است؛ زیرا از ابتدا خواستهٔ آنان این بود كه احكام اسلام در سایهٔ مشروطیت تحقق پیدا كند و دست دشمنان از كشوراسلامى كوتاه شود، لیکن با انحراف حرکت، قضیه کاملاً به عکس گردید و دشمنان و ایادی آن‌ها در این جنبش نفوذ پیدا كردند و این امر می‌توانست به منزلهٔ به فراموشی سپرده شدن احکام اسلامی باشد.
از این رو، با تلاش‌هاى شیخ فضل‌اللّه نوری، مادّه‌ای در آن زمان تصویب گردید که بر اساس آن، باید در مجلس پنج نفر از علماى طراز اول وجود داشته باشند كه مقررات مجلس را بررسی كنند و در صورت مغایرت هر یک از آن‌ها با شرع، آن را از حیّز اعتبار خارج سازند. این امر خدمت بزرگی از سوی شیخ فضل‌اللّه نوری بود تا نهضت مشروطیت،
﴿ صفحه 208 ﴾
به كلى، در دامن غربزدگان نیفتد و از مسیر اسلام منحرف نشود. از همین جا بود که مشروطهٔ مشروعه در برابر مشروطهٔ مطلقه مطرح گردید، اما مخالفین نظر شیخ فضل‌الله، که به دنبال بهانه‌ای برای حذف قید مشروعه بودند، اشکالاتی را بر این اصطلاح وارد می‌ساختند.
همین اختلاف رویکرد در بحث «آزادی» نیز وجود داشت. درآن روزها هم تكیه كلام بزرگانى چون میرزاى نایینى یا دیگران این بود که باید این اختناق و فشار برداشته شود و مردم آزادی خود را به دست آورند. هدف آنان به خوبی مشخص بود و مرادشان این بود که باید مردم از ظلم و بى‌رحمى‌هاى حكومتِ مستبد و از تصرفات و دخالت‌هاى همسایهٔ شمالى و غربى آزاد شوند. در واقع، متعلق آزادی از دید آنان، آزادى از ظلم، حكام ظلم، استبداد و استعمار بود نه آزادى از دین؛ اما غرب‌زده‌ها، با آن مایهٔ فرهنگى غربى، مرادشان آزادى در مقابل دین بود. آن‌ها عامل استعمار بودند، لیکن شعار آزادى از استعمار و دین را مطرح می‌کردند. در نهایت کار به‌آنجا کشید که شیخ فضل‌اللّه نورى به اعدام محكوم گردید، كسى كه براى مشروطیت و مبارزه با استبداد قیام كرده بود، ولی در عمل دید که استبداد قاجارى بر این «استبداد جمعىِ غربى» شرف دارد.
5. نقش بازدارندهٔ انحراف مشروطیت در شکل‌گیری انقلاب اسلامی
امام خمینى(رحمه الله) در مسیر حركت سیاسى خود، با مشكلاتى که برخی از آن از نهضت مشروطیت به ارث رسیده بود، مواجه بود. بعد از تحولات و انحرافاتی كه در جریان مشروطیت به وجود آمد، یك حالت دلسردى و سرخوردگى در روحانیت پدید آمد و حتی براى بعضى از آنان حالت پشیمانى به وجود آمده بود. این امر باعث شد بسیارى از علمایى كه در گوشه و كنار و در حاشیه بودند و در متن فعالیت‌هاى سیاسى، حال چه به
﴿ صفحه 209 ﴾
عنوان موافق و یا به عنوان مخالف، حضور نداشتند، این نتیجه سلبى را گرفتند كه دیگر حركتى مقدس‌تر، روشن‌تر و قوى‌تر از نهضت مشروطیتى كه به دست شخصیت‌ها و مراجع بزرگ آن زمان به وجود آمد، صورت نمی‌گیرد. نتیجهٔ آن حرکت آن شد که امثال شیخ فضل‌الله‌ها بر دار رفتند و افرادی همچون تقی‌زاده‌ها مسیر را منحرف كردند.
این وضعیت سرخوردگی و پشیمانی، به خصوص در دوران پهلوى در میان برخی از روحانیون رواج پیدا كرد و کمتر کسی یافت می‌شد که به نحوی تحت تأثیر این جریان واقع نشده باشد. از این رو، نسبت به حرکت‌های سیاسی حالتی از ناامیدی به وجود آمد. حتی برخی از علمای بزرگ آن زمان تأکید داشتند که باید از تاریخ درس عبرت گرفت و هر کس که وارد حركت‌هاى سیاسى شود، فردی فریب خورده است و هوشیارى و فراست اقتضا می‌کند که افراد خود را وارد این جریانات ننمایند تا بعدها کسان دیگری از آنان سوء استفاده نکنند.
در آن جوّ ناامیدی، امام خمینی(رحمه الله) حركت سیاسى اسلامى خود را آغاز کرد. اما قبل از هر چیز لازم بود تا او با تدبیر و فراست این موج را بشکند و این تفكر را تقویت كند كه هر کس یك وظیفه شرعی بر گردن خود دارد و نمی‌توان با این تفسیرها و توجیهات، دست از وظایف شرعى برداشت، بلکه باید از آن تجربهٔ تاریخی سود برد و مراقب بود فریب‌کاران عرصه را در دست نگیرند. امام (رحمه الله) هم به خوبى پیش‌بینى مى‌كرد كه چنین عناصر فرصت‌طلبى وجود دارند و تلاش‌ خواهند كرد تا از خون شهدا به نفع خود بهره‌بردارى كنند، اما این امر را مانع از عمل به تکلیف شرعی خود نمی‌دانست. او باور داشت روحانیت ‌باید بسیار فعال وارد میدان شود و مبانى فكرى اسلامى را برای مردم روشن سازد تا افكار اسلامى چنان در میان مردم تقویت شود كه دیگر جایى براى سوءاستفاده غربزده‌ها باقى نماند. مبارزه با این تفكر ناامیدانه‌ كه در مورد فعالیت‌هاى سیاسى بر روحانیت و بر متدینین
﴿ صفحه 210 ﴾
حاكم بود، یكى از مهم‌ترین كارهایى است که امام(رحمه الله) انجام داد، ولی متأسفانه قدر آن کمتر شناخته مى‌شود. البته با یاری خداوند، شرایطى پیش آمد كه مردم نسبت به دین خود احساس خطر کردند و سکوت را روا ندانستند؛ به تدریج نیز آن تفکر ناامیدکننده رنگ باخت و اكثر روحانیون، و به خصوص مراجع بزرگ، حركت امام را تأیید كردند.
نکتهٔ قابل توجه دیگر آن‌که، ابزاری به نام مطبوعات در دست غربزدگان دوران مشروطیت قرار داشت که توانستند از آن طریق، ذهنیت مردم را نسبت به اصل مشروطیت تغییر دهند. از این‌رو، بررسی زمینه و پشتوانهٔ فکری آن روزنامه‌هاى كثیرالانتشارى كه در دسترس مردم قرار مى‌گرفت، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ چراکه، در نهایت همان مطبوعات بودند که حكومت پهلوى را نیز تقویت كردند و این حكومت استبدادى را كه در بعضى مراحل از حكومت استبدادى قاجار هم سختگیرتر و بى‌رحم‌تر بود، مشروطه خواندند. بدیهی است که اگر در زمان مشروطیت، روحانیت توانسته بود مطبوعات یا حداقل بخشى از آن را در دست گیرد، به این آسانی، مسیر مشروطیت منحرف نمى‌شد و اسلام كنار زده نمى‌شد. عملاً كار مطبوعات در دست كسانى افتاد كه تفكرات غربى داشتند و با اسلام سر و كارى نداشتند و اگر هم از آنان بویی از اعتقاد دینى به مشام می‌رسید، اعتقاد بر اساس یك دین سكولار بود؛ یعنی دینى كه فقط مربوط به مسایل شخصى بود و كارى به مسایل سیاسى و اجتماعى نداشت.
برخلاف نظر بالا، که انحراف در مشروطه را عاملی بازدارنده نسبت به وقوع انقلاب اسلامی تصوّر می‌کند، برخی بر این گمانند که نهضت مشروطه، آغاز حرکتی بود که نتیجه و پیامد نهایی آن، انقلاب اسلامی بود، حال، از نظر شما، این نهضت چه نقشی در قبالِ پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟ شما کدام نظر را تأیید می‌کنید؟ این مسأله را با دوستان خود نیز مطرح سازید.
﴿ صفحه 211 ﴾
5. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. نهضت مشروطهٔ ایران، از جمله حرکت‌های اجتماعی است که دارای آثار و پیامدهای بعدی بوده و توانسته است در حرکت‌های اجتماعی بعد از خود نقش ایفا کند، هرچند که این نقش ممکن است نقشی بازدارنده باشد.
2. قیام تحریم تنباكو، مقاومت در برابر امتیازات و قراردادهای استعماری، نارسایی‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، و فزون‌طلبی‌ها و ستمكاری‌های دولتمردان قاجار موجب قیام روحانیت و ملّت، و درخواست تأسیس عدالتخانه برای جلوگیری از بیدادگری‌های حكومت علیه مردم گردید.
3. جریانات مختلفی در دوران مشروطیت شکل گرفتند که، علی‌رغم اشتراک آنان در ضرورت وجود آزادی در جامعه، اختلافات اساسی در کیفیت آن داشتند؛ غربزدگان به دنبال دموکراتیزه کردن ایران و رنگ غربی دادن به آن بودند، تودهٔ مردم که از ظلم و ستم و استبداد درباریان خودکامه و مستبد به تنگ آمده بودند، به دنبال رهایی از این وضعیت می‌گشتند و گروه دیگر، افراد آگاه و دوراندیشی بودند که نسبت به توطئهٔ عناصر خودفروخته حساسیت نشان دادند و در راه روشن کردن مردم و هدایت آن‌ها حاضر شدند حتی جانشان را فدا کنند.
4. واژهٔ «مشروطه» صفتی است که موصوف آن حذف شده است؛ لذا در ابتدا صفت برای سلطنت تلقی می‌شد، لیکن پس از مدتی اختلافی در این زمینه به وجود آمد. روحانیون و علما مراد از مشروطه را مشروط بودن به احکام اسلام می‌دانستند، اما غرب‌زدگان مراد از مشروطه را مشروط به رأی و خواست مردم می‌پنداشتند.
5. انحراف در نهضت مشروطه، از یک نظر، نقش بازدارنده‌ای در قبال شکل‌گیری انقلاب اسلامی داشته است، زیرا بعد از انحرافاتی که در جریان مشروطیت رخ داد، یک
﴿ صفحه 212 ﴾
حالت دلسردی و ناامیدی در میان روحانیت و حتی علمای بزرگ به وجود آمد و این نتیجه سلبى گرفته شد که دیگر حركتى مقدس‌تر، روشن‌تر و قوى‌تر از نهضت مشروطیتى كه به دست شخصیت‌ها و مراجع بزرگ آن زمان به وجود آمد، صورت نمی‌گیرد. نتیجهٔ آن حرکت آن شد که امثال شیخ فضل‌الله‌ها بر دار رفتند و افرادی همچون تقی‌زاده‌ها مسیر را منحرف كردند. همچنین همین مطبوعاتی که در دوران مشروطه شکل گرفتند، به عنوان ابزاری در دست حاکمان وقت، مانع از تقویت جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی می‌شدند.
6. حکومت دیکتاتوری رضاخان، که یکی از پیامدهای استبدادِ پس از انحراف در نهضت مشروطه است، دارای ویژگی‌های خاصی است که نیازمند تأمل بیشتری است. به‌همین خاطر در درس بعد، برخی از ویژگی‌های آن دوران در معرض دید خوانندگان قرار خواهد گرفت.
﴿ صفحه 213 ﴾
6. پرسش
1. عوامل پیدایش نهضت مشروطه کدامند؟ توضیح دهید.
2. جریانات مختلف دوران مشروطه در قبال مسألهٔ «آزادی»، چه رویکردهایی داشتند و در نهایت کدام جریان زمام امور را در دست گرفت؟
3. نقش شیخ فضل‌الله نوری را در جریان مشروطه تبیین نمایید.
4. مراد از «مشروطه» چیست؟ در طول نهضت مشروطه چه سوء استفاده‌هایی از این واژه شد؟
5. نقش بازدارندهٔ انحراف در مشروطیت را در شکل‌گیری انقلاب اسلامی تبیین کنید.
7. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. ابوالحسنی (منذر)، علی، اندیشهٔ سبز، زندگی سرخ؛ زمان و زندگی شیخ فضل‌الله نوری، تهران: نشر عبرت، چ1، 1380.
2. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 1 و2، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ2، 1377.
3. عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج1، تهران: نشر گفتار، چ2، 1372.
4. مدنی، سید جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج1، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم،چ3، [بی‌تا].
5. نجفی، موسی، جریان‌شناسی و فلسفهٔ سیاسی در تاریخ معاصر ایران، مشهد: دفتر فرهنگی و امور دانشجویی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، چ1، 1379.
﴿ صفحه 215 ﴾