انقلاب اسلامی و ریشه های آن

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا

درس هشتم: آسیب‎‌شناسی انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. پیش‌فرض‌های بحث آسیب‌شناسی انقلاب را بیان کند؛
2. تقسیم‌بندی‌ای از تهدیدها متوجه نظام ارائه دهد؛
3. آسیب‌هایی که از خارج بر نظام تحمیل می‌شود را تشریح نماید؛
4. تهدیدهای درونی نظام اسلامی را تبیین نماید.
﴿ صفحه 156 ﴾
﴿ صفحه 157 ﴾
وَاحْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالأُمَمِ قَبْلَكُمْ مِنَ الْمَثُلاتِ بِسُوءِ الأَفْعَالِ وَذَمِیمِ الأَعْمَالِ، فَتَذَكَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَالشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ، وَاحْذَرُوا أَنْ تَكُونُوا أَمْثَالَهُمْ. فَإِذَا تَفَكَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَالْزَمُوا كُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ، وَزَاحَتِ الأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَمُدَّتِ الْعَافِیَةُ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ وَوَصَلَتِ الْكَرَامَةُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ، مِنَ الاِجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِ وَاللُّزُومِ لِلأُلْفَةِ وَالتَّحَاضِّ عَلَیْهَا وَالتَّوَاصِی بِهَا، وَاجْتَنِبُوا كُلَّ أَمْرٍ كَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَأَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَتَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَتَدَابُرِ النُّفُوسِ وَتَخَاذُلِ الأَیْدِی؛(71) از کیفرهایی که بر اثر کردار بد و کارهای ناپسند بر امت‌های پیشین فرود آمد خود را حفظ کنید و حالات گذشتگان را در خوبی‌ها و سختی‌ها به یاد آورید و بترسید که همانند آن‌ها باشید! پس آن‌گاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می‌کنید، عهده‌دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمت‌های فراوان را در اختیارشان قرار گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند و بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به وحدت واداشته به آن سفارش کردند.
1. مقدمه
انقلاب اسلامی ایران، با تمام دستاوردها و عظمتی که دارد، آسیب‌های جدّی‌ای را نیز در
﴿ صفحه 158 ﴾
پیش روی خود دارد که بی‌توجهی به این آسیب‌ها می‌تواند تمام آن دستاوردها را بر باد دهد. اصولا‍ً هر حرکت اجتماعی که ابعاد وسیع‌تری دارد و دستاوردهای بزرگ‌تری را به ارمغان آورده است، دشمنان بزرگ‌تری، هم در عرصهٔ داخل کشور و هم در عرصهٔ جهانی دارد. از این‌رو، پرداختن به این بحث می‌تواند زوایای مختلف نفوذ دشمنان داخلی و خارجی به نظام اسلامی را نشان دهد و سدّی در برابر نفوذ بیگانگان و اجانب ایجاد کند.
2. پیش‌فرض‌های بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی
بحث از آسیب‌شناسی هر انقلابی، مستلزم آن است که پیش‌فرض‌هایی در این زمینه پذیرفته شود و اساساً پرداختن به این بحث، بدون پذیرفتن پیش‌فرض‌های آن معنا نخواهد داشت.
اولین پیش‌فرض در این زمینه آن است که هرگاه سخن از آسیب‎شناسی انقلاب به میان می‎آید، به‌این معنا خواهد بود كه انقلاب به صورت یك موجود زندهٔ بالنده تصور شده است كه هدف مطلوبی دارد و به سوی آن هدف حركت می‎كند؛ اگر توفیق بالندگی پیدا كرد و به سمت هدف حركت كرد، انقلابی سالم است و اگر مانعی بر سر حركت آن پیدا شد و از پیشرفت آن جلوگیری به عمل آمد، این انقلاب بیمار و آفت‎زده است.
پیش‎فرض دیگر این است كه این انقلاب كه یك موجود زنده و پویای متحرك است، باید برای رسیدن به هدف مطلوب از مسیر معیّنی حرکت کند، مسیری که دارای شرایط و ضوابطی خاص است. بنابراین، اگر این ویژگی در یك انقلاب وجود داشته باشد، انقلابی سالم خواهد بود، در غیر این‌صورت آن انقلاب بیمار است و باید علایم بیماری را مورد شناسایی قرار داد و وسایل معالجهٔ آن را فراهم ساخت. اما وقتی كسی انقلاب را فقط یك پدیدهٔ طبیعی و جبری بداند كه گاهی اوقات نوساناتی را نیز به
﴿ صفحه 159 ﴾
همراه دارد، دیگر نمی‎توان انقلابی را سالم یا بیمار نامید، زیرا در این‌جا یك قانون جبری تاریخی حاكم است و از این‌رو خوب و بد یا سلامت و بیماری در مورد آن صادق نیست.
در بحث حاضر، پیش‎فرض دیگری نیز وجود دارد و آن این‌كه هدف در این‌جا آسیب‎شناسی انقلاب اسلامی است، نه هر انقلابی. از این‌رو لازم است كه ماهیت انقلاب اسلامی از قبل مشخص شده باشد و وجه ممیز آن نسبت به سایر حركت‌ها و انقلاب‌ها تبیین گردیده باشد. این امر در دروس پیشین مورد توجّه قرار گرفت و وجه ممیز انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلاب‌ها مشخص گردید.
3. انواع آسیب‌های فراروی نظام اسلامی
آسیب‌های فراروی نظام را در دو قالب می‎توان در نظر گرفت. بخشی از این آسیب‌ها و تهدیدها از داخل كشور و برخی دیگر، از خارج بر نظام تحمیل می‎شود. البته تقسیم عوامل آسیب‎رسان به عوامل داخلی و خارجی، و این معنا نخواهد بود كه دو نوع مجزا و مباین آسیب وجود دارد كه یكی به دست دشمنان خارجی و دیگری به دست عناصر داخلی به اجرا درمی‎آید؛ بلكه در هر نوع آسیبی كه متوجه نظام می‎شود، ممکن است هم عناصر داخلی و هم خارجی مشاركت داشته باشند؛ حال یا این طرح‌ها از داخل شروع و به ‎وسیلهٔ دشمنان خارجی تقویت می‎شود و یا فرمول و دستور این طرح‌ها از خارج داده می‎شود و مزدوران داخلی، آن را پیاده می‎كنند.
الف ـ تهدیدهای خارجی فراروی نظام اسلامی
این آفت‌ها را می توان به چهار گروه تقسیم كرد: تهدیدهای نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی.
﴿ صفحه 160 ﴾
1. آفات نظامی
جامعه انقلابی ممكن است از سوی بیگانگان مورد هجوم نظامی واقع شود و نظامی که در مراحل تکوین خود می‌باشد، توسّط قوّه قهریّهٔ آنان، سرنگون گردد. راه مبارزه با این امر حفظ و تقویت روحیّه فداكاری، جان‌فشانی، مقاومت و سلحشوری مردم، تعلیم شیوه و شگردهای دفاع، جنگ و فنون نظامی به آنان، و تهیّه و تحصیل ساز و برگ جنگی و آلات و ادوات نظامی است.
نعمت انقلاب اسلامی، به همان میزان كه بسیار بزرگ است، از نظر وجود دشمنان نیز كم‎نظیر می‎باشد و آشكارترین فعالیت دشمن در جهت نابودی انقلاب اسلامی، دخالت نظامی است. منابع غنی جمهوری اسلامی باعث شده است تا استكبار جهانی چشم طمع به خاك جمهوری اسلامی داشته باشد و مسلماً كه با چنین وضعیتی نمی‎توان با اتخاذ سیاست بی‎طرفی از گزند دشمن مصون ماند؛ بلكه باید با حفظ آمادگی و قدرت لازم، زمینهٔ دفاع از خود را فراهم ساخت.
2. آفات اقتصادی
جامعه انقلابی، همچنین ممكن است از طرف بیگانگان مورد محاصره اقتصادی و تجاری قرار گیرد تا اوضاع و احوال اقتصادی و مالی رو به وخامت و نابسامانی گذارد. و در نتیجه، مردم ناراضی و نسبت به نظام انقلابی بدبین شوند و اركان نظام دچار تزلزل، سستی و ضعف گردد. راه مبارزه با این امر این است كه اولاً روحیّه ایثار، صبر و قناعت را در مردم ایجاد و تحكیم كنند؛ و ثانیاً با برنامه ریزی های عالمانه، معقول، و شرعی هرچه زودتر ریشه های وابستگی اقتصادی به بیگانگان را بخشكانند و مقدّمات خودبسندگی اقتصادی را، در همه زمینه های كشاورزی، دامپروری، صنعت و تجارت فراهم آورند.
﴿ صفحه 161 ﴾
اساساً، آفات نظامی و آفات اقتصادی هم به خوبی شناخته شده اند و هم در زمینه مبارزه با آنها اطّلاعات و تجارب لازم و كافی به دست آمده است. ولی آنچه شناختن آن دشوار است و راه مبارزه با آن نیز پر از سنگلاخ ها و پیچ و خم هاست، همانا آفات اخلاقی و آفات عقیدتی است.
3. آفات اخلاقی
بیگانگان می‌كوشند تا با ترویج و اشاعه انواع و اقسام فسق و فجور، ازجمله فحشا، مشروبات الكلی و موادّ مخدّر، اخلاق و روحیّات مردم را فاسد كنند و به صورتی درآوردند كه مردم نه فقط استعداد و نشاط دفاع از كیان و موجودیّت انقلاب و نظام انقلابی خود را از كف دهند و بلكه اساساً نسبت به انقلاب و نظام انقلابی سردباور و سست‌مهر شوند و حتّی خواستار سقوط آن و ظهور نظام دیگری شوند كه به اعمال و ارضای شهوات میدان دهد. طریقه مبارزه با آفات اخلاقی، تربیت مردم بر وفق ارزش های درست اخلاقی و دینی و جلوگیری جدّی و شدید از ورود آلات و وسایل فسق و فجور و فحشا و منكرات به درون جامعه است.
4. آفات عقیدتی
بیگانگان همچنین، ممكن است سعی كنند كه یا تعالیم و احكام دینی مذهبی مردم وآرا و عقاید حقّه آنان را مورد خدشه و مناقشه قرار دهند و چنین وانمود كنند كه بطلان آن‌ها را اثبات كرده اند، و خلاصه، به نوعی حمله فكری و فرهنگی اقدام كنند، یا چنان‌كه در اغلب موارد معمول است، ظاهر آن‌ها را مورد هجوم و تعرض قرار ندهند؛ ولی چنان تفسیر و تأویل كنند كه ماهیّت آموزه ها و فرموده های دین و شریعت متحوّل و متبدّل گردد و هویّتشان دگرگون شود.
﴿ صفحه 162 ﴾
این كار دوم، یعنی تفسیر و تأویل نادرست و نابه‌جای متون دینی و مذهبی، به‌طور معمول؛ تحت عناوینی بسیار دل‌آویز و فریبنده، مانند: «تعبیر عمیق و هوشمندانه از تعالیم و احكام دینی و مذهبی»، «تكامل معرفت دینی»، «نوسازی و بازسازی فكر دینی»، «تطبیق تعالیم واحكام دین بر مقتضیات و نیازهای متغیّر زمان»، و «ساده كردن و در دسترس همگان قرار دادن دین» صورت می پذیرد، آن هم به دست كسانی كه یا مسلمان نیستند یا اگر مسلمانند به بعضی ازمكتب ها و مسلك های غیر اسلامی دل باخته اند. این كارها به تدریج، و بدون این‌كه بسیاری از مردم بویی ببرند، موجب فساد عقیدتی جامعه می شود؛ و این فساد، بی‌شكّ، مفاسد دیگری را در پی خواهد داشت.
از آن‌جاكه آثار و نتایج فساد عقیدتی به زودی ظاهر نمی شود و برای احساس و لمس آن حدّی از رشد فكری و عقلانی و روحی و معنوی ضرورت دارد، كه بسیاری از افراد جامعه فاقد آنند، غالب مردم آفات عقیدتی را «آفات» و خطرخیز و هلاكت‌بار نمی دانند؛ و این خود بر خطرخیز و هلاكت‌بار بودن آفات عقیدتی می افزاید. از این‌رو، بر همه كسانی كه به اهمیّت و خطر این آفات وقوف یافته اند و در اندیشه اصلاح جامعه ، حفظ انقلاب و نظام انقلابی اند، فرض است كه راه و رسم های مبارزه با آن‌ها را نیك بیاموزند و با جدّیّت تمام به كار گیرند و نگذارند كه دین و مذهب مسخ و نسخ شود و معجون هایی كه از خلط و مزج بینش ها و ارزش های اسلامی، غیر اسلامی و ضدّ اسلامی فراهم آمده است، به عنوان داروی شفابخش همهٔ دردها و رنج های مسلمین عرضه و ترویج شود.
از نظر شما شناخت کدام‌یک از آفات نظامی، اخلاقی یا عقیدتی آسان‌تر است؟ از میان این آفات چهارگانه، کدام‌یک دچار پیچ و خم‌های بیش‌تری است و مبارزه با آن‌ها، همراه با شدائد بسیار است؟ آیا می‌توانید با همفکری و تعامل با دوستان خود،‌ راه‌هایی برای مقابله با هر یک از این آفات نشان دهید؟
﴿ صفحه 163 ﴾
ب ـ تهدیدهای درونی فراروی نظام اسلامی
گاهی دشمن، از طریقی غیر از دخالت نظامی وارد می‎شود و با نفوذ دادن افراد وابسته به خود تلاش خواهد كرد تا نظام اسلامی را از درون متلاشی کند. وضعیت كنونی جهان به‎گونه‎ای است كه هیچ دشمن خارجی بدون وجود هوادار و مزدور داخلی نمی‎تواند در درون یك نظام نفوذ كند و آن نظام را سرنگون سازد. مهم‌ترین آسیب‌هایی که از ناحیهٔ عوامل داخلی متوجه نظام اسلامی می‌شود، عبارتند از:
1. جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون
آفت‌هایی كه در درون جامعه اسلامی و در میان خود انقلابیون مسلمان به وجود می‎آید، می‎تواند دو منشأ داشته باشد: 1. جهل نسبت به حقایق اسلام و معارف اسلامی؛ 2. ضعف ایمان. كسانی وجود دارند كه علی‎رغم این‌كه مسلمان بوده، ایمان نیز آورده‎اند، لیكن شرایط اجتماعی زندگی آنان به‎گونه‎ای نبوده است كه به حقیقت معارف اسلامی پی ببرند. اینان به جهت معلومات اندك نسبت به حقیقت اسلام، باعث ایجاد یكی از كانون‌های خطر در بین خود مؤمنان می‌گردند.
امّا خطر جدی‎تر این است كه در بین مؤمنان، ضعف ایمان پدیدار گردد. افرادی وجود دارند كه علی‎رغم آشنایی كامل با معارف اسلامی، از تصمیم جدی و عزم راسخ برای عمل به آن‌ها برخوردار نیستند و از هوا و هوس‌های خود پیروی می‎كنند. چنین افرادی ممكن است كه در واقع، خدا، پیامبر، دین و احكام شرع را قبول داشته باشند، امّا از مقاومت در برابر هوای نفس، ناتوان باشند. البتّه هنگامی كه شخص، در عمل، از خود ناتوانی نشان داد و هوا و هوس بر او چیره گردید، ناخود آگاه ذهن و فكر او نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت:
﴿ صفحه 164 ﴾
إِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَأَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیْهَا كِتَابُ الله؛(72) همانا آغاز پدید آمدن فتنه‎ها، هواپرستی، و بدعت‎گذاری در احكام آسمانی است، نوآوری‌هایی كه قرآن با آن مخالف است.
بر اساس این فرمایش نورانی از حضرت علی(علیه السلام)، یكی از دو منشأ پیدایش خطراتی كه از درون، جامعهٔ اسلامی را تهدید می‎كند، پیروی از هوا و هوس و دنبال كردن خواهش‌های نفسانی می‎باشد.
پیروی از خواسته‎های نفسانی ممكن است از سوی افرادی صورت پذیرد كه علم به مخالفت این اعمال با دستورات اسلام دارند. گاهی عامل بیرونی، به تشدید و تهییج خواهش‌های نفسانی كمك می‎كند و در نتیجه باعث می‎شود تا جوانان به طور غیر طبیعی به هیجان درآیند و غیر جوانان نیز فریفتهٔ زرق و برق‌های برخی از كشورها شوند. در این‌جا با دیدن مناظر دلربا و مشاهدهٔ شب‎نشینی‎ها، مجالس عیش و نوش و اموری از این قبیل، فرد مسلمان انقلابی نیز ممكن است حلال و حرام خدا را فراموش كرده، از هوای نفس خود پیروی نماید. هنگامی این خطر تشدید می‎گردد كه محدودهٔ آن، افراد زیادی از جامعه را در بر بگیرد، در این صورت، خطر جدی و جلوگیری از آن بسیار مشكل خواهد بود.
البته این سخن به‌آن معنا نیست كه این افراد تبدیل به یك عده انسان‌های كافر، منافق و یا ضد انقلاب گردیده‎اند؛ زیرا چه‌بسا همین افراد حاضر باشند برای انقلاب فداكاری کنند و حتی برای جهاد حاضر باشند از نظام اسلامی و ناموس و شرف خود دفاع كنند. تنها چیزی كه اینان در آن ضعف دارند این است كه در شرایط عادی به دنبال ارضای خواسته‎های نفسانی خویش هستند، هرچند از راه‌های غیر مشروع باشد.
نكته‎ای كه باید بار دیگر مورد توجّه قرار گیرد، این است كه این گونه افراد تا زمانی
﴿ صفحه 165 ﴾
كه اصل اعتقادات خود را حفظ كرده‌اند، راه آسان برای معالجهٔ خود در اختیار خواهند داشت، امّا چنانچه این گرایش‌ها، ناخودآگاه، در فكر و ذهن آنان اثر گذارد، به سختی می‎توان راه علاجی برای آن یافت.
2. تهاجم فرهنگی
برخی دیگر از گروه‌های معارض، همان گروه‌های نفاق هستند كه در این نظام نقش مخالف را ایفا می‎كنند؛ لیكن مخالفت خود را بروز نمی‎دهند. اینان تلاش می‎كنند از طریق مغالطه و ایجاد شبهه در اذهان، باورها و ارزش‌های انحرافی را در جامعه جا اندازند و از این طریق، به اهداف خود دست یابند.
این دستهٔ اخیر كه دشمنان اسلام به آن‌ها دل خوش نموده‎اند، تلاش می‎كنند تا جامعه را از درون تخریب نمایند و عمدتاً از طریق هجوم فرهنگی به اهداف شوم خود نایل آیند. یكی از برنامه‎های مهم دشمنان اسلام در جهت تضعیف باورها و ارزش‌ها این است كه با نفوذ در دستگاه سیاست‎گذاری كشور، كسانی را سر كار آورند كه اعتقادات و مبانی فكری و ارزشی آن‌ها تا حدودی از امام فاصله گرفته باشد و تحت تأثیر فرهنگ و ارزش‌ها و افكار غربی باشند. خطر این دسته از افراد به قدری گسترده است كه بزرگ‌ترین تهدید علیه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‎رود. خطراتی همچون آفات نظامی، اقتصادی و سیاسی ممكن است شاخ و برگ‌های انقلاب را بزند یا موجب كم‎بار شدن آن شود، اما آفت فرهنگی، آفتی است كه تیشه به ریشهٔ انقلاب می‌زند و درخت اسلام را می‎خشكاند.
دشمنان فرهنگ دینی مردم، می‎كوشند تا در حوزهٔ باورها، نگرش جامعه را دربارهٔ خدا، هستی وانسان تغییر دهند.در این صورت آنان می‌توانند در ذهن نسل جوان و نیز كسانی كه ارتباط قلبی و معنوی با عالم ماورای ماده برقرار نساخته‎اند، تأثیر بگذارند. بحث قرائت‌های
﴿ صفحه 166 ﴾
مختلف از دین و نیز طرح نظریهٔ عدم ثبات معرفت دینی از مباحثی است كه در راستای تضعیف باورها صورت گرفته است. دومین میدان ستیز با فرهنگ دین، عرصهٔ ارزش‌هاست. در این راستا بحث اعتباری بودن ارزش‌ها را مطرح می‎سازند تا پوزیتویسم اخلاقی در جامعه جا افتد و ارزش‌های ثابت و اصیل، رنگ ببازد. بحث تساهل و تسامح نیز در جایی مطرح می‎شود كه ارزش‌ها و گرایش‌ها تابع عوامل روانی و اجتماعی و پیرو خواست و میل انسان تلقی شود. در این صورت حقیقت ثابتی را نمی‎توان ثابت كرد. این‌گونه مباحث نیز از نظر اسلام مطرود است و تنها ارمغانی كه به همراه خواهد آورد، از میان رفتن غیرت دینی مسلمانان و تضعیف مبانی دینی خواهد بود. نتیجهٔ مباحث مذكور آن خواهد شد كه اصرار ورزیدن بر سر باورها و ارزش‌ها كاری ناصواب و بی‎نتیجه است و در این زمینه، هیچ راهی جز گفت‌وگو و مدارا با مخالفان و دشمنان وجود ندارد و از این‌رو نهضت‌های مبتنی بر باورها و ارزش‌های معیّن، مانند انقلاب اسلامی، به خطا رفته‎اند.
در كنار سست كردن باورهای دینی و ارزش‌ها، استعمارگران می‎كوشند تا از میزان پایبندی مردم به اعمال شرعی بكاهند و رفتار و كردار مردم را تابع خواهش‌های نفسانی خویش نمایند. به این ترتیب دشمنان اسلام درصددند تا هر سه حوزهٔ فرهنگ را این‌چنین تحت تأثیر خود قرار دهند و انحرافاتی در آنها ایجاد كنند.
برخی از تهاجم‌های فرهنگی، شگردهایی است كه مغرضین در خصوص انقلاب اسلامی به كار می‎برند؛ به عنوان نمونه، برخی در تلاشند تا نقش امام خمینی(رحمه الله) را در نهضت كم‎رنگ نشان دهند، از این‌رو، ریشهٔ این انقلاب را در نهضت ملی شدن صنعت نفت و حركت «جبههٔ ملی» به رهبری دكتر محمد مصدق خلاصه نموده، این نهضت را نهضتی ملی، و نه اسلامی، قلمداد می‎كنند. چنین برداشتی از این انقلاب، در راستای تحریف آرمان‌های نهضت امام خمینی(رحمه الله) صورت می‎گیرد. نادیده گرفتن انگیزه‎های دینی در
﴿ صفحه 167 ﴾
نهضت، مقدمه‎ای برای طرح شعار «ایران برای ایرانیان» و نادیده گرفتن مرزبندی میان مسلمان و غیر مسلمان است و همین امر زمینه را برای میدان یافتن فرقه‎ها و مسلك‌های ضاله و احزاب و گروه‌های دین‎ستیز فراهم خواهد ساخت.
ترویج تفكر جدایی دین از سیاست، انكار ولایت فقیه و تشکیک در اعتبار الهی و تلاش برای تضعیف جایگاه قانونی آن، سه عنصر فرهنگی به شمار می‎روند كه دشمنان انقلاب اسلامی درصددند به آن‌ها لباس عمل پوشانده، به این ترتیب فرهنگ پویای شیعه را مورد تاخت و تاز قرار دهند و از این طریق به نظام جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد سازند.
آنچنان‌که در بحث «تهاجم فرهنگی» مشخص گردید، ابعادی از این تهاجم، ریشه در عوامل بیرونی و ابعادی از آن ریشه در عوامل درونی دارد. آیا می‌توانید برای شناخت آسیب‌هایی که در این زمینه، از خارج بر نظام تحمیل می‌شود و آسیب‌هایی که ناشی از عوامل درونی است، مرزی را مشخص نمایید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، مرزها را مشخص سازید و اگر پاسخ شما منفی است، علّت را در چه می‌دانید؟
3. غرور و رخوت در میان انقلابیون
برخی ممكن است با به دست آوردن پیروزی دچار غرور گشته، كار را تمام شده بپندارند. از جهت روانی، این امر زمینه را برای ایجاد ركود و رخوت در میان انقلابیون فراهم می‎سازد و نیروهای انقلابی را به افرادی رفاه‎طلب و دنیاگرایی تبدیل می‎كند كه دیگر نسبت به توطئه‎های فراروی نظام توجهی نخواهند داشت.
در این صورت، انقلابیون از هر تلاش و كوششی برای پیشرفت دست برمی‎دارند. البته تا حدی باید به آنان نیز این حق را داد كه پس از تحمل آن شداید و مصیبت‌های فراوان،
﴿ صفحه 168 ﴾
برای مدتی، در رفاه و آسایش به سر برند. ولی در عین حال این رفاه و آسایش را نباید به عنوان پایان كار تلقی كرد و از فعالیت و كوشش دست كشید.
باید، به طور دایم، توجه داشت كه ممكن است هر لحظه توطئه‎ای این انقلاب را تهدید كند. بنابراین نمی‎توان دست از فعالیت برداشت. علاوه بر این، از نظر روانی نیز باید با حالت رخوت و ركود، مبارزه‎ای مستمر داشت و هیچ‌گاه انسان نباید خود را راحت احساس كند و تصور نماید كه كار تمام شده است. دشمنان انقلاب نیز درصددند تا به هر طریق ممكن، مردم را در خواب فرو برند تا به اهداف خود دست یابند.
با توجه داشتن به این مطلب می‎توان با حالت رخوت و ركود به مبارزه برخاست. باید همهٔ ما به خود تلقین كنیم و به دیگران بفهمانیم كه انسان، در این جهان، هیچ‎گاه برای راحتی و آسودگی خلق نشده است و هیچ مرحله‎ای از مبارزات را نباید تمام شده تلقی كرد، چرا كه ممكن است با از بین رفتن یك دشمن، دشمنان دیگری به وجود آمده باشند و یا در آینده به وجود آیند. در جامعهٔ خود نیز شاهد بودیم كه هنوز یك مبارزهٔ همگانی پایان نیافته بود كه شیاطین دیگری، با شكل دیگر، در جامعه پدید آمدند و مشكلاتی را برای نظام به وجود آوردند. بنابراین، مجاهده و مبارزهٔ مسلمین باید همواره در حال تحرك و پیشرفت باشد و هیچ‎گاه نباید كار را تمام شده تلقی كرد. مبارزهٔ هر یك از اقشار جامعه، در شرایط فعلی متفاوت است و موقعیت خاص هر فرد، تكلیف خاصی را بر گردن او می‎نهد.
4. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام
در کنار آسیب‌های فراروی نظام اسلامی، باید به آسیب‌های داخلی ناشی از ضعف نهادها و ارگان‌های نظام نیز توجه داشت. هرگونه آسیبی كه بر نظام وارد می‎شود، ممكن است از سوی نهادها و ارگان‌های مختلفی باشد كه بخشی از نظام اسلامی را در بر گرفته‎اند. این
﴿ صفحه 169 ﴾
آسیب‌ها ممكن است ناشی از ضعف نهاد اقتصادی كشور، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد ازدواج، نهاد امنیتی، نهاد فرهنگی و نهادهای مهم دیگر كشور باشد.
خطراتی كه از ناحیهٔ مسؤولین نهادهای نظام متوجه انقلاب می‎شود به دو دسته تقسیم می‌شود: الف ـ گاهی این‌گونه ضعف‌ها ناشی از جهل، غفلت، ناآگاهی، كم‌تجربگی مدیران و اموری از این قبیل است كه در این صورت باید پس از گذشت چند دهه از انقلاب، این‎گونه ضعف‌ها به حداقل ممكن رسیده باشد. ب ـ ولی گاهی كمبودها، آسیب‌ها و خطراتی كه جامعه را تهدید می‎كند، ناآگاهانه و از روی قصور و نارسایی نیست؛ بلكه تعمدی در كار است تا در نهادهای اجتماعی اختلالی ایجاد شود. در این صورت است كه فساد در درون جامعه خواهد جوشید و به قسمت‌های دیگر سرایت پیدا خواهد كرد.
عمده تهدیدهایی که از ناحیهٔ نهادهای خود نظام متوجه نظام اسلامی می‌گردند به طور مختصر در ذیل می‌آید:
4 ـ 1. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد اقتصادی
بخشی از نهاد اقتصادی، مربوط به معادن، بخشی دیگر مربوط به كشاورزی، بخشی مربوط به صنایع و بخشی نیز مربوط به تجارت و بازرگانی می‎شود. هدف تمام این بخش‌ها تأمین معیشت مردم است. اگر نظامی بتواند اعتدالی در این سازمان‌ها به وجود آورد و عملكرد مطلوبی را ارایه دهد، مردم از این نظام رضایت خواهند داشت و حاضر خواهند شد تا برای دوام آن سختی‌ها و مرارت‌ها را نیز تحمل كنند. اما اگر مجموع دستگاه اقتصادی كشور نتواند نیازمندی مادی مردم را تأمین كند و روز به روز، گرانی، تورم، بیكاری و سایر مظاهر بی‎اعتدالی در نظام اقتصادی افزایش یابد، طبعاً مردم از این نظام ناراضی خواهند شد، زیرا اولین نیازی كه هر جامعه‎ یا انسانی احساس می‎كند، نیازهای مادی است. در صورت عدم
﴿ صفحه 170 ﴾
تأمین این نیازها و در نتیجه، ایجاد نارضایتی در میان مردم، دولت شكننده شده و به اصل نظام ضربه وارد خواهد شد. بنابراین، یكی از نقطه‎های آسیب‎پذیر جامعه، نهاد اقتصادی است.
4 ـ 2. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد تعلیم و تربیت
متصدیان نهاد آموزش و پرورش باید زمینه‎ای را فراهم سازند تا افراد جامعه بتوانند از شرایط مساوی برای تحصیل و ترقیات علمی و فنی بهره گیرند. در صورتی كه دستگاه‌های متصدی آموزش و پرورش یك كشور، این شرایط را برای مردم فراهم كنند تا هر كس از هر قشری، اعم از فقیر یا غنی و روستایی یا شهری، بتواند از آموزش‌های مورد نیاز خود استفاده كند، پایه‌های آن نظام مستحكم‌ خواهد گردید.
نباید شرایط به‎گونه‎ای باشد كه تحصیلات عالیه، تنها در اختیار افراد متمول درآید. اعطای هرگونه امتیاز به افراد برای راه‎یابی به مقاطع مختلف تحصیلی، باید بر اساس شایستگی و استعداد افراد، و نه بر اساس میزان ثروت یا داشتن روابط بهتر با مسؤولین باشد. حاصل آن‌كه، نهاد آموزش و پرورش نیز نهادی است كه باید، همواره در حال اعتدال و عملكرد آن مورد رضایت جامعه باشد. در صورتی كه این نهاد دچار آسیب شود، نارضایتی مردم را در پی خواهد داشت و در نتیجه، زمینهٔ سست شدن پایه‎های نظام فراهم خواهد شد.
4 ـ 3. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد ازدواج
نهاد ازدواج، یكی دیگر از نهادهای جامعه است. برخی از جوامع، به حق، به این نهاد، به عنوان یك نهاد مستقل نظر كرده‎اند. در صورتی كه در جامعه‎ای شرایط تأمین نیازهای جنسی و تشكیل خانواده، به صورت مطلوب و معقول، برای همه فراهم گردد و دولت بتواند این شرایط را برای قشرهای مختلف تأمین نماید و تسهیلاتی برای ازدواج و تشكیل
﴿ صفحه 171 ﴾
خانواده در اختیار جوانان قرار دهد، طبعاً مردم از این جهت، از نظام راضی خواهند بود و از دولت پشتیبانی خواهند كرد.
اما در صورتی كه دولت در این جهت موفق نباشد و روز به روز، بر مشكلات خانوادگی، از تشكیل خانواده گرفته تا تربیت فرزندان و شرایط داخل خانواده و ارتباط خانواده با محیط خارج، افزوده گردد، این نهاد دچار اختلال خواهد شد و خانواده‎ای كه باید كانون صفا، مهر، محبت، صمیمیت و آرامش باشد، جای خود را به محیطی متشنج خواهد داد.
حاصل آن‌كه دولت موظف است، برای تأمین آسایش و آرامش افراد، زمینه‎ای را فراهم سازد كه در آن، تشكیل خانواده به سهولت انجام گیرد و مشكلی در مسیر زندگی خانوادگی افراد به وجود نیاید. در این صورت است كه این نهاد، به خوبی، نیازهای انسان‌ها را برآورده می‎سازد و موجبات رضایت مردم را فراهم می‎كند.
4 ـ 4. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد امنیتی
نهاد امنیتی در هر كشور، حداقل به دو بخش قابل تقسیم است؛ یك بخش مربوط به تأمین امنیت داخلی است، كه معمولاً در نوع كشورها در اختیار وزارت كشور قرار می‎گیرد. بخش دیگر مربوط به تأمین امنیت خارجی است كه در اختیار وزارت جنگ یا وزارت دفاع قرار می‎گیرد. نیروهای نظامی و انتظامی كشور، ضامن تأمین امنیت داخلی و خارجی جامعه هستند.
در صورتی كه یك نظام بتواند امنیت داخلی خود را حفظ كند و جان، مال و ناموس مردم را از معرض خطر برهاند و همچنین بتواند امنیت خارجی خود را حفظ كند و مرزهای كشور را ایمن نگه دارد، به طوری كه دشمنان خارجی جرأت تجاوز به مرزهای كشور اسلامی را پیدا نكنند، زمینهٔ رضایت مردم فراهم خواهد شد. اما اگر ناامنی در جامعه رواج پیدا كند و روز به روز، مردم احساس ناامنی كنند، به طوری كه حتی در شهر، خانه،
﴿ صفحه 172 ﴾
مجامع دانشگاهی و اماكن دیگر احساس امنیت نكنند، به تدریج، نارضایتی در میان مردم شیوع پیدا می‎كند و پایه‎های نظام سست می‎گردد.
4 ـ 5. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد فرهنگی
نهاد فرهنگی، یكی دیگر از نهادهای مهم در هر جامعه‎ای است. اساس فرهنگ دو مقوله است: باورها و ارزش‌های جامعه. بنابراین، مراد از نهاد فرهنگی، نهادی است كه باورها و ارزش‌های جامعه را سامان می‎بخشد. به عبارت دیگر، وظیفهٔ این نهاد این است كه زمینه‎ای را فراهم سازد تا مردم جامعه به عقاید صحیح معتقد باشند و ارزش‌های الهی و متعالی را محترم شمارند و به آن‌ها پایبند باشند.
اگر رژیمی بتواند باورهای صحیح را در جامعه رواج دهد تا مردم از اعتقادات صحیح برخوردار شوند و یا اعتقادات صحیح آن‌ها تقویت گردد و نیز دلبستگی آنان به ارزش‌های معتبر افزایش یابد، در این صورت به وظیفهٔ خود، به خوبی، جامهٔ عمل پوشانده است. در صورت برخوردار شدن مردم از ریشه‎های فرهنگی بسیار قوی، كسی نخواهد توانست كه به درخت فرهنگ آنان آسیب رساند و ریشهٔ آن را قطع كند حتی اگر این ریشه‎ها، برگ و باری هم نداشته باشد؛ ولی آنچنان مستحكم است كه اگر كسی بخواهد آن ریشه‎ها را قطع كند، ریشهٔ خودش قطع خواهد شد.
5. اختلاف درونی
برخی از آسیب های فراروی نظام جمهوری اسلامی، آسیب‌هایی هستند كه هم از ناحیهٔ داخل وهم ازناحیهٔ خارج متوجه نظام می‎گردند.عوامل داخلی و نیز عوامل خارجی می‎توانند در ایجاد این‎گونه ­آسیب‌ها مؤثر باشند و گاهی هر دو عامل در كنار یكدیگر قرار گرفته، آسیبی را
﴿ صفحه 173 ﴾
متوجه نظام می‎سازند. اختلاف و دشمنی میان اقشار و گروه‌های مختلف جامعه یكی از آسیب‌هایی است كه عوامل داخلی و خارجی می‎توانند در ایجاد آن مؤثر باشند.
اختلاف میان گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه، گاهی از عواملی كاملاً درونی و بر اساس ملاك های غیر قابل قبول از نظر اسلام، نظیر اختلافات قومی، نژادی و حتی مذهبی، سرچشمه می گیرد. مسلم است كه زمینهٔ این‎گونه اختلافات، در جامعه‎ای كه مركب از نژادهای مختلف و گویش های متفاوت است، وجود خواهد داشت. تفاوت مناطق جغرافیایی، اختلاف آداب و رسوم محلی، و حتی مذهبی، و عوامل داخلی دیگر موجب پیدایش اختلاف در جامعه خواهد شد. دشمنان یك نظام تلاش خواهند كرد تا برای متلاشی كردن و تضعیف جامعه، از این زمینه ها بهره برده، به اختلافات دامن زنند و آن‌ها را تشدید كنند.
اختلاف میان گروه‌های مختلف جامعه، سبب خواهد شد تا نیروهای جامعه در اثر اصطکاک، تحلیل رفته قدرت پیشرفت را از دست بدهند. تردیدی نیست كه با رو در رو قرار گرفتن دو عامل متضاد، نیروهای زیادی صرف خواهد شد تا عامل مقابل تضعیف گردد. در صورتی كه یكی از دو طرف، قوی تر از دیگری باشد، به پیشرفت محدودی نایل می‌شود، لیكن در صورت برابر بودن قدرت آنها، هر دو طرف از فعالیت و پیشرفت بازمی مانند. دشمنان جامعهٔ اسلامی نیز با استفاده از اختلافاتی كه در درون یك جامعه وجود دارد، سعی می كنند كه این اختلافات را تشدید كنند تا منجر به دشمنی و تخاصم گردد و قدرت و توانایی دو طرف، در رویارویی با یكدیگر مصرف شود و زمینهٔ بازماندن آنها از ترقی، تكامل و پیشرفت فراهم گردد.
سیاست «اختلاف بینداز و حكومت كن» سیاستی است كه سابقه‌ای دیرین در طول تاریخ دارد و علاوه بر فرعون،(73) كه سیاست‌های خود را با ایجاد اختلاف در جامعه به‌پیش
﴿ صفحه 174 ﴾
می‎برد، كسان دیگری نیز از این سیاست بهره می‎بردند و باعث ایجاد اختلاف در جوامع می‎شدند. از همان زمان كه حكومت اسلامی به دست مبارك پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) تشكیل گردید، آن حضرت از این آفت در جامعهٔ خود رنج می‎برد و دشمنان خارجی آن حضرت نیز تلاش می‎كردند تا این اختلافات داخلی را تشدید كنند. البته عرب قبل از ظهور پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نیز از این اختلافات بسیار آسیب دیده بود و جنگ های داخلی طوایف و عشایر عرب با یكدیگر مسألهٔ شایعی بود.
از همان آغاز ظهور اسلام و تشكیل جامعهٔ اسلامی، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) تلاش بسیاری برای برطرف ساختن این اختلافات و برقراری دوستی و محبت میان طوایف مختلف صورت دادند و رسماً بین طوایف مختلف اهل مدینه و مهاجرین، عقد اخوت منعقد ساختند. بر اساس این عقد اخوت، اموال موجود، میان تمام افراد، اعم از غنی و فقیر، تقسیم می‎گردید. این رابطه تا آن حد پیش رفت كه هرگاه یكی از آنان در آستانهٔ مرگ بود، وصیت می كرد كه اموال او را در اختیار دیگری قرار دهند. این رابطهٔ عاطفی و برادارانه، روح همكاری را در میان مسلمانان تقویت كرد و سبب گردید تا آن دشمنی ها و كدورت ها، كه از دیرباز بین مردم ایجاد شده بود، رخت بربندد.(74)
6. جنون ثروت، مقام و شهوت
آنان كه در پی اجابت خواهش‌های نفس خویشند، یا به دنبال مال و ثروت حرام خواهند رفت و به اختلاس از اموال بیت المال، رشوه‎خواری و اموری از این قبیل متوسل خواهند شد و یا به دنبال پست و مقام خواهند رفت و از این طریق غریزهٔ قدرت‎طلبی خود را اشباع می‎كنند. برای عده‎ای از افراد رسیدن به پست و مقام از در اختیار داشتن ثروت اهمیت
﴿ صفحه 175 ﴾
بیشتری دارد. انگیزهٔ افراد متوسط جامعه از تلاش برای كسب پست و مقام این است كه در سایهٔ كسب چنین قدرتی، به ثروتی نیز دست یابند. ولی عده‎ای نیز وجود دارند كه علی‎رغم در اختیار داشتن ثروت فراوان، مبالغ كلانی را هزینه می‎نمایند تا به پست و مقامی دست یابند. مقام برای چنین افرادی در حكم یك بت است كه حاضرند برای رسیدن به آن از هر راهی كه ممكن است، بهره گیرند.
جنون ثروت، مقام و شهوت، سبب می‎شود تا انسان به دنبال راه‌های نامشروع حركت كند. تا زمانی كه این مسأله در میان افراد مطرح باشد، زیان آن متوجه آن فرد و اطرافیان او خواهد شد، امّا زمانی كه به صورت یك پدیدهٔ اجتماعی درآید، تبدیل به فتنه و بلایی خواهد شد كه به آسانی نمی‎توان آن را علاج كرد.
7. ترور و خشونت
برخی از گروه‌های درونی مخالف انقلاب اسلامی، با صراحت با اساس فكر انقلابی به مخالفت می‎ورزند؛ از این دسته از افراد، برخی تنها به سخن اكتفا می‎كنند، لیكن برخی دیگر، برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، دست به ترور و خشونت نیز می‎زنند. البته این گروه‌ها در جامعهٔ اسلامی رو به ضعف نهاده، موقعیت چندانی در داخل ایران ندارند، از این‌رو تمام امید خود را به بیگانگان دوخته‎اند.
با توجه به آسیب‌هایی که در این درس بیان گردید، تلاش کنید با مرور تاریخ انقلاب اسلامی، مصادیقی را بیابید که در آن‌ها، این آسیب‌ها خود را نشان داده است. نتیجهٔ این آفات و آسیب‌ها را در ممانعت از رشد سریع انقلاب نشان دهید. به نظر شما، اگر نظام جمهوری اسلامی از این آفات به دور بود، هم اینک در چه وضعیتی به سر می‌برد؟
﴿ صفحه 176 ﴾
4. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. هر انقلابی که دستاوردهای بزرگی را به همراه دارد، می‌تواند آسیب‌های جدی‌ای را نیز در برابر خود داشته باشد. بنابراین پرداختن به بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، می‌تواند موجب حفظ دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی گردد.
2. قبل از هر سخنی پیرامون آسیب‌شناسی انقلاب باید به پیش‌فرضهای آن نیز توجه داشت؛ اولین پیش‌فرض این است که انقلاب، به سان یک موجود پویا و بالنده است و هدف مطلوبی دارد که باید به آن سمت حركت کند و موانع را پشت سر گذارد. دیگر آن‌که انقلاب، برای رسیدن به هدف مطلوب، باید از اصول و ضوابط خاصّی متناسب با هدف پیروی کند و هرگونه انحراف از مسیر صحیح، انقلاب را بیمار و آفت‌زده می‌کند.
3. آفات نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی، آسیب‌هایی هستند که از بیرون مرزها، نظام اسلامی را با تهدید مواجه می‌سازند.
4. مهم‌ترین آسیب‌هایی که می‌تواند از درون، نظام اسلامی را با مشکل مواجه سازد، عبارت‌اند از: جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون، تهاجم فرهنگی، غرور و رخوت در میان انقلابیون، اختلافات درونی، جنون ثروت و مقام مسؤولین و کارگزاران، و ترور و خشونت.
5. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام، از جملهٔ آفت‌های داخلی متوجه نظام اسلامی است که ممکن است ناشی از آسیب‌پذیری و ضعف نهادهای فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، ازدواج، و تعلیم و تربیت باشد.
6. با توجه به تهدید‌های متوجه نظام باید در پی راه‌کارهایی برای حفظ نظام اسلامی بود، بحثی که درس آتی را به خود اختصاص خواهد داد.
﴿ صفحه 177 ﴾
5. پرسش
1. پیش‌فرضهای اساسی بحث از آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی کدامند؟
2. آفاتی که می‌تواند از خارج، انقلاب اسلامی را مورد تهدید قرار دهد، نام برده، توضیح دهید.
3. تهدید‌هایی که از درون می‌تواند نظام را دچار آسیب سازد، نام برده، تشریح نمایید.
6. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. مجموعهٔ مقالات اولین همایش آسیب‎شناسی یك انقلاب، آسیب‎شناسی انقلاب اسلامی،تهران: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه صنعتی شریف، چ1، 1379.
2. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی؛ جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1384.
3. ، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
4. ، عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
﴿ صفحه 179 ﴾

درس نهم: راه‎كارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. برای تکلیف سنگین مردم در حفظ و بقای انقلاب اسلامی دلیل آورد؛
2. مفهوم «استمرار انقلاب» را توضیح دهد و برداشت صحیح از آن را بیان نماید؛
3. راهکارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی را نام برده، تشریح نماید.
﴿ صفحه 180 ﴾
﴿ صفحه 181 ﴾
اگر انقلاب اسلامی ایران تداوم راه انبیا است (چه این‌که این چنین است) و اگر وعدهٔ خداوند سبحان که فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی»(75) و فرمود: «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُه»(76)، قطعی است (چه این‌که هست) ما هم در تداوم انقلاب اسلامی که تداوم راه انبیا(علیهم السلام) است، کوشا خواهیم بود و هم چشم امید به امدادهای غیبی خواهیم داشت، چه این‌که تاکنون این‌چنین بوده است.(77)
1. مقدمه
پس از آن‌که دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی تبیین و به آسیب‌های فراروی نظام اسلامی اشاره‌ شد، این مسأله به میان خواهد آمد، برای این‌كه بتوان این انقلاب را با تمام دستاوردهای آن حفظ کرد و آسیب‌های فراروی آن را پشت سر گذاشت چه باید كرد؟ در این‌جاست که سخن از وظایف سنگینی به میان می‌آید که بر دوش یک‌یک ما گذاشته شده است تا این انقلاب به مسیر خود ادامه دهد و از انحراف و یا سقوط مصون ماند. برای حفظ و تداوم نظام اسلامی باید چاره اندیشید و راهکارهای بقای آن را شناخت. از این‌رو، این درس به راهکارهای حفظ انقلاب اسلامی یافته اختصاص است.
﴿ صفحه 182 ﴾
2. تكلیفی سنگین در برابر نعمتی بزرگ
خداوند متعال، در قبال اعطای هر نعمتی، تكلیفی متناسب با آن برای بندگان مقرر فرموده است. بر اساس بینش الهی، سراسر عالم هستی، میدان انجام تكلیف و گذراندن امتحانات الهی است:
الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهٔ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا؛(78) همو كه مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید كه كدامتان نیكوكارترید.
نعمت‌هایی كه خداوند در این جهان به بندگان عطا می‎كند، وسیله‎ای برای آزمایش آنان است. هر اندازه كه نعمت بیشتری در اختیار انسان قرار گیرد، ابزارهای آزمایش نیز افزایش می‎یابد و تكلیف سنگین‎تری متوجه انسان می‎شود. البته گفتنی است آن آزمایش و تكلیف نیز نعمت دیگری به شمار می‎رود كه زمینهٔ تكامل انسان را فراهم می‎سازد. در صورتی كه آزمایش و تكلیفی در كار نبود، هرگز انسان نمی‎توانست به سعادت ابدی دست یابد، زیرا پاداش اخروی و ابدی نتیجهٔ تلاش‌هایی است كه به عنوان تكلیف و آزمایش انجام می‎گیرد.
ملت انقلابی ایران كه در این دوران، از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برخوردار گردیده است، بزرگ‌ترین تكلیف تاریخ را هم بر دوش دارد. مطالعهٔ تاریخ نشان می‎دهد كه نعمتی به عظمت پیروزی انقلاب اسلامی، در اختیار هیچ پیامبر، امام و مصلحی قرار نگرفته است. با توجه به این وسعت و عظمت نعمت، عظمت تكلیف ملت ایران نیز روشن می‎گردد. هرچند كه پیروزی انقلاب اسلامی، در واقع، در حكم پیروزی اسلام است و بر اساس آن تكلیف بر گردن تمام مسلمانان می‎آید؛ لیكن بدیهی است كه ایرانیان تكلیف ویژه‎ای در این مورد دارند، زیرا نقطه‎ای كه نور، به‌طور مستقیم، بر آن می‎تابد، با نقطه‎ای كه به طور غیر مستقیم در معرض نور است، تفاوت زیادی دارد. نور انقلاب به‌طور مستقیم به جامعهٔ ایران تابید و دیگران نیز به طور غیر مستقیم از آن بهره بردند.
﴿ صفحه 183 ﴾
بنابراین تكلیفی كه در قبال پیروزی انقلاب اسلامی، متوجه مردم ایران می‎شود، با سایر مسلمانان متفاوت است، تكلیف اقشار مختلف جامعهٔ ایران نیز با یكدیگر تفاوت دارد. به عنوان نمونه، اگر عنصر فرهنگ، اساسی‎ترین عنصر اسلام تلقی شود، بزرگ‎ترین بُعد پیروزی این انقلاب نیز بُعد فرهنگی آن خواهد بود. از این‌رو، استفاده‌‌كنندگان اصلی این نعمت نیز، در درجهٔ اول، اقشار فرهنگی جامعه خواهند بود كه مصداق خارجی آن‌ها، حوزه‎ها و دانشگاه‎ها هستند. بنابراین، وظیفهٔ این اقشار، از اقشار دیگر جامعه بسیار سنگین‎تر است.
خداوند متعال انتظار ندارد كه به سبب اعطای نعمت‌ها، سودی عاید او شود. در دعای حضرت امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه، به این حقیقت اشاره شده است: إِلهی تَقَدَّسَ رِضَاكَ أن یَكُونَ لَهُ عِلَّةٌ مِنكَ فَكَیفَ یَكُونُ لَهُ عِلَّةٌ مِنِّی؛ خداوندا، خشنودی تو منزه‎تر از آن است كه علّتی از طرف تو داشته باشد. پس چگونه از طرف من تواند داشته باشد؟
خداوند با مشخص كردن تكالیفی برای انسان‌ها، زمینه‎ای برای گسترش رحمت خود فراهم كرده است. انقلاب اسلامی زمینه‎ای را فراهم ساخت تا در آن، به دست ملت ایران، سایر انسان‌ها به رحمتهای معنوی الهی دست یابند، زیرا نور و رحمت اسلام، اختصاص به ملت و نژاد خاصی ندارد و این نور كه از ذات اقدس الهی تابیده، برای بهره گرفتن تمام انسان‌ها در طول تاریخ است و هر انسانی حق بهره‎برداری از این نور را دارد. لیكن این حق برای تمام انسان‌ها تحقق پیدا نمی‎كند و طاغوتیان مانع رسیدن این نعمت به تمام انسان‌ها می‎شوند. مبارزه با طاغوت، برای این است كه راه رسیدن به این نعمت و نور الهی فراهم گردد و موانع، از سر راه انسان‌ها برداشته شود. اما علاوه بر رفع موانع، باید به تقویت مقتضی نیز اندیشید و این نور الهی را به اقطار جهان رساند.
به عبارت دیگر، آن كسانی كه این نور را به‌طور مستقیم دریافت كرده‎اند، امانتی را در نزد خود دارند كه باید به سایرین برسانند:
﴿ صفحه 184 ﴾
إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا؛(79) خدا به شما فرمان می دهد كه امانت‌ها را به صاحبان آن‌ها رد كنید.
امروزه، در روی این كرهٔ خاكی، هر انسانی در هر گوشه‎ای از این جهان و از هر نژاد، ملیت، مذهب و فرهنگی، حق استفاده از نور اسلام را دارد و ما امانتداری هستیم كه باید این امانت را به دست صاحبان حق برسانیم. از این‌رو، باید برای ادای تکلیف نسبت به این انقلاب، راه‌های استمرار و بقای آن را شناخت و در این جهت گام برداشت.
3. مفهوم «استمرار انقلاب»
سه برداشت در زمینهٔ استمرار انقلاب وجود دارد كه تنها دو قسم آن مورد قبول می‎باشد. طبق نخستین برداشت قابل قبول، نباید به محض وقوع انقلاب، مردم وظیفهٔ خود را پایان‎یافته قلمداد كنند؛ بلكه بعد از پیروزیِ نظامی و سیاسی نیز باید حالت بسیج و آمادگی مردم همچنان حفظ و تقویت شود تا به وسیلهٔ آنان، جمیعِ مفاسد، كمبودها، و نارسایی‌ها اصلاح و رفع گردد و انقلاب به سرمنزل مقصود برسد.
بر اساس دومین برداشت قابل قبول از معنای «استمرار انقلاب»، كسانی كه با ایجاد انقلاب، دچار زیان شده‎اند، درصدد برخواهند آمد تا نظام را به هر طریق ممكن، از درون فرو‌پاشند و در این مسیر پس از ناامیدی از گمراه ساختن كسانی كه در انقلاب نقش ایفا كرده‎اند، به سراغ نسل‌های بعد رفته، از طریق انجام فعالیت‌های فرهنگی و فكری، زمینهٔ گمراهی آنان را فراهم می‎سازند تا از شمار طرفداران انقلاب كاسته شود. از این‌رو، بر همهٔ مردم واجب است كه از این دسیسه‎ها غفلت نورزند و اجازه ندهند تا آثار و نتایج زیان‎بار این فعالیت‌ها دامنگیر جامعه و انقلاب شود.
﴿ صفحه 185 ﴾
مطابق سومین برداشت از معنای استمرار انقلاب، كه غیر قابل قبول می‎باشد، رهبران و زمامداران هر انقلابی، پس از آن‌كه نظام سابق را سرنگون ساختند و خود بر اریكهٔ قدرت تكیه زدند، اهتمامشان همه مصروف حفظ وضع موجود می‎شود، روحیهٔ انقلابیشان به روحیهٔ محافظه‎كاری جای می‎سپرد و عزمشان بر ایجاد دگرگونی‌های اساسی، كلی و فراگیر سستی می‎پذیرد. اهداف و مقاصد انقلاب، آهسته‌آهسته فراموش می‎شود و انقلابیون دیروز و حاكمانِ امروز، كسانی را كه هنوز شور و گرمای انقلاب را در دل و جان دارند، به تندروی، خیال‎پردازی، آرمان‎گراییِ غیر واقع‎بینانه و عدم توجه به مسایل و مشكلات موجود و محدودیت‌هایی كه نهاد حكومت و سیاست در میدان تغییر اجتماعی دارد، متهم می‎كنند و به‌این ترتیب، پا جای پای نظام سابق می‎گذارند و حتی مرتكب همان ستم‌ها و بیدادگری‌هایی می‎شوند كه از مظالم و مطاعن همان نظام محسوب می‎شود. خلاصه آن‌كه، انقلاب با تبدیل به نظام انقلابی به تدریج از جنبش و پویایی می‎افتد و حتی ضد انقلاب می‎شود. از این‌رو، به یك انقلاب جدید حاجت می‎افتد و این انقلاب جدید، دیر یا زود، پدید می‎آید، حاكمان كنونی را از سریر قدرت به زیر می‎كشد و نظام انقلابی جدیدی بر سر كار می‎آورد. اما باید دانست كه پشتوانهٔ این نظریه، اصل دیالكتیك است كه ارزش و اعتباری ندارد و با برهان قابل پاسخ‌گویی است که در درس‌های نخستین این کتاب، به برخی از آن‌ها اشارتی رفت. بنابراین، نمی‌توان نتیجه گرفت که پس از گذشت مدتی از عمر هر انقلاب می‌بایست انقلاب دیگری رخ دهد؛ بلکه مدیران جامعه می‌توانند به اصول انقلاب، وفادار باشند و دستاوردهای آن‌را حفظ کرده بر رشد و تعالی آن بیفزایند.
4. راه‌كارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی
جهت حفظ و بقای انقلاب اسلامی راه‌کارهایی وجود دارد که باید مورد توجه حامیان انقلاب قرار گیرد و غفلتی در این زمینه صورت نگیرد. برخی از این راه‌کارها عبارتند از:
﴿ صفحه 186 ﴾
الف ـ تحکیم باورها و ارزش‌های اسلامی
همان‎گونه كه خداوند متعال پیامبر خویش را از یك‌سو، با نصرت و مددهای غیبی خود و از سوی دیگر، به وسیلهٔ مؤمنان به پیروزی رساند، در این عصر نیز امام خمینیŠ را، از یك‌سو، با مددهای غیبی، نصرت الهی و عوامل روحی و معنوی و از سوی دیگر، به دست ملت مسلمانی كه ایمان واقعی به اسلام و انقلاب داشتند و طالب رضایت خداوند و برقراری حكومت عدل اسلامی به دست امام زمان? بودند، تقویت و تأیید فرمود. مادامی كه این ایمان، و نه اظهار ایمان، باقی باشد، به انقلاب هیچ گزندی نخواهد رسید.
بنابراین، در صورتی كه ملت ایران، پایه‌های ایمان خود را محكم و عقاید برحق خود را تقویت كند، هرگز تحت تأثیر تبلیغات سوء واقع نخواهد شد و به خود سستی راه نخواهد داد:
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِین؛(80) و اگر مؤمنید، سستی مكنید و غمگین مشوید چراكه شما برترید.
در درجهٔ بعد باید تلاش كرد كه این ایمان را با عمل صالح آبیاری كرد تا همچنان پابرجا باقی بماند. از این‌رو در بسیاری از آیات قرآن كریم، خداوند متعال ایمان را در كنار عمل صالح ذكر فرموده است.(81) در درجهٔ بعد نیز باید روابط با دوستان و خودی‌ها را، كه سمبل ایمان و عشق به ولایت است، تقویت كرد و غیر خودی‌ها را از خود دور كرد، چرا كه رابطه با آنان موجب قطع رابطه با خداوند خواهد گردید:
﴿ صفحه 187 ﴾
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَی أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُم؛(82) ای كسانی كه ایمان آورده اید، یهود و نصاری را دوستان [خود] مگیرید [كه] بعضی از آنان دوستان بعضی دیگرند و هر كس از شما آن‌ها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود.
حاصل آن‌که، پاسداری از آرمان‌های اسلامی، یكی از ضمانت‌های حفظ نظام جمهوری اسلامی است. در صورتی كه این اهداف به فراموشی سپرده نشوند و در عمل نیز به اجرا درآیند، خداوند متعال، همان‎گونه كه در ایجاد انقلاب، مردم را یاری رساند، در بقای آن نیز چتر حمایت خود را بر سر آنان نگه خواهد داشت. تقویت اعتقاد به ولایت فقیه در میان جوانان و زدودن شبهات پیرامون آن، از وظایف خطیری است كه در جهت پاسداری از آرمان‌های اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است، به‎ویژه آن‌كه نوك پیكان حملات دشمن بر همین نقطه نشانه رفته است.
راه‎كار عملی مبارزه با انحرافاتی از این قبیل این است كه مردم از نظر فكری و شناخت اسلامی آنچنان تقویت شوند كه افكار انحرافی در آن‌ها اثر نگذارد و از جنبهٔ آگاهی دینی به طوری قوی باشند كه تحت تأثیر شبهات واقع نشوند، و بالاتر، شبهه‎ها را هم پاسخ گویند و اسلام صحیح را بشناسند تا مخالفان مكتب نتوانند افكار غیر اسلامی را به‌جای اسلام به آنها تحویل دهند. بنابراین برای حفظ ماهیت نظام كه همان اسلامی بودن آن است، باید احکام و مبانی اسلامی را در جامعه ترویج كرد.
بدیهی است که روحانیت می‌تواند نقشی اساسی در این زمینه ایفا نماید، چراکه اسلام، دینِ خاتَمِ انبیا، كامل‌ترین مكتب و جامعِ تمام راه‌كارهایی است كه انسان برای قرب خداوند به آن‌ها نیاز دارد،‌ و سعادتِ دنیا و‌آخرتِ او، تنها با پای‌بندی به این شریعتِ جاوید
﴿ صفحه 188 ﴾
و آسمانی میسّر می‌شود. از سوی دیگر، برای شناسایی درست و دقیقِ اسلام و احكام و معارف آن، می‌باید به كتاب خدا و سنّت معصومان‌(علیهم السلام) مراجعه كرد. این امرِ عظیم و ظریف از عهدهٔ هر كسی برنمی‌آید، و شاهدِ این مدعا، تمام بدعت‌ها و افراط‌ها و تفریط‌ها و انحرافاتی است كه از صدر اسلام تاكنون، و به نام قرآن و اسلام صورت پذیرفته است. از این روی برای آن‌كه اسلام بتواند نقش خویش را در سعادت انسان به نحو كامل ایفا كند باید كسانی باشند كه راه شناخت واقعی آن را بدانند.
اما تنها راهِ شناخت اسلامِ واقعی در زمان فقدان ائمّه اطهار(علیهم السلام) و غیبت امام عصر عبارت است از تحقیق درست در كتاب و سنّت با به‌كارگیری اَدلّهٔ قطعیِ عقلی؛ چراكه در این دوران، دسترسی به امام معصوم(علیه السلام) عادتاً میسور نیست. بر این اساس برای یافتن حقیقتِ تعالیم و معارف وحی می‌باید به كمك شیوه‌ها و براهین قطعیِ عقلی به كتاب و عترت مراجعه كرد و علوم و مواریث اهل‌بیت(علیهم السلام) را به دست آورد، و این كار، تنها به دست متخصصّان سخت‌كوش و با تقوای علوم دین صورت می‌گیرد، و در اختیار همهٔ مردم نهاده و تبلیغ می‌شود؛ یعنی در واقع فقیهان و عالمانِ راستین دین‌ هستند كه با بهره‌گیری از علوم عقلی و نقلی، روات و احادیثِ معتبر را شناسایی می‌كنند و با استفاده از شیوه‌های یقین‌آور و معتبر، معارف و احكام دین را از منابع و معادن آن بر می‌آورند، و به تعلیم و تبیین و نشر آن‌ها می‌پردازند. بنابراین، بقا و پویایی اسلام، در گرو وجود فقیهان پرهیزگار و روحانیانِ تقوا پیشه‌ای است كه جسم و جان خود را وقف دین خدا ساخته و ادامهٔ راه پیامبران و امامان معصوم(علیهم السلام) را بر عهده گرفته‌اند.
با توجه به این‌که هم مردم و هم مسؤولین نظام جمهوری اسلامی، وظیفه‌ای خطیر در تحکیم ارزش‌های اسلامی دارند، آیا از نظر شما از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، کوتاهی در این امر صورت گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است به موارد مختلفی که در ذهن دارید، اشاره کنید. گفت‌وگو با دوستان می‌تواند در این زمینه، حقایق بیشتری را بر شما آشکار سازد.
﴿ صفحه 189 ﴾
ب ـ اهتمام نسبت به مسایل فرهنگی
از آن‌جا كه دشمنان خارجی انقلاب برای به فساد كشاندن اخلاق و باورهای مردم تلاش‌های فراوانی می‌كنند و نیز از آن‌جا كه آفات داخلی انقلاب در دو بعد علم و اخلاق، عارض زمامداران و مردم می شود باید گفت كه آفات انقلاب عمدتاً فرهنگی هستند و بنیادی ترین و سودمندترین شیوهٔ حفظ و تقویت انقلاب، فعّالیّت های آموزشی و پرورشی است. اگر مردم و مسؤولان و دست اندركاران امور و شؤون جامعه انقلابی تعلیم و تربیت صحیح و كافی نیابند، هیچ امیدی به دوام و سلامت انقلاب نخواهد بود، هرچند شخص رهبر و تنی چند از زمامداران و متصدّیان امور از هر جهت صالح و شایسته باشند. مگر نه این كه انقلاب اسلامی ای كه چهارده قرن پیش در جزیرهٔالعرب به رهبری بی نظیر پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه وآله) صورت پذیرفت، پس از مدّتی بسیار كوتاه به انحراف كشیده شد و بدان‌جا رسید كه امویان و عبّاسیان زمام كارها را در دست گرفتند و به شیوهٔ جبّاران و ستمگران عمل کردند؟ در واقع، هرچند رهبری ای برتر و بهتر از رهبری آن حضرت ممكن و متصوّر نیست، ولی آن رهبری بی‌مانند هم نمی توانست ضامن دوام و سلامت انقلاب باشد؛ زیرا این امر تابع چند و چون علم، اخلاق، عمل، بینش و گرایش عموم مردم است كه تا آن زمان از تعلیم و تربیت درست، به حدّ كفایت، برخودار نشده بودند.
بنابراین، برای «استمرار» انقلاب ـ ‌یعنی هم ضدّ انقلاب را در همه میدان ها مغلوب ­سازد و هم به جمیع اهداف و مقاصد خود نائل ­آید‌ ـ مؤثّرترین و مفیدترین كاری كه می توان و باید كرد فعّالیّت فرهنگی، به وسیع‌ترین معنای این كلمه است. باید تلاش كرد تعداد بیشتری از مردم با احكام و تعالیم اسلام آشنا شوند و هیچ فرد، گروه یا قشری از این آشنایی فرخنده محروم نماند و این آموزه ها و فرموده ها هرچه بیشتر در ژرفای دل و جان افراد رسوخ یابد. علاوه بر این‌كه در تعلیم و تربیت دینی مردم هیچ فرد، گروه یا قشری را فراموش نمی كنیم و به هیچ درجه و
﴿ صفحه 190 ﴾
رتبه ای از معرفت دینی اكتفا نمی ورزیم، باید از آگاه كردن مردم نسبت به اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه خودمان و نیز دیگر جوامع به هیچ روی غفلت نورزیم.
ج ـ تقویت و برتری توان نظامی
بر اساس بینش‌های بشری، هرگاه تهدید نظامی متوجه یك جامعه شود، باید مراحلی را برای مقابله با آن در نظر گرفت و اگر تشخیص داده شد كه دشمن از نظر نفرات، تكنولوژی، آموزش، پشتیبانی و امور دیگری كه سرنوشت جنگ را رقم می‎زند، برتری دارد، عقل اقتضا می‎كند كه راه سازش با دشمن در پیش گرفته شود. در تاریخ نمونه‌های فراوانی از این دست وجود دارد. كسانی كه در فتنه‎های بزرگ دچار چنین خطرهایی شده بودند، با تصمیم عاقلانه تلاش كردند تا به هر نحو ممكن با دشمن سازش كنند تا در دراز مدت خود را درگیر چنین معركه‎هایی نسازند؛ به عنوان نمونه، برخی از كشورهای اروپای مركزی برای نرفتن زیر بار تعهدات ناشی از عضویت در سازمان ملل متحد و داشتن زندگی آرام، به عضویت این سازمان درنیامدند.
چنین بینشی با بینش اسلام سازگاری ندارد، زیرا بر اساس آموزه‎های اسلامی، باید در مقابل دشمن از تمام ابزار عادی و اسباب مادی بهره برد و از برتری نظامی دشمن جلوگیری كرد. از دیدگاه اسلام، مسلمانان باید تلاش كنند تا از پیشرفته‎ترین تجهیزات نظامی برخوردار گردند و برخی سلاح‌ها را از انحصار كشورهای قدرتمند خارج سازند. پس باید در جهت تهیه ادوات جنگی و دفاعی تلاش كرد و این آیه را که شعار نیروهای مسلح در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود را از یاد نبرد:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة؛(83) و آنچه از نیرو در توان دارید، بسیج نمایید.
﴿ صفحه 191 ﴾
اسلام به اسباب مادی و ابزارهای ظاهری توجه دارد و حتی در زمینهٔ تأمین هزینه‎های جنگ رهنمود ارائه می‎دهد. قرآن كریم در مقام تشویق مردم به جهاد، تنها به نیروی انسانی اكتفا نمی‎كند و در بسیاری از آیات، ابتدا جهاد با مال را مطرح می‎كند.(84) مردم باید قبل از آن‌كه نوبت به نیروی انسانی برسد، هزینه جنگ را تأمین كنند، حتی اگر الزامی از طرف دولت اسلامی نباشد؛ زیرا در اسلام خط فاصلی بین دولت و ملت وجود ندارد و هر وقت جامعه نیازی داشته باشد، تمام مردم باید مشاركت داشته باشند. چنان‎كه دفاع نظامی نیز فقط مخصوص نیروهای مسلح نیست، بلكه تمام نیروهای مردمی در هنگام نیاز باید مشاركت داشته باشند و در كنار نیروهای نظامی خود پیكار كنند.
ویژگی اسلام در بین مكاتب مختلف جهان این است كه به‎كارگیری تمام توان را جهت دفاع، مورد تأكید قرار می‎دهد. در عین حال توصیه می‎كند كه هیچ‎گاه نباید خود را در برابر دشمن، خوار، ضعیف و شكست‌خورده احساس كرد؛ زیرا هر اندازه توان و نیروی مسلمانان كم باشد اگر تمام توان خود را برای دفاع از خود به كار بندند، خداوند متعال این كمبودها را با نظرهای غیبی خود جبران خواهد كرد. شرط بهره‎گیری از حمایت‌های الهی این است كه مؤمنان تمام آنچه كه در توان دارند را برای دفاع به كار گیرند و وجود برخی از افراد و گروه‌های متخلف، آنان را از این فیض محروم نمی‎سازد. قرآن كریم نیز هنگامی كه از تاریخ اسلام و دیگر اقوام سخن می‎گوید، بر این نكته تأكید دارد كه مؤمنین واقعی كه حاضر به اجرای دستورات خداوند هستند و مال و جان خود را در راه اسلام، دین حق و نظام عادلانه در طبق اخلاص می‎گذارند، باید در این زمینه جدیت داشته باشند؛ حتی اگر در كنار آنان، افرادی سست‌عنصر، راحت‎طلب و تنبل و یا حتی معاند و توطئه‎گر حضور داشته باشند.
﴿ صفحه 192 ﴾
د ـ حفظ وحدت كلمه
وحدت کلمه که عاملی اساسی در پیروزی انقلاب است، در حفظ انقلاب نیز نقش مهمی ایفا می‎كند. برای ایجاد وحدت در جامعه یك محور مشترك نیاز است تا همگان حول محور آن در حركت باشند. محبت و الفت میان مؤمنان نیز از اموری است كه وحدت را در جامعهٔ اسلامی به ارمغان می‎آورد و ضامن بقای انقلاب خواهد گردید.
البته باید توجه داشت كه ملاك وحدت در جوامع، مختلف است؛ گاه همخونی، گاه همزبانی و گاهی نیز هموطن بودن، ملاك ایجاد وحدت در جامعه است. اما چنین اموری نمی‎توانند پیوند دهندهٔ واقعی قلب‌ها باشند. از این رو، باید دین را به عنوان ملاك وحدت در جامعه قرار داد تا روابط اجتماعی به بهترین شكل در جامعه برقرار شود و عملاً رهبر دینی را محور وحدت قرار داد و با اطاعت از او وحدت رفتاری را تحقق بخشید و از تفرق و تنازع جلوگیری کرد.
هـ ـ حفظ شور و نشاط انقلابی
بر تارك این انقلاب، نام امام خمینی(رحمه الله) می‎درخشد كه در اعلامیه‎ها و سخنرانی‌های خود در اوایل نهضت، مباحثی را مورد تأكید قرار می‎داد كه مورد غفلت مسلمانان واقع شده بود. ایشان در این مباحث كه حول ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب رقم می‎خورد، مردم را به پذیرفتن و عملی ساختن این ارزش‌ها دعوت می‎كرد، زیرا دوری از همین باورها و ارزش‌ها بود كه مسلمانان آن زمان را دچار نوعی خواری ساخته بود و آنان را زیر یوغ مستكبران برده بود.
مردم ایران نیز با آن فطرت پاك خویش پذیرای این دعوت شدند و با ایشان پیمان ­بستند كه در راه ­تحقق ­آرمان‌های­ خود از پای­ننشینند. سرانجام، این عهد و میثاق، منجر به پیروزی انقلاب
﴿ صفحه 193 ﴾
اسلامی گردید. باید توجه داشت كه زمانی این انقلاب دچار انحراف خواهد شد كه آن اهداف و آرمان‌ها فراموش شود و ارزش‌های دیگری جانشین آن‌ها گردد.
برای جلوگیری از انحرافات، باید مراقب بود كه شور و نشاط برای تحقق آرمان‌ها رنگ نبازد؛ شور و نشاطی كه ارزش‌ها و باورهای انقلابی را مستحكم می‎سازد و پشتوانه‎ای نیرومند برای یك حركت اجتماعی ایجاد می‎كند. خواه ناخواه در طول زمان، عواطف و احساسات انقلابی کمرنگ می‌شود و باید عاملی وجود داشته باشد تا با تغذیهٔ فكری افراد، انقلاب را از این آفت طبیعی برهاند. آفتی که دامنگیر بنی اسراییل شد و دل‌هایشان به مرور ایام سخت و سخت‎تر شد و حركت اجتماعی آنان را با مشكل مواجه ساخت:
فَطَالَ عَلَیْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُم؛(85) و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشید و دل‌هایشان سخت گردید.
پس گذشت زمان، می‌تواند عاملی منفی برای كمرنگ شدن عواطف و ارزش‌های انقلاب باشد. با گرم نگه‌داشتن تنور انقلاب و ارزش‌های آن می‎توان با انحرافات مبارزه كرد و آن‌ها را خنثی ساخت. باید زمینهٔ زنده ماندن ارزش‌ها و باورهای اسلامی را تقویت كرد تا این انقلاب بتواند در سایهٔ عواطف و احساسات دینی، از هرگونه انحراف مصون ماند.
نظام جمهوری اسلامی، علی‌رغم توطئه‌های مختلف دشمنان خارجی و داخلی خود، همچنان سرافرازانه به عمر خویش ادامه می‌دهد. به نظر شما از میان عواملی که برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی ذکر گردید، کدام یک از عوامل، نقش بیشتری در بقا و ثبات جمهوری اسلامی داشته‌اند؟ آیا عوامل دیگری نیز به ذهن شما می‌رسد که در این‌جا ذکر نشده باشد؟ در این زمینه با دوستان خود گفت‌وگو کنید.
﴿ صفحه 194 ﴾
5. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی، که به سبب دستاوردهای بزرگ آن، مواجه با تهدیدات بزرگی نیز هست، باید راهکارها و تدابیری اندیشیده شود.
2. ملت انقلابی ایران كه در این دوران، از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برخوردار گردیده است، بزرگ‌ترین تكلیف تاریخ را هم بر دوش دارد و از این رو، باید بیش از هر ملت دیگری به راهکارهای حفظ آن بیندیشد.
3. برداشت‌های مختلفی از مفهوم «استمرار انقلاب» وجود دارد، لیکن برداشت صحیح این است که افراد انقلابی، از دسیسه‎های متوجه نظام، غفلت نورزند و اجازه ندهند آثار و نتایج زیانبار فعالیت‌های مخرب، دامنگیر جامعه و انقلاب شود.
4. تحکیم باورها و ارزش‌های اسلامی، اهتمام نسبت به مسایل فرهنگی، تقویت و برتری نظامی، حفظ وحدت کلمه، و حفظ شور و نشاط انقلابی، از جمله راهکارهایی اساسی است که برای حفظ و استمرار انقلاب اسلامی ضرورت دارد.
﴿ صفحه 195 ﴾
6. پرسش
1. با توجه به جایگاه خاص انقلاب اسلامی، چه دلیلی برای وظیفهٔ شرعی مردم نسبت به حفظ آن وجود دارد؟
2. برداشت‌های مختلف از مفهوم «استمرار انقلاب» را بیان کرده، برداشت مورد قبول را ذکر نمایید.
3. راهکارهای اساسی حفظ نظام اسلامی کدامند؟ توضیح دهید.
7. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. جوادی آملی، عبدالله، بنیان مرصوص امام خمینی(رحمه الله) در بیان و بنان آیت‌الله جوادی آملی، گردآوری و تنظیم: محمدامین شاهجویی، قم: مرکز نشر اسراء، چ6، 1384.
2. محمدی ری‌شهری، محمد، رمز تداوم انقلاب در نهج البلاغه، قم: چاپ مهر، [بی‌تا].
3. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1384.
4. ، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
5. ، عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
﴿ صفحه 197 ﴾

بخش دوم: نقاط عطف تاریخ ایران از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی

﴿ صفحه 198 ﴾
﴿ صفحه 199 ﴾