انقلاب اسلامی و ریشه های آن

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا

درس ششم: ارکان انقلاب اسلامی(2)؛ مکتب و مردم

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. جایگاه مردم را در تحولات دوران رژیم پهلوی تبیین نماید؛
2. نقش مردم را در پیروزی انقلاب اسلامی توصیف کند؛
3. نقش مکتب را در پیروزی انقلاب اسلامی نشان دهد.
﴿ صفحه 122 ﴾
﴿ صفحه 123 ﴾
هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم،(58) همو كه تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید و میان دل‌هایشان الفت انداخت كه اگر تمام آنچه را كه در روی زمین است خرج می كردی، نمی توانستی میان دل‌هایشان الفت برقرار كنی. ولی خداوند میان آنان الفت انداخت، چرا كه او توانای حكیم است.
1. مقدمه
بدون تردید در پیروزی انقلاب اسلامی، عامل رهبری نقشی اساسی را ایفا کرده است و ویژگی‌های منحصر به فرد امام خمینی(رحمه الله)، به عنوان طراح و معمار این انقلاب، از این حرکت حماسی، نهضتی را به‌وجود آورد که نه تنها منشأ اثر در کشور ایران گردید؛ بلکه جهان تشیع و جهان اسلام را متحول ساخت و بلکه کل گیتی را تحت تأثیر خود قرار داد. امّا این حرکت تنها به این رکن متکی نبوده و ارکان دیگری نیز وجود داشتند که در کنار نقش حیاتی رهبری، این انقلاب را به سرانجام رساندند؛ مکتب پویای اسلامی و مردم تحول‌خواه، دو رکن دیگر این انقلاب بودند که بایسته است، در این درس به نقش آنها اشاره شود.
﴿ صفحه 124 ﴾
2. جایگاه مردم در دوران رژیم محمدرضا شاه
بزرگ‌ترین آفت دوران شاهنشاهی این بود که با سیاست‌های استعماری گذشته و به‌خصوص دوران پهلوی، تودهٔ مردم مسلمان و افراد متدین را از صحنهٔ سیاست بود. سیاست‌گذاری آنان به‌گونه‌ای بود که کارهای سیاسی و امور اجتماعی این کشور به دست عده‌ای ـ‌ به اصطلاح آنان ‌ نخبگان قرار داشت که شاید بیش از هشتاد درصد آنان تحصیل کردهٔ آمریکا بودند و یا در ایران در دانشگاه‌هایی تحصیل می‌کردند که زیر نظر آمریکایی‌ها اداره می‌شد. البته اصل این سیاست متعلق به انگلیسی‌هاست و آمریکایی‌ها از آن‌ها یاد گرفتند. برای این‌که بتوانند در درازمدت حضور خودشان را در کشورهای تحت سلطه و ادارهٔ امور آنها ادامه دهند، سعی کردند نخبگانی را در کشور خودشان تربیت کنند و به‌طور غیر مستقیم آن‌ها را شست‌وشوی مغزی داده آنچه را خود می‌خواهند به آن‌ها القا کنند. نتیجهٔ این سیاست این شد که تودهٔ مردم مسلمان کشور، هیچ نقشی برای خودشان در ادارهٔ امور کشور نمی‌دیدند. تنها جایی که مردم آن هم به‌ظاهر نقشی داشتند مجلس بود، به این‌صورت بود که پیش‌تر یک فهرستی از نماینده‌ها، توسط دربار و با تأیید سفارت آمریکا تعیین می‌شد و همان‌ها باید از صندوق‌ها بیرون می‌آمدند.
البته در بین نخبگان آن روز کشور کسانی بودند که با سیاست‌های رژیم موافق نبودند و حتی تشکیلاتی نیز برای خود به هم زدند، لیکن امام(رحمه الله) با آن فراست و درک و بینش بالای سیاسی، دریافت که فعالیت‌های سیاسی‌ای که توسط گروه‌های مختلفی از نخبگان صورت می‌پذیرد، اگر هم به سرانجام برسد، در نهایت به نفع اسلام نخواهد بود، از این‌رو تنها راهی که به نظر امام وجود داشت و مثمر ثمر بود، به صحنه کشاندن تودهٔ مردم مسلمان بود. امام معتقد بود که آن احزاب و گروه‌ها نمی‌توانند یک حرکت اسلامی قوی و فراگیر که به تشکیل حکومت اسلامی بینجامد انجام دهند. امام مصمم گردید تا توده‌های مردم را به
﴿ صفحه 125 ﴾
میدان کشاند و این احساس مسؤولیت را در عموم مردم به وجود آورد که به عنوان مسلمان وظیفه دارند در امور سیاسی کشورشان دخالت کنند. این کار مانند بسیاری از کارها و اندیشه‌های امام که از ابتکارات ایشان شمرده می‌شود در واقع الهام گرفته از تعالیم اسلام بود، و اگر امام مسیری غیر از این را دنبال کرده بود، هیچ تحول قابل اعتنایی نمی‌توانست ایجاد کند. امام با به میدان آوردن تودهٔ عظیم مردم موفق شد این نهضت بی‌سابقه را پدید آورد، کاری که هیچ‌یک از آن گروه‌های سیاسی هرگز قادر به انجام آن نبودند.
این امام بود که با تشخیص انرژی نهفته در توده‌های عظیم ملت و با استفاده از انگیزه‌های اسلامی و دینی آنان، یک جریان هدفدار سراسری به راه انداخت. امام با بیدار کردن حس مسؤولیت دینی در مردم و با نیّت خالصی که داشت، به‌جای روابط محدود و خشک حزبی، یک رابطهٔ عمیق عاطفی مردم ایجاد کرد و در نتیجه مردم به ایشان عشق می‌ورزیدند و پروانه‌وار گرد شمع وجود او می‌چرخیدند.
3. نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی
هرچند که رژیم پهلوی در جهت فاصله انداختن میان روحانیت و مردم تلاش فراوان نمود، لیکن تدبیرهای رهبری نهضت و نیز هوشیاری مردم این خواسته را ناکام گذارد و پیوند مستحکم میان مردم و رهبری منجر به پیروزی انقلاب گردید. چندین عامل دست به دست هم داد تا مردم ایران بتوانند به عنوان عامل مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی معرفی گردند:
الف ـ برقراری الفت میان مؤمنان و بهره‌مندی از امدادهای غیبی الهی
تألیف قلوب مؤمنین، سبب می‌شود تا خداوند به یاری آنان آمده، امدادهای غیبی خود را شامل حال آنان گرداند و این همان وعده‌ای است كه در قرآن كریم نیز به‌آن اشاره شده است:
﴿ صفحه 126 ﴾
هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم؛(59) همو كه تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید و میان دل‌هایشان الفت انداخت كه اگر تمام آنچه را كه در روی زمین است خرج می كردی، نمی توانستی میان دل‌هایشان الفت برقرار كنی. ولی خداوند میان آنان الفت انداخت، چرا كه او توانای حكیم است.
در این آیه، خداوند متعال، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) را مورد خطاب قرار داده و مصادیقی از تأییدات الهی را به او یادآور شده است. به حسب ظاهر لفظ، خداوند دو مصداق را برای تأیید ذكر فرموده است كه این تأییدها متعلق به پیامبر(صلى الله علیه وآله) است. یكی از این مصادیق، تأیید غیبی الهی و دیگری، تأییدی است كه از راه اسباب عادی به وسیلهٔ مؤمنین تحقق پیدا می‎كند. در ادامهٔ آیه، خداوند مصداق اخیر را مورد توجه قرار داده، متذكر می‎گردد كه طریقهٔ تأیید پیامبر(صلى الله علیه وآله) توسط مؤمنین به‌این شكل بوده است كه خداوند دل‌های مؤمنین را با یكدیگر مهربان كرد. همین محبت و عطوفتی كه در دل‌های مؤمنین نسبت به یكدیگر و نیز محبت و عطوفتی كه در دیگران نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وجود آمد، باعث پیروزی آن حضرت بر دشمنانش شد. بنابراین نباید نقش محبت میان مؤمنین را در پیروزی بر دشمنانشان نادیده گرفت. بر اساس این آیهٔ شریفه، با تمام آنچه كه بر روی زمین قرار داشت، حتی شخصی مانند پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نمی‎توانست دل‌های مؤمنین را به یكدیگر نزدیك كند؛ بلكه تنها خدا بود كه دل‌های مؤمنین را با یكدیگر مهربان ‎ساخت و به‎وسیلهٔ این مهربانی و الفتی كه میان آنان به وجود آمد، آنان نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز محبت پیدا كردند و این محبت، زمینه‎ساز پیروزی مسلمین در جنگ گردید.
این الفت میان مؤمنین،عامل بسیار مهمی است كه درپیروزی انقلاب اسلامی­ایران، از 15
﴿ صفحه 127 ﴾
خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357، نقشی اساسی را ایفا كرد. با آغاز حركت امام خمینی(رحمه الله) و شروع مبارزات علیه طاغوت و رژیم پهلوی، تمامی مردم ایران به خوبی دریافته‌ بودند كه می‌بایست همهٔ نیروهای انقلابی همدل و هم‌زبان باشند و با یكدیگر همكاری كنند و نیز تحت لوای رهبری واحد قرار گیرند و فرمان او را بی‌چون و چرا و از جان و دل بپذیرند و در اجرای آن بكوشند.
پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی(رحمه الله)و هم‌زمان با شروع حركتِ‌ اجتماعی، سیاسی و دینیِ امام خمینی(رحمه الله)، مراجع دینی بزرگی همچون آیات عظام حكیم، شاهرودی، سید عبدالله شیرازی، خویی، خوانساری، گلپایگانی، میلانی و نیز بزرگان دیگری در نجف، قم، تهران، مشهد و… مطرح بودند و هریك مقلدانی در سراسر ایران داشتند، و ناشناخته‌ترینِ این مراجع دینی، سید روح‌الله خمینی بود. وی تا آن زمان، نه رساله‌ای چاپ كرده بود و نه هیچ اقدام دیگری كه او را در مقامِ یك مرجع تقلید مطرح سازد، صورت داده بود. به این ترتیب در آن زمان اكثر مردم ایران، از مراجع دینیِ‌ دیگری غیر از امام خمینی(رحمه الله) تقلید می‌كردند. اما با آغاز نهضت اجتماعی و دینی امام، همهٔ مردم، به مدد فراستی كه خداوند به ایشان عطا فرموده بود، دریافتند در این حركت الهی می‌باید تابع فرمان او باشند و از هرگونه پراكندگی و تك‌روی و اعمال سلیقه‌های شخصی و گروهی و جناحی بپرهیزند. از این‌روی، شمار بسیار زیادی از مردم، با آن‌كه مقلّد مراجع دینیِ دیگری بودند و در بسیاری مسایل و زمینه‌ها از آنان پیروی می‌كردند، در حركت مبارزاتی و اجتماعی خود، هماهنگ و یكپارچه، مطیع فرمان‌های امام خمینی(رحمه الله) بودند و همین اتحاد و انسجام و همدلیِ میان مردم مسلمان ایران و اطاعت محض آنان از امام خمینی(رحمه الله) سبب شد تا پس از پانزده سال مبارزه و تلاش، پیروز شوند و معجزهٔ قرن، در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران تحقّق یابد.
ب ـ اسلام‌خواهی مردم و نصرت الهی
در صورتی كه مردم جامعه‎ای، واقعاً مسلمان بوده، باورهای اسلامی را از صمیم قلب
﴿ صفحه 128 ﴾
بپذیرند و ارزش‌های اسلامی را پاس دارند، خداوند وعده و ضمانت خود به یاری آنان ‎می‎شتابد و ضعف و كاستی آنان را جبران می‎كند:
بَلَی إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِین؛(60) آری! اگر صبر كنید و پرهیزگاری نمایید و [با همین جوش و خروش] بر شما بتازند، همان‌گاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد كرد.
با صبر و استقامت و در پیش گرفتن تقوای الهی، امدادهای الهی به كمك افراد خواهند آمد و نمی‎توان انتظار داشت كه با دنبال كردن راحت‌طلبی و گوشه‎گیری، برای مسلمین پیروزی به دست آید. آنان كه هنگام جنگ و دفاع، راه كشورهای دیگر را در پیش می‎گیرند تا در محیط امنی به سر برند، هرگز نباید انتظار امدادهای غیبی را داشته باشند. بر اساس این آیهٔ شریفه، تنها مقاومت فیزیكی نیز كفایت نمی‎كند؛ بلكه باید تقوای الهی را نیز پیشه ساخت و نسبت به حلال و حرام خداوند حساسیت نشان داد. در صورت تحقق این دو شرط كه زمینهٔ یاری دین اسلام را فراهم می‎سازد، باید انتظار نصرت الهی را داشت:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم؛(61) ای كسانی كه ایمان آورده اید اگر خدا را یاری كنید یاریتان می كند و گام‌هایتان را استوار می دارد.
اگرچه تحقق چنین وعده‌ای ممكن است سال‌ها به طول انجامد، امّا تحقّق آن حتمی است. رهبر و مردم ایران، مبارزهٔ خود را با هدف برپایی احكام دین خدا و گسترش فرهنگ دین آغاز كردند، و در این راهِ مقدس، با بذل جان و مال و آبروی خویش، پایمردی خود را در «اسلام‌خواهی»شان ثابت كردند، و پس از گذشتن از خوان‌های سخت امتحان الهی شایسته دریافت نعمت بزرگ پیروزی شدند.
﴿ صفحه 129 ﴾
از همین‌روست که امام خمینی(رحمه الله) دلیل اصلیِ پیروزی انقلاب اسلامی را چنین توصیف می‌كند: «یک کشور سی و چند میلیونی یک دفعه از آن ظلمت‌هایی که «بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض» یک‌دفعه جهش کرد و در نور واقع شد، نورهای غیر متناهی. این تحولی که الان در کشور ما هست، همه‌اش روی این مقصد است که از اول فریادشان بلند بود که ما اسلام را می‌خواهیم. طاغوت را نمی‌خواهیم. این، عنایت خدا را به اینها جلب کرد. خداوند تبارك و تعالی که مشاهده می‌فرماید كه یک ملتی از كوچك و بزرگ‌شان می‌گویند ما اسلام را می‌خواهیم، عنایتش را به این‌ها متوجه کرد».(62)
4. نقش آموزه‌های دینی در ایجاد وحدت در جامعه
بدیهی است هنگامی که افراد جامعه‌ای احساس كنند كه به یكدیگر نیاز دارند، بنا را بر صمیمی‌بودن با هم می‎گذارند و به همدیگر یاری می‎رسانند و این‎گونه زندگی، بهترین شكل زندگی اجتماعی است كه در این عالم بین انسان ها به وجود می آید. اما نباید از ذهن دور داشت كه ملاك وحدت در این‎گونه موارد نیز نیاز مادی افراد به یكدیگر است و احتیاجات متقابل، موجب تعاون و همكاری میان آنان می‎شود. اما اگر انسان از این زندگی محدود و گذرا فراتر رود و درصدد فراهم ساختن سعادت ابدی و جاودانه برای خود برآید، بیش از پیش، وحدت بین او و انسان‌های دیگر برقرار خواهد شد.
فطرت انسان، هم خداپرست و هم بی‎نهایت‌طلب است. انسان‌هایی، كه فطرتاً خداپرستند، در سایهٔ عشق به خداوند واحد با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند و هركس را كه بیشتر به خدا نزدیك تر است، بیشتر دوست دارند. آنان كه در پی سعادت ابدی
﴿ صفحه 130 ﴾
خویشند، تلاش می كنند كه با آن انسانی بیشتر ارتباط برقرار كنند كه بتواند برای سعادت ابدی آنان بیشتر مؤثر باشد و برای آنان نفع معنوی داشته باشد. حال اگر در جامعه ای این امر فطری بیدار شد و انسانها رابطه خود را با خدا شناختند و درصدد پرستش خداوند یگانه برآمدند، عامل مهمی برای ایجاد ارتباط میان دل‌های آنان به وجود می‎آید، زیرا همهٔ این افراد پرستش‎گر یك خدا هستند و تنها یك خداست كه معبود، معشوق و محبوب همهٔ آن هاست.
هم‎چنین انسان‌ها در سایهٔ اعتقاد به این‌كه باید هدف اصلی خود را كسب سعادت ابدی و رسیدن به بهشت جاودانه قرار دهند، سعی می كنند با كسانی بیشتر ارتباط برقرار كنند كه بتوانند در این راه، به آنان كمك بیشتری كنند. چنین افرادی باید دین صحیحی بر آن ها حاكم باشد تا در سایهٔ وحدت دین حق، با هم متحد شوند. اسلام تلاش می كند تا تمام انسان ها را بر اساس این محور گرد هم آورد.
البته وجود این عامل فطری، به معنای مجبور بودن افراد و تسلیم شدن در برابر این عامل نیست؛ بلكه افراد می‌توانند از آن سرپیچی كرده و برخلاف اقتضای فطرت حركت کنند. خداوند بر انسان‌ها منّت گذاشته، این عامل فطری را در نهاد آن‌ها قرار داده است تا بتوانند برای رسیدن به سعادت ابدی از یكدیگر بهره برند. همان‎گونه كه همكاری و تشكیل یك جامعه واحد برای خوشی، رفاه و آرامش زندگی چند روزه لازم است، تعاون و همكاری برای رسیدن به سعادت ابدی نیز لازم است. زمانی این عامل فطری می تواند در جامعه، نقش خود را در ایجاد وحدت و اتحاد ایفا كند كه آن فكر، بینش و فرهنگ توحیدی در جامعه رواج پیدا كند.
در صورت ترویج فرهنگ توحیدی در جامعه، توجه دایم به خدا و جستجو كردن سعادت ابدی در پرستش او، عامل بسیار مهمی برای وحدت میان افراد آن جامعه به وجود
﴿ صفحه 131 ﴾
می آید. البته در سایهٔ این وحدت، اختلاف‌های فرعی‌ای می تواند وجود داشته باشد؛ ولی به شرط این‎كه به آن هدف اصلی آسیب وارد نسازد. خداوند اختلافات طبیعی و تكوینی را حتی به رسمیت نیز شناخته است:
وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا؛(63) و شما را تیره‎ها و قبیله‎ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید.
بر اساس این آیهٔ شریفه، وجود اختلافات تکوینی از سوی خداست و خداوند این اختلافات را به وجود آورده است و اختلافات می تواند عاملی برای سعادت زندگی دنیا باشد و درون یك جامعه بزرگ انسانی، جوامع كوچك، ارتباط بیشتری با هم داشته باشند و بیش از پیش، به یكدیگر یاری رسانند.
اسلام در تربیت انسان‌ها می‎كوشد به‎گونه‎ای آنان را پرورش دهد كه با حفظ تمام اختلافات و تفاوت های فردی و گروهی، در یك جامعهٔ بزرگ، بر اساس یك ملاك متعالی، به نام دین، وحدت خود را حفظ كنند. بنابراین، نباید اجازه داد كه ملی‎گرایی در جامعه، به حدی رشد كند كه وحدت اسلامی را خدشه‎دار كند. هرچند كه وحدت ملی و نژادی دارای اهمیت است، اما این امر مانع از آن نمی‎شود كه تمام نژادها تحت یك حكومت و ملت واحد قرار گیرند. فراتر از این، تمام ملت ها، با وجود اختلاف نژاد، زبان و سایر اختلافات طبیعی و غیر طبیعی، باید از یك وحدت الهی برخوردار باشند.
ملت‌های­ مختلف باید در سایهٔ پرستش خداوند یگانه باهم متحد گردند. خداوند، در سایهٔ خداپرستی، الفتی را میان مؤمنان به وجود آورد و آن را بالاترین نعمت برای خود شمرد. كسانی كه از این نعمت بهره مند می شوند، باید به پاس این نعمت عظیم الهی، این ­ارتباط‌های­ دینی و مذهبی
﴿ صفحه 132 ﴾
را در میان خود را تقویت كنند و اجازه ندهند كه اختلافات دیگر، اعم از اختلافات سلیقه ای، گروهی، نژادی و حتی اختلافات مذهبی، مانع از حفظ وحدت اسلامی شود.
5. نقش مکتب در پیروزی انقلاب اسلامی
تمام تأكید انبیا بر این بود كه باید اعتقاد حق را از باطل تشخیص داد و با برهان و منطق، درصدد اثبات و ترویج آن برآمد و به نقد افكار مخالفان و طرفداران باطل پرداخت تا هیچ فرد آگاهی به سمت آن گرایش پیدا نكند. حضرت امام خمینی(رحمه الله) با الهام از این حركت انبیا، شعار احیای اسلام ناب محمدی را مطرح ساخت و با كمك و همراهی یاران باوفای خود، انقلاب اسلامی را پایه‎ریزی كرد. بررسی تاریخ انقلاب اسلامی نشان می‎دهد كه اولین شعاری كه حضرت امام(رحمه الله) مطرح كرد و دیگران نیز از آن پیروی كردند، مسألهٔ احیای اسلام بود. مروری بر سخنرانی‌های آن حضرت در همان آغاز نهضت، حاكی از آن است كه اساس برپایی چنین نهضتی، به سبب خطری بوده است كه ایشان نسبت به فراموشی اسلام احساس می‎كرد.
بنابراین در این پدیده عظیم تاریخى كه على‌رغم تحلیل‌هاى فراوانى كه دوست و دشمن در این دو دهه انجام داده‌اند، هنوز زوایاى ناشناخته زیادى دارد، مکتب تشیع نقشی اساسی در پیدایش آن داشته است. بدون تردید عقاید شیعه و تحولات زندگى شیعه در طول تاریخ و زحماتى كه بزرگان و علما در تبیین سیره اهل‌بیت‌(علیهم السلام) کشیدند و اعتقاداتى كه مردم، به‌خصوص مردم شیعه ایران به حركت ائمه اطهار(علیهم السلام) و به‌ویژه مخصوصاً سیدالشهدا(علیه السلام) داشتند و آداب و رسوم مذهبى كه در طول تاریخ شكل گرفته بود و عوامل اجتماعى دیگرى كه در این قرن اخیر در كشور ما پدید آمده بود، زمینه‌هایى براى پیروزی انقلاب اسلامی فراهم كرده بود. حتی وحدت و الفتی نیز که پیش از این ذکر گردید، تنها به جهت متکی بودن آن بر مکتب متعالی تشیع، منشأ اثر گردید.
﴿ صفحه 133 ﴾
نقش مکتب متعالی تشیع در پیروزی انقلاب اسلامی در تمام جنبه‌های انقلابی امام خمینی(رحمه الله) و مردم نمود دارد. این انقلاب از همان ابتدا بر اساس الگوهای قیام امام حسین‌(علیه السلام) شكل گرفت. محور سخنرانی‌های امام‌(رحمه الله) در سال‌های 1342 و 1343 در مدرسهٔ فیضیه و مسجد اعظم، خطراتی بود كه اسلام را مورد تهدید قرار داده بود. از این‌رو در آن زمان ایشان تصریح می‌نمودند كه: «ای سران اسلام، به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید».(64) اما‌م(رحمه الله) برای بسیج مردم و به حركت درآوردن و شوراندن آن‌ها علیه نظام ستم‌شاهی و تحریك غیرت آنان، همواره این مسأله را تكرار می‌کردند که اسلام در خطر است. هنگامی که حضرت امام‌(رحمه الله) این‌گونه صحبت می‌کرد و فریاد می‌زد، اقشار مختلف مردم که عاشق اسلام بودند بدنشان به لرزه می‌افتاد و با تمام وجود احساس وظیفه می‌کردند که باید از اسلام دفاع کنند.
البته باید توجه داشت که مسأله در آن زمان این نبود که رژیم پهلوی جلوی نماز خواندن و مسجد ساختن و عزاداری مردم را گرفته بود و با آن‌ها مخالفت می‌کرد. البته پدرش در ابتدا که به قدرت رسید، چند صباحی این ناشی‌گری را کرد و مجالس عزاداری سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین‌(علیه السلام) را ممنوع کرد، اما بعدها خود او متوجه اشتباهش گردید و از این اعمال دست برداشت. پسر او نیز تا حدودی از پدر خویش عبرت گرفت و از این قبیل کارها انجام نداد. البته شرایط اجتماعی هم در زمان او چنین اقتضایی نداشت. از این‌رو، او نه تنها مجالس روضه‌خوانی را ممنوع نکرد؛ بلکه خود او در کاخ سعدآباد مجالس روضه‌‌خوانی برگزار می‌کرد. او حتی برای ایجاد مقبولیت در میان مردم، سلطنتش را به خدا منتسب می‌کرد و شاه را سایهٔ خدا معرفی می‌کرد.
اما امام(علیه السلام) با هوش و درایت خود پی برد که تمام این کارها برای ظاهرسازی است و
﴿ صفحه 134 ﴾
مشکل اصلی شاه این بود که حرکت‌هایی را آغاز کرده بود که حضرت امام(علیه السلام) با تیزبینی و دوراندیشی، به درستی تشخیص داد که این اقدامات آغاز یک روند بلندمدت برای اسلام‌زدایی و در نهایت، محو کامل اسلام است. در دروس پایانی کتاب به برخی از اقدامات شاه که حساسیت مردم مذهبی را برانگیخت اشاره خواهیم کرد.
امروزه در نظام جمهوری اسلامی،‌کسانی شعارهای جدیدی را مطرح ساخته‌اند که از جملهٔ آن‌ها، شعار «استقلال، آزادی، پیشرفت» است. برخی از آنان، این شعارها را نیز از شعارهای اول انقلاب می‎دانند. ولی شعارهایی که در آن زمان، به زبان مردم جاری می‌شد، در ابتدا شامل شعارهایی نظیر «استقلال، آزادی، حكومت اسلامی» می‌گردید و هنگامی نیز كه حضرت امام‌(رحمه الله) درصدد تبیین این نظام برآمد و روح اسلام را با حكومت سلطنتی مغایر دید، حكومت جمهوری اسلامی را مطرح كرد و از آن پس، این شعار تبدیل به «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» گردید. به نظر شما آیا ارایهٔ این شعارهای جدید، که از سوی برخی از خواص، مطرح می‌گردد، با شعارهای اوّلیهٔ انقلاب و با روح انقلاب اسلامی سازگار است؟ آیا می‌توانید توجیهی برای کلام آنان بیابید؟
6. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. در پیروزی انقلاب اسلامی، نمی‌توان از نقش مردم و مکتب، در کنار نقش رهبری، چشم پوشید.
2. در دوران رژیم پهلوی، به دلیل ترس آن رژیم از حضور مردم متدین و مذهبی، تنها نخبگان شیفتهٔ غرب‌ در ادارهٔ کشور نقش داشتند و این رژیم به نیروی مردم باور نداشت.
﴿ صفحه 135 ﴾
3. برخلاف این تصور، امام خمینی(رحمه الله) معتقد بود که باید در حرکت اجتماعی خود از مردم بهره گیرد و نمی‌توان به گروه‌های سیاسی و احزاب مخالف رژیم برای ایجاد تغییرات امیدوار بود.
4. برقراری الفت میان مؤمنان و نیز پایبندی آنان به احکام شریعت اسلامی، موجب بهره‌مندی آنان از امدادهای غیبی گردید و خداوند متعال به برکت این وحدت، رژیم پهلوی را سرنگون ساخت.
5. تنها روح توحید و خداپرستی است که عامل وحدت پایدار در جامعه است و هرگونه وحدتی، بدون اتکا به این اصل، دوام نخواهد آورد.
6. مکتب متعالی تشیع در پیروزی انقلاب اسلامی نقشی اساسی داشته است و در تمام جنبه‌های انقلابی امام خمینی(رحمه الله) و مردم این امر مشهود بوده است.
7. سه عامل رهبری، مردم و مکتب، از عوامل مهمی است که انقلاب ایران را به پیروزی رساند و دستاوردهای عظیمی را به بار آورد. شناخت این دستاوردها می‌تواند این نعمت عظیم را بهتر معرفی کند، از این‌رو در درس آتی به این مطلب پرداخته خواهد شد.
﴿ صفحه 136 ﴾
7. پرسش
1. جایگاه مردم را در حکومت محمدرضا شاه پهلوی تبیین نمایید.
2. دلیل تمایل امام خمینی(رحمه الله) به حضور مردم در صحنهٔ مبارزات و عدم اتکا بر احزاب و گروه‌های سیاسی مخالف دولت چه بود؟
3. مردم چگونه در پیروزی انقلاب اسلامی نقش ایفا نمودند؟
4. روحیهٔ توحید و خداپرستی در جامعه چگونه می‌تواند منشأ وحدت مردم گردد؟
5. نقش مکتب تشیع را در پیروزی انقلاب اسلامی تشریح نمایید.
8. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. حسینی، حسین، رهبری و انقلاب؛ نقش امام خمینی(رحمه الله) در انقلاب اسلامی ایران، تهران: پژوهشکدهٔ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چ1، 1381.
2. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی؛ زمینه‌ها و پیامدها، تدوین: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، قم: دفتر نشر و پخش معارف، چ1، 1380.
3. مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
4. ، عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
﴿ صفحه 137 ﴾

درس هفتم: دستاوردهای انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. تقسیم‌بندی‌ای از دستاوردهای انقلاب اسلامی ارائه دهد؛
2. دستاوردهای داخلی انقلاب اسلامی را برشمرده، آن‌ها را تشریح نماید؛
3. دستاوردهای انقلاب اسلامی را در عرصهٔ بین‌الملل از زوایای مختلف مورد توجه قرار دهد؛
4. ملاک پیشرفت در نظام اسلامی را تبیین نماید.
﴿ صفحه 138 ﴾
﴿ صفحه 139 ﴾
وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَیَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون؛(65) و به یاد آورید هنگامی را كه شما در زمین، مردمی اندك و مستضعف بودید، می‌ترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاك به شما روزی داد. باشد كه سپاس‌گزاری كنید.
1. مقدمه
پیروزی انقلاب اسلامی، که مرهون رهبری‌های مدبرانهٔ امام خمینی(رحمه الله)، حضور یکپارچهٔ مردم متدین، و آموزه‌های پویای مکتب تشیع بوده است، تأثیر فراوانی بر تحولات داخلی، منطقه‌ای و جهانی داشته است، به‌طوری که با اندک تأملی می‌توان به این دستاوردها پی برد.
انقلاب اسلامی آنچنان قدرت‌های جهانی را در حیرت فرو برد و بر صورت ستمگران سیلی نواخت كه برخی از آن‌ها هنوز هم نتوانسته‎اند تعادل خود را به دست آورند. به‌همین سبب، از روی سرگردانی و حیرت، گاهی نعرهٔ مستانه سر داده، تهدید به جنگ می‎كنند و گاهی از روی عجز و ناتوانی تقاضای مذاكره و سازش می‎نمایند. باید سال‌ها، و شاید
﴿ صفحه 140 ﴾
قرنی، بگذرد تا بتوان این حادثهٔ عظیم تاریخی را به‌طورکامل تبیین و بازشناسی كرد. برای فراهم ساختن زمینهٔ تحقق چنین جامعه‎ای، هزاران پیامبر از جانب خداوند مبعوث گردیدند؛ لیكن به چنین توفیقی دست نیافتند. تنها نمونه‎ای كه بر اساس آیات قرآن كریم می‎توان از آن یاد كرد، حكومت حضرت سلیمان‌(علیه السلام)‌ است كه عظمت آن به این وسعت نبوده است. با این وجود، بسیاری از ما، همانند ماهیِ در آب كه از اهمیت آب غافل است، از وجود چنین نعمت بزرگی غافلیم كه البته باید از باب:
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث؛(66) و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوی،
به بیان عظمت این انقلاب پرداخت تا همگان نسبت به نعمتی كه به آنان عطا شده، از آگاهی لازم برخوردار شوند.
از این‌رو، در این درس تلاش خواهد شد تا به بخشی از این دستاوردها اشاره شود تا نسل سوم انقلاب، که نیازمند تصویر صحیحی از دوران پیش و پس از انقلاب است، به درک این حرکت اجتماعی نایل آید.
دستاوردهای انقلاب اسلامی را می‌توان در دو حیطهٔ داخلی و خارجی مورد بررسی قرار داد که در این درس به زوایای مختلف آن اشاره خواهد شد.
2. دستاوردهای داخلی انقلاب اسلامی
الف ـ تحقق آرمان‌های والای اسلامی
با وقوع انقلاب اسلامی، زمینه‎ای فراهم گردید تا ارزش‌ها و احكام اسلامی جامهٔ عمل به خود پوشاند و جامعهٔ اسلامی رنگ الهی به خود بگیرد. این دستاورد عظیم، حركت چندین هزار سالهٔ انبیا و اولیای الهی را در جهت استقرار حكومت دینی به ثمر نشاند. یكی از
﴿ صفحه 141 ﴾
دستاوردهای این نظام آن است كه ارزش‌های والای اسلامی، روز به روز، از جایگاه رفیع‌تری در جامعه برخوردار می‎شوند، عدالت بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار می‎گیرد، از وجود تبعیض‌های ناروا كاسته می‎شود، شایسته‌سالاری بر امور جامعهٔ اسلامی حكم‎فرما می‎گردد، و روحیهٔ ایثار و فداکاری ترویج می‌شود.
در سایهٔ این دستاورد و رحمت الهی بود که در صحنهٔ دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز ما شاهد جان‎فشانی‌ها و ایثارِ ازخودگذشتگانی بوده‎ایم كه از تمام زندگی مادی خود چشم‎پوشی كرده، قدم در راهی گذاشتند كه جز سختی و مرارت و محرومیت چیز دیگری را به همراه نداشت. همین افراد علی‎رغم تمام این مشقات، هنگامی كه نعمت‌های بسیار عظیم خداوند را مشاهده می‎كنند كه خداوند متعال به سبب چنین مقاومتی به ملت سرافراز ایران ارزانی داشته است، آرزو می‎كنند كه ای كاش تمام عمر آن‌ها در جبهه‎ها گذشته بود. اینان با پیروی از انبیای الهی سعادت معنوی و اخروی را دنبال می‎كنند و از بهره‎های مادی و رفاه این جهانی می‎گذرند و در این راه نه تنها اهمیتی به زندگی مادی نمی‎دهند؛ بلكه عاشقانه زندگی دنیوی خود را به عنوان هدیهٔ كوچكی به پیشگاه محبوب خویش تقدیم می‎دارند. این امر ناشی از اثر تربیتیِ حركت انبیا در میان آنان است كه این‌چنین مست شهادت گردیده‎اند و لذت‌های دنیا برای آن‌ها ارزشی ندارد. به سبب همین تفكرات و اندیشه‎ها بود كه آنان ره صدساله را در یك شب پیمودند و خود را به درجه‎ای رساندند كه اولیای الهی پس از سال‌ها ریاضت به‌آن دست می‌یابند.
با توجه به اینکه، تحقق آرمان‌های والای اسلامی، مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی به‌شمار می‌رود، مردم و مسؤولین نظام جمهوری اسلامی باید نقش اساسی در حفظ این دستاورد ایفا ‌کنند، از نظر شما مردم برای حفظ این دستاورد چه وظیفه‌ای دارند؟ مسؤولین در این زمینه چه تکالیفی بر گردن دارند؟ با دوستان خود به گفت‌وگو بنشینید و ضمن یافتن پاسخ این سؤالات، مشخص سازید که آیا این دو دسته به وظایف خود در این مورد عمل کرده‌اند یا خیر.
﴿ صفحه 142 ﴾
ب ـ رفع اختناق از عموم مردم و به ویژه مسلمانان
یكی از بركات عظیم این انقلاب، رفع اختناق از اكثریت مردم این مرز و بوم بود. به‌جز افراد سرسپردهٔ رژیم سابق، سایر اقشار جامعه در اختناق و فشار به سر می‎بردند و بسیاری از افراد در معرض رفتارهای ظالمانهٔ آن رژیم قرار داشتند. از این جهت، این انقلاب، بركاتی را هم برای مسلمانان كشور و هم برای غیر مسلمانان به ارمغان آورد. زمانی عظمت این مسأله درك خواهد شد كه مراتب ظلم و ستمی كه آن رژیم برای مردم در نظر گرفته بود، مورد ارزیابی قرار گیرد.
یكی از ثمرات این انقلاب را باید بركاتی دانست كه تنها، برای مسلمانان كشور حائز اهمیت است. مسلمانان در رژیم سابق دچار محدودیت‌های زیادی بودند و قادر به انجام آزادانهٔ بسیاری از تكالیف دینی خود نبودند و حتی از نوشتن و بیان برخی از مسایل دینی محروم بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی، این مانع برداشته شد و به مسلمانان این مرز و بوم این آزادی را عطا فرمود تا بتوانند وظایف دینی خود را، آن‌گونه كه اسلام خواهان آن است، انجام دهند.
در اثر اختناق موجود در آن زمان، عناصری یافت می‎شدند كه اسلام را به‌صورت تحریف شده ترویج می‎كردند و كسی هم قدرت جلوگیری از آن را نداشت. كار به‌ آن‌جا كشیده بود كه نشریه‎ای به نام فرقان، با صراحت، حضرت امام خمینی(رحمه الله) را مورد اتهام قرار داده، او را یكی از همكاران استعمار معرفی كرد. آنان آیات و احادیث را آن‎گونه كه خود می‎خواستند، ابلاغ می‎كردند و قرآن را طبق خواستهٔ خود تفسیر می‎‎كردند. در كنار این گروه، گروهك‌های چپ‎گرا و كمونیست دیگری نیز حضور داشتند كه تبلیغات دامنه‎داری را علیه اسلام دنبال می‎كردند.
برای مردم ایران، در آن دوران، رهی برای سرنگونی آن رژیم جز دعا باقی نمانده بود! با استمرار عمر آن رژیم، برخی ناامید گشتند و دعاهای خود را غیر قابل استجابت احساس
﴿ صفحه 143 ﴾
می كردند. در زمان انبیای الهی نیز چنین وضعیتی وجود داشته است و مردم تصور می‎كردند كه فرستادگان خداوند، وعده‎های پوچ داده‎اند و حتی خود فرستادگان الهی نیز نسبت به اجابت دعای خویش مأیوس می‎گردیدند؛ ولی پس از مدت زمانی، خداوند پیروزی را برای آنان به ارمغان می‎آورد:
حَتَّی إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّیَ مَن نَّشَاء؛(67) تا هنگامی كه فرستادگان [ما] نومید شدند و [مردم] پنداشتند كه به آنان واقعاً دروغ گفته شده، یاری ما به آنان رسید. پس كسانی را كه می خواستیم نجات یافتند.
در آن زمان كه دیگر امیدی به سرنگونی آن رژیم غول‌پیكر وجود نداشت، خداوند به یاری مردم ایران شتافت و خواستهٔ آنان را محقق ساخت. ستاره‎ای طلوع كرد و برقی بدرخشید و جانشین آن رژیم منحوس گردید.
ج ـ به ارمغان آوردن وحدت میان اقشار مختلف جامعه
یكی از بزرگ‌ترین بركاتی كه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نصیب ملت ایران گردید، وحدت اقشار مختلف مردم بود. وحدتی كه در اوایل انقلاب در میان اقشار مختلف جامعه تحقق یافت، باعث شد تا اوضاع و احوالی رؤیایی در تاریخ بشریت به وجود آید. پیش از پیروزی انقلاب، در سرمای زمستان و در زمان اعتصابات، جوانان این مرز و بوم ساعت‌ها در صف می‎ایستادند تا ظرف نفتی فراهم آورند و آن را در اختیار همسایگانی قرار دهند كه توان ایستادن در آن صف‌ها را نداشتند. در آن زمان حتی رهبر كبیر انقلاب و بزرگ‌ترین شخصیت قرن، تنها به همان میزان جیره‎بندی كه برای همگان وجود داشت، اكتفا می‎كرد. در همان زمان كه در اثر جنگ، مواد غذایی كشورمان محدود گردید و
﴿ صفحه 144 ﴾
جیره‎بندی‌هایی در نظر گرفته شد، آن رهبر عظیم‌الشأن از گوشت یخ‎زده‎ای استفاده می‎كرد كه فقیرترین افراد جامعه از آن بهره می‎بردند. در جهان كمتر موردی را نظیر این‎گونه موارد می‎توان یافت و این‎گونه حكایت‌ها را باید در افسانه‎ها جست‌وجو کرد. این احساس یگانگی و وحدت، كه بین اقشار ملت در سایه انقلاب اسلامی به وجود آمد، باید حفظ گردد تا همچنان نظام پابرجا باقی بماند.
به نظر شما، آیا آن وحدت و انسجام ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی، همچنان باقی است؟ اگر پاسخ منفی است، علّت آن را در چه می‌دانید و اگر پاسخ مثبت است، نمونه‌هایی را ذکر نمایید که این امر را به وضوح نشان دهد.
3 ـ دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصهٔ بین‌الملل
ارمغانی که انقلاب اسلامی، به برکت رهبری‌های مدبرانهٔ امام خمینی(رحمه الله) به همراه آورد، منحصر به داخل کشور نبوده، کل جهان را تحت تأثیر خود قرار داد. دستاوردهای این حرکت بزرگ تاریخی در عرصهٔ روابط بین‌الملل را می‌توان متوجه گروه‌های مختلفی دانست که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف ـ دستاوردهای مخصوص شیعیان
شیعه همواره در طول تاریخ، در میان امّت اسلامی و سایر ملل، تحت ستم و فشار بود و شیعیانی که در میان گروه‌های دیگر زندگی می‌کردند، از این‌که نام آنان به عنوان شیعه یاد شود خجالت می‌کشیدند. علت هم آن بود که در طول تاریخ، اتهام‌های زیادی به شیعیان نسبت داده شده بود و دفاع در مقابل این هجمهٔ گستردهٔ تبلیغاتی نیز امکان‌پذیر نبود.
﴿ صفحه 145 ﴾
حتی در سال‌های اواخر عمر رژیم پهلوی، به دلیل کمک‌های آن رژیم به رژیم صهیونیستی، شیعیان متهم به حمایت از یهود گردیدند و «برادر خواندهٔ یهود» خوانده شدند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، شیعیان و پیروان اهل بیت‌(علیهم السلام) در میان سایر مسلمانان احساس عزّت و سربلندی کردند. و همین عزّت است که در رأس دستاوردهای این انقلاب قرار دارد:
وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِین؛(68) و عزّت از آنِ خدا و از آنِ پیامبر او و از آنِ مؤمنان است.
از این‌رو باید تلاش شود تا این شرف و عزّت، با جان و دل مورد محافظت قرار گیرد.
بی‌تردید، نظام ایده‎آل در اندیشهٔ اسلامی، همان نظامی است كه خداوند منّان، وعده داده است كه به دست مبارك حضرت ولی عصر‌ تشكیل خواهد شد و افتخار نظام جمهوری اسلامی نیز آن است كه گام‌هایی را در جهت نزدیك شدن به آن نظام و فراهم شدن بستر و زمینه‎ای مناسب برای تحقق آن برداشته است. در صورتی كه روند حركت این نظام به‌گونه‎ای باشد كه در حال حاضر مشاهده می‎شود، امید می‎رود كه این نظام به اهداف عالی خود دست یابد. بررسی دستاوردها و نتایجی كه این نظام در داخل و خارج از كشور به‌بار نشانده است، حاكی از آن است كه پیشرفت محسوسی در این زمینه وجود داشته است و در راستای تشكیل حكومت جهانی آن حضرت‌‌، اقدامات شایسته‎ای صورت گرفته است. این امر حاكی از پیروزی انقلاب اسلامی در دست‎یابی به اهداف خود می‎باشد و از این‌رو مردم و مسؤولین نظام باید از خداوند متعال سپاس‎گزار باشند كه به آنان این توفیق را عطا فرموده كه توانستند این نظام را به سمت هدف مطلوب خود هدایت كنند.
﴿ صفحه 146 ﴾
به نظر شما، با استقرار حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، آیا علاوه بر مواردی که ذکر گردید، تغییر محسوسی نسبت به وضعیت شیعیان در جهان پدید آمده است؟ در این زمینه با دوستان خود به بحث بنشینید و با ذکر موارد متعدد، این مسأله را مورد بررسی قرار دهید.
ب ـ دستاوردهای مخصوص مسلمانان
نهضت اسلامی مردم ایران، نه‌تنها عزّت شیعیان و امید به ظهور منجی عالم بشریت را به همراه داشت؛ بلکه باعث سربلندی و عزّت سایر مسلمانان نیز گردید. تا پیش از انقلاب اسلامی، مسلمانان در کشورهای غربی و محافل مسیحی، از مسلمان بودن خود شرم می‌کردند؛ به خصوص، اگر کسی از آنان ملتزم به احکام شرعی از قبیل نماز، روزه و سایر واجبات بود، به مرتجع بودن متهم می‌گردید. اما با پیروزی انقلاب اسلامی مسلمانان به مسلمان بودن خود افتخار می‌کنند و از آن احساس غرور می‌نمایند.
ج ـ دستاوردهای مخصوص طرفداران ادیان مختلف
انقلاب اسلامی ایران، نه تنها عزّت اسلامی را برای مسلمانان جهان به ارمغان آورد؛ بلکه طرفداران ادیان دیگر را نیز به تکاپو انداخت و آنان را نسبت به دین‌داری خویش مفتخر ساخت؛ به‌طوری که حتى برخی از رؤساى جمهور اروپا، و به عنوان نمونه، رییس جمهور اسبق اتریش، با صراحت اعتراف کردند که بعد از حركت امام در ایران، آنان نیز به دیندار بودن خود، افتخار می‌کنند. برخی از اسقف‌های بزرگ مسیحی نیز با صراحت اظهار داشتند که حركت امام در ایران به آنان جرأت داد تا آشکارا به ترویج مسیحیت و اصل دین و اعتقاد به خدا بپردازند.
﴿ صفحه 147 ﴾
4. ملاك پیشرفت در انقلاب اسلامی
از آن‌جا كه مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، فرهنگی بوده است، برای بررسی پیشرفت انقلاب اسلامی باید بیش از هر چیز عوامل فرهنگی و فكری را مورد توجه قرار داد. بنابراین برای بررسی و ارزیابی میزان رشد انقلاب اسلامی، نمی‎توان به گسترش فعالیت‌های اقتصادی استناد كرد. صنعت بسیاری از نقاط جهان پیشرفت كرده است؛ لیكن این امر ارتباطی با مسلمان بودن یا نبودن آنها نداشته است، بلكه شرایط و انگیزه‎های خاصی باعث این رشد شده است. در كشور ما نیز اگر در صنعت، پیشرفتی مشاهده شود، نمی‎توان آن را صد در صد به پای انقلاب گذاشت. عكس این مطلب نیز صادق است و مشكلات اقتصادی را نباید به گردن انقلاب انداخت، زیرا بسیاری از كشورهای غیر مسلمان نیز به این آفت‌ها مبتلا شده‎اند.
بنابراین، در صورتی‌كه آمار نشان از آن داشته باشد كه درصدِ افكار متمایل به اسلام افزایش یافته است، می‎توان ادعا كرد كه انقلاب پیشرفت كرده است، وگرنه نمی‎توان چنین ادعایی را داشت. البته تنها از بُعد كمیت نباید به قضاوت نشست، بلكه باید به كیفیت نیز نظر كرد، زیرا در مورد ارزیابی افزایش یا كاهش پایبندی افراد نسبت به زمان اول انقلاب، به آسانی نمی‎توان از روش‌های آماری بهره گرفت، بلكه نیاز به فرمول‌های پیچیده‎ای است كه تحلیل كیفی را نیز در بر داشته باشد.
البته گاهی اسلامی بودن انقلاب، زمینه را برای رشد انسان‌ها فراهم می‎سازد و آنان را وامی‎دارد تا توانایی‌های خود را بروز دهند؛ به عنوان نمونه، می‎توان ادعا كرد كه اسلامی بودن انقلاب، زمینهٔ رشد جوانان را فراهم كرده است. برای اثبات این مدعی، باید با روش علمی ثابت كرد كه اسلامی بودن انقلاب باعث شده است تا جوانان این مرز و بوم، به جای عشرتكده‎ها به سمت آزمایشگاه‌ها و به جای مراكز فساد به سمت كتابخانه‎ها روی آوردند.
﴿ صفحه 148 ﴾
در صورت اثبات چنین مطلبی می‎توان این ادعا را پذیرفت كه رشد جوانان در این زمینه، یكی از ثمرات انقلاب است.
اگرچه ملاک‌های متفاوتی برای پیشرفت در انقلاب اسلامی ذکر گردیده است، امّا هرکس که به این بحث پرداخته است، زاویهٔ خاصّی را مدنظر قرار داده و اساس پیشرفت یا عدم پیشرفت انقلاب را به آن مورد خاص پیوند زده است. از نظر شما، چگونه می‌توان پیشرفت انقلاب اسلامی را مورد ارزیابی قرار داد؟ در این زمینه، چه ابعادی را باید مورد توجه قرار داد؟ آیا ارتباطی میان ملاک‌های مختلف می‌توان ایجاد کرد؟
5. کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در آینهٔ آمار
هرچند که مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، دستاوردهایی فرهنگی بوده است، لیکن عملکرد سال‌های پیشین نظام جمهوری اسلامی حاکی از آن است که در حوزه‌های دیگر نیز موفقیت‌های چشمگیری برای ملت ایران به دست آمده است که در این‌جا به برخی از آن موارد اشاره می‌‌‌‌شود:
1. هرچند که تولید و توزیع مواد مخدر در کشور همسایهٔ ایران، افغانستان، از رقم بالایی برخوردار است و این امر جوانان ایران را به شدت تهدید کرده و می‌کند، لیکن به قدری در این جهت نظام جمهوری اسلامی از خود حساسیت نشان داد که در سال 1382 از سوی سازمان بین‌المللی مبارزه با مواد مخدر به عنوان موفق‌ترین کشور در امر مبارزه با مواد مخدر معرفی گردید. این در حالی است که در زمان رژیم پهلوی، شاه و بستگان او نقش مهمی در معاملات مواد مخدر ایفا می‌کردند.
2. نظام جمهوری اسلامی ایران، علی‌رغم توطئه‌های همیشگی قدرت‌های بزرگ جهان
﴿ صفحه 149 ﴾
از طریق تحریم اقتصادی، به راه انداختن جنگ عراق علیه ایران، کودتا و اموری از این قبیل، در عرصه‌های مختلف کارآمدی خود را نشان داده است. به عنوان نمونه، رشد تولید ناخالص داخلی، در سال 1368 برابر با 6/9514 میلیارد ریال بوده است که در سال 1375، به 14649 میلیارد ریال (یعنی 4/6 درصد رشد متوسط سالانه) افزایش یافت.
3. در بخش کشاورزی، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد رشد ارزش افزودهٔ بخش کشاورزی بوده‌ایم، به‌طوری که ارزش افزودهٔ این بخش از 2746 میلیارد ریال در سال 1368 به 9/3822 میلیارد ریال در سال 1375 رسیده است که از متوسط رشد سالانه‌ای معادل 84/4 درصد برخوردار است. این رشد در سال‌های 78، 79 و 80 نیز به ترتیب، 54/13، 56/12 و 09/12 درصد بوده است.
در زمینه دستاوردهای بخش کشاورزی باید خاطرنشان سازیم که در حیطۀ کشاورزی و دامداری، بنا بر آمار رسمی دولت در سال 1356، دولت فقط توان تأمین مواد غذایی مردم خود را برای 33 روز در سال داشت و ناچار بود تا باقی موادغذایی را از خارج وارد کند؛ ولی هم اینک کشورمان، به رغم رشد سریع جمعیت، به مرز خودکفایی رسیده است؛ به گونه ای که با توجه به اینکه تولید گندم در سال 1356، 1/5 میلیون تن بوده وکشورمان سال ها از بزرگترین واردکنندگان گندم در دنیا محسوب می گردد، در سال 1383، با تولید بیش از 14 میلیون تن، توانست در تولید این محصول استراتژیک به خودکفایی دست یابد.(69)
4. بر اساس سرشماری‌های عمومی در سالهای 1355، 1365، و 1370 از افراد 6 ساله و بیشتر، نسبت با سوادان به ترتیب 47/47، 78/61 و 06/74 درصد بوده است. در سال 1382 نیز این نسبت به 85 درصد رسیده است.
5. در بخش آموزش عالی نیز شاهد رشد چشمگیری بوده‌ایم، به طوری که تعداد
﴿ صفحه 150 ﴾
دانشجویان، که در سال تحصیلی 1357 ـ 1356 فقط 160000 نفر بوده است، در سال 1374 ـ 1373 به 478450 نفر رسیده است. البته این آمار بدون توجه به آمار دانشجویان داشنگاه آزاد اسلامی است که با احتساب دانشجویان این دانشگاه، هم‌اینک حدود 2 میلیون دانشجو در کشور وجود دارد. بر این اساس، تعداد طرح‌های تحقیقاتی و نیز شمار محققان کشور، سال به سال رشد فزاینده‌ای داشته است و تدوین مقالات در نشریات معتبر داخلی و خارجی نیز به شدت رو به افزونی بوده است.
6. رشد دانشجویان تنها رشدی کمی نبوده است، بلکه از جهت کیفی نیز موفقیت‌های بی‌شماری نصیب دانشجویان در المپیادها و سایر عرصه‌های رقابتی شده است، به طوری که در بسیاری از رقابت‌ها دانشجویان ایرانی از دانشجویان کشورهای صنعتی نیز پیشی گرفته‌اند.
7. در این میان نباید از تأسیس مراکزی غفلت ورزید که برای گسترش تفکر شیعی و اسلامی، طلاب و دانشجویان خارجی را زیر پوشش خود گرفته‌اند.
8. در بخش عمران و سازندگی نیز کشورمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی جهش بزرگی را نشان می‌دهد؛ به طوری که هم اینک 95 درصد روستاهای کشور از نعمت برق برخوردارند. در این حوزه، نکتهٔ قابل توجه آنکه کشورمان در مراحل احداث شبکهٔ انتقال و توزیع برق به خودکفایی رسیده است و علاوه بر تأمین نیازمندی‌های داخلی، دانش فنی و محصولات تولیدی شرکت‌های ایرانی به بسیاری از کشورهای جهان و حتی کشورهای اروپایی صادر می‌شود. در زمینهٔ گازرسانی نیز هم اینک 38 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش شبکهٔ گازرسانی قرار گرفته‌اند و مردم بیش از 400 شهر و 750 روستا از نعمت گاز طبیعی برخوردار گردیده‌اند. ظرفیت روزانه پالایشگاهی گاز طبیعی کشور نیز از 23 میلیون متر مکعب در سال‌های پیش از انقلاب، به 132 میلیون متر مکعب در سال 1374 رسیده است. در بخش سدسازی نیز قابل توجه است که تعداد سدهای در حال بهره‌برداری
﴿ صفحه 151 ﴾
در طول دوران پیش از پیروزی انقلاب فقط 13 سد بود که این میزان در پایان سال 1381 به 126 سد رسید. در بخش آب و فاضلاب نیز از مجموع جمعیت شهری کشور در سال 1357، 6/74 درصد تحت پوشش آب آشامیدنی سالم قرار داشتند که این رقم در پایان سال 1381 به 7/97 درصد رسید. در مورد شبکهٔ فاضلاب نیز در سال 1357، تنها 8.5 درصد از جمعیت شهری زیر پوشش قرار داشتند، لیکن در پایان سال 1381، این نسبت به 7/18 درصد افزایش یافت. همچنین نباید از توسعهٔ چشمگیر عمرانی روستاهای کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی غافل ماند.
9. در این‌جا تنها به بخشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی اشاره شد و دستاوردهای بزرگ‌تر را ما در عرصه‌های دیگری همچون صنعت و معدن، کشاورزی و دامپروری، بهداشت و درمان، ساختمان و مسکن، بازرگانی، امور دفاعی، تربیت بدنی، فرهنگ و سیاست (در عرصه‌های داخلی و خارجی) پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بوده‌ایم که حاکی از کارآمدی نظام جمهوری اسلامی دارد.(70)
البته ذکر این دستاوردها به معنای نفی کاستی‌ها نیست؛ بلکه تنها به‌این معناست که انقلاب اسلامی نه تنها توانست از بعد فرهنگی تأثیری عمیق بر روح و اندیشهٔ مردم بر جای گذارد، بلکه در عرصه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تحولاتی اساسی ایجاد کرده است.
6. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. انقلاب اسلامی، در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی دستاوردهای فراوانی را به همراه داشته است که شناخت آن‌ها می‌تواند حقایق پیش و پس از انقلاب را بهتر نمایان سازد.
﴿ صفحه 152 ﴾
2. در عرصهٔ داخلی، انقلاب اسلامی موجب تحقق آرمان‌های اسلامی گردید و اختناق را از سر اکثریت مردم کشور برطرف ساخت.
3. در عرصهٔ بین‌الملل و در ارتباط با شیعیان، انقلاب اسلامی موجب شد تا شیعیان از اتهامات نسبت داده شده به آنان در قبل از انقلاب رهایی یابند و احساس عزّت نمایند. همچنین با وقوع انقلاب اسلامی امید شیعیان به ظهور حضرت حجت? افزایش یافت.
4. در عرصهٔ بین‌الملل و در ارتباط با مسلمانان، انقلاب اسلامی عزّت مسلمانان را به همراه داشت و عمل به واجبات شرعی، به سبب خارج شدن مسلمین از انزوا، تسهیل گردید.
5. در عرصهٔ بین‌الملل و در ارتباط با ادیان دیگر، انقلاب اسلامی باعث تحرک دینداران در جهان گردید و متدینان به دین خود مباهات می‌کردند.
6. مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی، دستاوردهای فرهنگی بوده است، از این‌رو در ارزیابی پیشرفت انقلاب تنها باید به عوامل فرهنگی و فکری توجه داشت و رشد انسان‌ها در حوزه‌های گوناگون را نیز باید در سایهٔ رشد فرهنگی و پای‌بندی به باورها و ارزش‌های اسلامی، مورد تحلیل و ارزشیابی قرار داد.
﴿ صفحه 153 ﴾
7. پرسش
1. دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصهٔ داخلی را تشریح نمایید.
2. انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی برای شیعیان جهان به همراه آورده است؟
3. انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی برای مسلمانان جهان به ارمغان آورد؟
4. با وقوع انقلاب اسلامی چه تحولی در میان دینداران جهان رخ داد؟
5. پیشرفت انقلاب اسلامی را چگونه می‌توان سنجید و چه مؤلفه‌هایی را در ارزیابی خود باید مد نظر داشت؟
8. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. امرایی، حمزه، انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌های اسلامی معاصر، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ1، 1383.
2. جمعی از نویسندگان زیر نظر محمود فتحعلی، مبانی اندیشهٔ اسلامی (4)؛ درآمدی بر نظام ارزشی و سیاسی اسلام، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، 1383.
3. کلانتری، علی اکبر، رویش؛ درآمدی بر کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، قم: دفتر نشر معارف نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، چ1، 1383.
4. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1384.
﴿ صفحه 155 ﴾

درس هشتم: آسیب‎‌شناسی انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. پیش‌فرض‌های بحث آسیب‌شناسی انقلاب را بیان کند؛
2. تقسیم‌بندی‌ای از تهدیدها متوجه نظام ارائه دهد؛
3. آسیب‌هایی که از خارج بر نظام تحمیل می‌شود را تشریح نماید؛
4. تهدیدهای درونی نظام اسلامی را تبیین نماید.
﴿ صفحه 156 ﴾
﴿ صفحه 157 ﴾
وَاحْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالأُمَمِ قَبْلَكُمْ مِنَ الْمَثُلاتِ بِسُوءِ الأَفْعَالِ وَذَمِیمِ الأَعْمَالِ، فَتَذَكَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَالشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ، وَاحْذَرُوا أَنْ تَكُونُوا أَمْثَالَهُمْ. فَإِذَا تَفَكَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَالْزَمُوا كُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ، وَزَاحَتِ الأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَمُدَّتِ الْعَافِیَةُ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ وَوَصَلَتِ الْكَرَامَةُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ، مِنَ الاِجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِ وَاللُّزُومِ لِلأُلْفَةِ وَالتَّحَاضِّ عَلَیْهَا وَالتَّوَاصِی بِهَا، وَاجْتَنِبُوا كُلَّ أَمْرٍ كَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَأَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَتَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَتَدَابُرِ النُّفُوسِ وَتَخَاذُلِ الأَیْدِی؛(71) از کیفرهایی که بر اثر کردار بد و کارهای ناپسند بر امت‌های پیشین فرود آمد خود را حفظ کنید و حالات گذشتگان را در خوبی‌ها و سختی‌ها به یاد آورید و بترسید که همانند آن‌ها باشید! پس آن‌گاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می‌کنید، عهده‌دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمت‌های فراوان را در اختیارشان قرار گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند و بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به وحدت واداشته به آن سفارش کردند.
1. مقدمه
انقلاب اسلامی ایران، با تمام دستاوردها و عظمتی که دارد، آسیب‌های جدّی‌ای را نیز در
﴿ صفحه 158 ﴾
پیش روی خود دارد که بی‌توجهی به این آسیب‌ها می‌تواند تمام آن دستاوردها را بر باد دهد. اصولا‍ً هر حرکت اجتماعی که ابعاد وسیع‌تری دارد و دستاوردهای بزرگ‌تری را به ارمغان آورده است، دشمنان بزرگ‌تری، هم در عرصهٔ داخل کشور و هم در عرصهٔ جهانی دارد. از این‌رو، پرداختن به این بحث می‌تواند زوایای مختلف نفوذ دشمنان داخلی و خارجی به نظام اسلامی را نشان دهد و سدّی در برابر نفوذ بیگانگان و اجانب ایجاد کند.
2. پیش‌فرض‌های بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی
بحث از آسیب‌شناسی هر انقلابی، مستلزم آن است که پیش‌فرض‌هایی در این زمینه پذیرفته شود و اساساً پرداختن به این بحث، بدون پذیرفتن پیش‌فرض‌های آن معنا نخواهد داشت.
اولین پیش‌فرض در این زمینه آن است که هرگاه سخن از آسیب‎شناسی انقلاب به میان می‎آید، به‌این معنا خواهد بود كه انقلاب به صورت یك موجود زندهٔ بالنده تصور شده است كه هدف مطلوبی دارد و به سوی آن هدف حركت می‎كند؛ اگر توفیق بالندگی پیدا كرد و به سمت هدف حركت كرد، انقلابی سالم است و اگر مانعی بر سر حركت آن پیدا شد و از پیشرفت آن جلوگیری به عمل آمد، این انقلاب بیمار و آفت‎زده است.
پیش‎فرض دیگر این است كه این انقلاب كه یك موجود زنده و پویای متحرك است، باید برای رسیدن به هدف مطلوب از مسیر معیّنی حرکت کند، مسیری که دارای شرایط و ضوابطی خاص است. بنابراین، اگر این ویژگی در یك انقلاب وجود داشته باشد، انقلابی سالم خواهد بود، در غیر این‌صورت آن انقلاب بیمار است و باید علایم بیماری را مورد شناسایی قرار داد و وسایل معالجهٔ آن را فراهم ساخت. اما وقتی كسی انقلاب را فقط یك پدیدهٔ طبیعی و جبری بداند كه گاهی اوقات نوساناتی را نیز به
﴿ صفحه 159 ﴾
همراه دارد، دیگر نمی‎توان انقلابی را سالم یا بیمار نامید، زیرا در این‌جا یك قانون جبری تاریخی حاكم است و از این‌رو خوب و بد یا سلامت و بیماری در مورد آن صادق نیست.
در بحث حاضر، پیش‎فرض دیگری نیز وجود دارد و آن این‌كه هدف در این‌جا آسیب‎شناسی انقلاب اسلامی است، نه هر انقلابی. از این‌رو لازم است كه ماهیت انقلاب اسلامی از قبل مشخص شده باشد و وجه ممیز آن نسبت به سایر حركت‌ها و انقلاب‌ها تبیین گردیده باشد. این امر در دروس پیشین مورد توجّه قرار گرفت و وجه ممیز انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلاب‌ها مشخص گردید.
3. انواع آسیب‌های فراروی نظام اسلامی
آسیب‌های فراروی نظام را در دو قالب می‎توان در نظر گرفت. بخشی از این آسیب‌ها و تهدیدها از داخل كشور و برخی دیگر، از خارج بر نظام تحمیل می‎شود. البته تقسیم عوامل آسیب‎رسان به عوامل داخلی و خارجی، و این معنا نخواهد بود كه دو نوع مجزا و مباین آسیب وجود دارد كه یكی به دست دشمنان خارجی و دیگری به دست عناصر داخلی به اجرا درمی‎آید؛ بلكه در هر نوع آسیبی كه متوجه نظام می‎شود، ممکن است هم عناصر داخلی و هم خارجی مشاركت داشته باشند؛ حال یا این طرح‌ها از داخل شروع و به ‎وسیلهٔ دشمنان خارجی تقویت می‎شود و یا فرمول و دستور این طرح‌ها از خارج داده می‎شود و مزدوران داخلی، آن را پیاده می‎كنند.
الف ـ تهدیدهای خارجی فراروی نظام اسلامی
این آفت‌ها را می توان به چهار گروه تقسیم كرد: تهدیدهای نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی.
﴿ صفحه 160 ﴾
1. آفات نظامی
جامعه انقلابی ممكن است از سوی بیگانگان مورد هجوم نظامی واقع شود و نظامی که در مراحل تکوین خود می‌باشد، توسّط قوّه قهریّهٔ آنان، سرنگون گردد. راه مبارزه با این امر حفظ و تقویت روحیّه فداكاری، جان‌فشانی، مقاومت و سلحشوری مردم، تعلیم شیوه و شگردهای دفاع، جنگ و فنون نظامی به آنان، و تهیّه و تحصیل ساز و برگ جنگی و آلات و ادوات نظامی است.
نعمت انقلاب اسلامی، به همان میزان كه بسیار بزرگ است، از نظر وجود دشمنان نیز كم‎نظیر می‎باشد و آشكارترین فعالیت دشمن در جهت نابودی انقلاب اسلامی، دخالت نظامی است. منابع غنی جمهوری اسلامی باعث شده است تا استكبار جهانی چشم طمع به خاك جمهوری اسلامی داشته باشد و مسلماً كه با چنین وضعیتی نمی‎توان با اتخاذ سیاست بی‎طرفی از گزند دشمن مصون ماند؛ بلكه باید با حفظ آمادگی و قدرت لازم، زمینهٔ دفاع از خود را فراهم ساخت.
2. آفات اقتصادی
جامعه انقلابی، همچنین ممكن است از طرف بیگانگان مورد محاصره اقتصادی و تجاری قرار گیرد تا اوضاع و احوال اقتصادی و مالی رو به وخامت و نابسامانی گذارد. و در نتیجه، مردم ناراضی و نسبت به نظام انقلابی بدبین شوند و اركان نظام دچار تزلزل، سستی و ضعف گردد. راه مبارزه با این امر این است كه اولاً روحیّه ایثار، صبر و قناعت را در مردم ایجاد و تحكیم كنند؛ و ثانیاً با برنامه ریزی های عالمانه، معقول، و شرعی هرچه زودتر ریشه های وابستگی اقتصادی به بیگانگان را بخشكانند و مقدّمات خودبسندگی اقتصادی را، در همه زمینه های كشاورزی، دامپروری، صنعت و تجارت فراهم آورند.
﴿ صفحه 161 ﴾
اساساً، آفات نظامی و آفات اقتصادی هم به خوبی شناخته شده اند و هم در زمینه مبارزه با آنها اطّلاعات و تجارب لازم و كافی به دست آمده است. ولی آنچه شناختن آن دشوار است و راه مبارزه با آن نیز پر از سنگلاخ ها و پیچ و خم هاست، همانا آفات اخلاقی و آفات عقیدتی است.
3. آفات اخلاقی
بیگانگان می‌كوشند تا با ترویج و اشاعه انواع و اقسام فسق و فجور، ازجمله فحشا، مشروبات الكلی و موادّ مخدّر، اخلاق و روحیّات مردم را فاسد كنند و به صورتی درآوردند كه مردم نه فقط استعداد و نشاط دفاع از كیان و موجودیّت انقلاب و نظام انقلابی خود را از كف دهند و بلكه اساساً نسبت به انقلاب و نظام انقلابی سردباور و سست‌مهر شوند و حتّی خواستار سقوط آن و ظهور نظام دیگری شوند كه به اعمال و ارضای شهوات میدان دهد. طریقه مبارزه با آفات اخلاقی، تربیت مردم بر وفق ارزش های درست اخلاقی و دینی و جلوگیری جدّی و شدید از ورود آلات و وسایل فسق و فجور و فحشا و منكرات به درون جامعه است.
4. آفات عقیدتی
بیگانگان همچنین، ممكن است سعی كنند كه یا تعالیم و احكام دینی مذهبی مردم وآرا و عقاید حقّه آنان را مورد خدشه و مناقشه قرار دهند و چنین وانمود كنند كه بطلان آن‌ها را اثبات كرده اند، و خلاصه، به نوعی حمله فكری و فرهنگی اقدام كنند، یا چنان‌كه در اغلب موارد معمول است، ظاهر آن‌ها را مورد هجوم و تعرض قرار ندهند؛ ولی چنان تفسیر و تأویل كنند كه ماهیّت آموزه ها و فرموده های دین و شریعت متحوّل و متبدّل گردد و هویّتشان دگرگون شود.
﴿ صفحه 162 ﴾
این كار دوم، یعنی تفسیر و تأویل نادرست و نابه‌جای متون دینی و مذهبی، به‌طور معمول؛ تحت عناوینی بسیار دل‌آویز و فریبنده، مانند: «تعبیر عمیق و هوشمندانه از تعالیم و احكام دینی و مذهبی»، «تكامل معرفت دینی»، «نوسازی و بازسازی فكر دینی»، «تطبیق تعالیم واحكام دین بر مقتضیات و نیازهای متغیّر زمان»، و «ساده كردن و در دسترس همگان قرار دادن دین» صورت می پذیرد، آن هم به دست كسانی كه یا مسلمان نیستند یا اگر مسلمانند به بعضی ازمكتب ها و مسلك های غیر اسلامی دل باخته اند. این كارها به تدریج، و بدون این‌كه بسیاری از مردم بویی ببرند، موجب فساد عقیدتی جامعه می شود؛ و این فساد، بی‌شكّ، مفاسد دیگری را در پی خواهد داشت.
از آن‌جاكه آثار و نتایج فساد عقیدتی به زودی ظاهر نمی شود و برای احساس و لمس آن حدّی از رشد فكری و عقلانی و روحی و معنوی ضرورت دارد، كه بسیاری از افراد جامعه فاقد آنند، غالب مردم آفات عقیدتی را «آفات» و خطرخیز و هلاكت‌بار نمی دانند؛ و این خود بر خطرخیز و هلاكت‌بار بودن آفات عقیدتی می افزاید. از این‌رو، بر همه كسانی كه به اهمیّت و خطر این آفات وقوف یافته اند و در اندیشه اصلاح جامعه ، حفظ انقلاب و نظام انقلابی اند، فرض است كه راه و رسم های مبارزه با آن‌ها را نیك بیاموزند و با جدّیّت تمام به كار گیرند و نگذارند كه دین و مذهب مسخ و نسخ شود و معجون هایی كه از خلط و مزج بینش ها و ارزش های اسلامی، غیر اسلامی و ضدّ اسلامی فراهم آمده است، به عنوان داروی شفابخش همهٔ دردها و رنج های مسلمین عرضه و ترویج شود.
از نظر شما شناخت کدام‌یک از آفات نظامی، اخلاقی یا عقیدتی آسان‌تر است؟ از میان این آفات چهارگانه، کدام‌یک دچار پیچ و خم‌های بیش‌تری است و مبارزه با آن‌ها، همراه با شدائد بسیار است؟ آیا می‌توانید با همفکری و تعامل با دوستان خود،‌ راه‌هایی برای مقابله با هر یک از این آفات نشان دهید؟
﴿ صفحه 163 ﴾
ب ـ تهدیدهای درونی فراروی نظام اسلامی
گاهی دشمن، از طریقی غیر از دخالت نظامی وارد می‎شود و با نفوذ دادن افراد وابسته به خود تلاش خواهد كرد تا نظام اسلامی را از درون متلاشی کند. وضعیت كنونی جهان به‎گونه‎ای است كه هیچ دشمن خارجی بدون وجود هوادار و مزدور داخلی نمی‎تواند در درون یك نظام نفوذ كند و آن نظام را سرنگون سازد. مهم‌ترین آسیب‌هایی که از ناحیهٔ عوامل داخلی متوجه نظام اسلامی می‌شود، عبارتند از:
1. جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون
آفت‌هایی كه در درون جامعه اسلامی و در میان خود انقلابیون مسلمان به وجود می‎آید، می‎تواند دو منشأ داشته باشد: 1. جهل نسبت به حقایق اسلام و معارف اسلامی؛ 2. ضعف ایمان. كسانی وجود دارند كه علی‎رغم این‌كه مسلمان بوده، ایمان نیز آورده‎اند، لیكن شرایط اجتماعی زندگی آنان به‎گونه‎ای نبوده است كه به حقیقت معارف اسلامی پی ببرند. اینان به جهت معلومات اندك نسبت به حقیقت اسلام، باعث ایجاد یكی از كانون‌های خطر در بین خود مؤمنان می‌گردند.
امّا خطر جدی‎تر این است كه در بین مؤمنان، ضعف ایمان پدیدار گردد. افرادی وجود دارند كه علی‎رغم آشنایی كامل با معارف اسلامی، از تصمیم جدی و عزم راسخ برای عمل به آن‌ها برخوردار نیستند و از هوا و هوس‌های خود پیروی می‎كنند. چنین افرادی ممكن است كه در واقع، خدا، پیامبر، دین و احكام شرع را قبول داشته باشند، امّا از مقاومت در برابر هوای نفس، ناتوان باشند. البتّه هنگامی كه شخص، در عمل، از خود ناتوانی نشان داد و هوا و هوس بر او چیره گردید، ناخود آگاه ذهن و فكر او نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت:
﴿ صفحه 164 ﴾
إِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَأَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیْهَا كِتَابُ الله؛(72) همانا آغاز پدید آمدن فتنه‎ها، هواپرستی، و بدعت‎گذاری در احكام آسمانی است، نوآوری‌هایی كه قرآن با آن مخالف است.
بر اساس این فرمایش نورانی از حضرت علی(علیه السلام)، یكی از دو منشأ پیدایش خطراتی كه از درون، جامعهٔ اسلامی را تهدید می‎كند، پیروی از هوا و هوس و دنبال كردن خواهش‌های نفسانی می‎باشد.
پیروی از خواسته‎های نفسانی ممكن است از سوی افرادی صورت پذیرد كه علم به مخالفت این اعمال با دستورات اسلام دارند. گاهی عامل بیرونی، به تشدید و تهییج خواهش‌های نفسانی كمك می‎كند و در نتیجه باعث می‎شود تا جوانان به طور غیر طبیعی به هیجان درآیند و غیر جوانان نیز فریفتهٔ زرق و برق‌های برخی از كشورها شوند. در این‌جا با دیدن مناظر دلربا و مشاهدهٔ شب‎نشینی‎ها، مجالس عیش و نوش و اموری از این قبیل، فرد مسلمان انقلابی نیز ممكن است حلال و حرام خدا را فراموش كرده، از هوای نفس خود پیروی نماید. هنگامی این خطر تشدید می‎گردد كه محدودهٔ آن، افراد زیادی از جامعه را در بر بگیرد، در این صورت، خطر جدی و جلوگیری از آن بسیار مشكل خواهد بود.
البته این سخن به‌آن معنا نیست كه این افراد تبدیل به یك عده انسان‌های كافر، منافق و یا ضد انقلاب گردیده‎اند؛ زیرا چه‌بسا همین افراد حاضر باشند برای انقلاب فداكاری کنند و حتی برای جهاد حاضر باشند از نظام اسلامی و ناموس و شرف خود دفاع كنند. تنها چیزی كه اینان در آن ضعف دارند این است كه در شرایط عادی به دنبال ارضای خواسته‎های نفسانی خویش هستند، هرچند از راه‌های غیر مشروع باشد.
نكته‎ای كه باید بار دیگر مورد توجّه قرار گیرد، این است كه این گونه افراد تا زمانی
﴿ صفحه 165 ﴾
كه اصل اعتقادات خود را حفظ كرده‌اند، راه آسان برای معالجهٔ خود در اختیار خواهند داشت، امّا چنانچه این گرایش‌ها، ناخودآگاه، در فكر و ذهن آنان اثر گذارد، به سختی می‎توان راه علاجی برای آن یافت.
2. تهاجم فرهنگی
برخی دیگر از گروه‌های معارض، همان گروه‌های نفاق هستند كه در این نظام نقش مخالف را ایفا می‎كنند؛ لیكن مخالفت خود را بروز نمی‎دهند. اینان تلاش می‎كنند از طریق مغالطه و ایجاد شبهه در اذهان، باورها و ارزش‌های انحرافی را در جامعه جا اندازند و از این طریق، به اهداف خود دست یابند.
این دستهٔ اخیر كه دشمنان اسلام به آن‌ها دل خوش نموده‎اند، تلاش می‎كنند تا جامعه را از درون تخریب نمایند و عمدتاً از طریق هجوم فرهنگی به اهداف شوم خود نایل آیند. یكی از برنامه‎های مهم دشمنان اسلام در جهت تضعیف باورها و ارزش‌ها این است كه با نفوذ در دستگاه سیاست‎گذاری كشور، كسانی را سر كار آورند كه اعتقادات و مبانی فكری و ارزشی آن‌ها تا حدودی از امام فاصله گرفته باشد و تحت تأثیر فرهنگ و ارزش‌ها و افكار غربی باشند. خطر این دسته از افراد به قدری گسترده است كه بزرگ‌ترین تهدید علیه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‎رود. خطراتی همچون آفات نظامی، اقتصادی و سیاسی ممكن است شاخ و برگ‌های انقلاب را بزند یا موجب كم‎بار شدن آن شود، اما آفت فرهنگی، آفتی است كه تیشه به ریشهٔ انقلاب می‌زند و درخت اسلام را می‎خشكاند.
دشمنان فرهنگ دینی مردم، می‎كوشند تا در حوزهٔ باورها، نگرش جامعه را دربارهٔ خدا، هستی وانسان تغییر دهند.در این صورت آنان می‌توانند در ذهن نسل جوان و نیز كسانی كه ارتباط قلبی و معنوی با عالم ماورای ماده برقرار نساخته‎اند، تأثیر بگذارند. بحث قرائت‌های
﴿ صفحه 166 ﴾
مختلف از دین و نیز طرح نظریهٔ عدم ثبات معرفت دینی از مباحثی است كه در راستای تضعیف باورها صورت گرفته است. دومین میدان ستیز با فرهنگ دین، عرصهٔ ارزش‌هاست. در این راستا بحث اعتباری بودن ارزش‌ها را مطرح می‎سازند تا پوزیتویسم اخلاقی در جامعه جا افتد و ارزش‌های ثابت و اصیل، رنگ ببازد. بحث تساهل و تسامح نیز در جایی مطرح می‎شود كه ارزش‌ها و گرایش‌ها تابع عوامل روانی و اجتماعی و پیرو خواست و میل انسان تلقی شود. در این صورت حقیقت ثابتی را نمی‎توان ثابت كرد. این‌گونه مباحث نیز از نظر اسلام مطرود است و تنها ارمغانی كه به همراه خواهد آورد، از میان رفتن غیرت دینی مسلمانان و تضعیف مبانی دینی خواهد بود. نتیجهٔ مباحث مذكور آن خواهد شد كه اصرار ورزیدن بر سر باورها و ارزش‌ها كاری ناصواب و بی‎نتیجه است و در این زمینه، هیچ راهی جز گفت‌وگو و مدارا با مخالفان و دشمنان وجود ندارد و از این‌رو نهضت‌های مبتنی بر باورها و ارزش‌های معیّن، مانند انقلاب اسلامی، به خطا رفته‎اند.
در كنار سست كردن باورهای دینی و ارزش‌ها، استعمارگران می‎كوشند تا از میزان پایبندی مردم به اعمال شرعی بكاهند و رفتار و كردار مردم را تابع خواهش‌های نفسانی خویش نمایند. به این ترتیب دشمنان اسلام درصددند تا هر سه حوزهٔ فرهنگ را این‌چنین تحت تأثیر خود قرار دهند و انحرافاتی در آنها ایجاد كنند.
برخی از تهاجم‌های فرهنگی، شگردهایی است كه مغرضین در خصوص انقلاب اسلامی به كار می‎برند؛ به عنوان نمونه، برخی در تلاشند تا نقش امام خمینی(رحمه الله) را در نهضت كم‎رنگ نشان دهند، از این‌رو، ریشهٔ این انقلاب را در نهضت ملی شدن صنعت نفت و حركت «جبههٔ ملی» به رهبری دكتر محمد مصدق خلاصه نموده، این نهضت را نهضتی ملی، و نه اسلامی، قلمداد می‎كنند. چنین برداشتی از این انقلاب، در راستای تحریف آرمان‌های نهضت امام خمینی(رحمه الله) صورت می‎گیرد. نادیده گرفتن انگیزه‎های دینی در
﴿ صفحه 167 ﴾
نهضت، مقدمه‎ای برای طرح شعار «ایران برای ایرانیان» و نادیده گرفتن مرزبندی میان مسلمان و غیر مسلمان است و همین امر زمینه را برای میدان یافتن فرقه‎ها و مسلك‌های ضاله و احزاب و گروه‌های دین‎ستیز فراهم خواهد ساخت.
ترویج تفكر جدایی دین از سیاست، انكار ولایت فقیه و تشکیک در اعتبار الهی و تلاش برای تضعیف جایگاه قانونی آن، سه عنصر فرهنگی به شمار می‎روند كه دشمنان انقلاب اسلامی درصددند به آن‌ها لباس عمل پوشانده، به این ترتیب فرهنگ پویای شیعه را مورد تاخت و تاز قرار دهند و از این طریق به نظام جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد سازند.
آنچنان‌که در بحث «تهاجم فرهنگی» مشخص گردید، ابعادی از این تهاجم، ریشه در عوامل بیرونی و ابعادی از آن ریشه در عوامل درونی دارد. آیا می‌توانید برای شناخت آسیب‌هایی که در این زمینه، از خارج بر نظام تحمیل می‌شود و آسیب‌هایی که ناشی از عوامل درونی است، مرزی را مشخص نمایید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، مرزها را مشخص سازید و اگر پاسخ شما منفی است، علّت را در چه می‌دانید؟
3. غرور و رخوت در میان انقلابیون
برخی ممكن است با به دست آوردن پیروزی دچار غرور گشته، كار را تمام شده بپندارند. از جهت روانی، این امر زمینه را برای ایجاد ركود و رخوت در میان انقلابیون فراهم می‎سازد و نیروهای انقلابی را به افرادی رفاه‎طلب و دنیاگرایی تبدیل می‎كند كه دیگر نسبت به توطئه‎های فراروی نظام توجهی نخواهند داشت.
در این صورت، انقلابیون از هر تلاش و كوششی برای پیشرفت دست برمی‎دارند. البته تا حدی باید به آنان نیز این حق را داد كه پس از تحمل آن شداید و مصیبت‌های فراوان،
﴿ صفحه 168 ﴾
برای مدتی، در رفاه و آسایش به سر برند. ولی در عین حال این رفاه و آسایش را نباید به عنوان پایان كار تلقی كرد و از فعالیت و كوشش دست كشید.
باید، به طور دایم، توجه داشت كه ممكن است هر لحظه توطئه‎ای این انقلاب را تهدید كند. بنابراین نمی‎توان دست از فعالیت برداشت. علاوه بر این، از نظر روانی نیز باید با حالت رخوت و ركود، مبارزه‎ای مستمر داشت و هیچ‌گاه انسان نباید خود را راحت احساس كند و تصور نماید كه كار تمام شده است. دشمنان انقلاب نیز درصددند تا به هر طریق ممكن، مردم را در خواب فرو برند تا به اهداف خود دست یابند.
با توجه داشتن به این مطلب می‎توان با حالت رخوت و ركود به مبارزه برخاست. باید همهٔ ما به خود تلقین كنیم و به دیگران بفهمانیم كه انسان، در این جهان، هیچ‎گاه برای راحتی و آسودگی خلق نشده است و هیچ مرحله‎ای از مبارزات را نباید تمام شده تلقی كرد، چرا كه ممكن است با از بین رفتن یك دشمن، دشمنان دیگری به وجود آمده باشند و یا در آینده به وجود آیند. در جامعهٔ خود نیز شاهد بودیم كه هنوز یك مبارزهٔ همگانی پایان نیافته بود كه شیاطین دیگری، با شكل دیگر، در جامعه پدید آمدند و مشكلاتی را برای نظام به وجود آوردند. بنابراین، مجاهده و مبارزهٔ مسلمین باید همواره در حال تحرك و پیشرفت باشد و هیچ‎گاه نباید كار را تمام شده تلقی كرد. مبارزهٔ هر یك از اقشار جامعه، در شرایط فعلی متفاوت است و موقعیت خاص هر فرد، تكلیف خاصی را بر گردن او می‎نهد.
4. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام
در کنار آسیب‌های فراروی نظام اسلامی، باید به آسیب‌های داخلی ناشی از ضعف نهادها و ارگان‌های نظام نیز توجه داشت. هرگونه آسیبی كه بر نظام وارد می‎شود، ممكن است از سوی نهادها و ارگان‌های مختلفی باشد كه بخشی از نظام اسلامی را در بر گرفته‎اند. این
﴿ صفحه 169 ﴾
آسیب‌ها ممكن است ناشی از ضعف نهاد اقتصادی كشور، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد ازدواج، نهاد امنیتی، نهاد فرهنگی و نهادهای مهم دیگر كشور باشد.
خطراتی كه از ناحیهٔ مسؤولین نهادهای نظام متوجه انقلاب می‎شود به دو دسته تقسیم می‌شود: الف ـ گاهی این‌گونه ضعف‌ها ناشی از جهل، غفلت، ناآگاهی، كم‌تجربگی مدیران و اموری از این قبیل است كه در این صورت باید پس از گذشت چند دهه از انقلاب، این‎گونه ضعف‌ها به حداقل ممكن رسیده باشد. ب ـ ولی گاهی كمبودها، آسیب‌ها و خطراتی كه جامعه را تهدید می‎كند، ناآگاهانه و از روی قصور و نارسایی نیست؛ بلكه تعمدی در كار است تا در نهادهای اجتماعی اختلالی ایجاد شود. در این صورت است كه فساد در درون جامعه خواهد جوشید و به قسمت‌های دیگر سرایت پیدا خواهد كرد.
عمده تهدیدهایی که از ناحیهٔ نهادهای خود نظام متوجه نظام اسلامی می‌گردند به طور مختصر در ذیل می‌آید:
4 ـ 1. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد اقتصادی
بخشی از نهاد اقتصادی، مربوط به معادن، بخشی دیگر مربوط به كشاورزی، بخشی مربوط به صنایع و بخشی نیز مربوط به تجارت و بازرگانی می‎شود. هدف تمام این بخش‌ها تأمین معیشت مردم است. اگر نظامی بتواند اعتدالی در این سازمان‌ها به وجود آورد و عملكرد مطلوبی را ارایه دهد، مردم از این نظام رضایت خواهند داشت و حاضر خواهند شد تا برای دوام آن سختی‌ها و مرارت‌ها را نیز تحمل كنند. اما اگر مجموع دستگاه اقتصادی كشور نتواند نیازمندی مادی مردم را تأمین كند و روز به روز، گرانی، تورم، بیكاری و سایر مظاهر بی‎اعتدالی در نظام اقتصادی افزایش یابد، طبعاً مردم از این نظام ناراضی خواهند شد، زیرا اولین نیازی كه هر جامعه‎ یا انسانی احساس می‎كند، نیازهای مادی است. در صورت عدم
﴿ صفحه 170 ﴾
تأمین این نیازها و در نتیجه، ایجاد نارضایتی در میان مردم، دولت شكننده شده و به اصل نظام ضربه وارد خواهد شد. بنابراین، یكی از نقطه‎های آسیب‎پذیر جامعه، نهاد اقتصادی است.
4 ـ 2. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد تعلیم و تربیت
متصدیان نهاد آموزش و پرورش باید زمینه‎ای را فراهم سازند تا افراد جامعه بتوانند از شرایط مساوی برای تحصیل و ترقیات علمی و فنی بهره گیرند. در صورتی كه دستگاه‌های متصدی آموزش و پرورش یك كشور، این شرایط را برای مردم فراهم كنند تا هر كس از هر قشری، اعم از فقیر یا غنی و روستایی یا شهری، بتواند از آموزش‌های مورد نیاز خود استفاده كند، پایه‌های آن نظام مستحكم‌ خواهد گردید.
نباید شرایط به‎گونه‎ای باشد كه تحصیلات عالیه، تنها در اختیار افراد متمول درآید. اعطای هرگونه امتیاز به افراد برای راه‎یابی به مقاطع مختلف تحصیلی، باید بر اساس شایستگی و استعداد افراد، و نه بر اساس میزان ثروت یا داشتن روابط بهتر با مسؤولین باشد. حاصل آن‌كه، نهاد آموزش و پرورش نیز نهادی است كه باید، همواره در حال اعتدال و عملكرد آن مورد رضایت جامعه باشد. در صورتی كه این نهاد دچار آسیب شود، نارضایتی مردم را در پی خواهد داشت و در نتیجه، زمینهٔ سست شدن پایه‎های نظام فراهم خواهد شد.
4 ـ 3. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد ازدواج
نهاد ازدواج، یكی دیگر از نهادهای جامعه است. برخی از جوامع، به حق، به این نهاد، به عنوان یك نهاد مستقل نظر كرده‎اند. در صورتی كه در جامعه‎ای شرایط تأمین نیازهای جنسی و تشكیل خانواده، به صورت مطلوب و معقول، برای همه فراهم گردد و دولت بتواند این شرایط را برای قشرهای مختلف تأمین نماید و تسهیلاتی برای ازدواج و تشكیل
﴿ صفحه 171 ﴾
خانواده در اختیار جوانان قرار دهد، طبعاً مردم از این جهت، از نظام راضی خواهند بود و از دولت پشتیبانی خواهند كرد.
اما در صورتی كه دولت در این جهت موفق نباشد و روز به روز، بر مشكلات خانوادگی، از تشكیل خانواده گرفته تا تربیت فرزندان و شرایط داخل خانواده و ارتباط خانواده با محیط خارج، افزوده گردد، این نهاد دچار اختلال خواهد شد و خانواده‎ای كه باید كانون صفا، مهر، محبت، صمیمیت و آرامش باشد، جای خود را به محیطی متشنج خواهد داد.
حاصل آن‌كه دولت موظف است، برای تأمین آسایش و آرامش افراد، زمینه‎ای را فراهم سازد كه در آن، تشكیل خانواده به سهولت انجام گیرد و مشكلی در مسیر زندگی خانوادگی افراد به وجود نیاید. در این صورت است كه این نهاد، به خوبی، نیازهای انسان‌ها را برآورده می‎سازد و موجبات رضایت مردم را فراهم می‎كند.
4 ـ 4. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد امنیتی
نهاد امنیتی در هر كشور، حداقل به دو بخش قابل تقسیم است؛ یك بخش مربوط به تأمین امنیت داخلی است، كه معمولاً در نوع كشورها در اختیار وزارت كشور قرار می‎گیرد. بخش دیگر مربوط به تأمین امنیت خارجی است كه در اختیار وزارت جنگ یا وزارت دفاع قرار می‎گیرد. نیروهای نظامی و انتظامی كشور، ضامن تأمین امنیت داخلی و خارجی جامعه هستند.
در صورتی كه یك نظام بتواند امنیت داخلی خود را حفظ كند و جان، مال و ناموس مردم را از معرض خطر برهاند و همچنین بتواند امنیت خارجی خود را حفظ كند و مرزهای كشور را ایمن نگه دارد، به طوری كه دشمنان خارجی جرأت تجاوز به مرزهای كشور اسلامی را پیدا نكنند، زمینهٔ رضایت مردم فراهم خواهد شد. اما اگر ناامنی در جامعه رواج پیدا كند و روز به روز، مردم احساس ناامنی كنند، به طوری كه حتی در شهر، خانه،
﴿ صفحه 172 ﴾
مجامع دانشگاهی و اماكن دیگر احساس امنیت نكنند، به تدریج، نارضایتی در میان مردم شیوع پیدا می‎كند و پایه‎های نظام سست می‎گردد.
4 ـ 5. آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد فرهنگی
نهاد فرهنگی، یكی دیگر از نهادهای مهم در هر جامعه‎ای است. اساس فرهنگ دو مقوله است: باورها و ارزش‌های جامعه. بنابراین، مراد از نهاد فرهنگی، نهادی است كه باورها و ارزش‌های جامعه را سامان می‎بخشد. به عبارت دیگر، وظیفهٔ این نهاد این است كه زمینه‎ای را فراهم سازد تا مردم جامعه به عقاید صحیح معتقد باشند و ارزش‌های الهی و متعالی را محترم شمارند و به آن‌ها پایبند باشند.
اگر رژیمی بتواند باورهای صحیح را در جامعه رواج دهد تا مردم از اعتقادات صحیح برخوردار شوند و یا اعتقادات صحیح آن‌ها تقویت گردد و نیز دلبستگی آنان به ارزش‌های معتبر افزایش یابد، در این صورت به وظیفهٔ خود، به خوبی، جامهٔ عمل پوشانده است. در صورت برخوردار شدن مردم از ریشه‎های فرهنگی بسیار قوی، كسی نخواهد توانست كه به درخت فرهنگ آنان آسیب رساند و ریشهٔ آن را قطع كند حتی اگر این ریشه‎ها، برگ و باری هم نداشته باشد؛ ولی آنچنان مستحكم است كه اگر كسی بخواهد آن ریشه‎ها را قطع كند، ریشهٔ خودش قطع خواهد شد.
5. اختلاف درونی
برخی از آسیب های فراروی نظام جمهوری اسلامی، آسیب‌هایی هستند كه هم از ناحیهٔ داخل وهم ازناحیهٔ خارج متوجه نظام می‎گردند.عوامل داخلی و نیز عوامل خارجی می‎توانند در ایجاد این‎گونه ­آسیب‌ها مؤثر باشند و گاهی هر دو عامل در كنار یكدیگر قرار گرفته، آسیبی را
﴿ صفحه 173 ﴾
متوجه نظام می‎سازند. اختلاف و دشمنی میان اقشار و گروه‌های مختلف جامعه یكی از آسیب‌هایی است كه عوامل داخلی و خارجی می‎توانند در ایجاد آن مؤثر باشند.
اختلاف میان گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه، گاهی از عواملی كاملاً درونی و بر اساس ملاك های غیر قابل قبول از نظر اسلام، نظیر اختلافات قومی، نژادی و حتی مذهبی، سرچشمه می گیرد. مسلم است كه زمینهٔ این‎گونه اختلافات، در جامعه‎ای كه مركب از نژادهای مختلف و گویش های متفاوت است، وجود خواهد داشت. تفاوت مناطق جغرافیایی، اختلاف آداب و رسوم محلی، و حتی مذهبی، و عوامل داخلی دیگر موجب پیدایش اختلاف در جامعه خواهد شد. دشمنان یك نظام تلاش خواهند كرد تا برای متلاشی كردن و تضعیف جامعه، از این زمینه ها بهره برده، به اختلافات دامن زنند و آن‌ها را تشدید كنند.
اختلاف میان گروه‌های مختلف جامعه، سبب خواهد شد تا نیروهای جامعه در اثر اصطکاک، تحلیل رفته قدرت پیشرفت را از دست بدهند. تردیدی نیست كه با رو در رو قرار گرفتن دو عامل متضاد، نیروهای زیادی صرف خواهد شد تا عامل مقابل تضعیف گردد. در صورتی كه یكی از دو طرف، قوی تر از دیگری باشد، به پیشرفت محدودی نایل می‌شود، لیكن در صورت برابر بودن قدرت آنها، هر دو طرف از فعالیت و پیشرفت بازمی مانند. دشمنان جامعهٔ اسلامی نیز با استفاده از اختلافاتی كه در درون یك جامعه وجود دارد، سعی می كنند كه این اختلافات را تشدید كنند تا منجر به دشمنی و تخاصم گردد و قدرت و توانایی دو طرف، در رویارویی با یكدیگر مصرف شود و زمینهٔ بازماندن آنها از ترقی، تكامل و پیشرفت فراهم گردد.
سیاست «اختلاف بینداز و حكومت كن» سیاستی است كه سابقه‌ای دیرین در طول تاریخ دارد و علاوه بر فرعون،(73) كه سیاست‌های خود را با ایجاد اختلاف در جامعه به‌پیش
﴿ صفحه 174 ﴾
می‎برد، كسان دیگری نیز از این سیاست بهره می‎بردند و باعث ایجاد اختلاف در جوامع می‎شدند. از همان زمان كه حكومت اسلامی به دست مبارك پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) تشكیل گردید، آن حضرت از این آفت در جامعهٔ خود رنج می‎برد و دشمنان خارجی آن حضرت نیز تلاش می‎كردند تا این اختلافات داخلی را تشدید كنند. البته عرب قبل از ظهور پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نیز از این اختلافات بسیار آسیب دیده بود و جنگ های داخلی طوایف و عشایر عرب با یكدیگر مسألهٔ شایعی بود.
از همان آغاز ظهور اسلام و تشكیل جامعهٔ اسلامی، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) تلاش بسیاری برای برطرف ساختن این اختلافات و برقراری دوستی و محبت میان طوایف مختلف صورت دادند و رسماً بین طوایف مختلف اهل مدینه و مهاجرین، عقد اخوت منعقد ساختند. بر اساس این عقد اخوت، اموال موجود، میان تمام افراد، اعم از غنی و فقیر، تقسیم می‎گردید. این رابطه تا آن حد پیش رفت كه هرگاه یكی از آنان در آستانهٔ مرگ بود، وصیت می كرد كه اموال او را در اختیار دیگری قرار دهند. این رابطهٔ عاطفی و برادارانه، روح همكاری را در میان مسلمانان تقویت كرد و سبب گردید تا آن دشمنی ها و كدورت ها، كه از دیرباز بین مردم ایجاد شده بود، رخت بربندد.(74)
6. جنون ثروت، مقام و شهوت
آنان كه در پی اجابت خواهش‌های نفس خویشند، یا به دنبال مال و ثروت حرام خواهند رفت و به اختلاس از اموال بیت المال، رشوه‎خواری و اموری از این قبیل متوسل خواهند شد و یا به دنبال پست و مقام خواهند رفت و از این طریق غریزهٔ قدرت‎طلبی خود را اشباع می‎كنند. برای عده‎ای از افراد رسیدن به پست و مقام از در اختیار داشتن ثروت اهمیت
﴿ صفحه 175 ﴾
بیشتری دارد. انگیزهٔ افراد متوسط جامعه از تلاش برای كسب پست و مقام این است كه در سایهٔ كسب چنین قدرتی، به ثروتی نیز دست یابند. ولی عده‎ای نیز وجود دارند كه علی‎رغم در اختیار داشتن ثروت فراوان، مبالغ كلانی را هزینه می‎نمایند تا به پست و مقامی دست یابند. مقام برای چنین افرادی در حكم یك بت است كه حاضرند برای رسیدن به آن از هر راهی كه ممكن است، بهره گیرند.
جنون ثروت، مقام و شهوت، سبب می‎شود تا انسان به دنبال راه‌های نامشروع حركت كند. تا زمانی كه این مسأله در میان افراد مطرح باشد، زیان آن متوجه آن فرد و اطرافیان او خواهد شد، امّا زمانی كه به صورت یك پدیدهٔ اجتماعی درآید، تبدیل به فتنه و بلایی خواهد شد كه به آسانی نمی‎توان آن را علاج كرد.
7. ترور و خشونت
برخی از گروه‌های درونی مخالف انقلاب اسلامی، با صراحت با اساس فكر انقلابی به مخالفت می‎ورزند؛ از این دسته از افراد، برخی تنها به سخن اكتفا می‎كنند، لیكن برخی دیگر، برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، دست به ترور و خشونت نیز می‎زنند. البته این گروه‌ها در جامعهٔ اسلامی رو به ضعف نهاده، موقعیت چندانی در داخل ایران ندارند، از این‌رو تمام امید خود را به بیگانگان دوخته‎اند.
با توجه به آسیب‌هایی که در این درس بیان گردید، تلاش کنید با مرور تاریخ انقلاب اسلامی، مصادیقی را بیابید که در آن‌ها، این آسیب‌ها خود را نشان داده است. نتیجهٔ این آفات و آسیب‌ها را در ممانعت از رشد سریع انقلاب نشان دهید. به نظر شما، اگر نظام جمهوری اسلامی از این آفات به دور بود، هم اینک در چه وضعیتی به سر می‌برد؟
﴿ صفحه 176 ﴾
4. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. هر انقلابی که دستاوردهای بزرگی را به همراه دارد، می‌تواند آسیب‌های جدی‌ای را نیز در برابر خود داشته باشد. بنابراین پرداختن به بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، می‌تواند موجب حفظ دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی گردد.
2. قبل از هر سخنی پیرامون آسیب‌شناسی انقلاب باید به پیش‌فرضهای آن نیز توجه داشت؛ اولین پیش‌فرض این است که انقلاب، به سان یک موجود پویا و بالنده است و هدف مطلوبی دارد که باید به آن سمت حركت کند و موانع را پشت سر گذارد. دیگر آن‌که انقلاب، برای رسیدن به هدف مطلوب، باید از اصول و ضوابط خاصّی متناسب با هدف پیروی کند و هرگونه انحراف از مسیر صحیح، انقلاب را بیمار و آفت‌زده می‌کند.
3. آفات نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی، آسیب‌هایی هستند که از بیرون مرزها، نظام اسلامی را با تهدید مواجه می‌سازند.
4. مهم‌ترین آسیب‌هایی که می‌تواند از درون، نظام اسلامی را با مشکل مواجه سازد، عبارت‌اند از: جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون، تهاجم فرهنگی، غرور و رخوت در میان انقلابیون، اختلافات درونی، جنون ثروت و مقام مسؤولین و کارگزاران، و ترور و خشونت.
5. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام، از جملهٔ آفت‌های داخلی متوجه نظام اسلامی است که ممکن است ناشی از آسیب‌پذیری و ضعف نهادهای فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، ازدواج، و تعلیم و تربیت باشد.
6. با توجه به تهدید‌های متوجه نظام باید در پی راه‌کارهایی برای حفظ نظام اسلامی بود، بحثی که درس آتی را به خود اختصاص خواهد داد.
﴿ صفحه 177 ﴾
5. پرسش
1. پیش‌فرضهای اساسی بحث از آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی کدامند؟
2. آفاتی که می‌تواند از خارج، انقلاب اسلامی را مورد تهدید قرار دهد، نام برده، توضیح دهید.
3. تهدید‌هایی که از درون می‌تواند نظام را دچار آسیب سازد، نام برده، تشریح نمایید.
6. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. مجموعهٔ مقالات اولین همایش آسیب‎شناسی یك انقلاب، آسیب‎شناسی انقلاب اسلامی،تهران: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه صنعتی شریف، چ1، 1379.
2. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی؛ جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1384.
3. ، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
4. ، عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
﴿ صفحه 179 ﴾