انقلاب اسلامی و ریشه های آن

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا

درس پنجم : ارکان انقلاب اسلامی(1)؛ رهبری

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. اوصاف یك رهبر شایسته را از منظر اسلام تبیین نماید؛
2. نقش ممتاز امام خمینی(رحمه الله) را به‌عنوان معمار انقلاب اسلامی تشریح كند.
﴿ صفحه 102 ﴾
﴿ صفحه 103 ﴾
این انقلاب، بی نام خمینی، در هیچ كجای جهان شناخته شده نیست؛ چراکه آغازگر زمزمهٔ‌ انقلاب اوست و هم اوست که آن را در لحظات سخت و دشوار رهبری کرده و از تنگناها گذرانیده و از انقلاب اسلامی مردم ایران، پدیده‌ای عظیم و اسوه‌ای جهانی پدید آورده است. (مقام معظم رهبری)
1. مقدمه
پس از آن‌که مشخص گردید که انقلاب اسلامی، به دلیل اهمیت دادن به ابعاد معنوی انسان‌ها، حرکتی ممتاز و قابل ستایش است و انقلاب اسلامی ایران نیز به‌عنوان یکی از نهضت‌های اجتماعی منحصر به فرد، جهشی عظیم را در تحولات سیاسی جهان به وجود آورد، این سؤال در ذهن خطور خواهد کرد که در این حرکت اجتماعی، چه عناصر و عواملی ایفاگر نقش‌های اساسی بوده‌اند و این انقلاب را در جهت اهداف خود به پیش برده‌اند. شناخت این عناصر و ارکان، موجب آگاهی نسبت به چگونگی وقوع این انقلاب خواهد شد و موقعیت یکایک نقش‌آفرینان را در این عرصه مشخص خواهد ساخت. بدیهی است که رهبری در هر انقلابی نقشی اساسی را بر عهده دارد و از این‌رو، این درس به جایگاه ممتاز چنین عاملی اختصاص یافته است و درس آتی، متکفل بیان عناصر و ارکان دیگر انقلاب اسلامی ایران گردیده است.
﴿ صفحه 104 ﴾
2. اوصاف رهبر شایسته
كسی كه رهبری یك حركت اجتماعی را بر عهده می‌گیرد باید صفات ذیل را دارا باشد، در غیر این‌صورت نهضت به سر منزل مقصود نخواهد رسید:
1. شناخت كافی هدف؛ رهبر باید هدف و مقصد اصلی و نهایی ای را كه قصد دارد گروهی را به‌سوی آن سوق دهد، به خوبی بشناسد.(41)
2. ایمان كامل به هدف. رهبر باید به راستی باور داشته باشد كه او و دیگران باید به‌سوی مقصد شناخته شده حركت كنند، و به هر قیمتی كه هست، بدان دست یابند.(42)
3. عدالت، تقوا و ورع. رهبر نیز، مانند هركس دیگری، منافع و خواسته های مادّی و دنیوی ای دارد كه ممكن است با هدف نهایی ای كه مراد و مقصود اوست، تنافی و تضادّ داشته باشد. از این‌رو، اگر تهذیب نفس و تطهیر اخلاق نكرده باشد و خود را چنان نساخته باشد كه در موارد تزاحم ِخواسته های دنیوی و مقصد اصلی، جانب این یكی را بگیرد و آن‌ها را فروگذارد، به پیشرفت قیام و نهضت و وصول به هدف و مقصد، امید چندانی نخواهد بود.
4. شناخت و تعیین اصول و موازینی كه حركت اجتماعی باید در چهارچوب آنها صورت پذیرد و عدول و تخلّف از آن‌ها، به هیچ وجه جایز نیست. واضح است كه حركت اجتماعی در مدّت زمانی كوتاه و پس از طی یك مرحله به نتیجه نمی رسد؛ بلكه باید در زمانی كمابیش بلند و طولانی مراحلی چند را یكی پس از دیگری، بگذراند تا به سرمنزل مقصود برسد. در مقاطع زمانی و مراحل گوناگونِ حركت اجتماعی، پیچ وخم ها و فراز و نشیب های بسیار پدید می آید كه در هر یك از آنها باید تصمیم‌ها گرفت، گزینش ها كرد،
﴿ صفحه 105 ﴾
و كارها انجام داد. برای اینكه در همه این تصمیم‌ ها، گزینش ها و كارها هدف نهایی ملحوظ باشد و فراموش نشود، مهمّ، فدای اهم و فرع فدای اصل نگردد، و نیز انحرافاتی پیش نیاید، باید اصول و موازینی كه در حكم حدّ و مرزهای قیام و نهضت اند و تجاوز به آنها به معنای خروج از دایره حركت اجتماعی و ممنوع است، به‌طور دقیق شناخته و معیّن شوند. از این‌رو، شناخت و تعیین اموری كه در جریان نهضت نباید هرگز آسیب ببینند و مسیر و خط مشی نهضت را مشخّص می سازند و غفلت از آن ها نهضت را از نیل به هدف بازمی دارد و نیز ارزیابی و سنجش امور و تعیین اصل و فرع ها، اهمّ و مهمّ ها، و اولویّت و تقدّم ها از مهم‌ترین وظایف رهبر است.
5. شناخت نقاط ضعف موجود و تعیین اهمّ و مهمّ آنها. عدم شناخت دقیق نقاط ضعفی كه در جامعه وجود دارد و باید از میان برود، رهبر را به تصمیم‌ها، موضع گیری‌ها، و فعّالیت های نادرست و نابه‌جا می كشاند.
6. شناخت موانعی كه بر سر راه حركت اجتماعی پدیدار خواهد شد و تعیین شیوه های مقابله با آنها. رهبر باید كسانی را كه ممكن است از داخل یا از خارج، كارشكنی كنند و مزاحم حركت اجتماعی مطلوب شوند به‌خوبی بشناسد. همچنین باید طرق مختلف مبارزه با آنان را تعیین كند. ممكن است اوضاع واحوال اقتضا كند كه بعضی از دشمنان و مخالفان را زودتر از میان بردارند و به پاره ای دیگر مدّتی مهلت دهند، برخی را تهدید كنند و برخی دیگر را تطمیع، و... .
7. دوراندیشی و برنامه ریزی. رهبر نباید چشم به‌راه حوادث و وقایع بنشیند؛ بلكه باید دوراندیش باشد و با توجّه تامّ به هدف نهایی، اصول و موازین ثابت و لایتغیّر، نقاط ضعف موجود در جامعه، و موانع نهضت، برنامه ای واقع بینانه، عالمانه و خردمندانه طرح كند تا چند و چون شروع و ادامه نهضت به‌طور دقیق معیّن و معلوم باشد.
﴿ صفحه 106 ﴾
8. توجّه مؤكّد به تدریجی بودن حركت اجتماعی. رهبر باید همواره توجّه داشته باشد كه آرا و عقاید و نیز اخلاق و خصایل روحی مردم به سرعت و سهولت تغییر نمی پذیرد، و بنابراین تحوّل اجتماعی بنیادی، تدریجی و كند خواهد بود.
9. جلب نیروهای بالفعل و تربیت و تعلیم نیروهای بالقوّه. رهبر باید نیروهای بالفعلی را كه در جامعه موجودند جلب كند و به‌درستی دریابد كه از هر یك از آنان كی، كجا، و چگونه می توان كمال استفاده را كرد. ولی، از آنجا كه حركت اجتماعی، تا وصول به هدف نهایی، زمان طولانی و مراحلی متعدّد در پیش دارد و در هر زمان و مرحله ممكن است موانعی بیشتر و حتّی پیش بینی نشده پدیدار شود، نیروهای بالفعل، هرچند برای شروع قیام و نهضت كافی به نظر آید، برای ادامه آن، به احتمال قریب به یقین، كفایت نخواهد كرد.
از این‌رو، رهبر نیز، موظّف است كه نیروهای بالقوّه را تحت تربیت و تعلیم در آورد تا به فعلیّت رسند و ادامه نهضت را ممكن و میّسر سازند؛ و این نیروسازی باید همواره استمرار و دوام داشته باشد. تعلیم و تربیت، بیشتر و بهتر نیروهای بالفعل نیز از وظایف بسیار مهمّ و خطیر رهبر است. رهبر باید نیروها را هم از لحاظ علم و دانش و هم از لحاظ اخلاق و عمل و گرایش تقویت كند تا در پی تن پروری و راحت طلبی نباشند.
10. جلوگیری از اختلاف و افتراق نیروها. ناگفته پیداست كه همه نیروها از لحاظ علم و دانش، عقل و تدبیر و ژرف‌اندیشی و آخربینی، و اخلاق و گرایش در یك حدّ و رتبه نیستند و آرا، عقاید و ذوق و سلیقه های یكسان ندارند؛ و این همه موجب خواهد شد كه در مقام عمل اصطكاك ها، تضادّها و تزاحم ها و تصادم هایی روی دهد.
یكی از وظایف بسیار عمده و حیاتی رهبر این است كه بعد از تعیین محور حقّ، یعنی هدف نهایی و اصول و موازین غیر قابل تغییر، همه نیروها را در حول آن محور گردآورد، و به هیچ‌وجه، نگذارد كه اختلافشان شدّت یابد و گروه را به پراكندگی و از
﴿ صفحه 107 ﴾
هم پاشیدگی دچار كند. با توجّه به این‌كه بزرگ‌ترین آرزوی دشمنان هر نهضت اجتماعی و مؤثّرترین مخالفتی كه با آن می توانند كنند، همانا ایجاد ناهماهنگی و اختلاف در میان اعضا و نیروهای آن نهضت است، رهبر باید نهایت سعی خود را به كار بندد تا دست‌كم، اختلافات موجود در بین نیروها تقلیل و تخفیف یابد و مانع نیل به هدف نهایی نگردد.(43)
11. صراحت در قول درباره هدف نهایی و اصول موازین غیر قابل تغییر. رهبر باید، چه در مواجهه با طرفداران و فرمانبرانش و چه در رویارویی با مخالفان و دشمنانش، راجع به هدف نهایی و اصول تغییرناپذیرش به‌طور صریح و بی هیچ گونه پرده پوشی سخن بگوید.
پیامبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) در آغاز بعثت و رسالتش مأموریت یافت كه خویشان، بستگان و نزدیكان خود را دعوت كند،(44) سپس مأمور شد كه دعوتش را علنی سازد.(45) از آن پس، آن حضرت آشكارا و به صراحت سخن می گفت و به دوست و دشمن تفهیم می فرمود كه هدف نهایی‌اش چیزی جز توحید و تبعیّت بی چون و چرا و بدون قید و شرط از خداوند متعال نیست. خداوند، حضرت ابراهیم‌(علیه السلام) و مؤمنان معاصر او را به‌صراحت الگو می داند و از مؤمنان می خواهد كه به آنان اقتدا و تأسّی كنند.(46) سوره كافرون بهترین نمونه و الگو را پیامبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) معرفی می‌كند.
12. رازداری. در اموری غیر از هدف نهایی و اصول تغییرناپذیر، گاهی مصلحت اقتضا می كند كه رهبر امری را از دیگران و حتّی از نزدیك‌ترین یاران و دوستانش پنهان كند و یا آشكارا از آن دم نزند. این یكی از عیوب رهبر است كه در همهٔ حالات و موارد
﴿ صفحه 108 ﴾
صریح‌القول باشد یا رازدار نباشد و نتواند امری را كه پنهان كردنش ضرورت دارد پوشیده نگهدارد،(47) چراكه نخست، همه مردم ظرفیّت دانستن همه چیز را ندارند. دوم، ممكن است بر اثر فاش شدن بعضی از امور، آسیب و زیانی متوّجه نهضت گردد.
13. عدم مسامحه در رعایت هدف نهایی و اصول تغییرناپذیر. در واقع هدف نهایی و اصول تغییرناپذیر نهضت، فلسفهٔ وجودی آن را می سازند؛ یعنی اگر قصد تحقّق این هدف و اصول در میان نبود، نهضت هیچ مطلوبیّتی نداشت. بنابراین، این هدف و اصول هرگز و در هیچ اوضاع و احوالی نباید مورد غفلت، بی توجّهی و چشم پوشی واقع گردند. رهبر باید، اگرچه به قیمت از دست دادن همه یا اكثریّت یا بعضی از هواداران و تابعان خود و كم‌شدن سرعت و شتاب حركت اجتماعی‌اش و حتّی شكست خوردن و ناكام ماندن نهضت، درباره هدف و اصول نهضت، قاطع و سازش ناپذیر بماند و رعایت كامل و دقیق آن‌ها را، در مقام عمل، واجب و ضروری بداند و در آن شكّ و شبهه روا ندارد.
حاصل آن‌که اگر در موردی، هدف یا اصول نهضت با سرعت و شتاب یا حتّی كام‌یابی و پیروزی آن، تعارض یابد، باید هدف را مقدّم داشت و به‌كندی یا حتّی شكست ظاهری آن تن داد. كتاب، سنّت و تاریخ به خوبی شاهد قاطعیّت و نرمش ناپذیری پیامبر گرامی اسلام‌(صلى الله علیه وآله) در حفظ و هدف و اصول نهضت اسلامی‌اند. به عنوان نمونه، اهل طائف به آن حضرت پیشنهاد كردند كه اگر آنان را از سجده و به خاك افتادن در برابر خدای متعال معاف بدارد، در سایر امور و شؤون، تابع وی می شوند و دینش را گردن می گذارند و حتّی در جنگ با كفّار و مشركین به كمكش می شتابند. آن حضرت، از آن‌جا كه نماز از مهم‌ترین اركان دین مقدّس اسلام است، پیشنهاد مذكور را، كه به‌ظاهر برای پیشرفت
﴿ صفحه 109 ﴾
نهضت اسلامی سودمند بود، ردّ كرد.(48) مواردی از این قبیل در آیات دیگر قرآن کریم وجود دارد.(49)
14. تسامح و سعه صدر در امور فرعی و كم‌اهمیّت. رهبر باید در اموری كه از قبیل هدف و اصول نهضت نیست تسامح و مدارا روا دارد. هم‌چنین، باید نسبت به لغزش ها، خطاها و اشتباه‌های یاران و پیروان خود سعه صدر داشته باشد، چراكه همه آنان و حتی والامقام ترینشان در حد اعلای علم، اخلاق و عمل نیست و به‌طور طبیعی نقاط ضعفی دارند و اگر هر یك از آنان به علت نقطه ضعفی كه دارد طرد شود، پیشرفت حركت اجتماعی متوقف خواهد شد.
15. ارزش قایل شدن برای شخصیّت دیگران. رهبر باید، علاوه بر این‌كه زیردستان خود را طرد نمی‌كند، برای شخصیّت‌هایشان ارزش قایل شود. اگر روش و رفتار رهبر به گونه ای باشد كه زیردستانش تحقیر شوند و به چیزی گرفته نشوند، نخست، محبّتشان به او و علاقه شان به ادامه همكاری با او و فرمان‌برداری از او كم و ضعیف می‌شود و پیداست كه كاهش محبوبیّت رهبر جز به زیان نهضت نیست، و دوم، به فرض این‌كه نهضت به شكست و ناكامی گرفتار نیاید، از زیردستان كه همواره تحقیر دیده اند و خوار و زبون بوده اند، كار مبتكرانهٔ صحیح و مهمی بر نخواهد آمد.
یكی از علامت‌ها و مظاهر ارزش قایل شدن برای دیگران این است كه با آنان مشورت كنند و از آنان رأی‌جویی و نظرخواهی كنند. از این گذشته، اگر به رأی و نظر افراد التفات و اعتنا شود و آنان احساس كنند كه در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها مداخله و مشاركت دارند، برنامه ها و تصمیم‌ها را به چشم اموری اجباری و تحمیل شده نمی نگرند، و در نتیجه،
﴿ صفحه 110 ﴾
در مقام اجرا و عمل، موافقت بیشتری نشان می دهند و گرم‌تر در كار می آیند. از این‌رو، خدای متعال پیامبرش را، با این‌كه علم لدنی داشت، و به هیچ ‌وجه، نیازمند به استفاده از علوم و معارف و آرا و نظرات مردم نبود، به مشورت با مردم فرمان می دهد.(50)
16. انتقادپذیری. رهبر حتّی باید نسبت به انتقادات و عیب جویی های گوناگون زیردستانش گوش شنوا داشته باشد، زیرا هركسی، به‌جز انسان های معصوم، در معرض جهل، قصور فهم و ادراك، و لغزش ها و خطاهای اخلاقی و عملی است و داشتن روحیّه انتقادپذیری مقدّمه رفع این عیوب و نقایص خواهد بود.
17. تواضع. فروتنی نسبت به زیردستان و كسانی كه همراه، همكار و فرمانبردارند نیز یكی از اوصاف رهبر شایسته است.(51)
18. خیرخواهی و دلسوزی برای دیگران. طبیعی است كه هر انسانی نفع و خیر خود را می جوید؛ و تنها در صورتی تابع و مطیع دیگری می شود كه باور كرده باشد كه آن دیگری برای او دل می سوزاند و خیر او را می خواهد. به همین جهت، رهبر باید خیرخواه و دلسوز دیگران باشد و این امر را به‌آنان نشان دهد و اثبات كند تا هرچه بیشتر و بهتر به او بگرایند و بگروند.(52)
19. احسان و نیكی به دیگران. یكی از راه های اثبات خیرخواهی و دلسوزی، احسان و نیكی و جواب بدی را با خوبی دادن است. خدای متعال نیز پیامبرانش را فرمان می دهد كه بدی را، نه با بدی؛ بلكه با خوبی پاسخ گویند.(53) همچنین، از آن حضرت می خواهد كه از كفّار و مشركانی كه دشمنی و لجاجت دارند و دعوتش را نمی پذیرند درگذرد و از جواب
﴿ صفحه 111 ﴾
گفتن به گفتار و كردار سبك‌سرانه و نابخردانه شان صرف‌نظر كند ومسالمت جویی و خیرخواهی خود را به آنان نشان دهد. (54)
20. ایثار و از خودگذشتگی. یكی دیگر از راه های اثبات خیرخواهی و حسن نیّت، ایثار و از خودگذشتگی است. اگر رهبر برای تأمین مصالح اجتماعی از منافع شخصی خود قطع نظر كند و خیرات دنیوی دیگران را بر خیرات دنیوی خود مقدّم بدارد، مردم باور می كنند كه خیرخواه آنان است، حسن نیّت دارد، و خودش را برای آنان می خواهد، نه آنان را برای خودش، بنابراین وی در دل مردم جای می گیرد. به همین جهت، قرآن كریم در مواضعی خاطرنشان می كند كه انبیای الهی، به هیچ‌ وجه، از مردم «اجر» و مزدی نمی‌خواستند و با این ایثار و از خودگذشتگی، حسن نیّت خود را اثبات می كردند.(55)
21. انضباط و فرمانبرداری خواستن. سعه صدر نسبت به نقاط ضعف و لغزش های زیردستان، طرد نكردن آنان، نرمخویی با آنان، درگذشتن از خطاها و اشتباهات آنان، ارزش قایل شدن برای شخصیّتشان، مشورت با آنان، انتقادپذیری، تواضع، احسان و نیكی، ایثار و ازخودگذشتگی همه به‌جای خود صحیح و ضروری است؛ ولی منافات ندارد با اینكه رهبر از زیردستان انضباط و فرمان‌برداری بخواهد.
22. جلوگیری از انحراف و فساد زیردستان. همچنان‌كه پیش‌تر نیز اشاره شد، سعه صدر داشتن و تحمّل كردن نقاط ضعف و لغزش های دیگران هرگز به معنای فراموشی عیوب و نقایص نیست. رهبر موظّف است كه در عین حال، نسبت به انحراف و فساد
﴿ صفحه 112 ﴾
افراد حسّاس باشد و برای جلوگیری از این گونه امور چاره‌اندیشی های عالمانه و حكیمانه داشته باشد.
23. اشراف بر همه امور و شؤون. اگر چنان شود كه رهبر از پاره ای از امور و شؤون، ناآگاه و بی‌خبر بماند، رهبری او دچار نقص و عیب خواهد شد، به‌ویژه با در نظر گرفتن این واقعیّت كه ممكن است كسانی از آن ناآگاهی و بی‌خبری سوء استفاده كنند و با كتمان و وارونه كردن حقایق و جعل و نشر اكاذیب، موجبات اغفال و فریب او را فراهم سازند. از این رو، رهبر باید دارای یك نظام و شبكه اطّلاعاتی قوی و امین باشد تا گرفتار فقدان اطّلاعات صحیح از چند و چون نهضت نشود.
24. شجاعت. هیچ نهضتی بدون دشمن و خطر نیست. بنابراین، نهضتی كه رهبرش ترسو و بزدل باشد و جرأت مواجهه با دشمنان و دست و پنجه نرم كردن با آنان را نداشته باشد و به محض احساس خطر عقب نشینی كند، محكوم به شكست خواهد بود.
25. پایداری و استقامت. این شرط یكی از سخت‌ترین شرط‌هاست، چراكه توانایی و نیروی هیچ كس در مقام مقابله با مسایل و مشكلات، نامحدود و بی‌نهایت نیست، و پیروزی و كام‌یابی یك نهضت، مستلزم این است كه رهبر توانایی و نیروی عظیمی از این دست داشته باشد؛ یعنی ظرفیّت روحی بسیار فراوانی برای تحمّل سختی ها و دشواری ها را داشته باشد.
رهبر، همان گونه كه خودش باید صبور و مقاوم باشد، موظّف است كه زیردستان خود را به شكیبایی و پایداری، دعوت، توصیه و امر كند و همواره به آنان خاطرنشان سازد كه شرط غلبه بر مشكلات فراوان و بزرگی كه بر سر راه نهضت پدیدار می شود، صبر و استقامت است، تا این از این طریق خُلق و خصلت در آنان نیز راسخ و ثابت گردد. از این‌رو، قرآن كریم در موارد بسیاری مؤمنان را نیز فرمان به شكیبایی و پایداری می دهد.(56)
﴿ صفحه 113 ﴾
26 ـ بررسی و ارزیابی آنچه انجام گرفته است. رهبر باید در جریان نهضت هرچند وقت یك بار آنچه را در آن مدّت صورت پذیرفته است مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد و صحّت و سقم آن را معلوم دارد تا اگر لغزش هایی پیش آمده است، تكرار نگردد، و در صورت امكان، جبران شود.
موارد ذكر شده به اجمال مهم‌ترین اوصاف رهبر شایسته است. ملاحظه شد كه بعضی از این صفات مذكور، با هم در تضاد بودند. یكی از علل این‌كه، رهبری هنر و فنّی است بسیار دقیق، ظریف و مشكل همین است كه رهبر باید اموری به ظاهر متضادّ را در خود جمع كند و از رعایت هر یك از آن‌ها در جای خود غفلت نورزد.
با توجه به شرایطی که برای رهبر ذکر گردید، شما چه راه‌ حلّی را برای شناسایی یا انتخاب رهبر ترجیح می‌دهید؟ آیا از طریق انتخابات رایج در نظام‌های دموکراسی می‌توان به چنین انتخابی دست زد یا این‌که این امر را باید بر عهدهٔ عدّه‌ای خُبره گذاشت که توان تشخیص وجود این ویژگی‌ها را در فرد یا افراد خاصّی دارند؟ نظر دوستان خود را نیز در این زمینه جویا شوید.
3. ویژگی‌های ممتاز رهبری انقلاب اسلامی
با توجه به ویژگی‌هایی که در بالا ذکر گردید و تأمل در ابعاد مختلف زندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(رحمه الله) ‌می‌توان به این نتیجه رسید که این ویژگی‌ها، در بالاترین شکل آن در شخصیت امام خمینی(رحمه الله) تجلی یافته بود. برای اثبات این مطلب، می‌توان به زوایای مختلف زندگی ایشان نظری افکند و به نقش عظیم رهبری در پیروزی انقلاب اسلامی پی برد. برخی از ویژگی‌های بارز این شخصیت برجستهٔ تاریخ مورد اشاره قرار می‌گیرد:
﴿ صفحه 114 ﴾
1. آگاهی و هوشیاری نسبت به مسایل پیرامون
امام خمینی(رحمه الله) افزون‌بر آگاهی و اشراف بر حقایق، اصول و فروع و آرمان‌های اسلام،‌ و آشنایی با تاریخ گذشته مسلمین و درك مصالح و مفاسد جامعه اسلامی، به مدد فراست خدادادی‌اش از تحولات و اوضاع روزِ جهان و ایران باخبر بود، و با شناسایی دشمنان دین و نقشه‌هایشان و شناساندن آنان به امّت مسلمان،‌ توطئه‌های ایشان را برملا و بی‌اثر می‌ساخت.
حركت امام خمینی(رحمه الله) نیز از همان ابتدا بر اساس این آگاهی و فراست شكل گرفت. در آن زمان، شرایط اجتماعى ایجاب مى‌كرد كه حركتى بر ضد كفر و الحاد و استكبار صورت گیرد. در آغاز، توجه امام به كفرى بود كه جامعه‌ خودش را تهدید مى‌كرد و عوامل كفر درصدد اسلام‌زدایى از این كشور بودند. او به همین انگیزه كه باید بندگى خدا را در این كشور رواج داد، قیام كرد؛ نه به انگیزه سیاسى و اقتصادى و یا اجتماعى. فریاد او آن‌گاه بلند مى‌شد كه مى‌دید حكمى از احكام الهى در معرض تعطیل یا در معرض انكار است. ملاحظهٔ پیام‌ها و سخنرانى‌هاى امام از آغاز نهضت، نشان می‌دهد که هیچ واژه‌اى در كلام امام به اندازه اسلام، قرآن، خدا و کلماتی نظیر آن‌ها تکرار نشده است. او تلاش كرد تا جامعه خویش را الهى و معنوى بار بیاورد و در این راه، طرح‌ها و برنامه‌ها را با فراست خدادادى به اجرا گذاشت و در حالىكه تقریباً همه مردم، حتى خوش‌باورترین افراد ناامید شده بودند، خدا او و پیروانش را به پیروزى رساند.
امام یك ملى‌گرا نبود كه فقط در مورد ملت و كشور خود بیندیشد؛ این یك دایره كوچكى بود كه اطراف امام را احاطه كرده بود و طبعاً این مسؤولیت قبل از سایر مسؤولیت‌ها باید به آن پاسخ داده شود؛ ولى محدود به آن نمى‌شد و امام در همین حال كه به سرنوشت ملت و كشور ایران مى‌اندیشید و سعى مى‌كرد كه این كشور را كه تنها كشور
﴿ صفحه 115 ﴾
منتسب به امام زمان‌ است از چنگال كفار و ایادى آنان درآورد، در فكر سایر شیعیان هم بود. پیام‌هاى امام، از طریق دوستان او که به كشورهاى اسلامى، به‌خصوص مناطق شیعه‌نشین، سفر مى‌كردند، به آنان منتقل می‌گردید و از این طریق، نسبت به پیرایش تشیع از اشتباه‌ها و خرافات تلاش‌هایی صورت می‌گرفت تا ایمان شیعیان خالص گردد و هم‌بستگى میان آنان بر اساس معارف صحیح اهل‌بیت(علیهم السلام) تقویت شود.
بنابراین، دایره اول فعالیت‌های امام، كشور خودش، ایران بود و دایرهٔ دوم نیز شیعیان جهان بودند. دایرهٔ وسیع‌تر بعدی، دایره مسلمانان بود و امام در همین ابتدای حفظ وحدت اسلامى و توسیع روابط بین شیعیان و سایر مسلمین، وظیفه خود را نسبت به مسلمانان دیگر بر عهده گرفت. ولی امام به این هم اکتفا نکرد و دایرهٔ فعالیت خود را افزایش داد و باعث هویت‌بخشی به طرف‌داران سایر ادیان گردید.
امام خمینی(رحمه الله) حتی دامنهٔ فعالیت خود را شامل گروه‌های دیگر نیز نمود. به‌عنوان نمونه، وی در سال‌هاى آخر عمر خویش، همت خود را متوجه كشورهاى ماركسیست كرد و برای رئیس جمهور ابرقدرتى مثل شوروى كه هفتاد سال دین‌زدایى كرده بود و تمام مذاهب دینى اعم از اسلام و مسیحیت را از بین برده بود، نامهٔ هشداردهنده‌ای را نوشت و آن‌ها را شوكه کرد. آیا از آن نامه و پیش‌بینی‌هایی که در آن صورت گرفته بود، اطلاعی دارید؟ آیا این پیش‌بینی‌ها به وقوع پیوست؟ چگونه؟ این بحث را با دوستان خود نیز مطرح سازید.
2. برخورداری از فضایل علمی در حوزه‌های مختلف
امام خمینی(رحمه الله) از معدود كسانی است كه جامع فضایل علمی فراوان بوده است. وی در
﴿ صفحه 116 ﴾
زمینهٔ فقه و اصول و علوم مرتبط با آن‌ها، از بزرگ‌ترین مراجع تقلید زمانه به شمار می‌آید، ‌و در حوزه‌ علوم عقلی و فلسفی نیز عالی‌ترین تحقیقات زمانه‌اش را صورت داده، و در عرصهٔ عرفان نظری و عملی تأملات و مجاهدت‌های بسیار داشته و به مقاماتی رفیع نایل آمده است.
3. برخورداری از فضایل معنوی در تمام ابعاد زندگی
این بُعد از شخصیت امام برای بسیاری پوشیده مانده است و حال آن‌که این بُعد الهی ایشان است که بر سایر ابعادش سایه افكنده است. شخصیت امام از آغاز نوجوانی بر اساس «بندگى خدا» شكل گرفت و در نهایت از مصادیق بارز این آیهٔ شریفه گردید که:
رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِیتَاء الزَّكَاة؛(57) مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمى دارد.
بسیارى از انسان‌هاى برجسته بودند كه به این راز پى برده بودند كه كمال حقیقى انسان در تقرب به خداست؛ ولى این را به صورت یك حركت فردى و رابطه شخصى خودشان با خدا تلقى كرده بودند. اما امام عرفان را هم در این بعد تنگ نمى‌دید، بلکه معرفت خدا را در این مى‌دید كه انسان تمام وجودش مظهر بندگى خدا شود و نه‌ تنها در دلش ارتباط با خدا داشته باشد، رفتار و كردار و گفتار فردى و اجتماعى و خانوادگى و حتى رفتار بین‌المللى او باید تجسم عبودیت باشد.
امام سعى كرد این مطلب را اولاً هم با عقل و هم با دلایل نقلى ثابت کند و ثانیاً با حركت عرفانى، كاملاً بیابد و ایمان خودش را در این جهت تقویت كند. دوران نوجوانى و
﴿ صفحه 117 ﴾
اوایل جوانى او به تبیین این ایمان و ابعاد مختلف فلسفى و عرفانى و استفاده از كتاب و سنت گذشت.
4. شجاعت همراه با تدبیر
هوشیاری امام خمینی(رحمه الله) در دفاع از ارزش‌های اسلامی یكی از عوامل مهم پیروزی انقلاب به‌شمار می‎رود. توضیح آن‌که، اقدامات رژیم پهلوی در حوزهٔ فرهنگ، خود، زمینه را برای نابودی حكومت فراهم ساخت، زیرا این‌گونه حركات واكنش شدید امام خمینی(رحمه الله) و در نتیجه، مردم را در پی داشت. تغییر تاریخ هجری شمسی به شاهنشاهی، برگزاری جشنواره‎ها و سمینارهای به اصطلاح فرهنگی و هنری و نیز ترویج فساد و فحشا از مواردی است كه با هدف تضعیف مبانی دینی مردم صورت گرفت. لیكن واكنش امام خمینی(رحمه الله) در برابر این تقدس‎زدایی‌ها و نیز در برابر طرح اصلاحات ارضی، لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید شاه سبب شد تا پایه‎های مشروعیت رژیم پهلوی به سستی گراید. برخورد شجاعانه و زیركانهٔ امام خمینی(رحمه الله) در قضیهٔ فاجعهٔ فیضیه، اصل مشروعیت حكومت خاندان پهلوی را با خطر مواجه می‎ساخت، از این‌رو آنان چاره را در تبعید امام دیدند. اما همین امر زمینه را برای گسترش اعتراضات علیه رژیم و تزلزل حكومت بیشتر فراهم ساخت.
4. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. در صحنهٔ انقلاب، بیش از همه، سه عاملِ رهبری، مردم و مكتب تأثیرگذار بوده‌اند. در این درس به اولین عامل پرداخته شده است.
2. در هر نهضتی، رهبر باید دارای ویژگی‌های خاصی باشد که در صورت فقدان آن‌ها، نهضت به سر منزل مقصود نخواهد رسید.
﴿ صفحه 118 ﴾
3. این اوصاف و ویژگی‌ها، به‌طور کامل، در مورد بنیان‌گذار انقلاب اسلامی صادق بوده و ایشان، علاوه بر برخورداری از فضایل علمی در حوزه‌های مختلف و نیز برخورداری از فضایل معنوی در تمام ابعاد زندگی، نسبت به مسایل پیرامون خود کاملاً آگاه و هوشیار بود و با شجاعت کم‌نظیر و تدبیر همیشگی خویش، این انقلاب را به سرانجام رساند.
4. عامل رهبری بدون در نظر گرفتن عواملی هم‌چون مکتب متعالی اسلام و مردم قادر به پیش بردن انقلاب نبوده است. از این‌رو، پرداختن به دو عامل دیگر نیز ضرورت دارد؛ رهبری قدرت خود را مدیون مکتب متعالی اسلام بوده است و نیز این قدرت برتر، بدون حضور مردم در صحنه نمی‌تواند کارآیی اجتماعی خود را به خوبی نشان دهد. بنابراین در درس آتی، نقش مکتب و مردم در این نهضت مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
﴿ صفحه 119 ﴾
5. پرسش
1. مهم‌ترین اوصاف یک رهبر شایسته کدامند؟
2. ویژگی‌های بارز امام خمینی(رحمه الله) را که در پیروزی انقلاب اسلامی نقشی اساسی ایفا نمود، بیان نمایید.
6. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. جوادی آملی، عبدالله، بنیان مرصوص امام خمینی(رحمه الله) در بیان و بنان آیت‌الله جوادی آملی، گردآوری و تنظیم: محمدامین شاهجویی، قم: مرکز نشر اسراء، چ6، 1384.
2. حاجتی، میر احمدرضا، عصر امام خمینی(رحمه الله)، قم: بوستان کتاب قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چ6، 1382.
3. حسینی، حسین، رهبری و انقلاب؛ نقش امام خمینی(رحمه الله) در انقلاب اسلامی ایران، تهران: پژوهشکدهٔ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چ1، 1381.
4. حسینیان، روح‌الله، چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران (1356 ـ 1343)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ1، 1383.
5. روحانی، سید حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(رحمه الله)،ج1، تهران، راه امام، چ6، 1359.
6. قلی پور، جعفر، مواضع امام خمینی(رحمه الله) در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ1، 1382.
7. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی؛ زمینه‌ها و پیامدها، تدوین: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، قم: دفتر نشر و پخش معارف، چ1، 1380.
8. مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
﴿ صفحه 121 ﴾

درس ششم: ارکان انقلاب اسلامی(2)؛ مکتب و مردم

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. جایگاه مردم را در تحولات دوران رژیم پهلوی تبیین نماید؛
2. نقش مردم را در پیروزی انقلاب اسلامی توصیف کند؛
3. نقش مکتب را در پیروزی انقلاب اسلامی نشان دهد.
﴿ صفحه 122 ﴾
﴿ صفحه 123 ﴾
هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم،(58) همو كه تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید و میان دل‌هایشان الفت انداخت كه اگر تمام آنچه را كه در روی زمین است خرج می كردی، نمی توانستی میان دل‌هایشان الفت برقرار كنی. ولی خداوند میان آنان الفت انداخت، چرا كه او توانای حكیم است.
1. مقدمه
بدون تردید در پیروزی انقلاب اسلامی، عامل رهبری نقشی اساسی را ایفا کرده است و ویژگی‌های منحصر به فرد امام خمینی(رحمه الله)، به عنوان طراح و معمار این انقلاب، از این حرکت حماسی، نهضتی را به‌وجود آورد که نه تنها منشأ اثر در کشور ایران گردید؛ بلکه جهان تشیع و جهان اسلام را متحول ساخت و بلکه کل گیتی را تحت تأثیر خود قرار داد. امّا این حرکت تنها به این رکن متکی نبوده و ارکان دیگری نیز وجود داشتند که در کنار نقش حیاتی رهبری، این انقلاب را به سرانجام رساندند؛ مکتب پویای اسلامی و مردم تحول‌خواه، دو رکن دیگر این انقلاب بودند که بایسته است، در این درس به نقش آنها اشاره شود.
﴿ صفحه 124 ﴾
2. جایگاه مردم در دوران رژیم محمدرضا شاه
بزرگ‌ترین آفت دوران شاهنشاهی این بود که با سیاست‌های استعماری گذشته و به‌خصوص دوران پهلوی، تودهٔ مردم مسلمان و افراد متدین را از صحنهٔ سیاست بود. سیاست‌گذاری آنان به‌گونه‌ای بود که کارهای سیاسی و امور اجتماعی این کشور به دست عده‌ای ـ‌ به اصطلاح آنان ‌ نخبگان قرار داشت که شاید بیش از هشتاد درصد آنان تحصیل کردهٔ آمریکا بودند و یا در ایران در دانشگاه‌هایی تحصیل می‌کردند که زیر نظر آمریکایی‌ها اداره می‌شد. البته اصل این سیاست متعلق به انگلیسی‌هاست و آمریکایی‌ها از آن‌ها یاد گرفتند. برای این‌که بتوانند در درازمدت حضور خودشان را در کشورهای تحت سلطه و ادارهٔ امور آنها ادامه دهند، سعی کردند نخبگانی را در کشور خودشان تربیت کنند و به‌طور غیر مستقیم آن‌ها را شست‌وشوی مغزی داده آنچه را خود می‌خواهند به آن‌ها القا کنند. نتیجهٔ این سیاست این شد که تودهٔ مردم مسلمان کشور، هیچ نقشی برای خودشان در ادارهٔ امور کشور نمی‌دیدند. تنها جایی که مردم آن هم به‌ظاهر نقشی داشتند مجلس بود، به این‌صورت بود که پیش‌تر یک فهرستی از نماینده‌ها، توسط دربار و با تأیید سفارت آمریکا تعیین می‌شد و همان‌ها باید از صندوق‌ها بیرون می‌آمدند.
البته در بین نخبگان آن روز کشور کسانی بودند که با سیاست‌های رژیم موافق نبودند و حتی تشکیلاتی نیز برای خود به هم زدند، لیکن امام(رحمه الله) با آن فراست و درک و بینش بالای سیاسی، دریافت که فعالیت‌های سیاسی‌ای که توسط گروه‌های مختلفی از نخبگان صورت می‌پذیرد، اگر هم به سرانجام برسد، در نهایت به نفع اسلام نخواهد بود، از این‌رو تنها راهی که به نظر امام وجود داشت و مثمر ثمر بود، به صحنه کشاندن تودهٔ مردم مسلمان بود. امام معتقد بود که آن احزاب و گروه‌ها نمی‌توانند یک حرکت اسلامی قوی و فراگیر که به تشکیل حکومت اسلامی بینجامد انجام دهند. امام مصمم گردید تا توده‌های مردم را به
﴿ صفحه 125 ﴾
میدان کشاند و این احساس مسؤولیت را در عموم مردم به وجود آورد که به عنوان مسلمان وظیفه دارند در امور سیاسی کشورشان دخالت کنند. این کار مانند بسیاری از کارها و اندیشه‌های امام که از ابتکارات ایشان شمرده می‌شود در واقع الهام گرفته از تعالیم اسلام بود، و اگر امام مسیری غیر از این را دنبال کرده بود، هیچ تحول قابل اعتنایی نمی‌توانست ایجاد کند. امام با به میدان آوردن تودهٔ عظیم مردم موفق شد این نهضت بی‌سابقه را پدید آورد، کاری که هیچ‌یک از آن گروه‌های سیاسی هرگز قادر به انجام آن نبودند.
این امام بود که با تشخیص انرژی نهفته در توده‌های عظیم ملت و با استفاده از انگیزه‌های اسلامی و دینی آنان، یک جریان هدفدار سراسری به راه انداخت. امام با بیدار کردن حس مسؤولیت دینی در مردم و با نیّت خالصی که داشت، به‌جای روابط محدود و خشک حزبی، یک رابطهٔ عمیق عاطفی مردم ایجاد کرد و در نتیجه مردم به ایشان عشق می‌ورزیدند و پروانه‌وار گرد شمع وجود او می‌چرخیدند.
3. نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی
هرچند که رژیم پهلوی در جهت فاصله انداختن میان روحانیت و مردم تلاش فراوان نمود، لیکن تدبیرهای رهبری نهضت و نیز هوشیاری مردم این خواسته را ناکام گذارد و پیوند مستحکم میان مردم و رهبری منجر به پیروزی انقلاب گردید. چندین عامل دست به دست هم داد تا مردم ایران بتوانند به عنوان عامل مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی معرفی گردند:
الف ـ برقراری الفت میان مؤمنان و بهره‌مندی از امدادهای غیبی الهی
تألیف قلوب مؤمنین، سبب می‌شود تا خداوند به یاری آنان آمده، امدادهای غیبی خود را شامل حال آنان گرداند و این همان وعده‌ای است كه در قرآن كریم نیز به‌آن اشاره شده است:
﴿ صفحه 126 ﴾
هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم؛(59) همو كه تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید و میان دل‌هایشان الفت انداخت كه اگر تمام آنچه را كه در روی زمین است خرج می كردی، نمی توانستی میان دل‌هایشان الفت برقرار كنی. ولی خداوند میان آنان الفت انداخت، چرا كه او توانای حكیم است.
در این آیه، خداوند متعال، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) را مورد خطاب قرار داده و مصادیقی از تأییدات الهی را به او یادآور شده است. به حسب ظاهر لفظ، خداوند دو مصداق را برای تأیید ذكر فرموده است كه این تأییدها متعلق به پیامبر(صلى الله علیه وآله) است. یكی از این مصادیق، تأیید غیبی الهی و دیگری، تأییدی است كه از راه اسباب عادی به وسیلهٔ مؤمنین تحقق پیدا می‎كند. در ادامهٔ آیه، خداوند مصداق اخیر را مورد توجه قرار داده، متذكر می‎گردد كه طریقهٔ تأیید پیامبر(صلى الله علیه وآله) توسط مؤمنین به‌این شكل بوده است كه خداوند دل‌های مؤمنین را با یكدیگر مهربان كرد. همین محبت و عطوفتی كه در دل‌های مؤمنین نسبت به یكدیگر و نیز محبت و عطوفتی كه در دیگران نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وجود آمد، باعث پیروزی آن حضرت بر دشمنانش شد. بنابراین نباید نقش محبت میان مؤمنین را در پیروزی بر دشمنانشان نادیده گرفت. بر اساس این آیهٔ شریفه، با تمام آنچه كه بر روی زمین قرار داشت، حتی شخصی مانند پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نمی‎توانست دل‌های مؤمنین را به یكدیگر نزدیك كند؛ بلكه تنها خدا بود كه دل‌های مؤمنین را با یكدیگر مهربان ‎ساخت و به‎وسیلهٔ این مهربانی و الفتی كه میان آنان به وجود آمد، آنان نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز محبت پیدا كردند و این محبت، زمینه‎ساز پیروزی مسلمین در جنگ گردید.
این الفت میان مؤمنین،عامل بسیار مهمی است كه درپیروزی انقلاب اسلامی­ایران، از 15
﴿ صفحه 127 ﴾
خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357، نقشی اساسی را ایفا كرد. با آغاز حركت امام خمینی(رحمه الله) و شروع مبارزات علیه طاغوت و رژیم پهلوی، تمامی مردم ایران به خوبی دریافته‌ بودند كه می‌بایست همهٔ نیروهای انقلابی همدل و هم‌زبان باشند و با یكدیگر همكاری كنند و نیز تحت لوای رهبری واحد قرار گیرند و فرمان او را بی‌چون و چرا و از جان و دل بپذیرند و در اجرای آن بكوشند.
پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی(رحمه الله)و هم‌زمان با شروع حركتِ‌ اجتماعی، سیاسی و دینیِ امام خمینی(رحمه الله)، مراجع دینی بزرگی همچون آیات عظام حكیم، شاهرودی، سید عبدالله شیرازی، خویی، خوانساری، گلپایگانی، میلانی و نیز بزرگان دیگری در نجف، قم، تهران، مشهد و… مطرح بودند و هریك مقلدانی در سراسر ایران داشتند، و ناشناخته‌ترینِ این مراجع دینی، سید روح‌الله خمینی بود. وی تا آن زمان، نه رساله‌ای چاپ كرده بود و نه هیچ اقدام دیگری كه او را در مقامِ یك مرجع تقلید مطرح سازد، صورت داده بود. به این ترتیب در آن زمان اكثر مردم ایران، از مراجع دینیِ‌ دیگری غیر از امام خمینی(رحمه الله) تقلید می‌كردند. اما با آغاز نهضت اجتماعی و دینی امام، همهٔ مردم، به مدد فراستی كه خداوند به ایشان عطا فرموده بود، دریافتند در این حركت الهی می‌باید تابع فرمان او باشند و از هرگونه پراكندگی و تك‌روی و اعمال سلیقه‌های شخصی و گروهی و جناحی بپرهیزند. از این‌روی، شمار بسیار زیادی از مردم، با آن‌كه مقلّد مراجع دینیِ دیگری بودند و در بسیاری مسایل و زمینه‌ها از آنان پیروی می‌كردند، در حركت مبارزاتی و اجتماعی خود، هماهنگ و یكپارچه، مطیع فرمان‌های امام خمینی(رحمه الله) بودند و همین اتحاد و انسجام و همدلیِ میان مردم مسلمان ایران و اطاعت محض آنان از امام خمینی(رحمه الله) سبب شد تا پس از پانزده سال مبارزه و تلاش، پیروز شوند و معجزهٔ قرن، در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران تحقّق یابد.
ب ـ اسلام‌خواهی مردم و نصرت الهی
در صورتی كه مردم جامعه‎ای، واقعاً مسلمان بوده، باورهای اسلامی را از صمیم قلب
﴿ صفحه 128 ﴾
بپذیرند و ارزش‌های اسلامی را پاس دارند، خداوند وعده و ضمانت خود به یاری آنان ‎می‎شتابد و ضعف و كاستی آنان را جبران می‎كند:
بَلَی إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِین؛(60) آری! اگر صبر كنید و پرهیزگاری نمایید و [با همین جوش و خروش] بر شما بتازند، همان‌گاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد كرد.
با صبر و استقامت و در پیش گرفتن تقوای الهی، امدادهای الهی به كمك افراد خواهند آمد و نمی‎توان انتظار داشت كه با دنبال كردن راحت‌طلبی و گوشه‎گیری، برای مسلمین پیروزی به دست آید. آنان كه هنگام جنگ و دفاع، راه كشورهای دیگر را در پیش می‎گیرند تا در محیط امنی به سر برند، هرگز نباید انتظار امدادهای غیبی را داشته باشند. بر اساس این آیهٔ شریفه، تنها مقاومت فیزیكی نیز كفایت نمی‎كند؛ بلكه باید تقوای الهی را نیز پیشه ساخت و نسبت به حلال و حرام خداوند حساسیت نشان داد. در صورت تحقق این دو شرط كه زمینهٔ یاری دین اسلام را فراهم می‎سازد، باید انتظار نصرت الهی را داشت:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم؛(61) ای كسانی كه ایمان آورده اید اگر خدا را یاری كنید یاریتان می كند و گام‌هایتان را استوار می دارد.
اگرچه تحقق چنین وعده‌ای ممكن است سال‌ها به طول انجامد، امّا تحقّق آن حتمی است. رهبر و مردم ایران، مبارزهٔ خود را با هدف برپایی احكام دین خدا و گسترش فرهنگ دین آغاز كردند، و در این راهِ مقدس، با بذل جان و مال و آبروی خویش، پایمردی خود را در «اسلام‌خواهی»شان ثابت كردند، و پس از گذشتن از خوان‌های سخت امتحان الهی شایسته دریافت نعمت بزرگ پیروزی شدند.
﴿ صفحه 129 ﴾
از همین‌روست که امام خمینی(رحمه الله) دلیل اصلیِ پیروزی انقلاب اسلامی را چنین توصیف می‌كند: «یک کشور سی و چند میلیونی یک دفعه از آن ظلمت‌هایی که «بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض» یک‌دفعه جهش کرد و در نور واقع شد، نورهای غیر متناهی. این تحولی که الان در کشور ما هست، همه‌اش روی این مقصد است که از اول فریادشان بلند بود که ما اسلام را می‌خواهیم. طاغوت را نمی‌خواهیم. این، عنایت خدا را به اینها جلب کرد. خداوند تبارك و تعالی که مشاهده می‌فرماید كه یک ملتی از كوچك و بزرگ‌شان می‌گویند ما اسلام را می‌خواهیم، عنایتش را به این‌ها متوجه کرد».(62)
4. نقش آموزه‌های دینی در ایجاد وحدت در جامعه
بدیهی است هنگامی که افراد جامعه‌ای احساس كنند كه به یكدیگر نیاز دارند، بنا را بر صمیمی‌بودن با هم می‎گذارند و به همدیگر یاری می‎رسانند و این‎گونه زندگی، بهترین شكل زندگی اجتماعی است كه در این عالم بین انسان ها به وجود می آید. اما نباید از ذهن دور داشت كه ملاك وحدت در این‎گونه موارد نیز نیاز مادی افراد به یكدیگر است و احتیاجات متقابل، موجب تعاون و همكاری میان آنان می‎شود. اما اگر انسان از این زندگی محدود و گذرا فراتر رود و درصدد فراهم ساختن سعادت ابدی و جاودانه برای خود برآید، بیش از پیش، وحدت بین او و انسان‌های دیگر برقرار خواهد شد.
فطرت انسان، هم خداپرست و هم بی‎نهایت‌طلب است. انسان‌هایی، كه فطرتاً خداپرستند، در سایهٔ عشق به خداوند واحد با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند و هركس را كه بیشتر به خدا نزدیك تر است، بیشتر دوست دارند. آنان كه در پی سعادت ابدی
﴿ صفحه 130 ﴾
خویشند، تلاش می كنند كه با آن انسانی بیشتر ارتباط برقرار كنند كه بتواند برای سعادت ابدی آنان بیشتر مؤثر باشد و برای آنان نفع معنوی داشته باشد. حال اگر در جامعه ای این امر فطری بیدار شد و انسانها رابطه خود را با خدا شناختند و درصدد پرستش خداوند یگانه برآمدند، عامل مهمی برای ایجاد ارتباط میان دل‌های آنان به وجود می‎آید، زیرا همهٔ این افراد پرستش‎گر یك خدا هستند و تنها یك خداست كه معبود، معشوق و محبوب همهٔ آن هاست.
هم‎چنین انسان‌ها در سایهٔ اعتقاد به این‌كه باید هدف اصلی خود را كسب سعادت ابدی و رسیدن به بهشت جاودانه قرار دهند، سعی می كنند با كسانی بیشتر ارتباط برقرار كنند كه بتوانند در این راه، به آنان كمك بیشتری كنند. چنین افرادی باید دین صحیحی بر آن ها حاكم باشد تا در سایهٔ وحدت دین حق، با هم متحد شوند. اسلام تلاش می كند تا تمام انسان ها را بر اساس این محور گرد هم آورد.
البته وجود این عامل فطری، به معنای مجبور بودن افراد و تسلیم شدن در برابر این عامل نیست؛ بلكه افراد می‌توانند از آن سرپیچی كرده و برخلاف اقتضای فطرت حركت کنند. خداوند بر انسان‌ها منّت گذاشته، این عامل فطری را در نهاد آن‌ها قرار داده است تا بتوانند برای رسیدن به سعادت ابدی از یكدیگر بهره برند. همان‎گونه كه همكاری و تشكیل یك جامعه واحد برای خوشی، رفاه و آرامش زندگی چند روزه لازم است، تعاون و همكاری برای رسیدن به سعادت ابدی نیز لازم است. زمانی این عامل فطری می تواند در جامعه، نقش خود را در ایجاد وحدت و اتحاد ایفا كند كه آن فكر، بینش و فرهنگ توحیدی در جامعه رواج پیدا كند.
در صورت ترویج فرهنگ توحیدی در جامعه، توجه دایم به خدا و جستجو كردن سعادت ابدی در پرستش او، عامل بسیار مهمی برای وحدت میان افراد آن جامعه به وجود
﴿ صفحه 131 ﴾
می آید. البته در سایهٔ این وحدت، اختلاف‌های فرعی‌ای می تواند وجود داشته باشد؛ ولی به شرط این‎كه به آن هدف اصلی آسیب وارد نسازد. خداوند اختلافات طبیعی و تكوینی را حتی به رسمیت نیز شناخته است:
وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا؛(63) و شما را تیره‎ها و قبیله‎ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید.
بر اساس این آیهٔ شریفه، وجود اختلافات تکوینی از سوی خداست و خداوند این اختلافات را به وجود آورده است و اختلافات می تواند عاملی برای سعادت زندگی دنیا باشد و درون یك جامعه بزرگ انسانی، جوامع كوچك، ارتباط بیشتری با هم داشته باشند و بیش از پیش، به یكدیگر یاری رسانند.
اسلام در تربیت انسان‌ها می‎كوشد به‎گونه‎ای آنان را پرورش دهد كه با حفظ تمام اختلافات و تفاوت های فردی و گروهی، در یك جامعهٔ بزرگ، بر اساس یك ملاك متعالی، به نام دین، وحدت خود را حفظ كنند. بنابراین، نباید اجازه داد كه ملی‎گرایی در جامعه، به حدی رشد كند كه وحدت اسلامی را خدشه‎دار كند. هرچند كه وحدت ملی و نژادی دارای اهمیت است، اما این امر مانع از آن نمی‎شود كه تمام نژادها تحت یك حكومت و ملت واحد قرار گیرند. فراتر از این، تمام ملت ها، با وجود اختلاف نژاد، زبان و سایر اختلافات طبیعی و غیر طبیعی، باید از یك وحدت الهی برخوردار باشند.
ملت‌های­ مختلف باید در سایهٔ پرستش خداوند یگانه باهم متحد گردند. خداوند، در سایهٔ خداپرستی، الفتی را میان مؤمنان به وجود آورد و آن را بالاترین نعمت برای خود شمرد. كسانی كه از این نعمت بهره مند می شوند، باید به پاس این نعمت عظیم الهی، این ­ارتباط‌های­ دینی و مذهبی
﴿ صفحه 132 ﴾
را در میان خود را تقویت كنند و اجازه ندهند كه اختلافات دیگر، اعم از اختلافات سلیقه ای، گروهی، نژادی و حتی اختلافات مذهبی، مانع از حفظ وحدت اسلامی شود.
5. نقش مکتب در پیروزی انقلاب اسلامی
تمام تأكید انبیا بر این بود كه باید اعتقاد حق را از باطل تشخیص داد و با برهان و منطق، درصدد اثبات و ترویج آن برآمد و به نقد افكار مخالفان و طرفداران باطل پرداخت تا هیچ فرد آگاهی به سمت آن گرایش پیدا نكند. حضرت امام خمینی(رحمه الله) با الهام از این حركت انبیا، شعار احیای اسلام ناب محمدی را مطرح ساخت و با كمك و همراهی یاران باوفای خود، انقلاب اسلامی را پایه‎ریزی كرد. بررسی تاریخ انقلاب اسلامی نشان می‎دهد كه اولین شعاری كه حضرت امام(رحمه الله) مطرح كرد و دیگران نیز از آن پیروی كردند، مسألهٔ احیای اسلام بود. مروری بر سخنرانی‌های آن حضرت در همان آغاز نهضت، حاكی از آن است كه اساس برپایی چنین نهضتی، به سبب خطری بوده است كه ایشان نسبت به فراموشی اسلام احساس می‎كرد.
بنابراین در این پدیده عظیم تاریخى كه على‌رغم تحلیل‌هاى فراوانى كه دوست و دشمن در این دو دهه انجام داده‌اند، هنوز زوایاى ناشناخته زیادى دارد، مکتب تشیع نقشی اساسی در پیدایش آن داشته است. بدون تردید عقاید شیعه و تحولات زندگى شیعه در طول تاریخ و زحماتى كه بزرگان و علما در تبیین سیره اهل‌بیت‌(علیهم السلام) کشیدند و اعتقاداتى كه مردم، به‌خصوص مردم شیعه ایران به حركت ائمه اطهار(علیهم السلام) و به‌ویژه مخصوصاً سیدالشهدا(علیه السلام) داشتند و آداب و رسوم مذهبى كه در طول تاریخ شكل گرفته بود و عوامل اجتماعى دیگرى كه در این قرن اخیر در كشور ما پدید آمده بود، زمینه‌هایى براى پیروزی انقلاب اسلامی فراهم كرده بود. حتی وحدت و الفتی نیز که پیش از این ذکر گردید، تنها به جهت متکی بودن آن بر مکتب متعالی تشیع، منشأ اثر گردید.
﴿ صفحه 133 ﴾
نقش مکتب متعالی تشیع در پیروزی انقلاب اسلامی در تمام جنبه‌های انقلابی امام خمینی(رحمه الله) و مردم نمود دارد. این انقلاب از همان ابتدا بر اساس الگوهای قیام امام حسین‌(علیه السلام) شكل گرفت. محور سخنرانی‌های امام‌(رحمه الله) در سال‌های 1342 و 1343 در مدرسهٔ فیضیه و مسجد اعظم، خطراتی بود كه اسلام را مورد تهدید قرار داده بود. از این‌رو در آن زمان ایشان تصریح می‌نمودند كه: «ای سران اسلام، به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید».(64) اما‌م(رحمه الله) برای بسیج مردم و به حركت درآوردن و شوراندن آن‌ها علیه نظام ستم‌شاهی و تحریك غیرت آنان، همواره این مسأله را تكرار می‌کردند که اسلام در خطر است. هنگامی که حضرت امام‌(رحمه الله) این‌گونه صحبت می‌کرد و فریاد می‌زد، اقشار مختلف مردم که عاشق اسلام بودند بدنشان به لرزه می‌افتاد و با تمام وجود احساس وظیفه می‌کردند که باید از اسلام دفاع کنند.
البته باید توجه داشت که مسأله در آن زمان این نبود که رژیم پهلوی جلوی نماز خواندن و مسجد ساختن و عزاداری مردم را گرفته بود و با آن‌ها مخالفت می‌کرد. البته پدرش در ابتدا که به قدرت رسید، چند صباحی این ناشی‌گری را کرد و مجالس عزاداری سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین‌(علیه السلام) را ممنوع کرد، اما بعدها خود او متوجه اشتباهش گردید و از این اعمال دست برداشت. پسر او نیز تا حدودی از پدر خویش عبرت گرفت و از این قبیل کارها انجام نداد. البته شرایط اجتماعی هم در زمان او چنین اقتضایی نداشت. از این‌رو، او نه تنها مجالس روضه‌خوانی را ممنوع نکرد؛ بلکه خود او در کاخ سعدآباد مجالس روضه‌‌خوانی برگزار می‌کرد. او حتی برای ایجاد مقبولیت در میان مردم، سلطنتش را به خدا منتسب می‌کرد و شاه را سایهٔ خدا معرفی می‌کرد.
اما امام(علیه السلام) با هوش و درایت خود پی برد که تمام این کارها برای ظاهرسازی است و
﴿ صفحه 134 ﴾
مشکل اصلی شاه این بود که حرکت‌هایی را آغاز کرده بود که حضرت امام(علیه السلام) با تیزبینی و دوراندیشی، به درستی تشخیص داد که این اقدامات آغاز یک روند بلندمدت برای اسلام‌زدایی و در نهایت، محو کامل اسلام است. در دروس پایانی کتاب به برخی از اقدامات شاه که حساسیت مردم مذهبی را برانگیخت اشاره خواهیم کرد.
امروزه در نظام جمهوری اسلامی،‌کسانی شعارهای جدیدی را مطرح ساخته‌اند که از جملهٔ آن‌ها، شعار «استقلال، آزادی، پیشرفت» است. برخی از آنان، این شعارها را نیز از شعارهای اول انقلاب می‎دانند. ولی شعارهایی که در آن زمان، به زبان مردم جاری می‌شد، در ابتدا شامل شعارهایی نظیر «استقلال، آزادی، حكومت اسلامی» می‌گردید و هنگامی نیز كه حضرت امام‌(رحمه الله) درصدد تبیین این نظام برآمد و روح اسلام را با حكومت سلطنتی مغایر دید، حكومت جمهوری اسلامی را مطرح كرد و از آن پس، این شعار تبدیل به «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» گردید. به نظر شما آیا ارایهٔ این شعارهای جدید، که از سوی برخی از خواص، مطرح می‌گردد، با شعارهای اوّلیهٔ انقلاب و با روح انقلاب اسلامی سازگار است؟ آیا می‌توانید توجیهی برای کلام آنان بیابید؟
6. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. در پیروزی انقلاب اسلامی، نمی‌توان از نقش مردم و مکتب، در کنار نقش رهبری، چشم پوشید.
2. در دوران رژیم پهلوی، به دلیل ترس آن رژیم از حضور مردم متدین و مذهبی، تنها نخبگان شیفتهٔ غرب‌ در ادارهٔ کشور نقش داشتند و این رژیم به نیروی مردم باور نداشت.
﴿ صفحه 135 ﴾
3. برخلاف این تصور، امام خمینی(رحمه الله) معتقد بود که باید در حرکت اجتماعی خود از مردم بهره گیرد و نمی‌توان به گروه‌های سیاسی و احزاب مخالف رژیم برای ایجاد تغییرات امیدوار بود.
4. برقراری الفت میان مؤمنان و نیز پایبندی آنان به احکام شریعت اسلامی، موجب بهره‌مندی آنان از امدادهای غیبی گردید و خداوند متعال به برکت این وحدت، رژیم پهلوی را سرنگون ساخت.
5. تنها روح توحید و خداپرستی است که عامل وحدت پایدار در جامعه است و هرگونه وحدتی، بدون اتکا به این اصل، دوام نخواهد آورد.
6. مکتب متعالی تشیع در پیروزی انقلاب اسلامی نقشی اساسی داشته است و در تمام جنبه‌های انقلابی امام خمینی(رحمه الله) و مردم این امر مشهود بوده است.
7. سه عامل رهبری، مردم و مکتب، از عوامل مهمی است که انقلاب ایران را به پیروزی رساند و دستاوردهای عظیمی را به بار آورد. شناخت این دستاوردها می‌تواند این نعمت عظیم را بهتر معرفی کند، از این‌رو در درس آتی به این مطلب پرداخته خواهد شد.
﴿ صفحه 136 ﴾
7. پرسش
1. جایگاه مردم را در حکومت محمدرضا شاه پهلوی تبیین نمایید.
2. دلیل تمایل امام خمینی(رحمه الله) به حضور مردم در صحنهٔ مبارزات و عدم اتکا بر احزاب و گروه‌های سیاسی مخالف دولت چه بود؟
3. مردم چگونه در پیروزی انقلاب اسلامی نقش ایفا نمودند؟
4. روحیهٔ توحید و خداپرستی در جامعه چگونه می‌تواند منشأ وحدت مردم گردد؟
5. نقش مکتب تشیع را در پیروزی انقلاب اسلامی تشریح نمایید.
8. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. حسینی، حسین، رهبری و انقلاب؛ نقش امام خمینی(رحمه الله) در انقلاب اسلامی ایران، تهران: پژوهشکدهٔ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چ1، 1381.
2. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی؛ زمینه‌ها و پیامدها، تدوین: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، قم: دفتر نشر و پخش معارف، چ1، 1380.
3. مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ2، 1372.
4. ، عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
﴿ صفحه 137 ﴾

درس هفتم: دستاوردهای انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. تقسیم‌بندی‌ای از دستاوردهای انقلاب اسلامی ارائه دهد؛
2. دستاوردهای داخلی انقلاب اسلامی را برشمرده، آن‌ها را تشریح نماید؛
3. دستاوردهای انقلاب اسلامی را در عرصهٔ بین‌الملل از زوایای مختلف مورد توجه قرار دهد؛
4. ملاک پیشرفت در نظام اسلامی را تبیین نماید.
﴿ صفحه 138 ﴾
﴿ صفحه 139 ﴾
وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَیَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون؛(65) و به یاد آورید هنگامی را كه شما در زمین، مردمی اندك و مستضعف بودید، می‌ترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاك به شما روزی داد. باشد كه سپاس‌گزاری كنید.
1. مقدمه
پیروزی انقلاب اسلامی، که مرهون رهبری‌های مدبرانهٔ امام خمینی(رحمه الله)، حضور یکپارچهٔ مردم متدین، و آموزه‌های پویای مکتب تشیع بوده است، تأثیر فراوانی بر تحولات داخلی، منطقه‌ای و جهانی داشته است، به‌طوری که با اندک تأملی می‌توان به این دستاوردها پی برد.
انقلاب اسلامی آنچنان قدرت‌های جهانی را در حیرت فرو برد و بر صورت ستمگران سیلی نواخت كه برخی از آن‌ها هنوز هم نتوانسته‎اند تعادل خود را به دست آورند. به‌همین سبب، از روی سرگردانی و حیرت، گاهی نعرهٔ مستانه سر داده، تهدید به جنگ می‎كنند و گاهی از روی عجز و ناتوانی تقاضای مذاكره و سازش می‎نمایند. باید سال‌ها، و شاید
﴿ صفحه 140 ﴾
قرنی، بگذرد تا بتوان این حادثهٔ عظیم تاریخی را به‌طورکامل تبیین و بازشناسی كرد. برای فراهم ساختن زمینهٔ تحقق چنین جامعه‎ای، هزاران پیامبر از جانب خداوند مبعوث گردیدند؛ لیكن به چنین توفیقی دست نیافتند. تنها نمونه‎ای كه بر اساس آیات قرآن كریم می‎توان از آن یاد كرد، حكومت حضرت سلیمان‌(علیه السلام)‌ است كه عظمت آن به این وسعت نبوده است. با این وجود، بسیاری از ما، همانند ماهیِ در آب كه از اهمیت آب غافل است، از وجود چنین نعمت بزرگی غافلیم كه البته باید از باب:
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث؛(66) و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوی،
به بیان عظمت این انقلاب پرداخت تا همگان نسبت به نعمتی كه به آنان عطا شده، از آگاهی لازم برخوردار شوند.
از این‌رو، در این درس تلاش خواهد شد تا به بخشی از این دستاوردها اشاره شود تا نسل سوم انقلاب، که نیازمند تصویر صحیحی از دوران پیش و پس از انقلاب است، به درک این حرکت اجتماعی نایل آید.
دستاوردهای انقلاب اسلامی را می‌توان در دو حیطهٔ داخلی و خارجی مورد بررسی قرار داد که در این درس به زوایای مختلف آن اشاره خواهد شد.
2. دستاوردهای داخلی انقلاب اسلامی
الف ـ تحقق آرمان‌های والای اسلامی
با وقوع انقلاب اسلامی، زمینه‎ای فراهم گردید تا ارزش‌ها و احكام اسلامی جامهٔ عمل به خود پوشاند و جامعهٔ اسلامی رنگ الهی به خود بگیرد. این دستاورد عظیم، حركت چندین هزار سالهٔ انبیا و اولیای الهی را در جهت استقرار حكومت دینی به ثمر نشاند. یكی از
﴿ صفحه 141 ﴾
دستاوردهای این نظام آن است كه ارزش‌های والای اسلامی، روز به روز، از جایگاه رفیع‌تری در جامعه برخوردار می‎شوند، عدالت بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار می‎گیرد، از وجود تبعیض‌های ناروا كاسته می‎شود، شایسته‌سالاری بر امور جامعهٔ اسلامی حكم‎فرما می‎گردد، و روحیهٔ ایثار و فداکاری ترویج می‌شود.
در سایهٔ این دستاورد و رحمت الهی بود که در صحنهٔ دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز ما شاهد جان‎فشانی‌ها و ایثارِ ازخودگذشتگانی بوده‎ایم كه از تمام زندگی مادی خود چشم‎پوشی كرده، قدم در راهی گذاشتند كه جز سختی و مرارت و محرومیت چیز دیگری را به همراه نداشت. همین افراد علی‎رغم تمام این مشقات، هنگامی كه نعمت‌های بسیار عظیم خداوند را مشاهده می‎كنند كه خداوند متعال به سبب چنین مقاومتی به ملت سرافراز ایران ارزانی داشته است، آرزو می‎كنند كه ای كاش تمام عمر آن‌ها در جبهه‎ها گذشته بود. اینان با پیروی از انبیای الهی سعادت معنوی و اخروی را دنبال می‎كنند و از بهره‎های مادی و رفاه این جهانی می‎گذرند و در این راه نه تنها اهمیتی به زندگی مادی نمی‎دهند؛ بلكه عاشقانه زندگی دنیوی خود را به عنوان هدیهٔ كوچكی به پیشگاه محبوب خویش تقدیم می‎دارند. این امر ناشی از اثر تربیتیِ حركت انبیا در میان آنان است كه این‌چنین مست شهادت گردیده‎اند و لذت‌های دنیا برای آن‌ها ارزشی ندارد. به سبب همین تفكرات و اندیشه‎ها بود كه آنان ره صدساله را در یك شب پیمودند و خود را به درجه‎ای رساندند كه اولیای الهی پس از سال‌ها ریاضت به‌آن دست می‌یابند.
با توجه به اینکه، تحقق آرمان‌های والای اسلامی، مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی به‌شمار می‌رود، مردم و مسؤولین نظام جمهوری اسلامی باید نقش اساسی در حفظ این دستاورد ایفا ‌کنند، از نظر شما مردم برای حفظ این دستاورد چه وظیفه‌ای دارند؟ مسؤولین در این زمینه چه تکالیفی بر گردن دارند؟ با دوستان خود به گفت‌وگو بنشینید و ضمن یافتن پاسخ این سؤالات، مشخص سازید که آیا این دو دسته به وظایف خود در این مورد عمل کرده‌اند یا خیر.
﴿ صفحه 142 ﴾
ب ـ رفع اختناق از عموم مردم و به ویژه مسلمانان
یكی از بركات عظیم این انقلاب، رفع اختناق از اكثریت مردم این مرز و بوم بود. به‌جز افراد سرسپردهٔ رژیم سابق، سایر اقشار جامعه در اختناق و فشار به سر می‎بردند و بسیاری از افراد در معرض رفتارهای ظالمانهٔ آن رژیم قرار داشتند. از این جهت، این انقلاب، بركاتی را هم برای مسلمانان كشور و هم برای غیر مسلمانان به ارمغان آورد. زمانی عظمت این مسأله درك خواهد شد كه مراتب ظلم و ستمی كه آن رژیم برای مردم در نظر گرفته بود، مورد ارزیابی قرار گیرد.
یكی از ثمرات این انقلاب را باید بركاتی دانست كه تنها، برای مسلمانان كشور حائز اهمیت است. مسلمانان در رژیم سابق دچار محدودیت‌های زیادی بودند و قادر به انجام آزادانهٔ بسیاری از تكالیف دینی خود نبودند و حتی از نوشتن و بیان برخی از مسایل دینی محروم بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی، این مانع برداشته شد و به مسلمانان این مرز و بوم این آزادی را عطا فرمود تا بتوانند وظایف دینی خود را، آن‌گونه كه اسلام خواهان آن است، انجام دهند.
در اثر اختناق موجود در آن زمان، عناصری یافت می‎شدند كه اسلام را به‌صورت تحریف شده ترویج می‎كردند و كسی هم قدرت جلوگیری از آن را نداشت. كار به‌ آن‌جا كشیده بود كه نشریه‎ای به نام فرقان، با صراحت، حضرت امام خمینی(رحمه الله) را مورد اتهام قرار داده، او را یكی از همكاران استعمار معرفی كرد. آنان آیات و احادیث را آن‎گونه كه خود می‎خواستند، ابلاغ می‎كردند و قرآن را طبق خواستهٔ خود تفسیر می‎‎كردند. در كنار این گروه، گروهك‌های چپ‎گرا و كمونیست دیگری نیز حضور داشتند كه تبلیغات دامنه‎داری را علیه اسلام دنبال می‎كردند.
برای مردم ایران، در آن دوران، رهی برای سرنگونی آن رژیم جز دعا باقی نمانده بود! با استمرار عمر آن رژیم، برخی ناامید گشتند و دعاهای خود را غیر قابل استجابت احساس
﴿ صفحه 143 ﴾
می كردند. در زمان انبیای الهی نیز چنین وضعیتی وجود داشته است و مردم تصور می‎كردند كه فرستادگان خداوند، وعده‎های پوچ داده‎اند و حتی خود فرستادگان الهی نیز نسبت به اجابت دعای خویش مأیوس می‎گردیدند؛ ولی پس از مدت زمانی، خداوند پیروزی را برای آنان به ارمغان می‎آورد:
حَتَّی إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّیَ مَن نَّشَاء؛(67) تا هنگامی كه فرستادگان [ما] نومید شدند و [مردم] پنداشتند كه به آنان واقعاً دروغ گفته شده، یاری ما به آنان رسید. پس كسانی را كه می خواستیم نجات یافتند.
در آن زمان كه دیگر امیدی به سرنگونی آن رژیم غول‌پیكر وجود نداشت، خداوند به یاری مردم ایران شتافت و خواستهٔ آنان را محقق ساخت. ستاره‎ای طلوع كرد و برقی بدرخشید و جانشین آن رژیم منحوس گردید.
ج ـ به ارمغان آوردن وحدت میان اقشار مختلف جامعه
یكی از بزرگ‌ترین بركاتی كه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نصیب ملت ایران گردید، وحدت اقشار مختلف مردم بود. وحدتی كه در اوایل انقلاب در میان اقشار مختلف جامعه تحقق یافت، باعث شد تا اوضاع و احوالی رؤیایی در تاریخ بشریت به وجود آید. پیش از پیروزی انقلاب، در سرمای زمستان و در زمان اعتصابات، جوانان این مرز و بوم ساعت‌ها در صف می‎ایستادند تا ظرف نفتی فراهم آورند و آن را در اختیار همسایگانی قرار دهند كه توان ایستادن در آن صف‌ها را نداشتند. در آن زمان حتی رهبر كبیر انقلاب و بزرگ‌ترین شخصیت قرن، تنها به همان میزان جیره‎بندی كه برای همگان وجود داشت، اكتفا می‎كرد. در همان زمان كه در اثر جنگ، مواد غذایی كشورمان محدود گردید و
﴿ صفحه 144 ﴾
جیره‎بندی‌هایی در نظر گرفته شد، آن رهبر عظیم‌الشأن از گوشت یخ‎زده‎ای استفاده می‎كرد كه فقیرترین افراد جامعه از آن بهره می‎بردند. در جهان كمتر موردی را نظیر این‎گونه موارد می‎توان یافت و این‎گونه حكایت‌ها را باید در افسانه‎ها جست‌وجو کرد. این احساس یگانگی و وحدت، كه بین اقشار ملت در سایه انقلاب اسلامی به وجود آمد، باید حفظ گردد تا همچنان نظام پابرجا باقی بماند.
به نظر شما، آیا آن وحدت و انسجام ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی، همچنان باقی است؟ اگر پاسخ منفی است، علّت آن را در چه می‌دانید و اگر پاسخ مثبت است، نمونه‌هایی را ذکر نمایید که این امر را به وضوح نشان دهد.
3 ـ دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصهٔ بین‌الملل
ارمغانی که انقلاب اسلامی، به برکت رهبری‌های مدبرانهٔ امام خمینی(رحمه الله) به همراه آورد، منحصر به داخل کشور نبوده، کل جهان را تحت تأثیر خود قرار داد. دستاوردهای این حرکت بزرگ تاریخی در عرصهٔ روابط بین‌الملل را می‌توان متوجه گروه‌های مختلفی دانست که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف ـ دستاوردهای مخصوص شیعیان
شیعه همواره در طول تاریخ، در میان امّت اسلامی و سایر ملل، تحت ستم و فشار بود و شیعیانی که در میان گروه‌های دیگر زندگی می‌کردند، از این‌که نام آنان به عنوان شیعه یاد شود خجالت می‌کشیدند. علت هم آن بود که در طول تاریخ، اتهام‌های زیادی به شیعیان نسبت داده شده بود و دفاع در مقابل این هجمهٔ گستردهٔ تبلیغاتی نیز امکان‌پذیر نبود.
﴿ صفحه 145 ﴾
حتی در سال‌های اواخر عمر رژیم پهلوی، به دلیل کمک‌های آن رژیم به رژیم صهیونیستی، شیعیان متهم به حمایت از یهود گردیدند و «برادر خواندهٔ یهود» خوانده شدند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، شیعیان و پیروان اهل بیت‌(علیهم السلام) در میان سایر مسلمانان احساس عزّت و سربلندی کردند. و همین عزّت است که در رأس دستاوردهای این انقلاب قرار دارد:
وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِین؛(68) و عزّت از آنِ خدا و از آنِ پیامبر او و از آنِ مؤمنان است.
از این‌رو باید تلاش شود تا این شرف و عزّت، با جان و دل مورد محافظت قرار گیرد.
بی‌تردید، نظام ایده‎آل در اندیشهٔ اسلامی، همان نظامی است كه خداوند منّان، وعده داده است كه به دست مبارك حضرت ولی عصر‌ تشكیل خواهد شد و افتخار نظام جمهوری اسلامی نیز آن است كه گام‌هایی را در جهت نزدیك شدن به آن نظام و فراهم شدن بستر و زمینه‎ای مناسب برای تحقق آن برداشته است. در صورتی كه روند حركت این نظام به‌گونه‎ای باشد كه در حال حاضر مشاهده می‎شود، امید می‎رود كه این نظام به اهداف عالی خود دست یابد. بررسی دستاوردها و نتایجی كه این نظام در داخل و خارج از كشور به‌بار نشانده است، حاكی از آن است كه پیشرفت محسوسی در این زمینه وجود داشته است و در راستای تشكیل حكومت جهانی آن حضرت‌‌، اقدامات شایسته‎ای صورت گرفته است. این امر حاكی از پیروزی انقلاب اسلامی در دست‎یابی به اهداف خود می‎باشد و از این‌رو مردم و مسؤولین نظام باید از خداوند متعال سپاس‎گزار باشند كه به آنان این توفیق را عطا فرموده كه توانستند این نظام را به سمت هدف مطلوب خود هدایت كنند.
﴿ صفحه 146 ﴾
به نظر شما، با استقرار حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، آیا علاوه بر مواردی که ذکر گردید، تغییر محسوسی نسبت به وضعیت شیعیان در جهان پدید آمده است؟ در این زمینه با دوستان خود به بحث بنشینید و با ذکر موارد متعدد، این مسأله را مورد بررسی قرار دهید.
ب ـ دستاوردهای مخصوص مسلمانان
نهضت اسلامی مردم ایران، نه‌تنها عزّت شیعیان و امید به ظهور منجی عالم بشریت را به همراه داشت؛ بلکه باعث سربلندی و عزّت سایر مسلمانان نیز گردید. تا پیش از انقلاب اسلامی، مسلمانان در کشورهای غربی و محافل مسیحی، از مسلمان بودن خود شرم می‌کردند؛ به خصوص، اگر کسی از آنان ملتزم به احکام شرعی از قبیل نماز، روزه و سایر واجبات بود، به مرتجع بودن متهم می‌گردید. اما با پیروزی انقلاب اسلامی مسلمانان به مسلمان بودن خود افتخار می‌کنند و از آن احساس غرور می‌نمایند.
ج ـ دستاوردهای مخصوص طرفداران ادیان مختلف
انقلاب اسلامی ایران، نه تنها عزّت اسلامی را برای مسلمانان جهان به ارمغان آورد؛ بلکه طرفداران ادیان دیگر را نیز به تکاپو انداخت و آنان را نسبت به دین‌داری خویش مفتخر ساخت؛ به‌طوری که حتى برخی از رؤساى جمهور اروپا، و به عنوان نمونه، رییس جمهور اسبق اتریش، با صراحت اعتراف کردند که بعد از حركت امام در ایران، آنان نیز به دیندار بودن خود، افتخار می‌کنند. برخی از اسقف‌های بزرگ مسیحی نیز با صراحت اظهار داشتند که حركت امام در ایران به آنان جرأت داد تا آشکارا به ترویج مسیحیت و اصل دین و اعتقاد به خدا بپردازند.
﴿ صفحه 147 ﴾
4. ملاك پیشرفت در انقلاب اسلامی
از آن‌جا كه مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، فرهنگی بوده است، برای بررسی پیشرفت انقلاب اسلامی باید بیش از هر چیز عوامل فرهنگی و فكری را مورد توجه قرار داد. بنابراین برای بررسی و ارزیابی میزان رشد انقلاب اسلامی، نمی‎توان به گسترش فعالیت‌های اقتصادی استناد كرد. صنعت بسیاری از نقاط جهان پیشرفت كرده است؛ لیكن این امر ارتباطی با مسلمان بودن یا نبودن آنها نداشته است، بلكه شرایط و انگیزه‎های خاصی باعث این رشد شده است. در كشور ما نیز اگر در صنعت، پیشرفتی مشاهده شود، نمی‎توان آن را صد در صد به پای انقلاب گذاشت. عكس این مطلب نیز صادق است و مشكلات اقتصادی را نباید به گردن انقلاب انداخت، زیرا بسیاری از كشورهای غیر مسلمان نیز به این آفت‌ها مبتلا شده‎اند.
بنابراین، در صورتی‌كه آمار نشان از آن داشته باشد كه درصدِ افكار متمایل به اسلام افزایش یافته است، می‎توان ادعا كرد كه انقلاب پیشرفت كرده است، وگرنه نمی‎توان چنین ادعایی را داشت. البته تنها از بُعد كمیت نباید به قضاوت نشست، بلكه باید به كیفیت نیز نظر كرد، زیرا در مورد ارزیابی افزایش یا كاهش پایبندی افراد نسبت به زمان اول انقلاب، به آسانی نمی‎توان از روش‌های آماری بهره گرفت، بلكه نیاز به فرمول‌های پیچیده‎ای است كه تحلیل كیفی را نیز در بر داشته باشد.
البته گاهی اسلامی بودن انقلاب، زمینه را برای رشد انسان‌ها فراهم می‎سازد و آنان را وامی‎دارد تا توانایی‌های خود را بروز دهند؛ به عنوان نمونه، می‎توان ادعا كرد كه اسلامی بودن انقلاب، زمینهٔ رشد جوانان را فراهم كرده است. برای اثبات این مدعی، باید با روش علمی ثابت كرد كه اسلامی بودن انقلاب باعث شده است تا جوانان این مرز و بوم، به جای عشرتكده‎ها به سمت آزمایشگاه‌ها و به جای مراكز فساد به سمت كتابخانه‎ها روی آوردند.
﴿ صفحه 148 ﴾
در صورت اثبات چنین مطلبی می‎توان این ادعا را پذیرفت كه رشد جوانان در این زمینه، یكی از ثمرات انقلاب است.
اگرچه ملاک‌های متفاوتی برای پیشرفت در انقلاب اسلامی ذکر گردیده است، امّا هرکس که به این بحث پرداخته است، زاویهٔ خاصّی را مدنظر قرار داده و اساس پیشرفت یا عدم پیشرفت انقلاب را به آن مورد خاص پیوند زده است. از نظر شما، چگونه می‌توان پیشرفت انقلاب اسلامی را مورد ارزیابی قرار داد؟ در این زمینه، چه ابعادی را باید مورد توجه قرار داد؟ آیا ارتباطی میان ملاک‌های مختلف می‌توان ایجاد کرد؟
5. کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در آینهٔ آمار
هرچند که مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، دستاوردهایی فرهنگی بوده است، لیکن عملکرد سال‌های پیشین نظام جمهوری اسلامی حاکی از آن است که در حوزه‌های دیگر نیز موفقیت‌های چشمگیری برای ملت ایران به دست آمده است که در این‌جا به برخی از آن موارد اشاره می‌‌‌‌شود:
1. هرچند که تولید و توزیع مواد مخدر در کشور همسایهٔ ایران، افغانستان، از رقم بالایی برخوردار است و این امر جوانان ایران را به شدت تهدید کرده و می‌کند، لیکن به قدری در این جهت نظام جمهوری اسلامی از خود حساسیت نشان داد که در سال 1382 از سوی سازمان بین‌المللی مبارزه با مواد مخدر به عنوان موفق‌ترین کشور در امر مبارزه با مواد مخدر معرفی گردید. این در حالی است که در زمان رژیم پهلوی، شاه و بستگان او نقش مهمی در معاملات مواد مخدر ایفا می‌کردند.
2. نظام جمهوری اسلامی ایران، علی‌رغم توطئه‌های همیشگی قدرت‌های بزرگ جهان
﴿ صفحه 149 ﴾
از طریق تحریم اقتصادی، به راه انداختن جنگ عراق علیه ایران، کودتا و اموری از این قبیل، در عرصه‌های مختلف کارآمدی خود را نشان داده است. به عنوان نمونه، رشد تولید ناخالص داخلی، در سال 1368 برابر با 6/9514 میلیارد ریال بوده است که در سال 1375، به 14649 میلیارد ریال (یعنی 4/6 درصد رشد متوسط سالانه) افزایش یافت.
3. در بخش کشاورزی، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد رشد ارزش افزودهٔ بخش کشاورزی بوده‌ایم، به‌طوری که ارزش افزودهٔ این بخش از 2746 میلیارد ریال در سال 1368 به 9/3822 میلیارد ریال در سال 1375 رسیده است که از متوسط رشد سالانه‌ای معادل 84/4 درصد برخوردار است. این رشد در سال‌های 78، 79 و 80 نیز به ترتیب، 54/13، 56/12 و 09/12 درصد بوده است.
در زمینه دستاوردهای بخش کشاورزی باید خاطرنشان سازیم که در حیطۀ کشاورزی و دامداری، بنا بر آمار رسمی دولت در سال 1356، دولت فقط توان تأمین مواد غذایی مردم خود را برای 33 روز در سال داشت و ناچار بود تا باقی موادغذایی را از خارج وارد کند؛ ولی هم اینک کشورمان، به رغم رشد سریع جمعیت، به مرز خودکفایی رسیده است؛ به گونه ای که با توجه به اینکه تولید گندم در سال 1356، 1/5 میلیون تن بوده وکشورمان سال ها از بزرگترین واردکنندگان گندم در دنیا محسوب می گردد، در سال 1383، با تولید بیش از 14 میلیون تن، توانست در تولید این محصول استراتژیک به خودکفایی دست یابد.(69)
4. بر اساس سرشماری‌های عمومی در سالهای 1355، 1365، و 1370 از افراد 6 ساله و بیشتر، نسبت با سوادان به ترتیب 47/47، 78/61 و 06/74 درصد بوده است. در سال 1382 نیز این نسبت به 85 درصد رسیده است.
5. در بخش آموزش عالی نیز شاهد رشد چشمگیری بوده‌ایم، به طوری که تعداد
﴿ صفحه 150 ﴾
دانشجویان، که در سال تحصیلی 1357 ـ 1356 فقط 160000 نفر بوده است، در سال 1374 ـ 1373 به 478450 نفر رسیده است. البته این آمار بدون توجه به آمار دانشجویان داشنگاه آزاد اسلامی است که با احتساب دانشجویان این دانشگاه، هم‌اینک حدود 2 میلیون دانشجو در کشور وجود دارد. بر این اساس، تعداد طرح‌های تحقیقاتی و نیز شمار محققان کشور، سال به سال رشد فزاینده‌ای داشته است و تدوین مقالات در نشریات معتبر داخلی و خارجی نیز به شدت رو به افزونی بوده است.
6. رشد دانشجویان تنها رشدی کمی نبوده است، بلکه از جهت کیفی نیز موفقیت‌های بی‌شماری نصیب دانشجویان در المپیادها و سایر عرصه‌های رقابتی شده است، به طوری که در بسیاری از رقابت‌ها دانشجویان ایرانی از دانشجویان کشورهای صنعتی نیز پیشی گرفته‌اند.
7. در این میان نباید از تأسیس مراکزی غفلت ورزید که برای گسترش تفکر شیعی و اسلامی، طلاب و دانشجویان خارجی را زیر پوشش خود گرفته‌اند.
8. در بخش عمران و سازندگی نیز کشورمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی جهش بزرگی را نشان می‌دهد؛ به طوری که هم اینک 95 درصد روستاهای کشور از نعمت برق برخوردارند. در این حوزه، نکتهٔ قابل توجه آنکه کشورمان در مراحل احداث شبکهٔ انتقال و توزیع برق به خودکفایی رسیده است و علاوه بر تأمین نیازمندی‌های داخلی، دانش فنی و محصولات تولیدی شرکت‌های ایرانی به بسیاری از کشورهای جهان و حتی کشورهای اروپایی صادر می‌شود. در زمینهٔ گازرسانی نیز هم اینک 38 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش شبکهٔ گازرسانی قرار گرفته‌اند و مردم بیش از 400 شهر و 750 روستا از نعمت گاز طبیعی برخوردار گردیده‌اند. ظرفیت روزانه پالایشگاهی گاز طبیعی کشور نیز از 23 میلیون متر مکعب در سال‌های پیش از انقلاب، به 132 میلیون متر مکعب در سال 1374 رسیده است. در بخش سدسازی نیز قابل توجه است که تعداد سدهای در حال بهره‌برداری
﴿ صفحه 151 ﴾
در طول دوران پیش از پیروزی انقلاب فقط 13 سد بود که این میزان در پایان سال 1381 به 126 سد رسید. در بخش آب و فاضلاب نیز از مجموع جمعیت شهری کشور در سال 1357، 6/74 درصد تحت پوشش آب آشامیدنی سالم قرار داشتند که این رقم در پایان سال 1381 به 7/97 درصد رسید. در مورد شبکهٔ فاضلاب نیز در سال 1357، تنها 8.5 درصد از جمعیت شهری زیر پوشش قرار داشتند، لیکن در پایان سال 1381، این نسبت به 7/18 درصد افزایش یافت. همچنین نباید از توسعهٔ چشمگیر عمرانی روستاهای کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی غافل ماند.
9. در این‌جا تنها به بخشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی اشاره شد و دستاوردهای بزرگ‌تر را ما در عرصه‌های دیگری همچون صنعت و معدن، کشاورزی و دامپروری، بهداشت و درمان، ساختمان و مسکن، بازرگانی، امور دفاعی، تربیت بدنی، فرهنگ و سیاست (در عرصه‌های داخلی و خارجی) پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بوده‌ایم که حاکی از کارآمدی نظام جمهوری اسلامی دارد.(70)
البته ذکر این دستاوردها به معنای نفی کاستی‌ها نیست؛ بلکه تنها به‌این معناست که انقلاب اسلامی نه تنها توانست از بعد فرهنگی تأثیری عمیق بر روح و اندیشهٔ مردم بر جای گذارد، بلکه در عرصه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تحولاتی اساسی ایجاد کرده است.
6. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. انقلاب اسلامی، در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی دستاوردهای فراوانی را به همراه داشته است که شناخت آن‌ها می‌تواند حقایق پیش و پس از انقلاب را بهتر نمایان سازد.
﴿ صفحه 152 ﴾
2. در عرصهٔ داخلی، انقلاب اسلامی موجب تحقق آرمان‌های اسلامی گردید و اختناق را از سر اکثریت مردم کشور برطرف ساخت.
3. در عرصهٔ بین‌الملل و در ارتباط با شیعیان، انقلاب اسلامی موجب شد تا شیعیان از اتهامات نسبت داده شده به آنان در قبل از انقلاب رهایی یابند و احساس عزّت نمایند. همچنین با وقوع انقلاب اسلامی امید شیعیان به ظهور حضرت حجت? افزایش یافت.
4. در عرصهٔ بین‌الملل و در ارتباط با مسلمانان، انقلاب اسلامی عزّت مسلمانان را به همراه داشت و عمل به واجبات شرعی، به سبب خارج شدن مسلمین از انزوا، تسهیل گردید.
5. در عرصهٔ بین‌الملل و در ارتباط با ادیان دیگر، انقلاب اسلامی باعث تحرک دینداران در جهان گردید و متدینان به دین خود مباهات می‌کردند.
6. مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی، دستاوردهای فرهنگی بوده است، از این‌رو در ارزیابی پیشرفت انقلاب تنها باید به عوامل فرهنگی و فکری توجه داشت و رشد انسان‌ها در حوزه‌های گوناگون را نیز باید در سایهٔ رشد فرهنگی و پای‌بندی به باورها و ارزش‌های اسلامی، مورد تحلیل و ارزشیابی قرار داد.
﴿ صفحه 153 ﴾
7. پرسش
1. دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصهٔ داخلی را تشریح نمایید.
2. انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی برای شیعیان جهان به همراه آورده است؟
3. انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی برای مسلمانان جهان به ارمغان آورد؟
4. با وقوع انقلاب اسلامی چه تحولی در میان دینداران جهان رخ داد؟
5. پیشرفت انقلاب اسلامی را چگونه می‌توان سنجید و چه مؤلفه‌هایی را در ارزیابی خود باید مد نظر داشت؟
8. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. امرایی، حمزه، انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌های اسلامی معاصر، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ1، 1383.
2. جمعی از نویسندگان زیر نظر محمود فتحعلی، مبانی اندیشهٔ اسلامی (4)؛ درآمدی بر نظام ارزشی و سیاسی اسلام، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، 1383.
3. کلانتری، علی اکبر، رویش؛ درآمدی بر کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، قم: دفتر نشر معارف نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، چ1، 1383.
4. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1384.
﴿ صفحه 155 ﴾