در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

5 ـ اوتکولریر

ـ یکی دیگر از گیاهان مگس گیر و حشره خوار است، با این تفاوت که این گیاه در مردابها و باتلاقها می روید و شاخه های آن از اعماق آب بالا آمده و دام مگس گیر خود را که عبارت از برگهای نوار مانندی است با برگهای کوچک شبیه به «مشک» با دهان های پر کرک، بر سطح آب می گستراند... . همانطور که اشاره شد گیاهان گوشتخوار منحصر باینها نیست و انواع و اقسام فراوانی دارد.
قابل توجه اینکه دانشمندان اظهار امیدواری میکنند روزی بیاید که بر اثر پیشرفت علم گیاه شناسی بشر بتواند مقادیر زیادی از این گیاهان را در باغچه های منازل یا کنار استخرها پرورش دهد و با استفاده از این وسیله سالم طبیعی بجنگ مگس و بعضی دیگر از حشرات موذی برود.
بدیهی است این مگس گیر و حشره کش سالمترین نوع حشره کشهاست زیرا موادیکه معمولاً برای کشتن حشرات مورد استفاده قرار می گیرد بالاخره یکنوع ماده سمّی است اگر چه سمیت آن برای انسان بسیار ضعیف می باشد. ولی در هر حال هوا را از صورت طبیعی بیرون میبرد، اما گیاهان حشره خوار مسلماً این عیب را ندارند.
در خاطرات سیاحان و جهانگردان مطالب گوناگونی دربارة «گیاهان آدمخوار» و «میمون خوار» دیده می شود. بعضی از دانشمندان می گویند ممکن است این گیاهان انواع بزرگ تری از همان گیاهان حشره خوار باشند که بر اثر رشد زیاد در سرزمینهای مستعد، قدرت بیشتری پیدا کرده اند و میتوانند حیوانات بزرگتری را در لابلای شاخه ها و برگها، یا ریشه های خود محبوس ساخته و تدریجاً جذب کنند.
مشاهدة این صحنه های عجیب در جهان آفرینش ما را بی اختیار بیاد شعر معروف «سعدی» می اندازد:
اینهمه نقش عجیب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار!

با اینهمه دلیل اینهمه منکران چرا؟

چرا متولیان علوم طبیعی در صف اول خداپرستان نیستند؟
شاید نخستین چیزی که بفکر جوانان تحصیل کرده هنگام مطالعة بحثهای سابق ما درباره خداشناسی، و جستجوی این حقیقت بزرگ در اسرار حیرت انگیزی که در هر گوشه و کنار جهان هستی نهفته است، میرسد و موجب ناراحتی فکر آنها میشود اینست که:
«اگر راستی یکی از راههای روشن خداشناسی مطالعة اسرار جهان طبیعت است، پس چرا بسیاری از علماء علوم طبیعی که خود پایه گذاران این علوم و کشف کنندگان آن اسرارند در صف خدانشناسان و ملحدین قرار دارند؟!
ما از یک برگ درخت و ساختمان عجیب آن خدا را میشناسیم و بقول سعدی: «هر ورقش دفتریست معرفت کردکار» چرا دانشمندان گیاه شناسی که عمری را بمطالعه گیاهان و درختان مختلف و اسرار آنها گذرانده اند باین حقیقت بزرگ پی نبرده اند؟!
ما با اطلاعات ناقصی که درباره ساختمان اتم و نظام الکترونها و پروتونها و نوترونها داریم بآن ذات مقدس ایمان آورده ایم؛ آیا تعجب آور نیست که در میان دانشمندان اتمی کسانی یافت شوند که بخدا ایمان نیاورده باشند؟
خلاصه اینکه: معلومات ما دربارة اسرار جهان طبیعت غالباً از دست دوم و سوم گرفته شده، چرا آنهائی که معلومات دست اول در اختیار آنهاست و در آزمایشگاهها یا پشت تلسکوپها یا با وسائل دیگر این حقایق را با چشم خود دیده اند. باندازه ما به نکات توحیدی آنها توجه نکرده اند؟!
فراموش نمیکنم یک جوان تحصیل کرده و اهل مطالعه مکاتبات دامنه داری بر سرموضوع خداشناسی با «نویسنده» داشت، ایرادات گوناگونی در نامه های خود برای من مینوشت و شور و عشق فوق العاده ای برای حل مشکل خود نشان میداد. چیزی که بیش از همه در لابلای ایرادات او خودنمائی میکرد همین اشکال بود که بصورت یک «عقده بزرگ روحی» برای او در آمده بود و با توضیحاتی که طی نامه های متعدد داده شد تدریجاً گشوده شد. در هر حال این ایراد برای بسیاری از جوانان تحصیل کرده، مخصوصاً در اوائل تماسشان با افکار دانشمندان علوم طبیعی، پیدا میشود.
***
ولی با اینهمه باید دانست اهمیت این ایراد بیشتر برای کسانی است که از دور منظرة مخالفت جمعی از دانشمندان طبیعی یا مبارزه آنها را با عقیده خداشناسی تماشا میکنند، اما هر قدر بگفتگوهای طرفین و ریشه هاو علل آن آشناتر شویم ساده تر و عادی تر بنظر ما جلوه میکند، تا آنجا که با در نظر گرفتن علل این مبارزه و جهاتی که این طرز فکر را برای مخالفین بوجود آورده است خواهیم گفت: چنین مخالفتهائی طبعاً پیش میآید!... اینک شرح مطلب:
***
در پاسخ ایراد فوق نظر شما را بچند مطلب که تحت عناوین زیر شرح داده میشود جلب میکنیم:
1 ـ آیا تحقیق کنیم یا تقلید؟.
2 ـ آیا همة دانشمندان طبیعی خدا نشناسند؟.
3 ـ معرفی ناقص و تفسیرهای غلط.
4 ـ مقیاس علوم طبیعی را در همه جا نمیتوان بکار برد.
5 ـ انتقام از پاپ و کلیسا.
6 ـ طبیعت از نظر مادیها چیست و چه صفاتی را دارد؟
7 ـ غرور علمی.

آیا تحقیق کنیم یا تقلید؟

بدیهی است اگر ما موضوعی را با استدلالات قطعی عقلی تشخیص دهیم، بطوریکه جای هیچگونه تردیدی در آن باقی نماند، مخالفت این و آن نمیتواند ما را از قبول آنچه با مطالعه و تحقیق کافی دریافته ایم باز دارد، و الا تقلید کورکورانه از دیگران کرده و تشخیص قطعی و استقلال فکری خود را پایمال نموده ایم.
آری اگر مخالفین ما افراد دانشمند و فهمیده ای باشند مخالفت آنها این وظیفه را شاید برای ما ایجاب کند که در مقدمات تشخیص خود تجدید نظر کرده و با دقت و مطالعه بیشتری مجدداً مطلب را دنبال کنیم، ولی اگر باز با توجه به همة این جهات نقطة ضعفی در مقدمات استدلال خود نیافتیم ـ بلکه راسختر شدیم ـ باید بدنبال همان تشخیص خود قدم برداریم، مخصوصاً اگر ملاحظه کنیم که در این راه تنها نیستیم و اکثریت دانشمندان و فلاسفه با ما همراهند.
در این صورت اطمنیان پیدا میکنیم که مخالفین ما بعللی در اشتباه افتاده اند و باید برای کشف علل اشتباه آنها دست بمطالعه وسیعتری بزنیم، البته قبل از چنین مطالعه ای اجمالاً اشتباه آنها را میدانیم فقط درک جزئیات و تفصیل آن منوط بمطالعه است... این روش تمام کسانی است که از خود استقلال عقلی و فکری دارند.
در بحث ما (یعنی خداشناسی از راه طبیعت شناسی) مطلب عیناً همین است، قدرت استدلال در این بحث، باندازه ای است که جای هیچگونه شک و تردیدی باقی نمیگذارد، تجدید نظر و تکرار مطالعه هر بار ما را راسختر و مطمئن تر از پیش میسازد، اکثریت فلاسفه جهان و بیشتر علماء علوم طبیعی نیز در این راه با ما موافقند، با این وضع جای تردید نیست که مخالفین ما در این مسأله بعللی باشتباه رفته اند. خوشبختانه ما این علل را کشف کرده ایم و بطور مشروح ضمن بحثهای آینده توضیح داده خواهد شد.