در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

یک مرغ افسانه ای دندان دار

یکی از مرغان قدیمی اعصار گذشته مرغ عجیبی بوده که طول بدن او به یک متر میرسیده است، نخستین مرتبه استخوانهای او را در غرب آمریکا یافتند. و لذا نام «مرغ غربی»(11) آن گذاردند.
از عجائب این مرغ اینکه منقاری بلند و بندبند داشت که تقریباً در سراسر آن دندانهای تیز و برنده ای روئیده بود. دهان او کاملا از هم باز می شد و بخوبی میتوانست یک ماهی نسبتاً بزرگ را یکجا ببلعد!
بدن ماهی هر اندازه لیز و ماهی هر اندازه چابک بود مشکل می توانست از میان آرواره های نیرومند و مجهز به دندان او در برود.
او در شناگری بی رقیب بود و هیچیک از مرغان شناگر امروز بپای او نمی رسیدند.
پاهای نیرومند او که مجهز به پرده های قوی بود کار پاروهای قهرمانان قایقرانی را می کرد و بکمک آن امواج آب را با بدن کاملاً دوکی شکل وسیله صاف خود میشکافت و بدنبال شکار خود می دوید.
ولی «مرغ غربی» با اینهمه که در شناگری مهارت داشت در پرواز کردن ناتوان بود اصلاً نمیتوانست پرواز کند، گر چه از سلسلة مرغان بود، ولی اگر تعجب نکنید اسولاً «بال» نداشت، فقط زیر پرهای نسبتاً فراوان او اثر مختصری از جای دو بال میشد.
و از همه مهمتر اینکه او در خشکی هم نمیتوانست راه برود، زیرا پاهای او در قسمت عقب بدن قرار داشت و قدرت نداشت تعادل بدن خود را روی آن حفظ کند، و بعلاوه پای او به پارو شبیه تر بود تا به پای راه رفتن.
ولی او چه غمی داشت، زندگی و خواب و خوراک و گشت و تفریح و استراحت او همه در آب بود، مگر نه او در شناگری در صحنة دریاها بی رقیب بود؟
تنها او یک احتیاج به خشکی داشت، احتیاجی که بر آوردن آن برای او مشکل بود و او را رنج میداد، و آن این بود که میبایست در خشکی در همان ساحل دریا در آنجا که از پیکر کوه و امواج دریا خبری نبود تخم گذاری کند.
حیوانک ـ طبق یک الهام مرموزـ به هر زحمتی بود افتان و خیزان خود را بخشکی می رسانید و برای حفظ نسل خود کوشش فراوان می نمود و در آنجا تخم گذاری می کرد، و از این شگفت آورتر اینکه گاهی از آشیانه های شناور! استفاده میکرد و تخم خود را در آن می گذارد.(12)

گیاهان گوشتخوار!

«حیوانات گیاهخوار» بسیار دیده ایم و شنیده ایم، اما «گیاهان گوشتخوار» چیز عجیبی بنظر می رسد، و شاید عدهّ ای آنرا افسانه تصور کنند.
گیاه چگونه میتواند حرکت کند، صید نماید، هضم کند، وانگهی گوشت چه تناسبی با اندام ظریف گیاه دارد، حتماً این موضوع از خیال پردازیهای شاعرانه یا اغراق گوئیهای سیاحان و جهانگردان است!
ولی مطمئن باشید چنین نیست، دانشمندان علوم طبیعی امروز انواع زیادی از گیاهان گوشتخوار کشف کرده اند که اگر تعجب نکنید حس و حرکت هم دارند، و با چابکی طعمه خود را بدام می اندازد!
موضوع حرکت آنهم حرکت سریعی که بتواند حشرات گریزپا را غافلگیر کند و بدام اندازد از عجائب زندگی این نوع گیاهان است.
ولی با توجه به نمونه های ساده ای از حرکت گیاهان مانند حرکت محسوس گل آفتاب گردان بسمتی که خورشید گردش میکند و با توجه باینکه مرز مشخصی را که سابقاً میان گیاهان و حیوانات تصور می کردند امروز از نظر دانشمندان واقعیت ندارد، و این دو با هم ریشه های مشترک دارند، زیاد عجیب بنظر نمیرسد.
حق اینست که در جهان آفرینش هیچ چیز عجیب نیست، و تجلی حیات در چهره های فوق العاده مختلف، و تنوع زائد الوصف جانوران و گیاهان بقدری دامنه دار است که همه چیز را در نظر آسان و ممکن می سازد.
اینجاست که انسان بیاد گفته فیلسوف بزرگ ابوعلی سینا می افتد که می گوید: «آنچه از موضوعات عجیب میشنوید فوراً انکار نکنید و مادامی که دلیل قاطعی بر عدم آن در دست نیست احتمال بدهید صحت داشته باشد».
توجه کنید او نمیگوید: بدون مدرک بپذیرید می گوید: احتمال بدهید صحت داشته باشد.
بهر حال گزارش زیر را باتکاء تحقیقاتی که دانشمندان علوم طبیعی عصر ما، مخصوصاً «پروفسور لئون برتن» مدیر موزه ملی تاریخ طبیعی فرانسه دربارة این نوع گیاهان عجیب کرده اند، تهیه نموده و از نظر خوانندگان محترم میگذرانیم:
این دانشمندان می گویند: تاکنون 450 نوع گیاه گوشتخوار دیده شده که تنها ده نوع آن در کشور فرانسه وجود دارد، معروفترین آنها گیاهان زیر است:

1 ـ آلدروداند

این گیاه یکی از گیاهان گوشتخواری است که در کشور فرانسه در ایالت «ژیروند» که در غرب این کشور و در ساحل اوقیانوس اطلس قرار دارد، می روید.
خوراک این گیاه «مگس» است و لذا آنرا گیاه مگس خوار یا مگس گیر می نامند. ساختمان آن ظاهراً ساده ولی در واقع بسیار اعجاب انگیز است.
این گیاه دارای برگ دو پارچه ای مخصوصی است که مانند دو صفحه کتاب باز در برابر هم قرار گرفته و بوسیله لولای مخصوصی از پائین بهم چسبیده است. روی برگهای این گیاه را کُرکهای حساسی پوشانیده است.
هنگامیکه یک مگس بخت برگشته بآن نزدیک گردد و پاها یا بدن او باین کرکها تماس پیدا کند، دو صفحه مزبور بسرعت بسته می شود و حیوانک در آن میان زندانی می گردد، و بالاخره بر اثر شیره مخصوصی که از برگ ترشح می کند تدریجاً هضم و جزء بدن گیاه می شود!.