در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

جائیکه حیوانات زهرآگین طبیب ما میشوند!

معمولاً هر قدر معلومات انسان کمتر باشد قضاوت او دربارة مسائل مختلف زندگی و «اسرار آفرینش» سریعتر و قاطعتر خواهد بود، و بعکس، هر قدر پایه معلومات او بالاتر برود در اینگونه قضاوتها «محتاط تر» میگردد.
ممکن است یک فرد بیسواد در یک مجلس دربارة مبدء و معاد، اسرار هستی، و همچنین مسائل پیچیده زندگی انسانها صدها حکم صادر کند، و بدون مقدمه برای خدا و خلق خدا هزاران تکلیف معین نماید، ولی مسلماً یک فرد دانشمند هرگز چنین نخواهد بود.
چرا؟ برای اینکه یک فرد سطحی و کوتاه فکر همه چیز دنیا را مانند فکر خود سطحی و ساده و پیش پا افتاده می پندارد و البته قضاوت درباره موضوعات ساده و پیش پا افتاده کار مشکلی نیست. اما همین که انسان دریافت که در هر گوشه ای از این جهان پهناور هزاران نکته باریکتر از مو نهفته است، و ساده ترین موضوعات این عالم ممکن است پیچیده ترین موضوعات باشد، هیچگاه اجازة چنین قضاوت های سطحی را بخود نخواهد داد.
مگر مجموعة دانستنیهای ما، در برابر حقایق و اسرار این جهان بزرگ چه اندازه است؟... در حقیقت «هیچ» در برابر «بینهایت»! اینکه میگوئیم «هیچ» بخاطر اینست که این دانستنیهای ما بقدری ناچیز است که رقم قابل توجهی را تشکیل نمیدهد. این همان واقعیتی است که بزرگترین فلاسفه و دانشمندان جهان بآن معترفند.
مثلاً: افراد سطحی هنگامیکه نیش جانگداز و زهر خطرناک مار و افعی و بسیاری از حشرات را می بینند با لحن اعتراض آمیزی می پرسند: اینها در جهان خلقت چه صیغه ای هستند؟ راستی وجود این حیوانات موذی چه فایده ای میتواند داشته باشد؟ نه، هرگز نباشند بهتر است!
اما دانشمندان بزرگ ـ با اعتراف باینکه هنوز معلومات آنها در این زمینه کم است ـ باین پرسشها و اعتراضات کودکانه پاسخ میدهند و میگویند:
گذشته از اینکه طرز ساختمان و زندگی عجیب این حیوانات که نمونه ای از تطور حیات و اشکال بدیع خلقتند، خود یکی از شگفتیهای جهان آفرینش میباشد، و با مطالعة آنها بقدرت و علم بی پایان آن مبدء بزرگ آشناتر میشویم، علاوه بر اینها از زهر مهلک همین حیوانات میتوانیم «نوشدارو» و «پادزهر» و «داروهای حیات بخشی» بسازیم که در درمان بعضی از بیماریها اعجاز میکند.

سموم کشنده

اجازه بدهید قبلاً چند جمله دربارة خود این سموم کشنده بحث کنیم، راستی هیچ دربارة زهرهای قتّال حیوانات گزنده فکر کرده اید؟ آیا میدانید مقدار سمی که یک مار یا عقرب خطرناک در هر نیش زدن وارد بدن انسان میسازد بسیار بسیار ناچیز است، اما همین مقدار ناچیز هنگامیکه وارد خون شد چه غوغائی برپا میکند؟!
بعضی از زهرها بمجرد اینکه وارد محوطه خون شدند با گلبولهای قرمز خون که فعالترین و دلسوزترین خدمتکاران بدن ما هستند. گلاویز میشوند؛ و در مدت کوتاهی آنها را تار و مار میکنند، و اگر بسرعت در مقام مبارزه با آن زهر برنیایند حیات چنین کسی بخطر میافتد این نوع سموم را در اصطلاح علمی «همولیزین»(8) مینامند.
دسته دیگر مستقیماً روی سلسله اعصاب اثر گذارده و آنرا از کار میاندازند، بدیهی است با از کار افتادن سلسلة اعصاب تمام فعالیتهای حیاتی خاموش میگردد و تلمبه خودکار بدن یعنی «قلب» متوقف میشود و بدنبال آن مرگ حتمی بسراغ انسان میآید. این دسته از زهرها را «نورو و کسین»(9) مینامند.
دسته دیگری از سموم کارشان پاره کردن و ضایع نمودن بافتهای بدن است و مخصوصاً روی «کلیه ها» اثر عجیبی میگذارند و بافتهای آنرا از بین میبرند، بهمین جهت پیدا شدن خون در «ادرار» در اینگونه موارد از علائم حتمی مسمومیت است.
این را نیز باید دانست که سموم بر دو قسم هستند: «میکروب دار» و «بدون میکروب» و در هر صورت، سرعت تأثیر و وسعت منطقه عمل و نفوذ آنها عجیب است، یک ذره مایع با این همه قدرت!

یک حربة مهم دفاعی

اکنون باین نکته توجه کنید که نیشها و سمومی که در اختیار حیوانات زهرآگین هستند برای آزار و ناراحتی ما آفریده نشده اند، اینها یک وسیله مطمئن دفاعی برای آنها در برابر دشمنان آنهاست. این ماده کشنده و وسیله تزریق آن (نیش و دندان) که در اختیار این دسته از حیوانات است برای نابود کردن ما نیست، بلکه برای اینست که خودشان در صحنه «تنازع بقاء» نابود نشوند. اگر درست دقت کرده باشید حیوانات زهردار قطع نظر از این وسیله دفاعی حیوانات کم دست و پا و کم مقاومتی هستند، و اگر از این وسیله محروم بودند بزودی زیر دست و پای جانداران قویتر نابود میشدند.
نکته قابل توجه اینکه پاره ای از حیوانات، سموم خطرناکی در اختیار دارند اما هیچ وسیله از قبیل «نیش و دندان» برای تزریق و بکار بردن آن علیه دشمنان خود ندارند، مانند نوعی از «وزغ» که در زیر پوست بدن او غده هائی وجود دارد که در آن زهر فوق العاده خطرناکی ـ حتی خطرناکتر از مارهای کشنده ـ موجود است.
این حیوان ضعیف گرچه بظاهر قدرت بهره برداری از این زهر کشنده ندارد اما در عین حال وجود این سم در زیر پوست بدن او کافی است که وی را در برابر دشمنان بیمه کند، تا با یک مرتبه آزمایش هرگز هوس خوردن گوشت این وزغهای بی پناه را نکنند!