در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

2ـ ازدواج همخون

این موضوع تقریباً امروز در میان دانشمندان زیست شناس مسلم است که فرزندانی که از ازدواج خویشاوندان نزدیک با یکدیگر، که آنها را همخون می نامند (مانند پسر عمو و دختر عمو)، بوجود میآیند از فرزندانی که از ازدواج بیگانه ها بوجود میآیند ضعیف ترند.
ممکن است پیوند زناشوئی خویشاوندان نزدیک با یکدیگر، روی جهات توافق اخلاقی و روحی بمراتب محکمتر و بادوامتر از پیوند زناشوئی بیگانه ها باشد، و از این نظر مزیت غیر قابل انکاری داشته باشد، ولی از نظر فرزند، ثمرة ازدواج افراد غیر همخون نیرومندتر از ثمرة ازدواج همخونهاست.
عجیب اینست که این موضوع در گیاهان هم صدق میکند. یعنی اگر گرده های یک گل بروی قسمت ماده گل دیگری از همان جنس بنشیند بار آن بهتر و کاملتر خواهد شد؛ در حالی که ثمره تلقیح گرده های نر یک گل با تخمکهای ماده همان گل ضعیف تر خواهد بود.
اکنون توجه کنید که برای انتقال گرده های یک گل به قسمت مادگی همان گل زحمت زیادی لازم نیست؛ زیرا بسیار میشود که با یک تکان مختصر، با یک وزش نسیم، این عمل صورت میگیرد، ولی نقل و انتقال گرده های یک گل به دیگری باین آسانی نیست، و اینجاست که نقش مؤثر حشرات در این مورد روشن خواهد شد، آنها هستند که از روی یک گل بروی دیگری می نشینند و گرده ها را (بدون توجه) همراه خود منتقل میسازند.
3

­ـ ابزار لازم

هر چه بیشتر در بدن حشرات مخصوصاً در پاهای آنها دقت کنیم این نکته روشن تر میشود که آنها آمادگی مخصوصی برای حمل و نقل گرده ها دارند.
بدنهای آنها از موهای شاخ شاخی پوشیده شده،و پاهای پشمالود آنها ابزار خوبی برای این کار محسوب میشود.اگر در بدن زنبورعسل خوب دقت کنید می بینید علاوه بر شانه های مخصوصی که در پاهای عقب آنها وجود دارد چیزی هم شبیه «سبد»! دیده میشود، زنبور عسل با پاهای خود گرده ها را جمع آوری کرده و در آن سبد میریزد و به لانه میآورد و برای غذای خود آنرا بانوش کلها (ماده قندی مخصوصی که در بین گلها قرار دارد) می آمیزد، البته گرده های گلها بقدری فراوان است که این کار نه تنها لطمه ای بلقاح گلها نمیزند بلکه زنبوران باین بهانه کمک مؤثری بپاشیدن گرده ها بروی گلهای دیگر میکنند.
نکته قابل توجه اینجاست که آنها عادت ندارند در هر پرواز بروی گلهای مختلف بنشینند، بلکه مشاهدات دانشمندان ثابت کرده که آنها مدتی بجانب یک نوع گل رو میآورند، و منحصراً روی آن می نشینند، و از نوش و گرده آن استفاده میکنند، (و حتماً برای تشخیص آن نوع گل از رنگ و بوی آن استفاده می نمایند)
ناگفته پیدا است اگر بنا بود آنها هر ساعت بروی گلی بنشینند و گرده های گلهای مختلف را بیکدیگر نقل و انتقال دهند چندان تأثیری در بارور کردن گلها نداشتند، اما با انتخاب یک نوع گل، برای مدتی از زمان، گرده ها را بهمان نوع گل نقل و انتقال میدهند و وسیله بارور شدن آنها را فراهم میسازند و این از شگفتیهای زندگی آنهاست!.

4 ـ هر حشره ای هر گلی را تلقیح نمی کند.

بعضی از درختان و گلها هستند که منحصراً بوسیله حشرات تلقیح میشوند و حتی وزش بادها که در بسیاری از موارد به تلقیح گلها کمک میکند، در وضع آنها اثری ندارد و از این بالاتر بعضی از گلها هستند که با هر حشره ای بارور نمیشوند و باید حشرات خاصی بسراغ آنها بیایند، آنها باصطلاح ما خیلی «نازی نازی و دیرجوش هستند!»
مثلاً (بگفته یکی از دانشمندان حشره شناس) درخت «وانیل» که در جنگلهای مکزیک میروید فقط بوسیله یک نوع خاص از زنبورعسل کوهی تلقیح میگردد، بطوریکه اگر درخت مزبور را در سرزمینی ببریم که این نوع زنبور در آن وجود نداشته باشد به هیچ وجه بارور نمیگردد!. مگر اینکه بطور مصنوعی با دست خود گرده ها را نقل و انتقال دهیم، و یا از آن حشره مخصوص باین سرزمین تازه دعوت کنیم تا با همکاری این دو دوست صمیمی زندگی آنها دوام پیدا کند و لقاح صورت گیرد.