در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

خفاش و هواپیماهای بدون خلبان

بدون شک یکی از پرندگان عجیب« شب پره» یا «خفاش» است، این «صیاد شب» همه چیزش عجیب است اما، پروازش در تاریکی از همه عجیبتر!
«حرکت سریع خفاش در تاریکی شب بدون برخورد بمانع» بقدری جالب است که هر قدر دربارة آن بحث شود اسرار تازه ای از این پرنده اسرارآمیز بدست می آید.
دانشمندان علوم طبیعی در این باره زیاد بحث کرده اند که: چرا و چگونه این حیوان عجیب الخلقه در ظلمت و تاریکی مطلق با آن شجاعت و جسارت به هر طرف پرواز میکند، بدون اینکه کوچکترین وحشتی از برخورد بمانع داشته باشد؟ او در ظلمت آنچنان پرواز میکند که کبوتر در پرتو نور آفتاب!
اگر راستی او وسیله تازه ای برای اطلاع از وجود موانع بر سر راه خود نمیداشت حتماً میبایست دست بعصا! در آن ظلمت شب پرواز کند.
در حالیکه نه تنها دست بعصا پرواز نمیکند، بلکه اگر او را در یک اطاق تاریک و ظلمانی که چندین رشته سیم در جهات مختلف از هر طرف در آن کشیده اند حبس کنند او با کمال شجاعت به هرسو پرواز میکند بدون اینکه به سیمها برخورد کند! و اگر او را در تونل تاریک و باریک و پرپیچ و خمی بفرستند از آنطرف تونل سر در میآورد بدون اینکه حتی یکبار، بدیوار تونل خورده باشد.
این وضع عجیب و استثنائی خفاش را معلول خاصیتی مشابه «رادار» در وجود او میدانند، و در حقیقت خفاش در این سیر و سیاحت شبانه بیش از همه مدیون گوشهای خود میباشد نه چشمهای کم نور و ضعیفش.
اکنون توضیح بیشتری در این زمینه بشنوید:
یکنفر دانشمند سویسی بنام «ژورین» با تجربیاتی ثابت کرده که اگر گوشهای خفاش را بردارند نمیتوانند بدون برخورد بمانع در تاریکی پرواز کند، در حالی که اگر چشم او سالم نباشد (یا بکلی برداشته شود) حرکت او با کمال مهارت انجام خواهد یافت!
چند سال پیش دو دانشمند آمریکائی بنامهای «گریفین» و «گامامبوس» این مطلب اعجاب انگیز را کشف کردند که پرواز خفاش هنگام شب درست مانند پرواز هواپیماهای بدون خلبان است که تنها بوسیله دستگاه «رادار» هدایت می شود و به هر مقصدی که بخواهند می فرستند. یا برای پیدا کردن هواپیماهای دشمن از آن استفاده میگردد.
بد نیست از طرز کار دستگاه «رادار» اجمالاً با خبر شوید تا بتوانید طرز پرواز خفاش را هنگام شب نیز از آن دریابید: در بحث «صوت» در فیزیک سخن از امواجی به میان میآید بنام «امواج ماوراء صوت» این امواج همان امواجی هستند که تناوب و طول آنها بقدری زیاد است که گوش انسان قادر بدرک آن نیست؛ و به همین جهت آنها را ماوراء صوت مینامند.
هنگامیکه چنین امواجی را بوسیله یک مبدء فرستنده قوی در فضا ایجاد کنند این امواج همه جا پیش می رود، ولی همینکه در یک نقطه از فضا بمانعی برخورد کند (مانند هواپیمای دشمن، یا هر مانع دیگر) منعکس می گردد و به سوی مبدء خود باز میگردد. درست مانند صدائی که ما در برابر یک کوه یا یک دیوار مرتفع می دهیم و بسوی ما باز میگردد.
باین ترتیب وجود مانع بر سر راه این امواج (با تعیین نقطه و محل وجود مانع) کاملاً مشخص می گردد. یعنی با محاسبه زمان بازگشت این امواج و کیفیت آن می توان محل و فاصله آن مانع را نیز حساب کرد.
کشتیها نیز هنگام حرکت شبانه در میان اقیانوسها از رادار برای آگاهی از نزدیک شدن ساحل یا کشتی دیگر بخوبی آگاه می شوند.
اکنون که با طرز کار دستگاه «رادار» اجمالاً آشنائی حاصل کردیم باید ببینیم این پرنده شب گرد چگونه از این وسیله در پروازهای شبانه استفاده میکند و آیا راستی در جثه کوچک این پرنده چنین دستگاهی وجود دارد؟
باز در اینجا دانشمندان با وسائل خود بکمک ما میشتابند و می گویند: اگر خفاشی را در اطاقی بپرواز در آوریم و در همان لحظه میکروفون مخصوصی که میتواند امواج ماوراء صوت را بامواج صوتی که برای ما قابل شنیدن است تبدیل کند، بکار اندازیم ناگهان همهمة گوشخراش عجیبی سکوت آن اطاق را در هم میشکند، و معلوم میشود این پرنده آرام و بی سر و صدا در حال پرواز در هر ثانیه «30 الی 60» مرتبه امواج ماوراء صوتی از خود بیرون میفرستد!، اگر این آزمایش را دربارة خفاشی که در حال استراحت است انجام دهیم، مثلاً آن میکروفون مخصوص را نزدیک لانه خفاش ببریم، باز همان غوغا و سر و صدا را بطور خفیفتری میشنویم، و تجربه نشان میدهد که او در حال استراحت نیز مشغول به پراکندن امواج ماوراء صوتی است و در هر ثانیه 10 مرتبه این کار را تکرار مینماید.
بدیهی است این امواج مرتباً در فضا پراکنده می شود و هر گاه بمانعی برخورد کند منعکس می گردد و بسوی خود او بازگشت میکند و وجود موانع را بر سر راه باو خبر میدهد!.
تنها سؤالی که در اینجا باقی میماند اینست که این دستگاه فرستنده، همچنین دستگاه گیرنده امواجی که منعکس می گردد در کدام عضو خفاش قرار دارد؟
دانشمندان از روی این راز نیز پرده برداشته و می گویند باحتمال قوی این امواج بوسیله حنجره خفاش تولید می شود، و ساختمان عجیب حنجره او با عضلات نیرومند آن که او را از تمام پستانداران دیگر ممتاز ساخته شاهد این نظریه است. خفاش هنگامیکه این امواج را با حنجره بزرگ خود ایجاد کرد از راه سوراخهای بینی بخارج می فرستد و بوسیله گوش خود انعکاس امواج را بخوبی ضبط می کند، ساختمان فوق العاده عجیب گوش او هم حاکی از اینست که وظیفه بسیار مهم و سنگینی بر عهده دارد، آری وظیفه آن ضبط انعکاس امواج است.
***
شما فکر کنید کسیکه این دو دستگاه عجیب و حیرت انگیز را در جثه کوچک و ناچیز این پرنده شب گرد بوجود آورده است، بعلاوه طرز استفاده از این دو دستگاه دقیق را باو آموخته، و در پناه این وسیله مطمئن او را از خطرات فراوانی که حرکت شبانه او در تاریکی ها در بردارد حفظ کرده است، آیا می تواند طبیعت فاقد شعور و عقل باشد؟
شایسته ستایش آن آفریدگاری است
کآرد چنین دلاویز نقشی زمأوعوطینی!

اگر حشرات نبودند

· «حشرات» و «گلها» دو دوست قدیمی و صمیمی!
· ازدواج «گلها» و مراسم جالب خواستگاری «حشرات»!
· این ابزار عجیب را چه کسی بحشرات داده است؟
***
اگر در یک روز از روزهای بهار که هوا کم کم رو بگرمی می رود سری بباغها و مزارع سرسبز و زیبا بزنید، دسته های زیادی از حشرات کوچک، زنبوران عسل، مگسهای طلائی، پروانه ها، پشه های ریز را می بینید که آهسته و بدون سر و صدا بهر طرف می دوند. از روی این گل برخاسته بسراغ دیگری می روند و از این شاخه بشاخه دیگر پرواز می نمایند.
چنان گرم فعالیت و کارند که گویا نیروی مرموزی مانند «یک کارفرمای جدی» بالای سر آنها ایستاده و مرتباً بآنها فرمان میدهد. بالها و پاهای آنها که آغشته بگرد زرد رنگ گلهاست قیافة کارگرانی که لباس کار می پوشند و با علاقه و جدیت در کارگاه خود مشغول بکارند، بآنها داده است!.
راستی هم مأموریت و کار مهمی دارند، این مأموریت بقدری بزرگ است که «پروفسور لئون برتن» در این باره میگوید:
«کمتر کسی میداند که بی وجود حشرات سبدهای ما از میوه خالی خواهد ماند»!...
و ما این جمله را بگفته او اضافه می کنیم که: «برای سالهای بعد باغها و مزارع ما آن طراوت و سرسبزی و خرمی را بکلی از دست خواهد داد»! بنابراین حشرات در واقع پرورش دهندگان میوه ها و تهیه کنندگان بذر گلها هستند!
حتماً میپرسید: چرا؟. برای اینکه حساسترین عمل حیاتی گیاهان یعنی عمل «لقاح» بکمک آنها انجام می گیرد. لابد این نکته را تاکنون شنیده اید که گلها مانند بسیاری از حیوانات دارای دو قسمت نر و ماده هستند که تا تلقیح میان آنها صورت نگیرد تخم و دانه و بدنبال آن میوه بدست نخواهد آمد.
ولی هیچ فکر کرده اید که قسمتهای مختلف گیاه که حس و حرکتی ندارد چگونه بسوی هم جذب می شوند و چگونه گرده های نر که در حکم نطفه مرد (اسپرماتوزوئید) هستند با تخمکها که حکم نطفه ماده (اوول) را دارند ترکیب می گردند، و مقدمات ازدواج میان آنها فراهم میشود؟
این کار در بسیاری از موارد بعهده حشرات واگذار شده و در مواردی هم بعهده «بادها».
ولی این موضوع بهمین سادگی که ما خیال می کنیم نیست؛ و این ازدواج مبارک و میمون و پربرکت، که بخواستگاری «حشرات» صورت میگیرد تاریخچه و تشریفات و ماجرای طولانی و شگفت انگیزی دارد که چند فراز آنرا در اینجا از نظر شما می گذرانیم:

1 ـ دو دوست قدیمی و صمیمی.

دانشمندان علوم طبیعی پس از مطالعاتی باین نتیجه رسیده اند که گیاهان و گلها در نیمه دوم «دوران دوم زمین شناسی» بوجود آمده اند، و عجب اینکه در همین دوران حشرات نیز پیدا شدند، و این دو همیشه در طول تاریخ پرماجرای آفرینش بصورت دو دوست صمیمی و با وفا زندگی کرده و مکمل وجود یکدیگر بوده اند.
گلها برای جلب محبت و شیرین کردن کام این دوستان همیشگی«نوش» یعنی شیرینی بسیار خوش طعمی در بن خود ذخیره کرده اند، و هنگامیکه حشرات برای جابجا کردن گرده های نر و فراهم آوردن مقدمات لقاح و باروری قدم رنجه کرده و بدرون گل وارد میشوند این شیرینی را برایگان در اختیار آنها می گذارند. این قند مخصوص و پرازش بقدری در ذائقه حشرات خوش طعم است که آنها را بی اختیار بسوی خود می کشاند.
عدهّ ای از گیاه شناسان معتقدند که رنگ زیبا و عطر مطبوع گلها نیز نقش مهمی در جلب حشرات بسوی گلها دارند، آزمایشهای مختلفی که روی زنبوران عسل بعمل آمده ثابت میکند که آنها رنگها را تشخیص میدهند و بوی گلها را میشنوند.
در واقع این «گلها» هستند که خود را برای «حشرات» می آرایند و خوشبو میکنند، بطوری که پروانه های باذوق، و زنبوران عسل خوش سلیقه را، برای انجام «خواستگاری» بسوی خود میکشانند. آنها هم با آغوش باز این دعوت را پذیرفته و بزودی مقدمات کار را فراهم ساخته و شیرینی آنرا هم میخورند!
و همین شیرینی و قند مخصوص است که عالیترین غذای حشرات محسوب میشود و هنگامی که روی هم انباشته شد عسل را تشکیل میدهد، زیرا حشرات موقعی که بسراغ گلها می آیند مقداری از این شیرینی را میخورند و مقدار بیشتری را مانند «مهمانهای پررو» !همراه خود برده و در لانه خود ذخیره میکنند.
این پیمان محبت و دوستی که بر اساس «منافع متقابل» قرار دارد همواره بین گلها و حشرات بوده و خواهد بود.