در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

درس خداشناسی: طبیعت بی شعور چگونه شعور میسازد؟

در میان بحثهای مربوط بانسان هیچ بحثی به پیچیدگی بحثهای روحی و روانی نیست و ساختمان مغز و سلسله اعصاب بقدری دقیق و ظریف است که کوچکترین تغییری در سلولها و پرده های مغزی و عصبی آثار مهمی در تمام بدن از خود بیادگار میگذارد، و بهمین جهت جراحیهای مربوط به مغز کاملاً مشکل است.
روی این زمینه شواهد و برهان و دلائل توحید در اینجا از همه جا بیشتر است، بیچاره دانشمندان مادی که میخواهند طبق اصول خود اینهمه نظم و دقت و حساب را مخلوق طبیعت کور و کر بدانند. چیزی شگفت آورتر از این نیست که ما بخواهیم طبیعت بی عقل و فاقد شعور را خالق عقل و شعور بدانیم!
شاید مجموع همین جهاتست که باعث شده در میان دانشمندانی که در رشته های روانشناسی و علوم روحی تخصصی دارند کمتر طرفدار مکتب مادی و منکر خدا دیده شود...

گوشه ای ازشگفتیهای آفرینش در جهان جانداران و گیاهان

· خفاش و هواپیماهای بدون خلبان طبق یک قانون پرواز میکنند.
· اگر حشرات نبودند سبدهای ما از میوه خالی می شد!
· سنگها با ما سخن می گویند و اسرار جانداران پیشین را فاش می کنند.
· آنجا که حیوانات زهردار طبیب ما می شوند.
· گیاهان گوشتخوار
تاکنون سطوری چند از کتاب بزرگ آفرینش و شگفتی ها و نظام حیرت انگیز آنرا در مورد انسان، موجودات ذره بینی و مافوق کوچک مورد مطالعه قرار دادیم.
اکنون مناسب است، از فصل بزرگ و گستردة جهان حیوانات و گیاهان هم چند سطر، یا صحیحتر، چند کلمه را مورد بررسی قرار دهیم، زیرا این فصل بقدری وسیع و دامنه دار است که یک کتاب بزرگ حکم یک کلمه آن را دارد.
می گویند تاکنون بیش از 500 هزار نوع حشره به وسیله دانشمندان شناخته شده است، اکنون فکر کنید تنها حشرات که یکی از انواع جانداران هستند اینهمه تنوع دارند در مجموع جهان جاندار و گیاه چه غوغائی بر پا است.

خفاش و هواپیماهای بدون خلبان

بدون شک یکی از پرندگان عجیب« شب پره» یا «خفاش» است، این «صیاد شب» همه چیزش عجیب است اما، پروازش در تاریکی از همه عجیبتر!
«حرکت سریع خفاش در تاریکی شب بدون برخورد بمانع» بقدری جالب است که هر قدر دربارة آن بحث شود اسرار تازه ای از این پرنده اسرارآمیز بدست می آید.
دانشمندان علوم طبیعی در این باره زیاد بحث کرده اند که: چرا و چگونه این حیوان عجیب الخلقه در ظلمت و تاریکی مطلق با آن شجاعت و جسارت به هر طرف پرواز میکند، بدون اینکه کوچکترین وحشتی از برخورد بمانع داشته باشد؟ او در ظلمت آنچنان پرواز میکند که کبوتر در پرتو نور آفتاب!
اگر راستی او وسیله تازه ای برای اطلاع از وجود موانع بر سر راه خود نمیداشت حتماً میبایست دست بعصا! در آن ظلمت شب پرواز کند.
در حالیکه نه تنها دست بعصا پرواز نمیکند، بلکه اگر او را در یک اطاق تاریک و ظلمانی که چندین رشته سیم در جهات مختلف از هر طرف در آن کشیده اند حبس کنند او با کمال شجاعت به هرسو پرواز میکند بدون اینکه به سیمها برخورد کند! و اگر او را در تونل تاریک و باریک و پرپیچ و خمی بفرستند از آنطرف تونل سر در میآورد بدون اینکه حتی یکبار، بدیوار تونل خورده باشد.
این وضع عجیب و استثنائی خفاش را معلول خاصیتی مشابه «رادار» در وجود او میدانند، و در حقیقت خفاش در این سیر و سیاحت شبانه بیش از همه مدیون گوشهای خود میباشد نه چشمهای کم نور و ضعیفش.
اکنون توضیح بیشتری در این زمینه بشنوید:
یکنفر دانشمند سویسی بنام «ژورین» با تجربیاتی ثابت کرده که اگر گوشهای خفاش را بردارند نمیتوانند بدون برخورد بمانع در تاریکی پرواز کند، در حالی که اگر چشم او سالم نباشد (یا بکلی برداشته شود) حرکت او با کمال مهارت انجام خواهد یافت!
چند سال پیش دو دانشمند آمریکائی بنامهای «گریفین» و «گامامبوس» این مطلب اعجاب انگیز را کشف کردند که پرواز خفاش هنگام شب درست مانند پرواز هواپیماهای بدون خلبان است که تنها بوسیله دستگاه «رادار» هدایت می شود و به هر مقصدی که بخواهند می فرستند. یا برای پیدا کردن هواپیماهای دشمن از آن استفاده میگردد.
بد نیست از طرز کار دستگاه «رادار» اجمالاً با خبر شوید تا بتوانید طرز پرواز خفاش را هنگام شب نیز از آن دریابید: در بحث «صوت» در فیزیک سخن از امواجی به میان میآید بنام «امواج ماوراء صوت» این امواج همان امواجی هستند که تناوب و طول آنها بقدری زیاد است که گوش انسان قادر بدرک آن نیست؛ و به همین جهت آنها را ماوراء صوت مینامند.
هنگامیکه چنین امواجی را بوسیله یک مبدء فرستنده قوی در فضا ایجاد کنند این امواج همه جا پیش می رود، ولی همینکه در یک نقطه از فضا بمانعی برخورد کند (مانند هواپیمای دشمن، یا هر مانع دیگر) منعکس می گردد و به سوی مبدء خود باز میگردد. درست مانند صدائی که ما در برابر یک کوه یا یک دیوار مرتفع می دهیم و بسوی ما باز میگردد.
باین ترتیب وجود مانع بر سر راه این امواج (با تعیین نقطه و محل وجود مانع) کاملاً مشخص می گردد. یعنی با محاسبه زمان بازگشت این امواج و کیفیت آن می توان محل و فاصله آن مانع را نیز حساب کرد.
کشتیها نیز هنگام حرکت شبانه در میان اقیانوسها از رادار برای آگاهی از نزدیک شدن ساحل یا کشتی دیگر بخوبی آگاه می شوند.
اکنون که با طرز کار دستگاه «رادار» اجمالاً آشنائی حاصل کردیم باید ببینیم این پرنده شب گرد چگونه از این وسیله در پروازهای شبانه استفاده میکند و آیا راستی در جثه کوچک این پرنده چنین دستگاهی وجود دارد؟
باز در اینجا دانشمندان با وسائل خود بکمک ما میشتابند و می گویند: اگر خفاشی را در اطاقی بپرواز در آوریم و در همان لحظه میکروفون مخصوصی که میتواند امواج ماوراء صوت را بامواج صوتی که برای ما قابل شنیدن است تبدیل کند، بکار اندازیم ناگهان همهمة گوشخراش عجیبی سکوت آن اطاق را در هم میشکند، و معلوم میشود این پرنده آرام و بی سر و صدا در حال پرواز در هر ثانیه «30 الی 60» مرتبه امواج ماوراء صوتی از خود بیرون میفرستد!، اگر این آزمایش را دربارة خفاشی که در حال استراحت است انجام دهیم، مثلاً آن میکروفون مخصوص را نزدیک لانه خفاش ببریم، باز همان غوغا و سر و صدا را بطور خفیفتری میشنویم، و تجربه نشان میدهد که او در حال استراحت نیز مشغول به پراکندن امواج ماوراء صوتی است و در هر ثانیه 10 مرتبه این کار را تکرار مینماید.
بدیهی است این امواج مرتباً در فضا پراکنده می شود و هر گاه بمانعی برخورد کند منعکس می گردد و بسوی خود او بازگشت میکند و وجود موانع را بر سر راه باو خبر میدهد!.
تنها سؤالی که در اینجا باقی میماند اینست که این دستگاه فرستنده، همچنین دستگاه گیرنده امواجی که منعکس می گردد در کدام عضو خفاش قرار دارد؟
دانشمندان از روی این راز نیز پرده برداشته و می گویند باحتمال قوی این امواج بوسیله حنجره خفاش تولید می شود، و ساختمان عجیب حنجره او با عضلات نیرومند آن که او را از تمام پستانداران دیگر ممتاز ساخته شاهد این نظریه است. خفاش هنگامیکه این امواج را با حنجره بزرگ خود ایجاد کرد از راه سوراخهای بینی بخارج می فرستد و بوسیله گوش خود انعکاس امواج را بخوبی ضبط می کند، ساختمان فوق العاده عجیب گوش او هم حاکی از اینست که وظیفه بسیار مهم و سنگینی بر عهده دارد، آری وظیفه آن ضبط انعکاس امواج است.
***
شما فکر کنید کسیکه این دو دستگاه عجیب و حیرت انگیز را در جثه کوچک و ناچیز این پرنده شب گرد بوجود آورده است، بعلاوه طرز استفاده از این دو دستگاه دقیق را باو آموخته، و در پناه این وسیله مطمئن او را از خطرات فراوانی که حرکت شبانه او در تاریکی ها در بردارد حفظ کرده است، آیا می تواند طبیعت فاقد شعور و عقل باشد؟
شایسته ستایش آن آفریدگاری است
کآرد چنین دلاویز نقشی زمأوعوطینی!