در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

بخشهای مهم این ستاد بزرگ

بطور کلی مغز و سلسله اعصاب از دو قسمت ممتاز تشکیل یافته که هر یک مأموریت و وظیفه مستقلی را دارند:
بخش اول ـ سلسله اعصاب ارادی است که «دماغی و نخاعی» نامیده میشود و کلیه حرکات بدن که از روی «اراده» انجام میپذیرد از آن سرچشمه میگیرد، و بعبارت دیگر: این بخش فرمانده تمام حرکات ارادی انسان از قبیل راه رفتن، نگاه کردن، سخن گفتن و... میباشد.
بخش دوم ـ اعصاب غیر ارادی که منشأ حرکات دستگاههای غیر ارادی بدن مانند حرکت معده هنگام هضم غذا و حرکت دائمی قلب و امثال آنهاست و اوامر مربوط باداره هر یک از این قسمتها را بدون دخالت اختیار و اراده انسان صادر میکند، و علت اینکه این قسمت از حرکات باید غیر ارادی باشد همان ضرورت وجود آنها برای بدن است که اقتضا میکند بدون چون و چرا و بدون کوچکترین دخالت اراده مرتباً انجام پیدا کند.
این بخش نیز دارای دو قسمت مهم و ممتاز است:
«سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک»
1 ـ اعصاب سمپاتیک آنهائی هستند که کارشان تند کردن فعالیت دستگاههای غیر ارادی بدن مانند قلب و معده است و در واقع حکم «گاز» اتومبیل را دارند!
2 ـ اعصاب پاراسمپاتیک که کارشان کند کردن فعالیتهای مزبور است و حکم «ترمز» اتومبیل را دارند و برای کاستن شدت حرکات مزبور بکار میروند.
وجود این دو «سلسله» در بدن انسان فوق العاده ضروری و لازم است، زیرا حرکات دستگاههای مختلف بدن نمیتواند همواره و یکنواخت باشد و باید بتفاوت کم و زیاد شدن احتیاج بدن کند و تند شود؛ در سایه فعالیت این دو سلسله اعصاب است که تعادل حرکات غیر ارادی دستگاههای درونی بدن حفظ و بر وضع احتیاجات بدن منطبق میشود و بدون این دو، تعادل آنها بهم خورده و میزان احتیاجات بدن نیز رعایت نخواهد شد و بالنتیجه سلامت بدن درخطر می افتد.

حساسترین بخشهای مغز

یکی از مهمترین بخشهای مغز «مخ» میباشد که مرکز هوش و اراده و شعور و حافظه است و بسیاری از عکس العمل های روحی مانند خشم و ترس و امثال آنها به آن مربوط است. بنابراین برای فهم و درک مطالب و بخاطر آوردن حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده باید دست بدامن مخ شد.
قابل توجه اینست که اگر مخ جانوری را بردارند نمی میرد و در صورتیکه سایر دستگاههای عصبی او سالم باشد میتواند تا مدتی زنده بماند ولی فهم و شعور را برای درک مطالب بکلی از دست خواهد داد.
این موضوع را روی کبوتر و سگ آزمایش کرده اند. باین ترتیب که مخ کبوتری را برداشتن و تا مدتی زنده بود، اما بیچاره اگر دانه جلوش می ریختند تشخیص نمیداد و نمی خورد اگر چه از گرسنگی بمیرد! و اگر او را به پرواز در میآوردند آنقدر می پرید تا بمانعی برخورد کند و بیافتد!
این آزمایش را درباره سگی نیز انجام دادند و تا 18 ماه زنده بود به وسائلی به او غذا میرسانیدند اما حافظة خود را بکلی از دست داده بود و اشخاصی را که قبلاً کاملاً میشناخت دیگر نمی شناخت و فهم و خشم و ترس را نیز از دست داده بود.
میگویند در یکی از جراحی ها قسمتی از مخ کسی را بر داشتند، شخص مزبور تمام حوادثی را که در چند سال از عمر او اتفاق افتاده بود بکلی از خاطر برده و با تمام کسانی که در این مدت آشنائی پیدا کرده بود اظهار عدم آشنائی میکرد!

این بایگانی عجیب!

هیچ درباره قوه حافظه فکر کرده اید؟ در یک عضو کوچک خاطرات یک دوران عمر بطرز شگفت آوری بایگانی شده هر شخصی که با ما بنحوی سر و کار داشته یک پرونده مخصوص و جداگانه در آنجا دارد که تمام مشخصات قیافه و لباس و اخلاق و سایر خصوصیات روحی و جسمی او تا آنجا که تشخیص داده ایم در آن مندرج است.
هر یک از منظره ها و حوادث خوب و بد و اشیاء مختلف و غذاها و وسائلی که در محیط زندگی ما وجود دارند نیز پرونده جداگانه ای دارد، و در این محفظه کوچک اینهمه خاطرات و صحنه های گوناگون با «عکس و تفصیلات» ثبت است.
از خواص عجیب آن اینست که بمحض اینکه انسان اراده می کند درباره یک موضوع مطالعه کند و سوابق آنرا از نظر بگذارند بلافاصله تمام جریانات مربوط بآن که در پرونده مخصوصش درج است در مقابل فکر او مجسم می شود. حتی پرونده های موضوعات و اشخاص دیگری که با آن موضوع تناسب و ارتباطی دارند (بحکم تداعی معانی) حاضر می شوند تا انسان بتواند درباره حوادث تازه مربوط بآن موضوع، تصمیم لازم را بگیرد.
مثلاً: شما دوستی داشته اید که ده سال قبل به مسافرت رفته و با او همه گونه رفاقت و صمیمیت و مناسبات دوستانه داشته اید، یک روز هنگام عبور از خیابان ناگهان چشم شما بقیافه او می افتد و چشم از این قیافه فوراً عکسبرداری کرده و به مغز گزارش میدهد. مغز از میان هزاران پرونده که در دفترخانه او بایگانی شده پرونده مربوط باین عکس را می خواهد و یک مطالعه اجمالی روی تمام آن کرده و با آن عکس تطبیق می نماید و بعداً باعضاء دستور عکس العمل های مطلوب و اظهار محبتهای لازم و خوش آمد گفتن را می دهد!
راستی اگر بنا باشد در ادارات ما یک مرکز بایگانی باین وسعت باشد و ما بخواهیم سوابق شخصی را که فقط عکسی از او در دست داریم در آنجا پیدا کرده و بعداً مطالعه کنیم و سپس تصمیماتی درباره او بگیریم شاید هفته ها و ماهها بطول انجامد، اما دستگاه عجیب حافظه ما، تمام این کارها را در کمتر از یک ثانیه انجام میدهد بطوریکه میان دیدن قیافة دوست قدیمی و نشان دادن عکس العمل های مناسب هیچ فاصله ای احساس نمی شود، و این خود یکی از عجائب نکات توحیدی مغز است!