در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

طرز کار این دستگاه

هر گاه قلب را بشکافیم چهار حفرة مختلف در آن می بینیم: دو حفره کوچک در بالا قرار دارد که بنام« دهلیز» نامیده میشود و دو حفره بزرگتر در پائین که« بطن راست» و «بطن چپ» نام دارد، و هر کدام از حفره های پائینی بحفهره کوچک مافوق خود به وسیله دریچه ظریفی مربوط میشود، اما دو حفره طرف راست با دو حفره طرف چپ، هیچگونه ارتباطی ندارند و در واقع دو دستگاه مستقل محسوب میشوند که هر کدام وظیفه جداگانه ای را بعهده دارند باین ترتیب:

1 ـ خونهای پاکیزه و تصفیه شده مستقیماً از ریه ها وارد دهلیز چپ میشوند و با یک فشار که از جمع شدن دهلیز چپ حاصل میشود و با یک فشار که از جمع شدن دهلیز چپ حاصل میشود دریچه زیرین را باز کرده و به «بطن چپ» میریزند؛ بطن چپ نیز آنها را با یک فشار قوی بداخل رگهای «شریان» میفرستد. این فشار درست باندازه ایست که میتواند خون را بآخرین نقطه بدن برساند.
این خون که سرشار از مواد حیاتی است باهیجان فوق العاده ای بطرف سلولها سرازیر میشود و پس از آنکه تمام آنها را مشروب کرد و جیره غذائی آنها را بآنها تحویل داد و سموم و فضولات آنها را جمع آوری کرد با رنگی تیره و افسرده به وسیله رگهای «وریدی» از راه «دهلیز راست» بقلب برمیگردد.
دهلیز راست بایک فشار دریچه زیرین را باز کرده و آن را به «بطن راست» میفرستد. بطن راست هم بفوریت آنرا به وسیله رگهای مخصوصی بریه ها میفرستد و ریه ها هم مجدداً آنرا آماده خدمت کرده بدهلیز چپ قلب میفرستند و عمل سابق از سرگرفته میشود.
اما گمان نکنید که انجام این اعمال گوناگون به وسیله حفره های قلب ـ مانند بیان آن ـ طول و تفصیل دارد، خیر، در کمتر از یک دقیقه مجموع این چهار عمل (انقباض و انبساط دهلیزها و بطن ها) صورت میگیرد و در آن واحد دو عمل مهم انجام میگیرد: مبادله میان ریه ها و قلب (به وسیلة دهلیز و بطن راست) و مبادله میان قلب و سلولها (به وسیله دهلیز و بطن چپ) و ضربان قلب بر اثر همین انقباض و انبساط است.
عمل قلب دائمی است؛ و شب و روز در خواب و بیداری آنی از کوشش و فعالیت نمی ایستد و کوشش و فعالیت نمی ایستد و کوچکترین وقفه در کار قلب با مرگ ناگهانی توأم است و همانست که «سکتة قلبی» نامیده میشود، بنابراین قلب تنها موتوری است که هرگز سرویس نمی شود.
با این ترتیب شما خودتان میتوانید حساب کنید که در یک شبانه روز و سپس در یک سال و یک عمر چند میلیون لیتر خون از قلب میگذرد و چند میلیون مرتبه باز و بسته میشود، استعداد و قدرت این قطعه گوشت مختصر که باندازه یک مشت بسته انسان بیش نیست راستی حیرت آور است، و با توجه باین حقایق ثابت می شود که این موتور به نسبت خود نیرومند ترین موتورهای جهان است.
این لوله کشی ظریف و بی مانند
همه میدانیم برای لوله کشی یک شهر چقدر مطالعه و نقشه برداری و صرف وقت و کوشش مداوم مهندسین ماهر و کارگران توانا لازم است، البته هر قدر لوله ها ظریف تر و دقیقتر باشند و تعداد آنها زیادتر و بهم نزدیکتر باشد کار آن مشکلتر است.
حالا فکر کنید در این لوله کشی بدن و تقسیم کیلومترها «رگ» در سراسر اعضاء تن آنهم رگهای ظریف و باریکی که با یک اشاره مختصر از هم گسسته میشود، و قطر بعضی از آنها باندازه ای کم است که بمراتب از مو باریکتر و با چشم دیده نمیشود، چقدر دقت و حساب لازم است؟ ما چند خروار سریش و چسب بکار بریم تا این تشکیلات عجیب را بعلل فاقد اراده و شعور طبیعی مربوط سازیم؟ فکر کنید این خون چقدر باید صاف و یکنواخت باشد تا بتواند از لابلای رگهای باین باریکی بگذرد و کوچکترین دردسری تولید نکند؟
درسهائی که قلب بما میدهد
در «دستگاه گردش خون» علاوه بر آنچه گفته شد نکات و اسرار فراوان دیگری دیده میشود که هر کدام بنوبه خود شاهد بارزی بر وجود منبع علم و قدرت بی پایانی است که بر همه سازمانهای جهان طبیعت حکومت میکند، در اینجا فقط چند قسمت آنرا از نظرتان میگذرانیم:
1 ـ همه چیز در این دستگاه حساب و میزان معینی دارد: تعداد ضربانها و فواصل آنها، مقدار فشار حاصل از انقباض و انبساط هر یک از حفره ها، مواد ترکیبی خون و میزان هر یک از اجزاء آن، بطوریکه هر گاه یکی از این حسابها بهم بخورد فوراً یکنوع بیماری پشت سر آن بانسان دست میدهد.
2 ـ میزان کار قلب در سنین مختلف عمر، بر حسب کم و زیاد شدن احتیاجات بدن فرق میکند و بطور کلی در اوائل و اواخر عمر فعالیت آن بیشتر و در اواسط عمر کمتر است باین ترتیب که تعداد ضربان قلب بطور متوسط:
در طفل یکساله 130 مرتبه در دقیقه است
در طفل سه ساله 100 مرتبه در دقیقه است
در 10 ساله 90 مرتبه در دقیقه است
از 20 تا 50 ساله در حدود 70 مرتبه در دقیقه است
و بعداً رو بزیادی میگذارد و تا حدود 80 و بیشتر میرسد. البته این نوسان مربوط بکم و زیاد شدن احتیاجات سلولها و مقاومت آنها در برابر گرسنگی و تشنگی است بشرحی که در مقالة سابق گفته شد.
3 ـ میزان کار قلب در مواقع فوق العاده مانند موقع ورزش و انجام کارهای سنگین زیاد و در مواقع استراحت کمتر میشود. یعنی قلب جداً مراقب وضع بدن و احتیاجات سلولهاست و فوراً خود را بر هر وضعی تطبیق میدهد.
4 ـ قبل از تولد نوزاد دو دستگاه راست چپ قلب به وسیله دریچه مخصوصی بهم مربوط است و حکم یک دستگاه را دارد ولی پس از تولد، دریچه مزبور بلافاصله برای همیشه بسته میشود و فقط دریچه هائی که هر یک از دهلیزها را ببطن زیرین مربوط میسازد بحال خود میماند.
علت این موضوع نیز انطباق بر وضع موجود است، زیرا در رحم مادر چون هوا وجود ندارد تصفیه ریوی که بکمک دهلیز و بطن راست صورت میگیرد موضوعی ندارد و جنین در واقع از همان خونهای تصفیه شده به وسیله ریه مادر و جفت استفاده میکند. اما همینکه قدم بخارج رحم گذارد و ریه ها شروع بکار کردند و تصفیه به وسیله آنها صورت گرفت باید دستگاه راست قلب بصورت یک دستگاه مستقل کار خود را انجام دهد.
5 ـ مقاومت جدار هر یک از چهار حفره قلب باندازه فشاریست که باید آنرا تحمل کند و بهمین دلیل جدار «بطن چپ» که بیش از همه تحمل فشار میکند و باید خونرا بتمام اعضاء برساند از همه ضخیم تر است.
6 ـ دریچه هائی که هر یک از دهلیزها را ببطن زیرین آن مربوط میسازد (مانند تلمبه های معمولی) یک طرفه است و باین ترتیب خون از دهلیزها با فشار ببطن ها میریزد ولی هرگز از بطن ها بدهلیز برنمیگردد.
این اسرار عجیب و صدها نظائر آنست که انسانرا بی اختیار در برابر آفریدگار و پدید آورنده آن وادار بخضوع کرده و دل را مملو از نشاط و ایمان میسازد.
ستاد بزرگ قوای تن
این ماده خاکستری رنگ که ظاهراً خیلی ناهموار و نامنظم بنظر میرسد و جمجمه ما را پر کرده مهمترین و دقیقترین دستگاه بدن ما را تشکیل میدهد. آری کار «مغز» اداره تمام دستگاههای بدن و در حقیقت منصب «فرماندهی کل قوای بدن» آنهاست.
«سلسله اعصاب» که عضو وابسته باین دستگاه است یک شبکه کامل و سرتاسری خبرگزاری را در تمام بدن تشکیل میدهد علاوه بر وظیفه جمع آوری اطلاعات لازم، مأمور رسانیدن تصمیمات و اوامر مغز بتمام اعضاء و درک احتیاجات هر یک از آنهاست.
سلسله اعصاب برای تکمیل کار خود از یک سلسله وسائل مختلف استفاده میکند. که بچند قسمت آن ذیلا اشاره میشود:
1 ـ «چشم» یا دستگاه عکسبرداری خودکار که با سرعت عجیب و شگفت انگیزی از تمام اشیاء کوچک و بزرگ و مناظر زشت و زیبا که در اطراف بدن قرار دارند عکسبرداری کرده و بسازمان اطلاعات مخصوصی در مغز میرساند.

2 ـ «گوش» یا دستگاه گیرندة امواج صوتی که مأمور ضبط و جمع آوری صداها و آهنگهای مختلف و رساندن آنها بمغز است.
3 ـ «لامسه» یا دستگاه سنجش گرما و سرما و رطوبت و... که اطلاعات لازمه مربوط باین قسمت را، از وضع محیط جمع آوری کرده و بمغز تحویل میدهد.
4 ـ «شامه» که مأمور جمع آوری اطلاعات مفید و سودمند درباره غذاها و سایر موجودات محیط است که بوسیله اجزاء بسیار ریزی که از آنها در فضا پراکنده میشود و هنگام تنفس وارد بینی میگردد، متأثر شده و از چگونگی وضع محیط خبردار میشود.
5 ـ «ذائقه» یا سازمان بازرسی و کنترل غذاها که عهده دار نظارت بر غذاهای مختلف و گوناگونی است که میخواهد وارد معده شود، باین ترتیب که از راه طعم، نوع و کیفیت آنها را تشخیص داده و خوب و بد را از هم جدا کرده و نتیجه بررسی و تشخیص خود را فوراً بمغز مخابره میکند و بدنبال آن دستورات لازم برای فرو بردن یا بیرون ریختن آن غذا باعصاب داده میشود. ضمناً بواسطه لذتی که از خوردن غذا بکمک این حس درک میشود انسان را بخوردن غذاهای مناسب و جبران نیروهای مصرف شده تشویق میکند.

بخشهای مهم این ستاد بزرگ

بطور کلی مغز و سلسله اعصاب از دو قسمت ممتاز تشکیل یافته که هر یک مأموریت و وظیفه مستقلی را دارند:
بخش اول ـ سلسله اعصاب ارادی است که «دماغی و نخاعی» نامیده میشود و کلیه حرکات بدن که از روی «اراده» انجام میپذیرد از آن سرچشمه میگیرد، و بعبارت دیگر: این بخش فرمانده تمام حرکات ارادی انسان از قبیل راه رفتن، نگاه کردن، سخن گفتن و... میباشد.
بخش دوم ـ اعصاب غیر ارادی که منشأ حرکات دستگاههای غیر ارادی بدن مانند حرکت معده هنگام هضم غذا و حرکت دائمی قلب و امثال آنهاست و اوامر مربوط باداره هر یک از این قسمتها را بدون دخالت اختیار و اراده انسان صادر میکند، و علت اینکه این قسمت از حرکات باید غیر ارادی باشد همان ضرورت وجود آنها برای بدن است که اقتضا میکند بدون چون و چرا و بدون کوچکترین دخالت اراده مرتباً انجام پیدا کند.
این بخش نیز دارای دو قسمت مهم و ممتاز است:
«سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک»
1 ـ اعصاب سمپاتیک آنهائی هستند که کارشان تند کردن فعالیت دستگاههای غیر ارادی بدن مانند قلب و معده است و در واقع حکم «گاز» اتومبیل را دارند!
2 ـ اعصاب پاراسمپاتیک که کارشان کند کردن فعالیتهای مزبور است و حکم «ترمز» اتومبیل را دارند و برای کاستن شدت حرکات مزبور بکار میروند.
وجود این دو «سلسله» در بدن انسان فوق العاده ضروری و لازم است، زیرا حرکات دستگاههای مختلف بدن نمیتواند همواره و یکنواخت باشد و باید بتفاوت کم و زیاد شدن احتیاج بدن کند و تند شود؛ در سایه فعالیت این دو سلسله اعصاب است که تعادل حرکات غیر ارادی دستگاههای درونی بدن حفظ و بر وضع احتیاجات بدن منطبق میشود و بدون این دو، تعادل آنها بهم خورده و میزان احتیاجات بدن نیز رعایت نخواهد شد و بالنتیجه سلامت بدن درخطر می افتد.

حساسترین بخشهای مغز

یکی از مهمترین بخشهای مغز «مخ» میباشد که مرکز هوش و اراده و شعور و حافظه است و بسیاری از عکس العمل های روحی مانند خشم و ترس و امثال آنها به آن مربوط است. بنابراین برای فهم و درک مطالب و بخاطر آوردن حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده باید دست بدامن مخ شد.
قابل توجه اینست که اگر مخ جانوری را بردارند نمی میرد و در صورتیکه سایر دستگاههای عصبی او سالم باشد میتواند تا مدتی زنده بماند ولی فهم و شعور را برای درک مطالب بکلی از دست خواهد داد.
این موضوع را روی کبوتر و سگ آزمایش کرده اند. باین ترتیب که مخ کبوتری را برداشتن و تا مدتی زنده بود، اما بیچاره اگر دانه جلوش می ریختند تشخیص نمیداد و نمی خورد اگر چه از گرسنگی بمیرد! و اگر او را به پرواز در میآوردند آنقدر می پرید تا بمانعی برخورد کند و بیافتد!
این آزمایش را درباره سگی نیز انجام دادند و تا 18 ماه زنده بود به وسائلی به او غذا میرسانیدند اما حافظة خود را بکلی از دست داده بود و اشخاصی را که قبلاً کاملاً میشناخت دیگر نمی شناخت و فهم و خشم و ترس را نیز از دست داده بود.
میگویند در یکی از جراحی ها قسمتی از مخ کسی را بر داشتند، شخص مزبور تمام حوادثی را که در چند سال از عمر او اتفاق افتاده بود بکلی از خاطر برده و با تمام کسانی که در این مدت آشنائی پیدا کرده بود اظهار عدم آشنائی میکرد!