در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

در کارگاه عجیب تن

· اینجا پالایشگاه عظیم بدن است
· نیرومندترین موتور دنیا
· ستاد بزرگ قوای تن
اینجا پالایشگاه عظیم بدن است
هنوز در گوشه و کنار این اجتماع افرادی را میتوان پیدا کرد که از جهازات و دستگاههای اسرار آمیزی که شب و روز در بدن آنها بزرگترین وظائف حیاتی را انجام میدهند کوچکترین خبری نداشته باشند.
شاید این موضوع در محیط ما آنقدر تعجب نداشته باشد، تعجب در اینست که این از خود بیخبران انتظار دارند دنیای خارج از وجود خود را بشناسد و از اسرار آن با خبر شوند، و از آن بالاتر بجهان ماوراء ماده هم آشنائی پیدا کرده «خدا شناس» هم بشوند زهی تصور باطل!
بنابود باتفاق خوانندة عزیز از چند کارگاه بزرگ بدن خود بازدید بعمل آوربم بسم الله از قسمت فوقانی قفسه سینه شروع میکنیم:
اینجا تصفیه خانه بدن است. خونهای کثیف از «مرکز پخش مواد غذائی بدن» یعنی قلب مرتباً بآن ریخته، و در اینجا بدقت تصفیه شده؛ مواد سمی از آن گرفته می شود و مواد حیاتی بآن افزوده میگردد و بار دیگر بقلب تحویل داده میشود.
کار این دستگاه شبانه روزی است،و کمترین وقفه در کار آن باعث مرگ حتمی است و بقول معروف موجب میشود که انسان «نفس زدن» را فراموش کند، چون فراموش کردن تنفس چیزی جز از کار افتادن این دستگاه نیست!
مرکز اصلی این دستگاه همان ریه یا شش یا جگر سفید است که وزن آن در مردها بطور متوسط 1200گرم و در زنها 900گرم است و این نیز یکی دیگر از دلائل طبیعی است که بما ثابت میکند که ناموس خلقت دو نوع وظیفه که نیازمند بدو نوع وسائل است برای این دو در نظر گرفته است، حالا اگر بانوان بگویند این حرف از «مدی،افتاده، مطلب دیگری است.
از موضوع خارج نشویم. برویم از نزدیک ریه ها را تماشا کنیم. وقتی وارد منطقه شش ها میشویم خود را در یک سالنی بزرگ که مجموع مساحت دیوارهای آن بالغ بر 70متر مربع است مشاهد میکنیم، 70متر مربع؟ آری 70متر مربع، مگر میان صندوقه سینه ما چقدر گنجایش دارد که چنان مساحتی را بتوان در آن پیدا کرد؟
کمی نزدیکتر بیائید خوب نگاه کنید ببینید ساختمان ریه ها مانند «اسفنج» (ابرهای حمام) است که از حفره های فوق العاده زیاد تو در تو تشکیل یافته و پرده های بسیار نازک و ظریفی آنها را از هم جدا میکند، وقتی تمام سطح دیواره های آنرا روی هم حساب کنیم ملاحظه خواهیم کرد70 متر میشود. بعبارت دیگر اگر تمام پرده های آنرا از هم جدا کرده روی زمین کنار هم بگسترانیم مساحتی را بطول 10 متر و عرض 7 متر می پوشاند! همین است که حجم کار ریه ها را فوق العاده زیاد کرده است.
ریه ها دائما در حرکتند و مرتباً مانند دم آهنگران (یا دم آهنگران مانند آن!) باز و بسته میشوند و تقریباً در مدت سه ثانیه این عمل یک مرتبه صورت میگیرد. حرکات ریه تقریبا غیر ارادی است و در تمام حالات خواب و بیداری کار خود را بدون وقفه انجام میدهد.

عمل پالایش چگونه صورت میگیرد؟

خونهای شفاف و خوشرنگی که در شریانها (سرخرگها) جریان دارد پس از طی یک مسافت طولانی و مشروب کردن تمام سلولها و رسانیدن مواد غذائی بآنها اکسیژن را که یک مادة حیاتی است و برای سوخت سلولها و تولید حرارت غریزی در درجة اول اهمیت است از دست میدهد، در مقابل گازکربنیک که یک مادة سمی است و از احتراق مواد مختلف در بدن بوجود میآید با خود برداشته، با رنگی تیره و افسرده خسته و نالان بقلب برمیگردد. این خون که در وریدها(سیاه رگها) جریان دارد دیگر قابل استفاده نیست، مسموم است و تقریباً باید اسم آنرا «خون مرده» گذارد.
قلب، این خون مسموم را بپاس فداکاریها و خدماتی که در راه احیاء سلولهای بدن انجام داده با آغوش باز از راه «دهلیز راست» بخود میپذیرد، و بلادرنگ آنرا بحجرة تحتانی (بطن راست) میریزد، سپس با یک فشار مانند تلمبه های خودکار آنرا بداخل رگهای مخصوصی که خط ارتباطی میان قلب و ریه ها محسوب میشوند بطرف ریه ها میراند.
ریه ها که در انتظار این میهمان تازه دقیقه شماری میکنند، بمحض اطلاع از ورود آن شروع بفعالیت مینمایند، خون کثیف مزبور بوسیله «مویرگها»(همان رگهای فوق العاده ظریف و باریکی که اگر چه اسمشان مویرگ است ولی بمراتب از مو باریکتر و نازکترند) روی دیواره های وسیع ریه گسترده میشوند ریه ها با یک حرکت باز میشوند و تمام حفره های آنها مملو از هوا میشود و باین ترتیب اکسیژن هوا در مجاورت خون قرار گرفته و جز جدار فوق العاده نازک مویرگها حجاب و پرده ای در میان این دو دوست صمیمی نیست.
اکسیژن هوا موقع را غنیمت شمرده از جدار رقیق مزبور عبور میکند و وارد خون میشود و گاز فرارکربن هم از آن متصاعد شده بجای اکسیژن می نشیند، و هنگامیکه ریه ها بسته شدند این گاز قتال با اردنگی همراه ذرات باقیمانده هوا به بیرون فرستاده میشود.
اکنون که یک بازدید اجمالی از این تصفیه خانه عظیم بعمل آوریم باید هر چه زودتر درسهای توحیدی که از آن آموخته ایم یادداشت کنیم. در اینجا چند نکته بسیار قابل توجه است:

1ـ نظم عجیب

در اینجا هم (مانند همه جای عالم) حرکات و جریانات سرسری نیست، همه برطبق برنامة منظمی صورت میگیرد و حساب آن در دقیقه و ساعت و شب و روز معین است.
حرکت ریه در اوائل عمر سریعتر و تدریجاً روی حساب مخصوصی از سرعت آن کاسته میشود سپس در اواخر عمر مجدداً سرعت میگیرد، و نیز در حیوانات کوچکتر معمولاً سریعتر و در حیوانات بزرگتر کندتر است.
بد نیست حساب دقیق باز و بسته شدن ریه ها را در سالهای مختلف عمر انسان و در چند نوع مختلف از حیوانات کوچک و بزرگ بدانیم تا با در نظر گرفتن آن بتوانیم باسرار این تغییرات منظم آشناتر شویم. اینک بجدول زیر توجه کنید:
در انسان در آغاز عمر در هر دقیقه 44 مرتبه
«5 سالگی» « 26 »
«5 تا 20 »« 20 »
«20 تا 25 »« 18»
«25 تا 30 »«16»
«40 »«18»
در اسب « 10 تا 12 »
در سگ « 15 تا 20 »
در گربه « 24 »
در موش « 150»
لابد میپرسید این تغییر تدریجی در سنین عمر و این اختلاف فاحش در میان انواع جانداران برای چیست؟ البته میدانید معمولا هر قدر جانداری ضعیفتر باشد زودتر گرسنه میشود، رویهمرفته مقاومت آن در برابر کمبود مواد حیاتی کمتر است زیرا سلولهای آن لطیف تر و ناتوانتر است لذا می بینیم که کودکان و پیران در مقابل تشنگی و گرسنگی تحمل کمتری از خود نشان میدهند.
بنابراین باید مواد حیاتی بجانداران ضعیفتر، در فواصل کوتاهتری برسد، این قانون در مورد« اکسیژن» که یکی از مواد ضروری برای ادامة حیات سلولهاست نیز صادق است و بهمین ترتیب مقاومت سلولهای ضعیفتر در برابر مسمومیت ناشی از وجود گازهای سمی نیز کمتر می باشد و باید رفع آنها در فواصل کوتاهتری صورت گیرد، از اینجا سرِّ سرعت حرکت ریه ها هنگام ضعف انسان«کودکی و پیری» و در جانداران کوچک روشن می شود.