در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

خدمت بزرگی که میکربهای مضر به ما می کنند!

شاید منتظر باشید ببینید میکربهای مضر برای چه آفریده شده اند؟ اینها چه محلی از اعراب دارند؟. برای درک فایده آنها همین بس که بگفته بعضی از دانشمندان اگر اینها نبودند طولانی ترین افراد بشر شاید قامتش از یک متر تجاوز نمیکرد و البته بهمین نسبت اعضاء بدن ما کاملا ضعیفتر و ناتوان تر از وضع فعلی بود!
دلیلش روشن است، شما این مطلب را میدانید برای نمو و ترقی یک فرد و یک اجتماع هیچ چیز مؤثرتر از رقابت و مبارزة صحیح و دامنه دار نیست، میدان مبارزه است که افراد را به کار وامیدارد و حداکثر قوای نهفته آنها را آشکار میسازد، افراد نابغه معمولا در کوران مبارزات نبوغ خود را ظاهر میکنند و جنگجویان شجاع در میدان های جنگ باین مقام میرسند.
افرادی که در محیطهای آرام و کاملا بی سر و صدا و هم آغوش ناز و نعمت بسر میبرند افرادی تنبل، ترسو و بی مصرفند و مطابق مثل معروف همچون شمشیری که در یک گوشه بماند زنگ میزند. «چوبهای درختان جنگلی و کوهستانی خیلی محکمتر و آتش آنها بادوام تر از درختان سرسبزی است که در پناه دیوارهای باغ و کنار نهرهای آب پرورش مییابند» همچنین مردم بیابانگردی که با انواع مشکلات دست و پنجه نرم میکنند از نظر قوای جسمی خیلی نیرومندتر از شهرنشینان تن پرورند.
بهمین دلیل مبارزه دائمی میان نیروهای مختلف تن و میکربهای گوناگون در رشد و نمو بدن تأثیر بسزائی دارد و اگر آنها نبودند نمو آن خیلی کندتر و استحکام عضلات و اعصاب ما خیلی کمتر بود. این موضوع بقدری روشن است که نیازی بشرح بیشتر آن احساس نمیشود.
***
این بود خدمات شایان توجهی که موجودات ذره بینی و میکروبهای مضر و سودمند به انسان و سایر جانداران میکنند، اینهاست که افق وسیعتری از نظم خیره کننده جهان هستی را در پیش چشم عقل ما جلوه گر ساخته و ما را بآفریدگار بزرگ آن آشناتر میسازد.

در کارگاه عجیب تن

· اینجا پالایشگاه عظیم بدن است
· نیرومندترین موتور دنیا
· ستاد بزرگ قوای تن
اینجا پالایشگاه عظیم بدن است
هنوز در گوشه و کنار این اجتماع افرادی را میتوان پیدا کرد که از جهازات و دستگاههای اسرار آمیزی که شب و روز در بدن آنها بزرگترین وظائف حیاتی را انجام میدهند کوچکترین خبری نداشته باشند.
شاید این موضوع در محیط ما آنقدر تعجب نداشته باشد، تعجب در اینست که این از خود بیخبران انتظار دارند دنیای خارج از وجود خود را بشناسد و از اسرار آن با خبر شوند، و از آن بالاتر بجهان ماوراء ماده هم آشنائی پیدا کرده «خدا شناس» هم بشوند زهی تصور باطل!
بنابود باتفاق خوانندة عزیز از چند کارگاه بزرگ بدن خود بازدید بعمل آوربم بسم الله از قسمت فوقانی قفسه سینه شروع میکنیم:
اینجا تصفیه خانه بدن است. خونهای کثیف از «مرکز پخش مواد غذائی بدن» یعنی قلب مرتباً بآن ریخته، و در اینجا بدقت تصفیه شده؛ مواد سمی از آن گرفته می شود و مواد حیاتی بآن افزوده میگردد و بار دیگر بقلب تحویل داده میشود.
کار این دستگاه شبانه روزی است،و کمترین وقفه در کار آن باعث مرگ حتمی است و بقول معروف موجب میشود که انسان «نفس زدن» را فراموش کند، چون فراموش کردن تنفس چیزی جز از کار افتادن این دستگاه نیست!
مرکز اصلی این دستگاه همان ریه یا شش یا جگر سفید است که وزن آن در مردها بطور متوسط 1200گرم و در زنها 900گرم است و این نیز یکی دیگر از دلائل طبیعی است که بما ثابت میکند که ناموس خلقت دو نوع وظیفه که نیازمند بدو نوع وسائل است برای این دو در نظر گرفته است، حالا اگر بانوان بگویند این حرف از «مدی،افتاده، مطلب دیگری است.
از موضوع خارج نشویم. برویم از نزدیک ریه ها را تماشا کنیم. وقتی وارد منطقه شش ها میشویم خود را در یک سالنی بزرگ که مجموع مساحت دیوارهای آن بالغ بر 70متر مربع است مشاهد میکنیم، 70متر مربع؟ آری 70متر مربع، مگر میان صندوقه سینه ما چقدر گنجایش دارد که چنان مساحتی را بتوان در آن پیدا کرد؟
کمی نزدیکتر بیائید خوب نگاه کنید ببینید ساختمان ریه ها مانند «اسفنج» (ابرهای حمام) است که از حفره های فوق العاده زیاد تو در تو تشکیل یافته و پرده های بسیار نازک و ظریفی آنها را از هم جدا میکند، وقتی تمام سطح دیواره های آنرا روی هم حساب کنیم ملاحظه خواهیم کرد70 متر میشود. بعبارت دیگر اگر تمام پرده های آنرا از هم جدا کرده روی زمین کنار هم بگسترانیم مساحتی را بطول 10 متر و عرض 7 متر می پوشاند! همین است که حجم کار ریه ها را فوق العاده زیاد کرده است.
ریه ها دائما در حرکتند و مرتباً مانند دم آهنگران (یا دم آهنگران مانند آن!) باز و بسته میشوند و تقریباً در مدت سه ثانیه این عمل یک مرتبه صورت میگیرد. حرکات ریه تقریبا غیر ارادی است و در تمام حالات خواب و بیداری کار خود را بدون وقفه انجام میدهد.

عمل پالایش چگونه صورت میگیرد؟

خونهای شفاف و خوشرنگی که در شریانها (سرخرگها) جریان دارد پس از طی یک مسافت طولانی و مشروب کردن تمام سلولها و رسانیدن مواد غذائی بآنها اکسیژن را که یک مادة حیاتی است و برای سوخت سلولها و تولید حرارت غریزی در درجة اول اهمیت است از دست میدهد، در مقابل گازکربنیک که یک مادة سمی است و از احتراق مواد مختلف در بدن بوجود میآید با خود برداشته، با رنگی تیره و افسرده خسته و نالان بقلب برمیگردد. این خون که در وریدها(سیاه رگها) جریان دارد دیگر قابل استفاده نیست، مسموم است و تقریباً باید اسم آنرا «خون مرده» گذارد.
قلب، این خون مسموم را بپاس فداکاریها و خدماتی که در راه احیاء سلولهای بدن انجام داده با آغوش باز از راه «دهلیز راست» بخود میپذیرد، و بلادرنگ آنرا بحجرة تحتانی (بطن راست) میریزد، سپس با یک فشار مانند تلمبه های خودکار آنرا بداخل رگهای مخصوصی که خط ارتباطی میان قلب و ریه ها محسوب میشوند بطرف ریه ها میراند.
ریه ها که در انتظار این میهمان تازه دقیقه شماری میکنند، بمحض اطلاع از ورود آن شروع بفعالیت مینمایند، خون کثیف مزبور بوسیله «مویرگها»(همان رگهای فوق العاده ظریف و باریکی که اگر چه اسمشان مویرگ است ولی بمراتب از مو باریکتر و نازکترند) روی دیواره های وسیع ریه گسترده میشوند ریه ها با یک حرکت باز میشوند و تمام حفره های آنها مملو از هوا میشود و باین ترتیب اکسیژن هوا در مجاورت خون قرار گرفته و جز جدار فوق العاده نازک مویرگها حجاب و پرده ای در میان این دو دوست صمیمی نیست.
اکسیژن هوا موقع را غنیمت شمرده از جدار رقیق مزبور عبور میکند و وارد خون میشود و گاز فرارکربن هم از آن متصاعد شده بجای اکسیژن می نشیند، و هنگامیکه ریه ها بسته شدند این گاز قتال با اردنگی همراه ذرات باقیمانده هوا به بیرون فرستاده میشود.
اکنون که یک بازدید اجمالی از این تصفیه خانه عظیم بعمل آوریم باید هر چه زودتر درسهای توحیدی که از آن آموخته ایم یادداشت کنیم. در اینجا چند نکته بسیار قابل توجه است: