در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

این پرستاران دلسوز، و آن پاسداران شجاع

در خون ما دو دسته از همین موجودات ذره بینی هستند که مهمترین و اساسی ترین فعالیتهای حیاتی بدن مارا بعهده دارند، این دو دسته را« گلبول سفید» و« گلبول قرمز» مینامند تعداد گلبولهای قرمز در خون باندازه ای زیاد است که در هر میلیمتر مکعب خون تقریباً 5 میلیون وجود دارد، یعنی چنین محیط کوچکی باندازه یکی از بزرگترین شهرهای دنیا جمعیت دارد!
روی این حساب در تمام خون بطور متوسط 25 میلیون میلیون (25 هزار میلیارد) گلبول قرمز وجود دارد که اگر آنها را روی زمین بگسترانند، اگر تعجب نکنید، سه هزار متر مربع را اشغال میکند!. تعداد گلبولهای سفید البته باین اندازه نیست ولی آنهم خیلی زیاد است، چون در هر میلیمتر مکعب خون در حدود 7 هزار گلبول سفید موجود است.
وظیفه اساسی گلبولهای قرمز رساندن مواد غذائی و آب و اکسیژن هوا بتمام سلولها و نقاط مختلف بدن است، یعنی باید مواد غذائی را از روده ها و اکسیژن هوا را از ریه با خود برداشته و فوج فوج همراه ضربانهای قلب از این مرکز حرکت کرده و در مدت کوتاهی باقصی نقاط کشور تن مسافرت کنند و به همه سلولها سرکشی کرده و آب و غذا برسانند و کثافات و سموم حاصله از احتراق مواد غذائی را که در سلولها جمع آوری شده با خود بقلب برگردانند و از راه ریه در موقع «بازدم» به خارج پرتاب کنند. سلولهای کوچک بدن ما خیلی کم صبرند و اگر چند لحظه مواد لازم به آنها نرسد ممکن است بمیرند، بنابراین اگر قلب در مدت کوتاهی از کار بایستد و گلبولهای قرمز یعنی« پرستاران صمیمی سلولها» ! بآنها سرکشی نکنند و آب و آذوقه بآنها نرسانند حیات خود را بزودی از دست میدهند، لذا این خدمتکاران وظیفه شناس ناچارند دائماً بیدار و در مأموریت باشند و اوضاع بدن را مراقبت کنند.
گلبولهای سفید، یا سربازان صلح و پاسداران کشور تن، مانند ارتش مجهزی برای مقابله با حملات میکربهای مضر همواره بصورت آماده باش بسر میبرند همینکه گوشه ای از سطح بدن مجروح شود و این پوست نازک که دژ محکمی در برابر هجوم انواع میکربهاست پاره شود میکربهای زیان بخش که دائماً در هوا معلق هستند بداخل بدن حمله میکنند، وقتی نخستین طلیعه سپاه دشمن در محیط خون پدیدار شد گلبولهای سفید، بجنب وجودش در میآیند، اگر بتوانند در همان محل زخم، لشکر مهاجم را محاصره کرده و تار و مار میکنند. این چرکهائی که در محل زخم دیده میشود باقیمانده اجساد گلبولهای سفید و بدنهای کشتگان و شهیدان کشور تن ماست.
اگر سپاه دشمن حلقه محاصره را شکست و وارد همه نقاط بدن شد آنگاه یک جنگ تن بتن و شدید در همه جا علیه آنها شروع میشود، و از جمله کارهای عجیب و جالب گلبولهای سفید، «جنگ شیمیائی»، آنها علیه میکربهاست، زیرا در مقابل هر نوع میکربی یکنوع مواد سمی مخصوص ضد آن از خود ترشح میکنند و آنها را فلج ساخته و نابود میسازند، همین مواد سمی مخصوص است که در بدن حیواناتی که میکربهای ضعیف شده بطور مصنوعی بآنها تزریق گردیده جمع آوری میشود و بنام سرمهای ضد بیماری برای مبارزه با امراض مشابه آن مصرف میگردد!
میکربهای مضر همیشه از راه آب و هوا و غذا وارد بدن ما میشوند و هر اندازه مواظبت کنیم باز از گوشه و کنار راهی بسوی بدن باز میکنند؛ لذا سربازان مدافع تن ناچارند دائماً در جبهه جنگ مشغول نبرد باشند. البته این نبرد غالبا به پیروزی آنها ختم میشود و از اثر همین پیروزی، ما سالم هستیم.
اما اگر خدای نکرده مواجه با شکست شوند و میکربهای مهاجم مراکز حساس تن ما را تسخیر کنند ما بیمار میشویم و در این موقع است که اولا باید استراحت کنیم تا تمام نیروی ما صرف مبارزه با میکربها شود و ثانیاً قوای کمکی یعنی« دوا» از خارج وارد کنیم تا پیروزی نصیب آنها گردد. راستی چه دستگاه عجیبی است؟!

خدمت بزرگی که میکربهای مضر به ما می کنند!

شاید منتظر باشید ببینید میکربهای مضر برای چه آفریده شده اند؟ اینها چه محلی از اعراب دارند؟. برای درک فایده آنها همین بس که بگفته بعضی از دانشمندان اگر اینها نبودند طولانی ترین افراد بشر شاید قامتش از یک متر تجاوز نمیکرد و البته بهمین نسبت اعضاء بدن ما کاملا ضعیفتر و ناتوان تر از وضع فعلی بود!
دلیلش روشن است، شما این مطلب را میدانید برای نمو و ترقی یک فرد و یک اجتماع هیچ چیز مؤثرتر از رقابت و مبارزة صحیح و دامنه دار نیست، میدان مبارزه است که افراد را به کار وامیدارد و حداکثر قوای نهفته آنها را آشکار میسازد، افراد نابغه معمولا در کوران مبارزات نبوغ خود را ظاهر میکنند و جنگجویان شجاع در میدان های جنگ باین مقام میرسند.
افرادی که در محیطهای آرام و کاملا بی سر و صدا و هم آغوش ناز و نعمت بسر میبرند افرادی تنبل، ترسو و بی مصرفند و مطابق مثل معروف همچون شمشیری که در یک گوشه بماند زنگ میزند. «چوبهای درختان جنگلی و کوهستانی خیلی محکمتر و آتش آنها بادوام تر از درختان سرسبزی است که در پناه دیوارهای باغ و کنار نهرهای آب پرورش مییابند» همچنین مردم بیابانگردی که با انواع مشکلات دست و پنجه نرم میکنند از نظر قوای جسمی خیلی نیرومندتر از شهرنشینان تن پرورند.
بهمین دلیل مبارزه دائمی میان نیروهای مختلف تن و میکربهای گوناگون در رشد و نمو بدن تأثیر بسزائی دارد و اگر آنها نبودند نمو آن خیلی کندتر و استحکام عضلات و اعصاب ما خیلی کمتر بود. این موضوع بقدری روشن است که نیازی بشرح بیشتر آن احساس نمیشود.
***
این بود خدمات شایان توجهی که موجودات ذره بینی و میکروبهای مضر و سودمند به انسان و سایر جانداران میکنند، اینهاست که افق وسیعتری از نظم خیره کننده جهان هستی را در پیش چشم عقل ما جلوه گر ساخته و ما را بآفریدگار بزرگ آن آشناتر میسازد.

در کارگاه عجیب تن

· اینجا پالایشگاه عظیم بدن است
· نیرومندترین موتور دنیا
· ستاد بزرگ قوای تن
اینجا پالایشگاه عظیم بدن است
هنوز در گوشه و کنار این اجتماع افرادی را میتوان پیدا کرد که از جهازات و دستگاههای اسرار آمیزی که شب و روز در بدن آنها بزرگترین وظائف حیاتی را انجام میدهند کوچکترین خبری نداشته باشند.
شاید این موضوع در محیط ما آنقدر تعجب نداشته باشد، تعجب در اینست که این از خود بیخبران انتظار دارند دنیای خارج از وجود خود را بشناسد و از اسرار آن با خبر شوند، و از آن بالاتر بجهان ماوراء ماده هم آشنائی پیدا کرده «خدا شناس» هم بشوند زهی تصور باطل!
بنابود باتفاق خوانندة عزیز از چند کارگاه بزرگ بدن خود بازدید بعمل آوربم بسم الله از قسمت فوقانی قفسه سینه شروع میکنیم:
اینجا تصفیه خانه بدن است. خونهای کثیف از «مرکز پخش مواد غذائی بدن» یعنی قلب مرتباً بآن ریخته، و در اینجا بدقت تصفیه شده؛ مواد سمی از آن گرفته می شود و مواد حیاتی بآن افزوده میگردد و بار دیگر بقلب تحویل داده میشود.
کار این دستگاه شبانه روزی است،و کمترین وقفه در کار آن باعث مرگ حتمی است و بقول معروف موجب میشود که انسان «نفس زدن» را فراموش کند، چون فراموش کردن تنفس چیزی جز از کار افتادن این دستگاه نیست!
مرکز اصلی این دستگاه همان ریه یا شش یا جگر سفید است که وزن آن در مردها بطور متوسط 1200گرم و در زنها 900گرم است و این نیز یکی دیگر از دلائل طبیعی است که بما ثابت میکند که ناموس خلقت دو نوع وظیفه که نیازمند بدو نوع وسائل است برای این دو در نظر گرفته است، حالا اگر بانوان بگویند این حرف از «مدی،افتاده، مطلب دیگری است.
از موضوع خارج نشویم. برویم از نزدیک ریه ها را تماشا کنیم. وقتی وارد منطقه شش ها میشویم خود را در یک سالنی بزرگ که مجموع مساحت دیوارهای آن بالغ بر 70متر مربع است مشاهد میکنیم، 70متر مربع؟ آری 70متر مربع، مگر میان صندوقه سینه ما چقدر گنجایش دارد که چنان مساحتی را بتوان در آن پیدا کرد؟
کمی نزدیکتر بیائید خوب نگاه کنید ببینید ساختمان ریه ها مانند «اسفنج» (ابرهای حمام) است که از حفره های فوق العاده زیاد تو در تو تشکیل یافته و پرده های بسیار نازک و ظریفی آنها را از هم جدا میکند، وقتی تمام سطح دیواره های آنرا روی هم حساب کنیم ملاحظه خواهیم کرد70 متر میشود. بعبارت دیگر اگر تمام پرده های آنرا از هم جدا کرده روی زمین کنار هم بگسترانیم مساحتی را بطول 10 متر و عرض 7 متر می پوشاند! همین است که حجم کار ریه ها را فوق العاده زیاد کرده است.
ریه ها دائما در حرکتند و مرتباً مانند دم آهنگران (یا دم آهنگران مانند آن!) باز و بسته میشوند و تقریباً در مدت سه ثانیه این عمل یک مرتبه صورت میگیرد. حرکات ریه تقریبا غیر ارادی است و در تمام حالات خواب و بیداری کار خود را بدون وقفه انجام میدهد.