در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

میکربهای رفتگر و گندزدا

میکربها دو دسته اند:« با آزار » و « بی آزار » ، ولی همانطور که سابقاً هم اشاره شد هر دو دسته در زندگی انسان نقش مؤثری دارند، و هر دو برای حیات و پرورش آدمی مفید و سودمندند، همگی جزء خدمتگزاران صدیق و صمیمی ما هستند و بدون کوچکترین توقع و بی سرو صدا بانجام وظائف سنگین خود مشغولند و اگر بگوئیم از دولت سر آنها ما زنده ایم اغراق نگفته ایم.
مطالعه درباره خدمات با ارزش این جانداران ذره بینی عقل را بخضوع در پیشگاه مبدء باعظمتی که این دستگاه جهان هستی را با چنین نظم حیرت آوری اداره می کند، دعوت میکند و لبهای مردم هوشمند و حق جو را بی اختیار بشکر و سپاس او می گشاید.
اکنون برای تصدیق این مطلب به توضیحات زیر توجه کنید:
یک دسته از این موجودات ذره بینی بی آزار؛ کارشان تجزیه کردن لاشه های حیوانات و مدفوعات آنها و تبدیل آن بکربن و هیدروژن و اکسیژن و ازت است.
یعنی آنها در واقع با یک کرشمه دو کار میکنند: اول از بین بردن اجسام آلوده و کثیفی میباشد که ماندن آنها جز تولید بیماریهای گوناگون و ملوث ساختن محیط زندگی ما نتیجه دیگری ندارد.
دوم تولید مواد حیاتی و ضروری مانند اکسیژن و هیدروژن و کربن برای زندگی انسان و سایر جانداران است.
فکر کنید اگر میکربها بجان لاشه های حیوانات و مدفوعات کثیف آنها نمیافتادند، و آنها را تجزیه نمیکردند، چه میشد؟ البته پس از مدتی محیط نکبت باری در اطراف ما بوجود میآمد، بعلاوه دائماً مقدار قابل توجهی از مواد حیاتی طبیعی از گردش خارج شده و بیمصرف بگوشه ای میافتاد، ولی عمل تجزیه این میکربها، مواد مزبور را دو مرتبه وارد گردش میسازد و از کم شدن مواد حیاتی دستگاه طبیعت جلوگیری کرده و باین ترتیب حلقه گردش دائمی مواد حیاتی را در طبیعت تکمیل میکند.

کمک به گردش عظیم مواد غذائی

موضوع گردش مواد حیاتی در طبیعت منحصر باین مورد نیست، بلکه با کمی دقت روشن میشود که در همه جا و همه چیز است و این خود یکی از درسهای توحیدی جهان آفرینش محسوب میشود. یعنی موجودات مختلفی که بازیگر این صحنه اند همه در گردشند و دائماً از صورتی بصورت دیگر در آمده و پس از طی یک دایره وسیع دو مرتبه به همان نقطه اول باز میگردند، اما این حرکت دورانی بیهوده نیست و کارهای مهمی در مسیر خود صورت میدهند و آثاری از خود بیادگار میگذارند.
مثلاً: آفتاب بر دریاها می تابد؛ آبها تبخیر میشود، بخارات قطعات ابر را تشکیل میدهد، بادها ابرها را بحرکت درمیآورند و دورترین نقاط خشک و سوزان را با بهترین آبها مشروب میکنند، آبها بصورت رودخانه های بزرگ و کوچکی بیرون آمده و راه دریا را پیش میگیرند و دو مرتبه بجای اول میریزند، اما در این میان گلها و گیاهان و حیوانات سیراب شده و پرورش مییابند، آبهائی که جزء بدن حیوانات و گیاهان میشوند آنها هم بخار شده و بفضا متصاعد میشوند و با سایر بخارات هوا هماهنگ میگردند و در همان خط سیر حرکت میکنند.
از اصل مطلب دور نرویم. یکی دیگر از کارهای این موجودات ذره بینی اعمال شیمیائی مختلفی است که روی مواد گوناگون انجام میدهند و اجسام مفیدی را بصورت های مفید دیگر بیرون میآورند. تبدیل مواد قندی به اسید بواسطه فعالیت همین موجودات است که نمونه آنرا در تبدیل آب انگور بسرکه مشاهده میکنیم.

این پرستاران دلسوز، و آن پاسداران شجاع

در خون ما دو دسته از همین موجودات ذره بینی هستند که مهمترین و اساسی ترین فعالیتهای حیاتی بدن مارا بعهده دارند، این دو دسته را« گلبول سفید» و« گلبول قرمز» مینامند تعداد گلبولهای قرمز در خون باندازه ای زیاد است که در هر میلیمتر مکعب خون تقریباً 5 میلیون وجود دارد، یعنی چنین محیط کوچکی باندازه یکی از بزرگترین شهرهای دنیا جمعیت دارد!
روی این حساب در تمام خون بطور متوسط 25 میلیون میلیون (25 هزار میلیارد) گلبول قرمز وجود دارد که اگر آنها را روی زمین بگسترانند، اگر تعجب نکنید، سه هزار متر مربع را اشغال میکند!. تعداد گلبولهای سفید البته باین اندازه نیست ولی آنهم خیلی زیاد است، چون در هر میلیمتر مکعب خون در حدود 7 هزار گلبول سفید موجود است.
وظیفه اساسی گلبولهای قرمز رساندن مواد غذائی و آب و اکسیژن هوا بتمام سلولها و نقاط مختلف بدن است، یعنی باید مواد غذائی را از روده ها و اکسیژن هوا را از ریه با خود برداشته و فوج فوج همراه ضربانهای قلب از این مرکز حرکت کرده و در مدت کوتاهی باقصی نقاط کشور تن مسافرت کنند و به همه سلولها سرکشی کرده و آب و غذا برسانند و کثافات و سموم حاصله از احتراق مواد غذائی را که در سلولها جمع آوری شده با خود بقلب برگردانند و از راه ریه در موقع «بازدم» به خارج پرتاب کنند. سلولهای کوچک بدن ما خیلی کم صبرند و اگر چند لحظه مواد لازم به آنها نرسد ممکن است بمیرند، بنابراین اگر قلب در مدت کوتاهی از کار بایستد و گلبولهای قرمز یعنی« پرستاران صمیمی سلولها» ! بآنها سرکشی نکنند و آب و آذوقه بآنها نرسانند حیات خود را بزودی از دست میدهند، لذا این خدمتکاران وظیفه شناس ناچارند دائماً بیدار و در مأموریت باشند و اوضاع بدن را مراقبت کنند.
گلبولهای سفید، یا سربازان صلح و پاسداران کشور تن، مانند ارتش مجهزی برای مقابله با حملات میکربهای مضر همواره بصورت آماده باش بسر میبرند همینکه گوشه ای از سطح بدن مجروح شود و این پوست نازک که دژ محکمی در برابر هجوم انواع میکربهاست پاره شود میکربهای زیان بخش که دائماً در هوا معلق هستند بداخل بدن حمله میکنند، وقتی نخستین طلیعه سپاه دشمن در محیط خون پدیدار شد گلبولهای سفید، بجنب وجودش در میآیند، اگر بتوانند در همان محل زخم، لشکر مهاجم را محاصره کرده و تار و مار میکنند. این چرکهائی که در محل زخم دیده میشود باقیمانده اجساد گلبولهای سفید و بدنهای کشتگان و شهیدان کشور تن ماست.
اگر سپاه دشمن حلقه محاصره را شکست و وارد همه نقاط بدن شد آنگاه یک جنگ تن بتن و شدید در همه جا علیه آنها شروع میشود، و از جمله کارهای عجیب و جالب گلبولهای سفید، «جنگ شیمیائی»، آنها علیه میکربهاست، زیرا در مقابل هر نوع میکربی یکنوع مواد سمی مخصوص ضد آن از خود ترشح میکنند و آنها را فلج ساخته و نابود میسازند، همین مواد سمی مخصوص است که در بدن حیواناتی که میکربهای ضعیف شده بطور مصنوعی بآنها تزریق گردیده جمع آوری میشود و بنام سرمهای ضد بیماری برای مبارزه با امراض مشابه آن مصرف میگردد!
میکربهای مضر همیشه از راه آب و هوا و غذا وارد بدن ما میشوند و هر اندازه مواظبت کنیم باز از گوشه و کنار راهی بسوی بدن باز میکنند؛ لذا سربازان مدافع تن ناچارند دائماً در جبهه جنگ مشغول نبرد باشند. البته این نبرد غالبا به پیروزی آنها ختم میشود و از اثر همین پیروزی، ما سالم هستیم.
اما اگر خدای نکرده مواجه با شکست شوند و میکربهای مهاجم مراکز حساس تن ما را تسخیر کنند ما بیمار میشویم و در این موقع است که اولا باید استراحت کنیم تا تمام نیروی ما صرف مبارزه با میکربها شود و ثانیاً قوای کمکی یعنی« دوا» از خارج وارد کنیم تا پیروزی نصیب آنها گردد. راستی چه دستگاه عجیبی است؟!