در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

سری به جهان مرموز اتم

پیش از آنکه وارد جهان بینهایت کوچک شویم و اسرار آنرا موبه مو (گرچه تعبیر موبه مو برای چنین عالمی خیلی نارساست) مورد مطالعه قرار دهیم لازم است این نکته را خاطر نشان سازیم که در ضمن این بحثها ممکن است یک موضوع خاطر شما را ناراحت کند، و آن اینکه: اگر راستی سازمان جهان آفرینش این اندازه منظم و دقیق و مملو از اسرار و حکمتها است که با کمال وضوح حکایت از یک منبع قدرت و علم فوق العاده میکند که آنرا بوجود آورده است؛ پس چرا عده ای از دانشمندان علوم طبیعی که در صف اول مطالعه کنندگان جهان هستی قرار دارند خودشان بآن مبدء بزرگ ایمان ندارند؟ چطور ممکن است ما از نتایج مطالعات آنها خدا را بشناسیم اما خود آنها خدا را نشناسند عجیب نیست که ساحل نشینان دریاها آبرا نشناسند ولی بیابانگردان صحراها از گفتگوی دیگران به حقیقت آب آشنا شوند؟!
ولی تنها شما نیستید که شاید این ایراد را در دل بما می کنید؛ بلکه پیش از شما نیز کم و بیش این ایراد را بما کرده اند، اما چون فصل جداگانه ای برای حل اشکالات مادیها و پاسخ پرسشهائیکه در مورد مسأله توحید شده در نظر گرفته شده که پس از فراغت از «استدلال نظم» و ذکر نمونه هائی از نظم جهان هستی، آنرا عنوان میکنیم، ناچار پاسخ این ایراد را کمی بتأخیر میاندازیم تا همه را یکجا بحث کنیم و اتفاقاً اولین ایرادی که مشروحاً بجواب آن می پردازیم همین ایراد است، خلاصه اینکه اگر ضمن مطالعه این مباحث چنین ایرادی بخاطرتان آمد عجله نکنید بگذارید «بحث نظم» تمام شود سپس این ما و این شما و آنهم حل اشکال.

آخرین مرز جهان ماده

کوچکترین موجودی که تاکنون شناخته شده «اتم» و اجزاء اتم است؛ یک اتم باندازه ای کوچک و ریز است که حتی نیرومندترین میکروسکپهای الکترونی که موجودات را چندین هزار برابر بزرگتر نشان میدهد (و باصطلاح کاهی را کوه جلوه میدهد!) از نشان دادن آن عاجز است. برای پی بردن بکوچکی یک اتم همینقدر بدایند که «پروتون» که یکی از اجزاء اتم است باندازه ای کوچک است که باید هزار میلیارد تا ده هزار میلیارد (هر میلیارد یکهزار میلیون است) آنرا کنار هم چید تا یک سانتیمتر را تشکیل دهد! یک سر سوزن معمولی از میلیونها اتم تشکیل یافته و یک قطره آب بیش از تمام نفرات روی زمین اتم دارد و در این کلمات کوچکترین اغراقی نیست!.
یعنی اگر بخواهیم پروتونهای یک قطعه سیم نازک را که فقط یک سانتیمتر طول دارد بشماریم و از هزار نفر دیگر هم کمک بگیریم و در هر ثانیه یکی از پروتونها را برداشته کنار بگذاریم باید مدت 30 سال تا 300 سال (باختلاف اتمها) شب و روز بیدار بمانیم و مشغول فعالیت باشیم تا تمام آنها را بشمریم.
لابد میپرسید: اگر اتم و اجزاء آن اینقدر کوچکند پس با چه وسیله باین اشیاء نامرئی پی برده اند و چطور دل آنرا میشکافند و نیروی آنرا آزاد میکنند؟ ولی باید بدانید که راه کشف اتم و اجزاء آن در درجه اول محاسبات ریاضی و در درجه دوم آثاری است که از آنها روی شیشه های عکاسی و مانند آن ظاهر می شود، و برای شکستن اتم از یک واحد آن استفاده نمیشود بلکه توده ای که مرکب از میلیونها اتم است در معرض بمباران الکتریکی (بوسیله ماشینهای مخصوصی) قرار می دهند، یکی از آنها که شکسته شد بشکستن و آزاد شدن نیروی بقیه کمک میکند.

خوب، اینرا هم همه میدانیم که تمام موجودات زمین و آسمان و آب و هوا و ... از اتم تشکیل یافته، حالا فکر کنید که تنها در کره زمین (با حسابی که گفته شد) چقدر اتم وجود دارد، و اگر مجموعه اتمهای تمام منظومه شمسی و سایر کرات آسمانی و کهکشانها را بآن اضافه کنیم سر از کجا بیرون می آورد؟ اینجاست که فکر بشری حتی از تصور آن خسته و عاجز میشود و باید حساب آنرا بپدید آورندة آنها واگذارد.(5)

تاریخچه پرماجرای اتم

اتم سیر تاریخی طولانی دارد، شاید «دموکریت» (ذیمقراطیس) نخستین کسی بود که نظریه ترکیب موجودات را از اجزاء لایتجزی و نشکن (و بعبارت دیگر «اتم» که متأسفانه امروز شکسته شده و فقط اسمی از آن باقی مانده است!) اظهار داشت، ولی همانطور که از اسم آن پیدا است دموکریت عقیده داشت که اتم بهیچ وجه قابل شکست نیست، یعنی اصلاً اجزائی ندارد که بآنها تقسیم شود.
این نظریه مدتی مورد بحث و گفتگو بود، در ابتدا طرفدارانی پیدا کرد و بعداً از طرف دانشمندان و فلاسفه رد شد و اساساً وجود جزئی که قابل تجزیه باجزاء دیگری نباشد مردود شناخته شد.
تا سال 1919 میلادی یعنی تقریباً چهل سال پیش، خبری از شکستن اتم نبود ولی در آن سال نخستین قدم برای شکستن اتم بوسیله یکی از دانشمندان بنام «روترفورد» برداشته شد و روز بروز شکافتن اتم وارد مرحله تازه ای گردید و توانست آنقدر کسب اهمیت کند که این قرن را قرن اتم (یا صحیحتر، قرن اتم شکافی بنامند!.
ولی باید دانست اتمی که ذیمقراطیس طرفدار آن بود و فلاسفه بعد، آنرا مردود شناختند با اتمی که امروز در فیزیک مورد بحث است بیشتر در اسم شباهت دارد تا در حقیقت!