در جستجوی خدا

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

ترسیمی از یک عدد بزرگ

حال برای اینکه ضمناً بدانید این احتمال مورد بحث؛ چه اندازه ضعیف است بد نیست به مثال زیر توجه کنید: فرض کنید منظومة شمسی ما چهار برابر سیارات کنونی را داشت و هر کدام باندازة کره زمین ما جمعیت داشته (در حدود سه هزار میلیون نفر یا سه میلیارد).
ضمناً شخص خیراندیشی از میان ساکنین این کرات پیدا شود و تصمیم بگیرد مبلغ زیادی از مال خود را بیک نفر از این افراد واگذار کند، و برای اینکه هیچیک از آن همه افراد از او رنجش خاطر پیدا نکنند تصمیم بگیرد این عمل را بقید قرعه انجام دهد حالا فکر کنید احتمال اصابت قرعه از میان آنهمه افراد بیشمار در میان تمام این کرات به بندة «نویسنده» چقدر ضعیف و موهوم است! احتمال تصادفی حروفچینی صحیح آن دو کلمه «انسان بیدار» تقریباً بهمان اندازه است!
لابد خواهید گفت احتمال مزبور گر چه فوق العاده ضعیف است اما محال نیست و ممکن است بالاخره تصادفاً واقع شود، ما هم در این قسمت با شما موافقت می کنیم؛ ولی فرض کنید این حروفچین ما بخواهد بهمان ترتیب؛ چند کلمه دیگر را هم، بچیند: «انسان بیدار با مطالعة نظم شگفت انگیز جهان هستی با چشم دل خدا را می بیند» که مجموع حروف آن فقط 50 حرف است.
فکر کنید احتمال تصادفی درست چیدن این 50 حرف معین در مقابل چه عدد عظیم و سرسام آوری قرار میگیرد؛
تازه مجموع آن، یک سطر بیشتر نیست، و از این بالاتر اگر فرض کنیم بخواهیم این کتاب را بدست آن آقای حروفچین بی سواد بدهیم و منتظر باشیم که او بدون هیچگونه آشنائی بحروف، فقط از روی تصادف،این بحثهای مختلف را درست و صحیح از آب در آورد، چه انتظار ابلهانه ای خواهد بود؟
آیا چنین احتمالی اصلا معقول است، و اگر هزاران فرد بیسواد، خروارها حروف را زیر و بالا کنند ممکن است تصادفا حروفچینی این کتاب با همین وضع درست شود؟ و از این بالاتر اگر بخواهیم کتابخانه ای را بهمین ترتیب بوجود آوریم آیا هرگز امکان دارد؟ البته خواهید گفت نه، چرا؟ زیرا این احتمال در برابر عدد بسیار بسیار بسیار عظیمی قرار دارد که از نظر «اثر» با بی نهایت برابر است، و یک احتمال در برابر بی نهایت مساوی است با صفر! (دقت کنید.)
لذا هر خواننده ای بدون هیچگونه تردید و تأمل میداند که تنظیم حروف و کلمات و صفحات این «کتاب» بدست افراد آشنا بحروف و از روی فکر و اندیشه بوده است، و این نظم خود بهترین نشانة علم و قدرت آنهاست و اگر کسی غیر از این احتمال بدهد حتماً بخود اجازه میدهیم او را نادان و گفتار او را ابلهانه بدانیم.
***
با در نظر گرفتن مطالب فوق که هر کجا نظم است؛ عقل و علم و نقشه و هدف وجود دارد، باید دید آیا ممکن است کسی پیدا شود که برای سازمانهای منظم بدن انسان، انواع جانداران و گیاهان، ریزه کاریهای عجیب درون اتم و یک سلول حیاتی؟ نظم حیرت آور کواکب و کهکشانها، باندازة یک کتاب یا یک کتابخانه اهمیت و نظم قائل نباشد!
***
لازم است به دنبال این بحث نمونه های مختلفی از نظام آفرینش در گوشه و کنار این جهان را تحت بررسی قرار دهیم.
اجازه بدهید نخست از جهان بی نهایت کوچک یعنی جهان «اتم» آغاز کنیم.

سری به جهان مرموز اتم

پیش از آنکه وارد جهان بینهایت کوچک شویم و اسرار آنرا موبه مو (گرچه تعبیر موبه مو برای چنین عالمی خیلی نارساست) مورد مطالعه قرار دهیم لازم است این نکته را خاطر نشان سازیم که در ضمن این بحثها ممکن است یک موضوع خاطر شما را ناراحت کند، و آن اینکه: اگر راستی سازمان جهان آفرینش این اندازه منظم و دقیق و مملو از اسرار و حکمتها است که با کمال وضوح حکایت از یک منبع قدرت و علم فوق العاده میکند که آنرا بوجود آورده است؛ پس چرا عده ای از دانشمندان علوم طبیعی که در صف اول مطالعه کنندگان جهان هستی قرار دارند خودشان بآن مبدء بزرگ ایمان ندارند؟ چطور ممکن است ما از نتایج مطالعات آنها خدا را بشناسیم اما خود آنها خدا را نشناسند عجیب نیست که ساحل نشینان دریاها آبرا نشناسند ولی بیابانگردان صحراها از گفتگوی دیگران به حقیقت آب آشنا شوند؟!
ولی تنها شما نیستید که شاید این ایراد را در دل بما می کنید؛ بلکه پیش از شما نیز کم و بیش این ایراد را بما کرده اند، اما چون فصل جداگانه ای برای حل اشکالات مادیها و پاسخ پرسشهائیکه در مورد مسأله توحید شده در نظر گرفته شده که پس از فراغت از «استدلال نظم» و ذکر نمونه هائی از نظم جهان هستی، آنرا عنوان میکنیم، ناچار پاسخ این ایراد را کمی بتأخیر میاندازیم تا همه را یکجا بحث کنیم و اتفاقاً اولین ایرادی که مشروحاً بجواب آن می پردازیم همین ایراد است، خلاصه اینکه اگر ضمن مطالعه این مباحث چنین ایرادی بخاطرتان آمد عجله نکنید بگذارید «بحث نظم» تمام شود سپس این ما و این شما و آنهم حل اشکال.

آخرین مرز جهان ماده

کوچکترین موجودی که تاکنون شناخته شده «اتم» و اجزاء اتم است؛ یک اتم باندازه ای کوچک و ریز است که حتی نیرومندترین میکروسکپهای الکترونی که موجودات را چندین هزار برابر بزرگتر نشان میدهد (و باصطلاح کاهی را کوه جلوه میدهد!) از نشان دادن آن عاجز است. برای پی بردن بکوچکی یک اتم همینقدر بدایند که «پروتون» که یکی از اجزاء اتم است باندازه ای کوچک است که باید هزار میلیارد تا ده هزار میلیارد (هر میلیارد یکهزار میلیون است) آنرا کنار هم چید تا یک سانتیمتر را تشکیل دهد! یک سر سوزن معمولی از میلیونها اتم تشکیل یافته و یک قطره آب بیش از تمام نفرات روی زمین اتم دارد و در این کلمات کوچکترین اغراقی نیست!.
یعنی اگر بخواهیم پروتونهای یک قطعه سیم نازک را که فقط یک سانتیمتر طول دارد بشماریم و از هزار نفر دیگر هم کمک بگیریم و در هر ثانیه یکی از پروتونها را برداشته کنار بگذاریم باید مدت 30 سال تا 300 سال (باختلاف اتمها) شب و روز بیدار بمانیم و مشغول فعالیت باشیم تا تمام آنها را بشمریم.
لابد میپرسید: اگر اتم و اجزاء آن اینقدر کوچکند پس با چه وسیله باین اشیاء نامرئی پی برده اند و چطور دل آنرا میشکافند و نیروی آنرا آزاد میکنند؟ ولی باید بدانید که راه کشف اتم و اجزاء آن در درجه اول محاسبات ریاضی و در درجه دوم آثاری است که از آنها روی شیشه های عکاسی و مانند آن ظاهر می شود، و برای شکستن اتم از یک واحد آن استفاده نمیشود بلکه توده ای که مرکب از میلیونها اتم است در معرض بمباران الکتریکی (بوسیله ماشینهای مخصوصی) قرار می دهند، یکی از آنها که شکسته شد بشکستن و آزاد شدن نیروی بقیه کمک میکند.

خوب، اینرا هم همه میدانیم که تمام موجودات زمین و آسمان و آب و هوا و ... از اتم تشکیل یافته، حالا فکر کنید که تنها در کره زمین (با حسابی که گفته شد) چقدر اتم وجود دارد، و اگر مجموعه اتمهای تمام منظومه شمسی و سایر کرات آسمانی و کهکشانها را بآن اضافه کنیم سر از کجا بیرون می آورد؟ اینجاست که فکر بشری حتی از تصور آن خسته و عاجز میشود و باید حساب آنرا بپدید آورندة آنها واگذارد.(5)