امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

غنیمت گرائى

یكى از منكرات جبهه و جنگ، غنیمت گرایى است.
داستان
بعد از جنگ خیبر، پیامبر اسلام(ص) شخصى را همراه با گروهى به سوى یهودیانى كه در روستاهاى فدك زندگى مى كردند فرستاد تا آنان را براى پذیرفتن اسلام یا قبول كردن مالیات مخصوص دعوت كند. یكى از یهودیان به نام مرداس همین كه از آمدن سپاه اسلام آگاه شد، اموال و فرزندان خود را در پناه كوهى قرار داد و با شعار: "لا اله الّا اللّه، محمّداً رسول اللّه" به استقبال مسلمانان آمد. آن شخص خیال كرد كه او از ترس مصادره اموال تظاهر به اسلام مى كند. لذا به شعار او اعتنا نكرد و او را كشت. رسول خدا(ص) ناراحت شد و فرمود: "تو به خاطر روحیه غنیمت گرائى، مسلمانى را كشتى."
و آیه 94 سوره نساء نازل شد:
"اى رزمندگان اسلام! دقت و تحقیق كنید و به كسى كه اظهار اسلام مى كند، نگوئید: "تو ایمان ندارى و شعار تو از ترس است" تا بى دلیل او را بكشید و غنائمى زودگذر به دست آورید. مگر نمى دانید كه غنائم واقعى به دست خداست؟ مگر مى توان مسلمان را عمداً كشت؟ مگر ما از قلب او خبر داریم؟ مگر خود شما قبلاً ایمان عمیق داشتید كه از كفار در لحظه اول انتظار ایمان عمیق دارید؟"(818)
درسها
ما از این ماجرا درسهاى زیادى مى توانیم بگیریم؛ از جمله:
- به نام جنگ، هرج و مرج ممنوع!
- كسانى را كه باشعار اسلام به سوى ما مى آیند، با آغوش باز بپذیریم!
- برچسب بى دینى به افراد نزنیم!
- نسبت به افراد مشكوك، زود تصمیم نگیریم!
- از قدرت خود سوءاستفاده نكنیم!
- انگیزه هاى مادى ما را به گناه نكشاند!
- قداست جنگ را با كسب غنائم نشكنید!
- جاذبه هاى مادى، رزمندگان را نیز رها نمى كند!
- فردى به مسلمانان افزوده شود بهتر است تا اموالى به سرمایه ها اضافه شود.
- خطر مسلمان كشى مهمتر از خطر نفوذ مسلمانان منافق است.
- كسى كه خودش سابقه دنیاگرایى و ایمان سطحى دارد، نباید از مردم توقع ایمان عمیق داشته باشد.
- با عقل و حوصله وتحقیق برخورد كنید و نه با احساسات.
به كفار فرصت تحقیق دهید !
قرآن مى فرماید: "هرگاه یكى از مشركین به تو پناه آورد، پناهش بده تا كلام خدا را بشنود! سپس او را به محل امن برسان!"(819)

منكرات سیاسى و بین المللى

منكرات تنها در گناهان فردى و اخلاقى خلاصه نمى شود. منكرات سیاسى علاوه براینكه خود گناه بزرگى است، بسترى براى سایر گناهان است. صدها آیه و حدیث در باره مسائل سیاسى مطرح شده است و كسانى كه دین را از سیاست جدا مى دانند، باید این آیات را از قرآن حذف و عمل انبیاء را تخطئه كنند. ما در اینجا، به نمونه هایى از منكرات سیاسى اشاره مى كنیم:

پذیرفتن طاغوتها

اولین وظیفه انبیا بعد از دعوت به توحید، مبارزه با طاغوت است؛ "اِن اعبدواللّه واجتنبوا الطاغوت"(820)
اگر طاغوتها نباشند، مردم به طور طبیعى به سراغ توحید مى روند. خداوند در قرآن كفر به طاغوت قبل از ایمان به خدا را در ورودى ایمان به خدا قرار داده است. مشكل امروز مسلمانان دنیا این است كه از میان دوبال كفر به طاغوت و ایمان به خدا، تنها بال دوم را دارند؛ یعنى ایمان به خدا دارند، ولى كفر به طاغوت را ندارند. به همین دلیل با اینكه در ظاهر نماز مى خوانند، طاغوت بر آنان حكومت مى كند. امام خمینى(ره) مى فرماید: "ما دو نوع اسلام داریم:
1 - اسلام ناب محمدى كه لرزه بر اندام كفار مى انداخت و مسجد مدینه با ده ستونى كه از تنه درخت خرماداشت، كاخهاى طاغوت را متزلزل مى كرد.
2 - اسلام آمریكائى كه امروز مسجد پیامبر در مدینه با صدها پایه از سنگ مرمر لرزه به اندام احدى نمى اندازد."
خداوند به موسى(ع) مى فرماید: "به سراغ فرعون برو! زیرا طغیان كرده است."(821)
در قرآن، پیروى گنهكاران(822)، كافران(823)، مفسدین(824)، مسرفین(825)، مفرطین(826)، غافلین(827)، هوسرانان(828) و فرومایگان(829) با صراحت نهى شده است. اگر تنها به این آیات عمل شود، بساط تمام سران كشورهاى اسلامى برچیده خواهد شد.
نه تنها پیروى از طاغوت گناه است، بلكه كمك به او، رضایت بر كار او، دعاى به او، علاقه به زنده بودن او، لبخند بر روى او، احترام به او، مسافرت براى دیدار او، بیعت با او، بدرقه او، تشویق او و سكوت در برابر او نیز گناه است.(830)