امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

خیانت

گاهى سرباز اسلام در جبهه اطلاعاتى به دشمن مى دهد و رمزى را فاش مى كند. این عمل گرچه با اشاره باشد، خیانت و از گناهان بزرگ است.
داستان
در تفاسیر شیعه و سنى، در شأن نزول آیه 27 سوره انفال مى خوانیم: "همین كه به فرمان پیامبر، مسلمانان یهود بنى قریظه را محاصره كردند، آنان پیشنهاد صلح و كوچ كردن به شام را مطرح كردند. پیامبر اسلام نپذیرفت و سعدبن معاذ را به داورى مأمور فرمود. یكى از مسلمانان به نام ابولبابه كه سابقه دوستى با یهودیان را داشت، هنگام مشاوره یهودیان با او، با اشاره به گلوى خود به آنان فهماند كه داورى سعدبن معاذ براى شما خطرناك است. جبرئیل این اشاره را به پیامبر خبر داد. ابولبابه از این خیانت خود شرمنده شد و به عنوان توبه خود را با طناب به ستون مسجد بست. چند روز چیزى نخورد. سرانجام خداوند توبه اش را پذیرفت. آرى! گاهى یك اشاره به سود دشمن، خیانت است.

نافرمانى از دستور

پیامبر اكرم (ص) در آستانه رحلت، لشگر را به فرماندهى جوان 18 ساله اى بنام اسامه به منطقه اى فرستاد و فرمود: "خداوند لعنت كند هر كس كه از لشگر او تخلف كند."(815)
در آیه 61 سوره نور مى خوانیم: "مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خداو پیامبرش ایمان آورده اند و هرگاه با رسول اكرم (ص) در كارى به طور دسته جمعى باشند، تا از او اجازه نگیرند، مرخصى نمى روند."(816)
آرى! اجازه گرفتن از فرمانده، نشانه ایمان است. یكى از دلایل شكست مسلمانان در احد، نافرمانى از فرمانده بود.(817) اسلام براى فرمانده و رهبر، عنصر عدالت، تقوا، توان و تفكر و براى مردم، عنصر عشق و اطاعت را شرط لازم براى رسیدن به اهداف والاى خود مى داند.

غنیمت گرائى

یكى از منكرات جبهه و جنگ، غنیمت گرایى است.
داستان
بعد از جنگ خیبر، پیامبر اسلام(ص) شخصى را همراه با گروهى به سوى یهودیانى كه در روستاهاى فدك زندگى مى كردند فرستاد تا آنان را براى پذیرفتن اسلام یا قبول كردن مالیات مخصوص دعوت كند. یكى از یهودیان به نام مرداس همین كه از آمدن سپاه اسلام آگاه شد، اموال و فرزندان خود را در پناه كوهى قرار داد و با شعار: "لا اله الّا اللّه، محمّداً رسول اللّه" به استقبال مسلمانان آمد. آن شخص خیال كرد كه او از ترس مصادره اموال تظاهر به اسلام مى كند. لذا به شعار او اعتنا نكرد و او را كشت. رسول خدا(ص) ناراحت شد و فرمود: "تو به خاطر روحیه غنیمت گرائى، مسلمانى را كشتى."
و آیه 94 سوره نساء نازل شد:
"اى رزمندگان اسلام! دقت و تحقیق كنید و به كسى كه اظهار اسلام مى كند، نگوئید: "تو ایمان ندارى و شعار تو از ترس است" تا بى دلیل او را بكشید و غنائمى زودگذر به دست آورید. مگر نمى دانید كه غنائم واقعى به دست خداست؟ مگر مى توان مسلمان را عمداً كشت؟ مگر ما از قلب او خبر داریم؟ مگر خود شما قبلاً ایمان عمیق داشتید كه از كفار در لحظه اول انتظار ایمان عمیق دارید؟"(818)
درسها
ما از این ماجرا درسهاى زیادى مى توانیم بگیریم؛ از جمله:
- به نام جنگ، هرج و مرج ممنوع!
- كسانى را كه باشعار اسلام به سوى ما مى آیند، با آغوش باز بپذیریم!
- برچسب بى دینى به افراد نزنیم!
- نسبت به افراد مشكوك، زود تصمیم نگیریم!
- از قدرت خود سوءاستفاده نكنیم!
- انگیزه هاى مادى ما را به گناه نكشاند!
- قداست جنگ را با كسب غنائم نشكنید!
- جاذبه هاى مادى، رزمندگان را نیز رها نمى كند!
- فردى به مسلمانان افزوده شود بهتر است تا اموالى به سرمایه ها اضافه شود.
- خطر مسلمان كشى مهمتر از خطر نفوذ مسلمانان منافق است.
- كسى كه خودش سابقه دنیاگرایى و ایمان سطحى دارد، نباید از مردم توقع ایمان عمیق داشته باشد.
- با عقل و حوصله وتحقیق برخورد كنید و نه با احساسات.
به كفار فرصت تحقیق دهید !
قرآن مى فرماید: "هرگاه یكى از مشركین به تو پناه آورد، پناهش بده تا كلام خدا را بشنود! سپس او را به محل امن برسان!"(819)