امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

تنبیه فراریان

در یكى از جنگها كه پیامبر اسلام(ص) فرمان بسیج عمومى داد، سه نفر از شركت در جبهه سرباز زدند. حضرت به همه مسلمانان فرمود: "احدى با این سه نفر سخن نگوید!"
ایشان به این شكل متخلفان را در محاصره اجتماعى شدیدى قرار داد و كار به جایى رسید كه همسر و فرزندان ایشان نیز با آنها سخن نمى گفتند. این سه نفر با خود گفتند: "پس خود ما نیز با یكدیگر حرف نزنیم."
این اعتصاب، زمین بزرگ را بر آنان تنگ كرد؛ ولى آنها شرمنده شدند و توبه كردند و توبه شان پذیرفته شد.(814)

خیانت

گاهى سرباز اسلام در جبهه اطلاعاتى به دشمن مى دهد و رمزى را فاش مى كند. این عمل گرچه با اشاره باشد، خیانت و از گناهان بزرگ است.
داستان
در تفاسیر شیعه و سنى، در شأن نزول آیه 27 سوره انفال مى خوانیم: "همین كه به فرمان پیامبر، مسلمانان یهود بنى قریظه را محاصره كردند، آنان پیشنهاد صلح و كوچ كردن به شام را مطرح كردند. پیامبر اسلام نپذیرفت و سعدبن معاذ را به داورى مأمور فرمود. یكى از مسلمانان به نام ابولبابه كه سابقه دوستى با یهودیان را داشت، هنگام مشاوره یهودیان با او، با اشاره به گلوى خود به آنان فهماند كه داورى سعدبن معاذ براى شما خطرناك است. جبرئیل این اشاره را به پیامبر خبر داد. ابولبابه از این خیانت خود شرمنده شد و به عنوان توبه خود را با طناب به ستون مسجد بست. چند روز چیزى نخورد. سرانجام خداوند توبه اش را پذیرفت. آرى! گاهى یك اشاره به سود دشمن، خیانت است.

نافرمانى از دستور

پیامبر اكرم (ص) در آستانه رحلت، لشگر را به فرماندهى جوان 18 ساله اى بنام اسامه به منطقه اى فرستاد و فرمود: "خداوند لعنت كند هر كس كه از لشگر او تخلف كند."(815)
در آیه 61 سوره نور مى خوانیم: "مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خداو پیامبرش ایمان آورده اند و هرگاه با رسول اكرم (ص) در كارى به طور دسته جمعى باشند، تا از او اجازه نگیرند، مرخصى نمى روند."(816)
آرى! اجازه گرفتن از فرمانده، نشانه ایمان است. یكى از دلایل شكست مسلمانان در احد، نافرمانى از فرمانده بود.(817) اسلام براى فرمانده و رهبر، عنصر عدالت، تقوا، توان و تفكر و براى مردم، عنصر عشق و اطاعت را شرط لازم براى رسیدن به اهداف والاى خود مى داند.