امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

6- پیروى از اكثریت

برخلاف گمان بعضى كه كارایى و شجاعت را تنها در میدان جنگ مى دانند، شجاع واقعى كسى است كه وقتى حق را با استدلال و منطق شناخت، از تنهایى نهراسد. باز هم در این شب شهادت حضرت على(ع) كه این سطرها را مى نویسم، از آن حضرت سخنى نقل مى كنم. حضرت در خطبه 201 نهج البلاغه مى فرماید: "لا تستوحشوا فى طریق الهدى بقلَّة اهله"؛ "در راه حق، از كمى طرفداران نترسید."
قرآن مجید ده ها بار از پیروى اكثریت نكوهش كرده و حتى به پیامبر(ص) هشدار داده است كه: "اگر از اكثریت مردم پیروى كنى، تو را گمراه مى كنند."(748)

7- شخصیت گرائى

قرآن دربیان گفتگوهاى مجرمین در قیامت مى فرماید: "آنها دلیل بدبختى خود را شخصیت زدگى مى دانند و مى گویند: "اِنّا اَطَعْنا سادَتَنَا وَ كُبَرائَنا فَاَضَلُّونَا الْسَّبِیلا"(749)؛ ما پیرو بزرگان خود بودیم كه به این روز سیاه نشستیم."
ناگفته نماند كه گرایش به شخصیتها در درون هر انسانى هست. "الناس على دین ملوكهم"(750)؛ مردم بر راه و رسم پادشاهان خود حركت مى كنند. در جاى دیگرى مى خوانیم: "الناس بامرائهم اشبه من ابائهم"(751)؛ تقلید انسان از رهبران، بیش از تقلید از پدر و مادر است.
به همین دلیل قرآن اصرار دارد كه شخصیتهاى واقعى را اولیاى خدا معرفى كند و افرادى را هم كه با ریخت وپاش خود را مطرح مى كنند، به برادران شیطان لقب مى دهد.(752)
در قرآن آیات فراوانى مردم را از پیروى از مفسدین(753)، مسرفین(754)، گنهكاران(755)، فرومایگان(756)، جاهلان(757)، هوسبازان(758)، غافلان(759) و كافران بازداشته است. برعكس، شخصیتهاى واقعى را انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحان(760) دانسته و نام "انعمت علیهم" را بر آنها گذاشته است. همچنین بر هر مسلمانى واجب كرده است كه در هر نماز پیروى خود را از خط آنان اعلام كند.
داستان
در جنگ جمل، یك طرف حضرت على(ع) و در طرف مقابل، طلحه و زبیربودند. شخصى با دیدن این صحنه، متحیّر شد و با خود گفت: "هردو طرف از اصحاب پیامبرند و براستى حق با كدام است؟"
حضرت على(ع) همچون همیشه با بیان خود، چراغى را براى تاریخ روشن كرد تا از آن پس احدى متحیّر نشود. آن چراغ این كلام بود: "اعرف الحق تعرف اهله"؛ یعنى: "اوّل حق را بشناس، سپس هركس گرد آن بود، برحق است."
مردم را بر اساس حق بشناس . نه حق را بر اساس مردم؛
براى مثال، اول باید بدانیم كه غیبت چیست؟ بعد هركس را كه غیبت كرد، باید بد بدانیم؛ نه آنكه بگوئیم: "چون فلان شخصیت بد مى گوید، لابد غیبت حلال است."

8- سوء ظن، تجسس و غیبت

قرآن با صراحت مى فرماید: "بعضى از گمانها گناه است."(761)
سوءظن، زمینه تجسّس و تجسّس، زمینه غیبت و غیبت، مهمترین عامل براى گسستن محبّتها، پیوندها و اعتمادهاست.
سؤال: "در روایت مى خوانیم: به خاطر یك غیبت، تمام عبادات انسان محو مى شود. آیا این كیفر عادلانه است؟"
پاسخ: "بله! زیرا با غیبت، آبرویى كه سالها به دست آمده است، ریخته مى شود؛ لذا عباداتى كه سالها انجام شده است، باید محو شود."
بنا نداریم كه درباره هر منكرى تمام آیات و روایات را بیان كنیم؛ ولى تعدادى نمونه و اشاره كافى است.