امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

3- تقلید كوركورانه

تقلید، نشانه خودباختگى، برهنگى فرهنگى، نداشتن ایمان به مكتب، غیرت ملّى و دینى و ضعف نفس است. قرآن در آیات زیادى از این نوع تقلید انتقاد كرده است. بت پرستان توجیه بت پرستى خود را تقلید از نیاكان مى دانستند. امروز بلاى شرق زدگى و غربزدگى از مهمترین منكرات اجتماعى ماست. در فقه ما تشبّه به كفار حرام است؛ زیرا این خود یك نوع خودباختگى است. در روایات مى خوانیم: "حتّى در پوشیدن لباس و نوع غذا مستقل باشید و از بیگانگان تقلید نكنید!"
در حدیث قدسى آمده است: خداوند به یكى از پیامبران وحى كرد كه به مؤمنان بگوید: "شما لباس دشمنان مرا نپوشید و غذاى دشمنان مرا نخورید و در هیچ كارى راه و روش دشمنان مرا در پیش نگیرید كه اگر شما در ظاهر شبیه آنها شدید، در باطن هم مثل آنها خواهید شد."(739)

4- شركت در جلسات گناه

نشستن در جلسات گناه و سكوت و تماشا، از منكرات اجتماعى ماست. قرآن مى فرماید: "هرگاه شنیدید كه آیات خدا مورد انكار و مسخره قرار گرفته است، مجلس را ترك كنید."(740)
در جاى دیگر مى فرماید: "اگر مشاهده كردى كه گروهى در آیات الهى به ناحق جدل مى كنند، برتو لازم است كه از آنها اعراض كنى تا مسیر بحث را عوض كنند و اگر شیطان تو را به فراموشى انداخت، بعد از توجه، حقِ نشستن در جلسه را ندارى."(741)
در قیامت بهشتیان از اهل دوزخ مى پرسند : "چه شد كه شما به دوزخ كشیده شدید؟"
آنها چهار چیز را عامل سقوط خود مى شمارند:
ترك نماز؛ "لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّین."
بى تفاوتى نسبت به گرسنگان؛ "وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِین."
غرق شدن در یاوه گوییهاى مردم؛ "وَ كُنّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِین."
تكذیب قیامت؛ "وَ كُنّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الّدِین."(742)
آرى! سكوت و سازش ما، به یاوه سرایان جرأت هرگونه توهین و جسارت به مقدسات مذهبى را مى دهد.

5- تهمت و آبروریزى

از جمله منكرات اجتماعى، بانام بد صدا زدن، توهین و تحقیر، فحش و ناسزا، غیبت و تهمت و آبروریزى است. قرآن درباره اهل بهشت مى فرماید: "لایَسْمَعُون فِیهَا لَغْوَاً وَ لاكِذّابَا"(743) در بهشت، سخن لغو و دروغ نیست. در آنجا، تمام برخوردها برخاسته از روح سالم، بیان سالم و شعار سالم است. نام آنجا دارالسّلام(744) و شعار بهشتیان : "اِلاَّ قِیلاً سَلامَاً سَلاماً"(745) است. ولى درباره اهل دوزخ مى خوانیم: "هرگروه كه به جهنم داخل مى شوند، به گروه دیگر لعنت و نفرین مى كنند؛ كُلَّمَا دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَهَا"(746) "در آنجا همه گناه خود را به گردن یكدیگر مى اندازند؛ لَولا اَنْتُمْ لَكُنّا مُؤْمِنِین(747)؛ اگر شما نبودید، ما ایمان داشتیم."
اكنون كه با سیماى اهل بهشت و جهنم آشنا شدیم، مى توانیم حدس بزنیم آیا جامعه اى كه ما در آن زندگى مى كنیم، بهشتى است یا جهنمى؟ اگر سوءظن، تجسّس، نجوا، پخش شبنامه، بى تفاوتى، نیش و نوش، مسخره و تحقیر، یا كینه و انتقام بر روابط آن جامعه حاكم است، آینده اش همان جهنم موعود است؛ اما اگر در فضاى خانه و مدرسه و اداره و كارخانه، روحیه ایمان، اعتماد، دلسوزى، تعاون، اخلاص و صفا باشد، آینده این جامعه بهشت موعود مى شود.