امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

ب . منكرات فرهنگى

منكرات فرهنگى كه به یك معنا همان منكرات اعتقادى است، با ابزار قلم، بیان، هنر، فیلم، تبلیغات، شایعه، وسوسه و ایجاد مجالس گناه و لهو و لعب بناى ساختمانها و تأسیساتى كه رونق مراكز مذهبى را كم كند، صورت مى گیرد؛ نظیر آنكه مسجد اموى را در شام ساختند تا رونق مسجد نبوى در مدینه كم شود یا مراكز علمى را به بغداد كشاندند تا در برابر درس امام صادق(ع) رقیب تراشى كنند. روزى به نام مستشار، مستشرق، كارشناس و این روزها هم از طریق ماهواره و دیسكتهاى كامپیوترى كار را به جایى رسانده اند كه در چند قدمى مسجدالحرام، فیلم دختر ژاپنى(اوشین) پخش مى شود و نامى از دختر پیامبر خدا نیست.
خوشبختانه مقام معظم رهبرى مسأله تهاجم فرهنگى را قبل از هركسى درك و مسئولان را متوجه كرد و اكنون حركتهایى انجام شده است.
خواننده عزیز! شما اگر در قرآن به كلمه "وَدَّ" مراجعه كنید، خواهید فهمید كه دشمن چه چیزهایى را دوست و چه آرزوهایى دارد. مهمترین آنها، آرزوى انحراف و دست برداشتن از عقاید، اصول و ارزشهاى دینى و نظام اسلامى ماست.(726)
داستان
به تهاجم فرهنگى در قرآن اشاراتى شده است؛ براى مثال، عده اى از بزرگان یهود توطئه اى را برنامه ریزى كردند كه بر اساس آن، صبح به پیغمبر اسلام ایمان آوردند و غروب به یهودیت برگردند(727). آنها با این كار، دو هدف را دنبال مى كردند:
یكى اینكه، هیچ یهودى به فكر مسلمان شدن نیفتد و با خود بگوید: "اگر اسلام دین كاملى بود، علمایى كه صبح مسلمان شدند، غروب برنمى گشتند."
دوم اینكه، در مسلمانها این دلهره را ایجاد كنند كه اگر اسلام دین كاملى بود، علماى یهود را نگه مى داشت. خداوند پرده از این توطئه برداشت و به پیامبر اعلام كرد "به مسلمانان بگو كه امروز قبل از ظهر عده اى از چهره هاى یهودى مسلمان خواهند شد و غروب به كیش خود برخواهند گشت. از آمدن آنان دلگرم نشوید و از رفتن آنان نیز دلسرد نشوید كه این یك توطئه است."
بنابراین، تهاجم فرهنگى ریشه قدیمى دارد. خوشبختانه حتّى نوجوانان ما دشمنى استكبار را فهمیده اند و مى دانند كه چرا آنها فرمولهاى علمى هواپیماسازى را به دانشجویان ایرانى و خوش فكر ما یاد نمى دهند؛ امّا در كاغذ آدامس، عكسهاى مستهجن براى بچه هاى ما مى فرستند.

1- ترك هجرت

از جمله واجباتى كه متأسفانه افراد سرشناس و تحصیلكرده این منكر را انجام مى دهند و در جامعه زشتى آن محو شده، ترك هجرت است.
اگر هشت قرن قبل، عالمى از ایران به چین هجرت نكرده بود، امروز میلیونها مسلمان در چین نداشتیم. (728)
اگر از فارس جمعى بازرگانان به تانزانیا و زنگبار(729) هجرت نمى كردند، شاید امروز در آن كشورها خبرى از اسلام نبود.
نظر اسلام آن است كه مسلمانان، فرزندان زیادى داشته باشند تا اگر هركدام به منطقه اى هجرت نمایند، بسرعت دامنه اسلام گسترده شود. جاى تعجب آن است كه بعضى از پرندگان براى ادامه حیات هجرت مى كنند؛ ولى بعضى از مسلمانان راكد هستند.
یكى از ابتكارات اسلام آن است كه هجرت را مبدأ تاریخ قرار داد؛ زیرا انسان با اختیار و براى هدف مقدس هجرت مى كند؛ وگرنه میلاد مسیح و یا گردش كره زمین، هیچ كدام از افتخارات اختیارى انسان نیست. صدها مشكل با هجرت حل مى شود. هجرت یعنى تقسیم عادلانه نیروى انسانى؛ هجرت یعنى حركت، هدفدارى، سوز، تعهد، گذشت و آزادى از قیدوبندهاى زمین و زمان و ... . هجرت چند مسلمان كتك خورده به حبشه، چراغ اسلام را در آفریقا روشن كرد. هجرت رسول اكرم(ص) به مدینه از بلندترین گامهاى تبلیغاتى پیامبر(ص) بود.
اگر امروز این منكر بزرگ (ترك هجرت) عمل نمى شد و دانشمندان و روحانیان یك هجرت فراگیر داشتند آن را منحصر به جمعى از طلاب جوان قرار نمى دادند، صداى اسلام به همه جا رسیده بود. روشن بگویم: "گناه تمام كسانى كه در ظلمات جهل و شرك و تفرقه و فقر به سر مى برند، به دوش كسانى است كه توان هجرت دارند ولى به خاطر رفاه و بى تفاوتى هجرت نمى كنند و بكارهاى كاذب و تكرارى دل خوش مى دارند."
در كلمه "هجرت"، معناى بلندى نهفته است كه در كلمه "مسافرت" نیست. تمركز و تراكم نیروهاى تحصیلكرده در شهرها، عامل حركت به سوى شهرها و قهراً خلوت شدن روستاها، بالا رفتن نرخها، پیداشدن مشكل مسكن و مشكل ترافیك است. گناه كسانى كه در روستاها به خاطر نداشتن پزشك و دارو جان خود را از دست مى دهند، به گردن پزشكانى است كه به طور متمركز در شهرهاى بزرگ جمع شده اند.
اسلام با كسانى كه هجرت نمى كنند، برخورد انقلابى مى كند و مى فرماید: "كسانى كه ایمان دارند، ولى راكد هستند و هجرت نمى كنند، هیچ نوع حق ولایت و سرپرستى در جامعه اسلامى ندارند."(730)
راستى، اگر تمام متخصصان مسلمان كه در كشورهاى كافر زندگى مى كنند به كشور خود هجرت كنند، هم جبهه كفر ضربه مى بیند، هم مسلمانان تقویت مى شوند و هم هویت اسلامى آنها در نظامهاى فاسد از بین نمى رود. وقتى اسلام از آب و خاك راكد انتقاد مى كند، از سرمایه راكد انتقاد مى كند، حق دارد كه شدیدترین انتقادات را هم به نیروهاى متخصص راكد داشته باشد.
هجرت براى همه
دانشمندان باید هجرت كنند تا صداى اسلام را به دورترین نقطه دنیا برسانند و از اطلاعات كلیسا عقب نمانند؛ زیرا آنها هم روحانیان خود را به دورترین مناطق جهان مى فرستند و آخرین آمار را دارند. این كارى است كه پیامبر اكرم(ص) هم مى كردند. در حدیث مى خوانیم كه پیامبر عزیز اسلام فرمود: "هر مولودى كه به دنیا مى آید و هر مسلمانى كه از دنیا مى رود، به من اطلاع بدهید تا هر لحظه از آخرین آمار مسلمانان آگاه باشم."
آرى! قرآن بارها مسلمانان را به سیر در زمین سفارش كرده است؛ ولى غربیها بوده اند كه به این دستور عمل كرده اند و تمام جهان را وجب به وجب گشته اند و از منابع و منافع و نیروها و خلق وخوهاى مردم آگاه شده اند. این پیش بینى را حضرت على(ع) مى كردند؛ آنجا كه فریاد زدند:
"اللّه اللّه فى القران فلا یسبقنكم بالعمل به غیركم"(731) ؛ "شما را به خدا! شما را به خدا! مبادا دیگران در عمل به قرآن از شما جلو افتند."
اما امروز مى بینیم كه فرمان هجرت و سیر در زمین، سفارش قرآن است كه دیگران بیش از ما به آن عمل كرده اند. جالب است كه این فریاد را على علیه السلام در وصیت نامه خود در آستانه شهادت فرمودند و الان كه این سطرها را مى نویسم، شب شهادت حضرت على(ع) (شب قدر) و مصادف با شب پیروزى انقلاب اسلامى (شب 22 بهمن) است. در اینجا، این ناله حضرت على(ع) را یك پیش بینى واقعگرایانه و تأسفى از امیرالمؤمنین براى همه مردم مى دانیم. در این شب قدر، از خداى على با شفیع قراردادن آن حضرت از غفلت هاى طولانى خود و ترك هجرت ها و سایر منكرات عذرخواهى و توبه مى كنیم.
هجرت براى محرومان
در قرآن مى خوانیم: "همین كه فرشتگان براى گرفتن روح كسانى كه با ترك از هجرت به خود ستم كرده اند، مى شوند، از آنها مى پرسند: شما در چه حالى بودید؟"
مى گویند: "ما در زمین، مستضعف بودیم."
فرشتگان این پاسخ را نمى پذیرند و به آنها مى گویند: "آیا زمین خدا بزرگ نبود تا هجرت كنید؟"(732)
بنابراین، برهر محروم و مستضعفى لازم است كه براى حفظ مكتب و عقیده خود هجرت كند و اگر در مناطق و كشورهاى كفر نمى تواند از مبانى خود دفاع كند، در آنجا نماند.
چه بسیار افرادى كه به خاطر اسیرشدن در یك محل كار یا شهر و منطقه، یا شركت و مؤسسه مرتكب انواع گناهان مى شوند؛ در حالى كه بر آنها واجب است آنجا را ترك كنند.
نكته جالب آنكه در میان همه گناهان، تنها گناهى كه در آستانه مرگ مورد بازجویى قرار مى گیرد، ترك هجرت است. نكته جالب دیگر اینكه، قرآن براى پاداش، كلمات دو برابر، چند برابر، ده برابر، هفتصد برابر به كار برده است(733)؛ ولى درباره پاداش كسى كه هجرت كند، نامى از عدد برده نشده و تنها فرموده است: "اجر او با خداست؛ (فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلىَ اللّه)."(734)
این تعبیر جز درباره مؤمنان واقعى كه خود را در نیمه شب از رختخواب دور مى كنند و با بیم و امید خاصى به عبادت مى پردازند و از هرچه خدا به آنها داده است، انفاق مى كنند، نیامده است. مى فرماید: "فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مااُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّة اَعْیُن"(735)؛ یعنى: "احدى نمى داند براى آنها چه نور چشمى در نظر گرفته شده است."
كسانى كه علاقمند به پیشرفت و توسعه همه جانبه هستند، باید خود را براى هجرت آماده كنند. قرآن مى فرماید: "وَ مَنْ یُهَاجِرْ فى سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِى اْلاَرْض مُراغَمَاً كَثِیراً وَ سَعَة"(736)؛ "هركه در راه خدا هجرت كند، هجرتگاه بسیار فراخ و گشایش همه جانبه پیدا خواهد كرد."

2- غفلت از دشمن

غفلت از دشمن و توطئه هاى آن، از منكرات اجتماعى است كه متأسفانه همه امت اسلامى را دربر گرفته است. قرآن در این زمینه مى فرماید: "وَدَّ الَّذِینَ كَفَرُوا لَو تَغْفُلُونَ عَنْ اَسْلِحَتِكُمْ وَ اَمْتِعَتِكُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیكُمْ مَیْلَةً واحِدَة."(737)؛ یعنى: "كفار دوست دارند كه شما از اسلحه و امكاناتى كه دارید، غافل باشید تا با یك یورش شما را نابود كنند."
حضرت على(ع) مى فرماید: "تعجب مى كنم كه شما نسبت به دشمن خواب و غافل هستید، ولى دشمن نسبت به شما بیدار است."(738)