امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

برخورد انقلابى

از نگاه اجمالى به آیات شاید بتوان فهمید كه ابتدا راه ارشاد و تعلیم و امر به معروف و نهى از منكر، اخلاق نیكو و سعه صدر و نرمى و محبت و امثال آنهاست؛ ولى در شرایطى كه نرمش بى اثر است، باید با برخورد انقلابى جلو فساد را گرفت. ما در اینجا چند نمونه بیان مى كنیم:
1 - حضرت على (ع) با شلاق، افرادى را كه مارماهى مى فروختند، نهى فرمود.(578)
2 - حضرت على (ع)، قصه گویى را كه در مسجد مردم را مشغول كرده بود، با شلاق بیرون كرد.(579)
3 - شخصى بنا داشت گوشت خوك مصرف كند. حضرت فرمود: «اگر مى خوردى؛ حد را بر تو جارى مى كردم: ولى اكنون كه نخورده اى، به خاطر تصمیم برخوردنت یك شلاق به تو مى زنم.»(580)
شكستن بت به دست مبارك حضرت ابراهیم و سوزاندن گوساله طلایى سامرى به دست مبارك حضرت موسى و شكستن بتهاى مكه به دست مبارك حضرت على (ع) را نیز مى توان از این نمونه ها دانست.

چند مسأله

امام خمینى رضوان الله تعالى علیه مى فرماید: اگر برطرف كردن خلافها و یا برقرارى معروفها در زمانى میسر است كه انسان شدت عمل از خود نشان دهد، پس واجب است كه انسان برخورد تند داشته باشد. و هر كجا اخم كردن و یا گفتن كارساز نیست، باید با قدرت عمل كرد.(581)
اگر جلوگیرى از منكر نیاز به تصرف در مال یا جان خلافكار دارد، باید تصرف كرد، براى مثال، چاقو را باید از دست چاقو كش با زور گرفت. یا ظرف شراب را باید با قدرت از شرابخوار گرفت. حتى گاهى لازم است كه انسان براى جلوگیرى از بعضى منكرات مهم، وارد اقامتگاه مردم شود و در اموال او تصرف كند (از قطع برق و آب و تلفن گرفته تا كارهاى دیگر). اگر جلوگیرى از خلاف هاى مهم نیاز به شكستن چیزى و یا ضرر زدن به مال خلافكار دارد، مى توان چنین كرد و ضمانت هم نیاز ندارد؛ ولى اگر خلافكار لطمه اى به آمرین به معروف زد، ضامن است. ناگفته پیداست كه این قبیل حركات تنها در خلاف هاى مهمى است كه با گفتگو و موعظه قابل حل نیست و آمر به معروف نباید بیش از حد تند برود. براى مثال، اگر لازم شد كه چاقوى خلافكار را بشكند، ظرف هاى خانه را نباید بشكنند؛ بلكه به همان شكستن چاقو باید اكتفا كرد. آمر هر چه بیش از مقدار لازم لطمه وارد كند، ضامن خواهد بود. در مواردى كه تنها از طریق حبس مى توان مانع گناه شد، حبس یا جلوگیرى از خروج فرد از منزلش لازم است. اگر جز با كتك زدن دست از خلاف بر نمى دارد، با اجازه فقیه مى توان او را زد. و قوانین حدود و قصاص و دیات در فقه اسلامى نقش مؤثرى در پیشگیرى از جرائم دارد.
م : شیوه تنبیه مجرم از طریق تشویق نیكوكار
حضرت على (ع) مى فرمایند: «ازجرالمسیى بثوابك للمحسن»؛ همین كه نیكوكار را پاداش دادى، بدكار متنبه و از كردار خود پشیمان مى شود.
در تشویق نیكوكار دو اثر نهفته است؛ یكى اینكه: نیكوكار به كار خود جدى و دلگرم مى شود، دیگر اینكه: بدكار به فكر اصلاح خود مى افتد.
تشویق یك دانشمند، مبتكر، هنرمند، شاعر، ایثارگر رزمنده و نویسنده، هم مى تواند مسیر افكار عمومى را به سوى حق سوق دهد، و هم براى محرومان هشدار خوبى باشد. البته، لازم نیست كه تشویق همیشه جنبه مادى داشته باشد. بوسیدن دست كارگر و تجلیل از بزرگان، ساده ترین راه تشویق است.
وقتى در مسجد افراد با فضیلت در صف اول قرار گیرند، این خود یك تشویق عملى است. روایاتى كه مى فرماید: «نگاه به عالم یا بودن در خانه عالم، ثواب دارد.» تشویقى عملى از علم و عالم است. پیامبر اكرم در پایان جنگ احد فرمود: «من به شهیدى كه بیشتر قرآن حفظ كرده است، زودتر نماز مى خوانم.»
و در جبهه پرچم را از دست یكى گرفت، به دیگرى داد و فرمود: «چون نفر دوم، قرآن بیشترى حفظ است.»
امام صادق (ع) در جلو چشم مردم چنان از هشام تجلیل مى كرد كه همه را به تعجب بر مى انگیخت. از سوى دیگر در قرآن مى خوانیم: به جنازه منافقان نماز نخوانید! بر سر قبرشان نروید! گواهى آنان را نپذیرید و ... .

نمونه اى از معروفها در قرآن

چون قرآن در همه جا نور و هدایت است، لازم است در شناخت معروف و منكر نیز پاى سخن آن بنشینیم و بدین منظور با مرور در قرآن نمونه هائى از معروف ها را بدست مى آوریم .