امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

ایذاء

در نهى از منكر، اگر موعظه و تذكر و طرد كردن اثر نكرد، مى توان از طریق ایذاء وارد شد. امام صادق (ع) به بعضى از یاران خود فرمود: «شما كه گناهكار را مى بینید، چرا كارش را محكوم نمى كنید؟» چرا او را از خود نمى رانید؟ چرا او را آزار نمى دهید؟ تا دست از كارش بردارد. بر من است كه به خاطر این بى تفاوتى شما را مؤاخذه كنم.»(576)
حضرت على (ع) به استاندارش مى فرماید: «كسى كه ارزاق عمومى را احتكار كرده است، احضار كن و به او هشدار بده! اگر نپذیرفت، با خشونت رفتار كن.(577) (البته بعضى از موارد ایذایى باید زیر نظر حاكم اسلامى باشد).
مراد ما از ایذاء تنها جنبه جسمى ندارد. گاهى اعراضها و بى اعتناییهاى كوبنده را نیز شامل مى شود. براى مثال، على بن یقطین، وزیر شیعه اى بود كه به دستور امام كاظم در دربار بنى عباس نفوذ كرده بود. او براى سفر حج به مدینه آمد و از امام كاظم (ع) اجازه ملاقات خواست؛ ولى امام به او اجازه نداد. او بسیار ناراحت شد كه: «من نماینده خود امام و از عوامل نفوذى حضرت در دستگاه جور بنى عباس هستم. مقام وزارت دارم. چرا امام به من اجازه ملاقات نمى دهد؟!
امام كاظم (ع) به او خبر داد: شخصى به نام ابراهیم شتربان كه چوپانى فقیر بود، به دفتر كار تو مراجعه كرد و تو به خاطر آنكه چوپان بود، اجازه ورود به او ندادى. این كار تو خلاف بود. من نیز به تو راه نمى دهم. حج تو نیز پذیرفته نخواهد شد.
وزیر از كار خود شرمنده شد. پس، به كوفه برگشت و به سراغ چوپان رفت. صورت خود را روى خاك گذاشت و از چوپان خواست كه صورتش را لگد كند تا او راضى شود. وقتى چوپان را راضى كرد به مدینه برگشت. امام كاظم (ع) هم به او راه داد. این شیوه ها نیز در زندگى ائمه بوده است.

برخورد انقلابى

از نگاه اجمالى به آیات شاید بتوان فهمید كه ابتدا راه ارشاد و تعلیم و امر به معروف و نهى از منكر، اخلاق نیكو و سعه صدر و نرمى و محبت و امثال آنهاست؛ ولى در شرایطى كه نرمش بى اثر است، باید با برخورد انقلابى جلو فساد را گرفت. ما در اینجا چند نمونه بیان مى كنیم:
1 - حضرت على (ع) با شلاق، افرادى را كه مارماهى مى فروختند، نهى فرمود.(578)
2 - حضرت على (ع)، قصه گویى را كه در مسجد مردم را مشغول كرده بود، با شلاق بیرون كرد.(579)
3 - شخصى بنا داشت گوشت خوك مصرف كند. حضرت فرمود: «اگر مى خوردى؛ حد را بر تو جارى مى كردم: ولى اكنون كه نخورده اى، به خاطر تصمیم برخوردنت یك شلاق به تو مى زنم.»(580)
شكستن بت به دست مبارك حضرت ابراهیم و سوزاندن گوساله طلایى سامرى به دست مبارك حضرت موسى و شكستن بتهاى مكه به دست مبارك حضرت على (ع) را نیز مى توان از این نمونه ها دانست.

چند مسأله

امام خمینى رضوان الله تعالى علیه مى فرماید: اگر برطرف كردن خلافها و یا برقرارى معروفها در زمانى میسر است كه انسان شدت عمل از خود نشان دهد، پس واجب است كه انسان برخورد تند داشته باشد. و هر كجا اخم كردن و یا گفتن كارساز نیست، باید با قدرت عمل كرد.(581)
اگر جلوگیرى از منكر نیاز به تصرف در مال یا جان خلافكار دارد، باید تصرف كرد، براى مثال، چاقو را باید از دست چاقو كش با زور گرفت. یا ظرف شراب را باید با قدرت از شرابخوار گرفت. حتى گاهى لازم است كه انسان براى جلوگیرى از بعضى منكرات مهم، وارد اقامتگاه مردم شود و در اموال او تصرف كند (از قطع برق و آب و تلفن گرفته تا كارهاى دیگر). اگر جلوگیرى از خلاف هاى مهم نیاز به شكستن چیزى و یا ضرر زدن به مال خلافكار دارد، مى توان چنین كرد و ضمانت هم نیاز ندارد؛ ولى اگر خلافكار لطمه اى به آمرین به معروف زد، ضامن است. ناگفته پیداست كه این قبیل حركات تنها در خلاف هاى مهمى است كه با گفتگو و موعظه قابل حل نیست و آمر به معروف نباید بیش از حد تند برود. براى مثال، اگر لازم شد كه چاقوى خلافكار را بشكند، ظرف هاى خانه را نباید بشكنند؛ بلكه به همان شكستن چاقو باید اكتفا كرد. آمر هر چه بیش از مقدار لازم لطمه وارد كند، ضامن خواهد بود. در مواردى كه تنها از طریق حبس مى توان مانع گناه شد، حبس یا جلوگیرى از خروج فرد از منزلش لازم است. اگر جز با كتك زدن دست از خلاف بر نمى دارد، با اجازه فقیه مى توان او را زد. و قوانین حدود و قصاص و دیات در فقه اسلامى نقش مؤثرى در پیشگیرى از جرائم دارد.
م : شیوه تنبیه مجرم از طریق تشویق نیكوكار
حضرت على (ع) مى فرمایند: «ازجرالمسیى بثوابك للمحسن»؛ همین كه نیكوكار را پاداش دادى، بدكار متنبه و از كردار خود پشیمان مى شود.
در تشویق نیكوكار دو اثر نهفته است؛ یكى اینكه: نیكوكار به كار خود جدى و دلگرم مى شود، دیگر اینكه: بدكار به فكر اصلاح خود مى افتد.
تشویق یك دانشمند، مبتكر، هنرمند، شاعر، ایثارگر رزمنده و نویسنده، هم مى تواند مسیر افكار عمومى را به سوى حق سوق دهد، و هم براى محرومان هشدار خوبى باشد. البته، لازم نیست كه تشویق همیشه جنبه مادى داشته باشد. بوسیدن دست كارگر و تجلیل از بزرگان، ساده ترین راه تشویق است.
وقتى در مسجد افراد با فضیلت در صف اول قرار گیرند، این خود یك تشویق عملى است. روایاتى كه مى فرماید: «نگاه به عالم یا بودن در خانه عالم، ثواب دارد.» تشویقى عملى از علم و عالم است. پیامبر اكرم در پایان جنگ احد فرمود: «من به شهیدى كه بیشتر قرآن حفظ كرده است، زودتر نماز مى خوانم.»
و در جبهه پرچم را از دست یكى گرفت، به دیگرى داد و فرمود: «چون نفر دوم، قرآن بیشترى حفظ است.»
امام صادق (ع) در جلو چشم مردم چنان از هشام تجلیل مى كرد كه همه را به تعجب بر مى انگیخت. از سوى دیگر در قرآن مى خوانیم: به جنازه منافقان نماز نخوانید! بر سر قبرشان نروید! گواهى آنان را نپذیرید و ... .