امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

متاركه

منافقان در مدینه مسجدى در برابر مسجد پیامبر ساختند و از حضرت براى افتتاح آن دعوت كردند. آیه نازل شد: «در آن مسجد، نماز اقامه نكن!»(558)
البته، بعد از آنكه مردم را از مراكز فساد (گرچه به نامهاى مقدس نامگذارى شود) باز داشتیم، باید آنان را به مراكز سالم راهنمایى كنیم؛ همان گونه كه قرآن در كنار تحریم مسجد ضرار منافقان، مردم را به نماز در مسجد قبا كه مسلمانان واقعى ساخته بودند، سفارش فرموده است.(559)

اعراض

گاهى نهى از منكر از طریق اعراض است. قرآن مى فرماید: «هر گاه كسانى را دیدى كه در آیات ما به یاوه سرائى نشسته اند، پس به عنوان اعتراض، آنان را ترك كن! یا مسیر حرف را تغییر ده! اگر شیطان تو را به فراموشى انداخت، تا متوجه شدى جلسه را ترك كن و با ستمگران منشین.»(560)
آرى! بى اعتنایى و قهر گاهى مى توانند مؤثر باشند. قرآن بارها به پیامبرش مى فرماید: از فلان گروه اعراض كن؛ «اَعْرِضْ عَنْهُم».(561) آنان را رها كن؛ «ذرهم».(562)
امام صادق (ع) درباره افرادى كه با مخالفان مى نشینند و یاوه هاى آنان را گوش مى دهند، فرموده است: حتماً آنان را مؤاخذه خواهند كرد.(563)
در تربیت فرزند نیز، در بعضى مراحل قهر و اعراض موقت والدین لازم است؛ ولى كتك زدن نهى شده است.(564)
قرآن در مورد زنى كه نسبت به مرد تمكین ندارد، مى فرماید: «او را موعظه كنید و اگر اثر نكرد، با جداخوابى او را تنبیه كنید.»(565)
از هر خلافكارى كه نهى از منكر را نپذیرفت، باید دورى كرد.(566)
در حدیث مى خوانیم: «سزاوار نیست كه مؤمن در مجلس گناهى كه نمى تواند آن را تغییر دهد، بنشیند.»(567)
در قرآن مى خوانیم : «پیامبر اكرم (ص) مأمور شد كه در برابر پیشنهاد كفار (مبنى بر سكوت حضرت نسبت به كفر آنان و در عوض احترام آنان به مسلمانان) با صراحت بگوید: «لَكُمْ دِینُكُمْ وَلِىَ دِین.»
آیات زیاد است كه ما به این مقدار اكتفا مى كنیم.(568)

اعراض دوستانه

اعراض گاهى نسبت به گناه و گناهكار است؛ ولى گاهى اعراضها بر اساس گناه نیست؛ بلكه دوستانه است؛ مانند دو نفر كه هر دو در كار معروف خدمت مى كنند، ولى از نظر سلیقه و شیوه با هم اختلاف دارند؛ به نحوى كه ادامه كار براى هر دو رنج آور است. در اینجا نیز جدا شدن مانعى ندارد. براى مثال، حتماً لازم نیست كه زن یا شوهرى خلافكار باشند تا طلاق بگیرند؛بلكه گاهى به دلایل دیگر كار به طلاق كشیده مى شود و اگر طلاق صورت نگیرد، زن و شوهر تا آخر عمر در آتش یكدیگر مى سوزند. حضرت موسى و خضر، دو پیامبر معصوم به خاطر دو افق فكرى و دو شیوه و دو نوع مأموریت كارشان به جایى رسید كه از یكدیگر با جمله: «هذا فراق بینى و بینك» جدا شدند.
گاهى انسان ذوق شعر یا فقه یا تاریخ یا تحصیل یا كار ندارد و اگر مسیر خود را عوض نكند و برخلاف گرایشهاى درونى خود حركت كند، علاوه بر یك رنج دائم به خاطر تحصیل در آن رشته اى كه علاقه ندارد، موفق نیز نمى شود.
لذا در انتخاب همسر، همسفر، شریك، شاگرد، نوع كار و منطقه مسكونى و هر كار دیگر، اصل اول براى ما باید رضاى خداوند و اصل دوم استعداد و گرایشهاى درونى باشد. آرى! راننده اگر دید یكى از چرخهاى ماشین هماهنگ با سایر چرخها نیست، براى نجات جان مسافران باید آن را عوض كند. این كنار گذاشتن به معناى عیب و نقص نیست؛ بلكه به خاطر هماهنگى و سرعت بخشى به هدفى است كه براى خود در نظر گرفته ایم.