امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

غیر حضورى و مكاتبه اى

قلم یكى از نعمتهاى الهى است كه خداوند به آن و سطرها و نوشته هایى كه توسط آن پدید مى آید، سوگند یاد فرموده است. در حدیث مى خوانیم: «در میان همه صداها، سه نوع صدا را خداوند دوست دارد :
1 - صداى قلم دانشمندان؛
2 - صداى پاى سربازان؛
3 - صداى چرخ زنان خانه دار كه مشغول ریسندگى و بافندگى هستند.»(550)
آرى! امت خداپرست باید در ابعاد علمى، رزمى، تولیدى و اقتصادى در حال رشد باشد. قلم، تاریخ گذشته را به آینده گره مى زند. شاید بتوان گفت: بعد از نعمت هدایت و عقل، نعمتى به ارزش قلم نیست. قلم حكومت ها را تغییر مى دهد و فكرها را دگرگون مى كند. فتنه ها را ایجاد یا خاموش مى كند.
امام صادق (ع) قلم خود را پشت گوش مباركشان مى گذاشتند. رسول اكرم (ص) به پادشاهان زمان خود، نامه هایى براى دعوت به اسلام نوشتند.(551)
بخشى از نهج البلاغه نامه هایى است كه حضرت على (ع) نوشته اند و هر یك از امامان معصوم نیز به مناسبت نامه هایى مى نوشتند.(552)
نامه تاریخى امام خمینى (ره) به بزرگترین رهبران كمونیسم و دعوت ایشان به مطالعه درباره مكتب اسلام؛ از مسائل فراموش نشدنى است. به هر حال، همان گونه كه نقش قلم در دنیاى علم و تاریخ و انتقال تجربه و تخصص و ابتكار بر كسى پوشیده نیست، نقش آن در دعوت به خیر و امر به معروف یا نهى از منكر نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد.
از طریق تابلوهاى خیابانى، شعارهاى سازنده، دیوار نویسیهاى زیبا، پوسترها و پلاكاردها، آرمها و شكلها، طراحیها مى توان مسیر جامعه را به سوى حق قرار داد. برعكس، اگر عكسهاى روى اجناس و كالاهاى كارخانجات از حیوانات وحشى و طرحهاى نامفهوم پوشیده شود، مسیر جامعه به پوچى و بى محتوایى خواهد رفت. در اینجا، رسالت نویسندگان، روزنامه ها و مجلات بر احدى پوشیده نیست. آنها هستند كه با انتخاب كلمات و شماره حروف چاپ و دامن زدن به مسائل و یا حذف آنها مى توانند افكار و حركت عموم مردم را تغییر دهند. اگر در فقه اسلامى مطالعه كتاب هاى منحرف كننده حرام است، به خاطر همین نقش قلم در انحراف مردم است.
اگر در حدیث مداد علما هم وزن یا برتر از خون شهدا بیان شده است، به خاطر همین نقش سازندگى است. در انقلاب اسلامى، امام خمینى بودجه و حزب و تشكیلاتى نداشت؛ ولى با اعلامیه ها و سخنرانیها، بزرگترین منكر تاریخ (رژیم شاهنشاهى) را برداشت. در این زمینه سخن بسیار است كه از همه آنها مى گذریم؟

سكوت

در مواردى، باید با نگاه و سكوت معنادار نهى از منكر كرد؛ زیرا حضرت على (ع) مى فرماید: «چه بسا سكوتى كه رساتر از سخن باشد.»(553)
شخصى براى طلب خود نزد بدهكار مى رفت و به او مى گفت: «بدهى خود را بپرداز!»
بدهكار هر روز طفره مى رفت. سرانجام طلبكار عصبانى شد و ماجرا را به امام گفت. امام فرمود: «راه مطالبه آن است كه نزد او بروى و براى زمان طولانى بنشینى، ولى حرف نزنى.» این سكوت، از تقاضاى تو، مؤثرتر خواهد بود.(554)
در مسائل تربیتى نیز سكوت والدین و استاد یا نگاه با معناى آنان، نقش بسزائى دارد.

اخم كردن

گاهى در برابر منكرات باید چهره در هم كشید و اخم كرد. پیامبر اكرم (ص) دستور دادند: «گناهكاران را با قیافه عبوس ملاقات كنید!»(555)
در حدیث مى خوانیم:
فرشتگانى كه مأمور عذاب منطقه اى بودند، عابدى را در حال گریه و تضرع دیدند. به خداوند گفتند: «با این همه ناله و گریه به درگاه تو، او را هم عذاب كنیم؟»
خطاب آمد كه: «همه را عذاب كنید! زیرا در میان این مردم حتى یك نفر نیست كه براى رضاى من در برابر گناهان، قیافه اش تغییر كند».»(556)
روزى اسحاق بن عمار خدمت امام صادق (ع) رسید. حضرت كه او را دیدند، اخم كردند. از امام سؤال شد: «چرا به او اخم كردید؟»
فرمود: «او براى مراجعان دربان گذاشته بود تا فقرا و شیعیان ما نتوانند براحتى به او دسترسى پیدا كنند.»(557)