امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

توجه به موقعیت زمان

گاهى امر به معروف و نهى از منكر در زمانى بى اثر، ولى در زمان دیگر مؤثر است. در این موارد، باید با توجه به عنصر زمان كار خود را انجام داد.
در روایات مى خوانیم: هنگام مسافرت، همسر خود را به تقوى سفارش كنید؛ زیرا در آستانه جدایى، علاقه ها اوج مى گیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد مى شود.»
در حدیث دیگرى مى خوانیم: در زمانى كه غضبناك هستید، كسى را ادب نكنید؛ زیرا در معرض افراط هستید.»(543)
شاید یكى از دلایلى كه در جلسات سوگوارى قرآن تلاوت مى شود، - علاوه بر اینكه هدیه كردن ثواب تلاوت قرآن به روح میت یك ارزش است - این است كه شركت كنندگان در جلسه ختم، براى شنیدن موعظه آمادگى روحى خوبى دارند.
در سوره قلم، داستان چند برادرى را مى خوانیم كه وارث باغ پدر شدند و بر خلاف شیوه پدر كه به فقرا رسیدگى مى كرد، تصمیم گرفتند كه از محصولات باغ چیزى به فقرا ندهند، در این میان، یكى از پنج برادر مخالف تصمیم دیگر برادران بود؛ ولى سخن این یك نفر در میان آن چهار برادر، نقشى نداشت. آنها اول شب خوابیدند تا سحرگاه به باغ روند و دور از چشم فقرا و تا قبل از روشن شدن روز - كه محرومان آگاه مى شوند - تمام میوه را از باغ به جاى دیگر منتقل كنند. همین كه وارد باغ شدند، دیدند كه قهر خداوند از طریق صاعقه اى باغ را به صورت كویرى در آورده است كه برادرى كه خط پدر را مى پسندید، جلو آمد و گفت: «آیا من دیروز به شما تذكر ندادم كه تصمیم محروم كردن فقرا سبب محروم ماندن خودتان مى شود؟»
در این داستان، نكات جالبى وجود دارد: یكى آنكه: تصمیم و نیت گناه گرچه كیفر اخروى ندارد، ولى تأثیر دنیوى دارد.
دیگر آنكه: اگر در زمانى نهى از منكر شما اثرى نداشت، خود را براى زمان دیگر آماده كنید؛ ولى دست از نهى از منكر و امر به معروف برندارید.
زمانى كه معلم نمره خوب به شاگردى مى دهد، اگر او را امر به معروف و نهى از منكر كند، اثر بیشترى دارد. زمانى كه انسان هدیه اى براى كسى مى فرستد محبوبیت بیشترى در دل او دارد، سخنش مؤثرتر است. قرآن و روایات روى «زمان» عنایت دارند؛ براى مثال، نسبت به استغفار در سحر مكرر سفارش شده است.(544)
براى دعا كردن بعد از نماز واجب، بعد از خطبه هاى نماز جمعه، شب جمعه، غروب جمعه، ماه رمضان، در صحراى عرفات و هنگام نزول باران، روایات مخصوصى آمده است.(545)
حضرت یوسف (ع) در زندان متوجه شد كه دیگر زندانیها مشرك هستند. ابتدا به آنان چیزى نگفت؛ اما وقتى بعضى از آنان خوابى دیدند، نیاز به تفسیر و تعبیر داشتند و از رفتار یوسف هم آثار بزرگوارى را دیده بودند، نزد او آمدند تا خوابشان را تعبیر كند. یوسف این زمان را براى نهى از منكر مناسب دید و پرسید : «آیا چند ارباب و خدا داشتن بهتر است یا ایمان به خداى یكتاى قهار!»(546)
یوسف با این سؤال، آنها را از شرك كه بزرگترین منكر است، نهى فرمود. یوسف براى دعوت به تقوا طور دیگرى عمل كرد. هنگامى كه بعد از سالها برادران یوسف او را شناختند و از او پرسیدند : «آیا تو یوسف هستى؟! گفت: «بله! من یوسف هستم و این برادرم است كه خداوند بر ما منت گذاشت و بعد از ده ها سال و آن همه حوادث و پیمودن مراحل از بردگى تا حكومت، همه ما را یكجا جمع كرد.»
در اینجا، فلسفه این عزت چنین بیان شده است: «هر كس تقوى و پشتكار داشته باشد، خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند.»(547)
وقتى فرعون براى مبارزه با حضرت موسى (ع) تمام ساحران با تجربه را از سراسر كشور گرد آورد و به آنان وعده پاداش و مقام داد، قرار شد روزى را براى به نمایش گذاشتن سحر خود با معجزه موسى تعیین كنند. حضرت موسى فرمود : «وعده ما روز زینت (عید) باشد تا همه مردم حاضر باشند.(548) در ضمن، محل نمایش باید مناسب باشد؛ یعنى هم بزرگ و مسطح باشد و هم مسافت آن براى رسیدن عموم مردم به آن محل، یكسان و محل مركزى باشد.»(549)
در انتخاب روز عید نكاتى است؛ از جمله :
1 - عید ظاهرى مردم را كه با تغییر لباس و كفش و كلاه دلشادند،به عید معنوى تبدیل كند بلكه با تغییر فكر و عقیده، شاد باشند.
2 - روز عید چاشت، انتخاب شد تا حضور مردم بهتر و فراغت ذهنى آنان بیشتر باشد؛ زیرا هر چه افراد بیشترى معجزه را مشاهده مى كردند، توفیق موسى بیشتر مى شد.

غیر حضورى و مكاتبه اى

قلم یكى از نعمتهاى الهى است كه خداوند به آن و سطرها و نوشته هایى كه توسط آن پدید مى آید، سوگند یاد فرموده است. در حدیث مى خوانیم: «در میان همه صداها، سه نوع صدا را خداوند دوست دارد :
1 - صداى قلم دانشمندان؛
2 - صداى پاى سربازان؛
3 - صداى چرخ زنان خانه دار كه مشغول ریسندگى و بافندگى هستند.»(550)
آرى! امت خداپرست باید در ابعاد علمى، رزمى، تولیدى و اقتصادى در حال رشد باشد. قلم، تاریخ گذشته را به آینده گره مى زند. شاید بتوان گفت: بعد از نعمت هدایت و عقل، نعمتى به ارزش قلم نیست. قلم حكومت ها را تغییر مى دهد و فكرها را دگرگون مى كند. فتنه ها را ایجاد یا خاموش مى كند.
امام صادق (ع) قلم خود را پشت گوش مباركشان مى گذاشتند. رسول اكرم (ص) به پادشاهان زمان خود، نامه هایى براى دعوت به اسلام نوشتند.(551)
بخشى از نهج البلاغه نامه هایى است كه حضرت على (ع) نوشته اند و هر یك از امامان معصوم نیز به مناسبت نامه هایى مى نوشتند.(552)
نامه تاریخى امام خمینى (ره) به بزرگترین رهبران كمونیسم و دعوت ایشان به مطالعه درباره مكتب اسلام؛ از مسائل فراموش نشدنى است. به هر حال، همان گونه كه نقش قلم در دنیاى علم و تاریخ و انتقال تجربه و تخصص و ابتكار بر كسى پوشیده نیست، نقش آن در دعوت به خیر و امر به معروف یا نهى از منكر نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد.
از طریق تابلوهاى خیابانى، شعارهاى سازنده، دیوار نویسیهاى زیبا، پوسترها و پلاكاردها، آرمها و شكلها، طراحیها مى توان مسیر جامعه را به سوى حق قرار داد. برعكس، اگر عكسهاى روى اجناس و كالاهاى كارخانجات از حیوانات وحشى و طرحهاى نامفهوم پوشیده شود، مسیر جامعه به پوچى و بى محتوایى خواهد رفت. در اینجا، رسالت نویسندگان، روزنامه ها و مجلات بر احدى پوشیده نیست. آنها هستند كه با انتخاب كلمات و شماره حروف چاپ و دامن زدن به مسائل و یا حذف آنها مى توانند افكار و حركت عموم مردم را تغییر دهند. اگر در فقه اسلامى مطالعه كتاب هاى منحرف كننده حرام است، به خاطر همین نقش قلم در انحراف مردم است.
اگر در حدیث مداد علما هم وزن یا برتر از خون شهدا بیان شده است، به خاطر همین نقش سازندگى است. در انقلاب اسلامى، امام خمینى بودجه و حزب و تشكیلاتى نداشت؛ ولى با اعلامیه ها و سخنرانیها، بزرگترین منكر تاریخ (رژیم شاهنشاهى) را برداشت. در این زمینه سخن بسیار است كه از همه آنها مى گذریم؟

سكوت

در مواردى، باید با نگاه و سكوت معنادار نهى از منكر كرد؛ زیرا حضرت على (ع) مى فرماید: «چه بسا سكوتى كه رساتر از سخن باشد.»(553)
شخصى براى طلب خود نزد بدهكار مى رفت و به او مى گفت: «بدهى خود را بپرداز!»
بدهكار هر روز طفره مى رفت. سرانجام طلبكار عصبانى شد و ماجرا را به امام گفت. امام فرمود: «راه مطالبه آن است كه نزد او بروى و براى زمان طولانى بنشینى، ولى حرف نزنى.» این سكوت، از تقاضاى تو، مؤثرتر خواهد بود.(554)
در مسائل تربیتى نیز سكوت والدین و استاد یا نگاه با معناى آنان، نقش بسزائى دارد.