امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

نجوا در امر به معروف

در قرآن مى خوانیم : «در بسیارى از گفتگوهاى در گوشى، خیرى نیست جز آن سخنان مخفى كه امر به معروف و نهى از منكر و یا اصلاح بین مردم باشد.(537)
از این آیه معلوم مى شود: «سزاوار است كه كمك به محرومان، سفارش به كارهاى نیك و آشتى دادن میان مردم محرمانه باشد.»
كاملاً هم روشن است كه در این گونه كارهاى محرمانه، آبروى مردم حفظ مى شود. در حدیث مى خوانیم : «اگر فقیرى درخواستى كرد و شما به او كمك كردى، كمك شما، پاداش آبروى اوست كه ریخته است. سزاوار است قبل از سؤال به او كمك كنید.
در حدیثى مى خوانیم امام صادق علیه السلام نگاهى به كعبه كرد و فرمود: «اى كعبه تو خیلى عزیز هستى؛ اما آبروى مؤمن از تو عزیزتر است.»
امامان معصوم ما در تاریكى شب با پوشاندن چهره خود به فقرا كمك مى كردند تا ضمن سیر كردن افراد، آبروى آنان محفوظ بماند. مسأله امر به معروف و اصلاح ذات البین نیز باید به طور سرى باشد.
مشاوران خانواده و كسانى كه پرونده افراد را نگه مى دارند، باید رازدار باشند. درباره رازدارى در منابع اسلامى، آیات و روایات متعددى داریم كه از نقل آن صرف نظر مى كنیم.

حركت جمعى

در دعوت به حق و جلوگیرى از منكرات و مفاسد، گاهى باید حركت دسته جمعى كرد. و تذكرات فردى اثرى ندارد. باید هیأتى اعزام شود. گاهى لازم مى شود كه طومارى تهیه شود و افراد زیادى آن را امضا كنند.
بعضى از راهپیماییها همان امر به معروف و نهى از منكر عملى است كه به صورت دسته جمعى صورت مى گیرد. اگر تظاهرات میلیونى مردم ایران نبود، هرگز طاغوت ساقط نمى شد.
قرآن در اسرار حج مى فرماید: «مردم به حج روند تا شاهد منافع باشند.»
در كلمه منافع، وسعتى هست كه در دیگر اسرار نیست. با نگاهى به حج، آنچه از همه بیشتر جلب توجه مى كند، مانورهاى دسته جمعى آن است؛ سادگى، یكرنگى، قداست، وحدت، حركت ها و كوچ كردنهاى دسته جمعى و پى در پى از میقات به مكه و از مكه به عرفات و از عرفات به مشعر و از مشعر به منى و از منى به مكه سیماى حج در این حركت جلوه مى كند كه انسان شاهد منافع آن است.

نفوذ در دستگاه ظلم

امام كاظم علیه السلام در جلوگیرى از ظلم حاكمان بنى عباس به افرادى مثل محمد بن اسماعیل و على بن یقطین دستور نفوذ در دستگاه ظلم را داد تا در حد امكان از یاران اهل بیت پیامبر حمایت كنند و از ستم نسبت به آنان بكاهند. حضرت به این افراد كه در آن شرایط خفقان حامیان معروف و ناهیان از منكر بودند، فرمود: شما ستارگان خداوند در زمین هستید.»(538)
امام كاظم (ع) فرمود: «از سعادت على بن یقطین آن است كه من در موقف حج (مكه و عرفات) به او دعا مى كنم.»(539) و فرمود: «من بهشت را براى او ضامن شده ام و هرگز آتش به او نخواهد رسید.»(540)
قرآن از همسر فرعون نقل مى كند كه جلو بزرگترین منكرات (قتل موسى) را گرفت؛ ولى این زن با ایمان نمى گذاشت كه فرعون از تفكر و اعتقاد او آگاه شود و به اصطلاح تقیه مى كرد.
ابوطالب، عموى عزیز پیامبر كه از بزرگترین حامیان پیامبر اكرم (ص) بود، اشعار زیادى در وصف پیامبر - كه نشانه ایمان قلبى او به حضرت بود - سرود. او در میان سیل كفار و مشركین مكه، در قالب بى طرفى از حضرت طرفدارى مى كرد.
قرار دادن عوامل نفوذى براى جلوگیرى از منكرات و خطراتى كه امت اسلامى را تهدید مى كند، واجب است. این كار را تقیه مى گویند. تقیه یعنى: حفظ اقلیت صالح براى پیشبرد هدف هاى سازنده؛
- جلوگیرى از هدر دادن نیروها؛
- نشان دادن نرمش و ایجاد محبت؛
- گرفتن اطلاعات صحیح از دشمن، شناسائى سرچشمه ها، پیدا كردن زمان مناسب، مكان مناسب، یاور مناسب؛
- تغییر شكل دادن كار و نه تعطیل كردن آن؛
- پیدا كردن راه و نه تغییر عقیده دادن.
یك محاسبه
بعد از اینكه امام حسین (ع) در كربلا شهید شد، عده كمى بودند كه امام سجاد (ع) را به امامت قبول داشتند؛ در صورتى كه امام صادق (ع) فقط چهار هزار شاگرد داشت. اكنون محاسبه كنیم كه اگر در آن زمان از هر صد نفر، یك نفر طلبه و شاگرد امام باشد، باید آمار كسانى كه امامت امام صادق (ع) را پذیرفته بودند، به چهارصد هزار نفر برسد. حالا كارشناسان تحلیل كنند كه چگونه در فاصله بین امام چهارم و امام ششم به این تعداد رسید.
آیا براى این رشد شیعى، راهى جز رفتار نیكو، استدلال قوى، تقیه و روشنگرى بموقع بوده است؟
در قرآن، مواردى به چشم مى خورد كه مردان خدا براى رسیدن به اهداف معروف خود و یا براى مبارزه با منكرات، از شیوه ها و تاكتیك هاى خاصى استفاده مى كردند. از جمله :
1 - در زمان رژیم فاسد دقیانوس، چند خداپرست كه در فشار بودند، تصمیم بر هجرت گرفتند و از شهر خارج شدند. آنها به غارى پناه بردند. به فرمان خداوند، خوابى طولانى آنان را فرا گرفت. همین كه از خواب برخاستند، یكى را براى تهیه غذا به شهر فرستادند. در این مأموریت به او تذكر دادند كه: به هنگام خرید، با تیزهوشى تمام عمل كن! به نحوى كه احدى از سرنوشت و مبارزه منفى ما علیه رژیم آگاه نشود.»(541)
بنابراین، گاهى در راه حق باید انسان حركت و كارش را مخفیانه و سرّى انجام دهد تا حركت و هدف خود را به انجام رساند و از گزند مخالفان محفوظ بماند.
2 - كاهنان به فرعون خبر دادند بزودى پسرى به دنیا مى آید كه وقتى بزرگ شد، كاخ تو را سرنگون خواهد كرد.»
فرعون دستور داد «هر زنى كه پسر آورد، نوزادش را بكشید.»
مادر موسى همین كه موسى را بدنیا آورد، از ترس مأموران فرعون به وحشت افتاد: خداوند به مادر موسى الهام كرد كه نوزاد خویش را شیر بدهد، در صندوقچه اى بگذارد تا معلوم شود كه سرنوشت این نوزاد چه مى شود؟»(542)
این گونه حركت هاى به ظاهر طبیعى، ولى در واقع هدفدار براى رسیدن به اهداف بزرگ، معروف و مبارزه با منكرات است.