امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

افشاگرى

در تاریخ مى خوانیم:
شخصى از همسایه خود آزار مى دید. نزد پیامبر آمد و شكایت كرد. حضرت او را امر به خیر فرمود. شخص مدتى صبر كرد؛ اما همسایه دست از آزار برنداشت. باز شكایت كرد. حضرت فرمود: «باز هم صبر كن.»
مدتها با صبر گذشت همسایه با پند و موعظه دست از آزار برنداشت. سرانجام در آخرین مرحله پیامبر اكرم (ص) به او فرمود: «روز جمعه اثاثیه خود را در كنار مسیر مردم قرار بده و هر كس از تو پرسید: «چرا كنار راه نشسته اى؟» بگو: «همسایه ام مرا خسته كرد.»
او این شیوه را عملى كرد و همسایه مردم آزار كه آبروى خود را در جامعه در معرض خطر دید، دست از كارش برداشت و تقاضا كرد كه شخص به خانه برگردد.(534)
افشاگرى چهره هاى منحرف
سرچشمه بسیارى از منكرات و انحرافات، چهره هاى مرموزى هستند كه با خودفروشى به ابرقدرت ها مردم را اغفال، حقایق را واژگون و براى انجام معروف مانع تراشى مى كنند. ابزار كار این افراد عبارت است از:
1 - دین تراشى:
مطالبى را با دست خود مى نویسند و مى گویند كه قانون خدا این است؛(535) همان گونه كه سامرى گوساله اى ساخت و به مردم گفت: «خداى شما این است.»(536)
2 - توجیه كارهاى خلاف:
این چهره هاى مرموز براى اینكه منكرات طاغوت ها را معروف جلوه دهند، دست به توجیه كارهاى خلاف آنان مى زنند تا به این وسیله مردم را آرام كنند. این افراد خود فروخته معمولاً از عناوین و القاب برخوردارند؛ براى مثال، معاویه با پول دادن به سمرة بن جندب كه عنوان صحابى داشت، حدیث تراشى مى كرد. امروز هم آخوندهایى كه در خطبه هاى جمعه كلمه مقدس «اولوالامر» را با ستمكاران تاریخ تطبیق مى دهند، كم نیستند.
3 - تضعیف:
چهره هاى خودفروخته، مردم را از قیام علیه طاغوت یا نهى از منكر باز مى دارند و مى گویند: «شما حریف نمى شوید.»
یا: «مال و جان و آبروى شما در خطر مى افتد. بهتر است شما مشغول كار خود باشید.»
یا: « قدرت خلافكار زیاد است.»
و امثال این كلمات كه مردم را از قیام به حق باز مى دارد.
4 - ایجاد تفرقه:
چهره هاى مرموز گاهى براى آنكه اتحاد مردم خطرى براى استكبار نباشد، ساز جدایى مى زنند؛ نداى مخالفت سر مى دهند؛ حزب جدیدى تشكیل مى دهند و با ایجاد انشعاب و تفرقه، به اربابان خود خوش خدمتى مى كنند.
به هر حال؛ كسانى كه بنا دارند امر به معروف و نهى از منكر كنند، اول باید با افشاگرى این چهره هاى مرموز را كه مانع از قیام به معروف و جلوگیرى از منكرات مى شوند، از سر راه خود برداند.

نجوا در امر به معروف

در قرآن مى خوانیم : «در بسیارى از گفتگوهاى در گوشى، خیرى نیست جز آن سخنان مخفى كه امر به معروف و نهى از منكر و یا اصلاح بین مردم باشد.(537)
از این آیه معلوم مى شود: «سزاوار است كه كمك به محرومان، سفارش به كارهاى نیك و آشتى دادن میان مردم محرمانه باشد.»
كاملاً هم روشن است كه در این گونه كارهاى محرمانه، آبروى مردم حفظ مى شود. در حدیث مى خوانیم : «اگر فقیرى درخواستى كرد و شما به او كمك كردى، كمك شما، پاداش آبروى اوست كه ریخته است. سزاوار است قبل از سؤال به او كمك كنید.
در حدیثى مى خوانیم امام صادق علیه السلام نگاهى به كعبه كرد و فرمود: «اى كعبه تو خیلى عزیز هستى؛ اما آبروى مؤمن از تو عزیزتر است.»
امامان معصوم ما در تاریكى شب با پوشاندن چهره خود به فقرا كمك مى كردند تا ضمن سیر كردن افراد، آبروى آنان محفوظ بماند. مسأله امر به معروف و اصلاح ذات البین نیز باید به طور سرى باشد.
مشاوران خانواده و كسانى كه پرونده افراد را نگه مى دارند، باید رازدار باشند. درباره رازدارى در منابع اسلامى، آیات و روایات متعددى داریم كه از نقل آن صرف نظر مى كنیم.

حركت جمعى

در دعوت به حق و جلوگیرى از منكرات و مفاسد، گاهى باید حركت دسته جمعى كرد. و تذكرات فردى اثرى ندارد. باید هیأتى اعزام شود. گاهى لازم مى شود كه طومارى تهیه شود و افراد زیادى آن را امضا كنند.
بعضى از راهپیماییها همان امر به معروف و نهى از منكر عملى است كه به صورت دسته جمعى صورت مى گیرد. اگر تظاهرات میلیونى مردم ایران نبود، هرگز طاغوت ساقط نمى شد.
قرآن در اسرار حج مى فرماید: «مردم به حج روند تا شاهد منافع باشند.»
در كلمه منافع، وسعتى هست كه در دیگر اسرار نیست. با نگاهى به حج، آنچه از همه بیشتر جلب توجه مى كند، مانورهاى دسته جمعى آن است؛ سادگى، یكرنگى، قداست، وحدت، حركت ها و كوچ كردنهاى دسته جمعى و پى در پى از میقات به مكه و از مكه به عرفات و از عرفات به مشعر و از مشعر به منى و از منى به مكه سیماى حج در این حركت جلوه مى كند كه انسان شاهد منافع آن است.