امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

خشكاندن ریشه مفاسد

قرآن مى فرماید: «سوء ظن نبرید و تجسّس نكنید»؛(510) زیرا سوء ظن، سرچشمه تجسّس و تجسس، سرچشمه غیبت مى شود.
براى پیشگیرى از گناهان جنسى، قرآن از نگاه مسموم نهى فرموده است؛ به گفته حضرت عیسى علیه السلام، نگاه سرچشمه علاقه و كشیده شدن به فساد مى شود.(511) اگر قرآن زنان را از پایكوبى منع(512) و یا از گفتار همراه با ناز و كرشمه و تحریك آمیز(513) نهى مى كند، به خاطر خشكاندن سرچشمه گناه است.
خلوت با نامحرم در خانه، یا محل كار، ساختن خانه هاى مشرف بر یكدیگر، پشت بامهاى بدون حصار، اجاره دادن خانه كسانى كه دختران بزرگ دارند به خانواده اى كه پسر دارد. آزاد گذاشتن بیش از حدّ كسانى كه آسیب پذیر هستند، در اختیار قرار دادن فیلمهاى ویدیویى، راحت گذاشتن ارتباط دختر و پسر در پاركها و اتوبوسها، دانشگاهها، نداشتن برنامه اى براى ورود و خروج دختران و پسران مدارس كه همزمان نباشد، و امثال آن، از اسباب تولید گناه است. مسأله جداسازى به معناى تحقیر زن یا مرد نیست، بلكه نوعى سالم سازى است. كیست كه نداند جدا بودن دختر و پسر در دانشگاه، سبب تمركز فكر و رشد علمى بیشترى مى شود.
اسلام و انقلاب اسلامى ثابت كرد كه حضور زن در صحنه هاى اجتماعى، علمى و سیاسى ربطى به بى بندوباریها و مفاسد غربى ندارد. زن موجودى است كامل كه در تمام كمالات دوش به دوش مرد گام بر مى دارد و نقش او در رشد جامعه و سرنوشت ملت، مثل مرد و در بعضى از مسائل تربیتى و هنرى حتى از مرد جلوتر است. تاریخ اسلام زنانى را سراغ دارد كه سرچشمه بركاتى بوده اند. یكى از آنان، خواهرِ زراره است كه ابتدا شیعه شد، سپس برادرش زراره را شیعه كرد. از زمان امام صادق تا زمان امام مهدى نسل زراره از فقهاى شیعه بود.
خاطره
از حضرت على علیه السلام پرسیدند: با آنكه رسول خدا (ص) به زنها سلام مى كرد، چرا شما سلام نمى كنید؟
فرمود: رسول اكرم (ص) سى سال از من بزرگتر بود. ولى من جوان هستم. نگرانم پاسخ بعضى زنها در من اثر سوئى (بیش از پاداشى كه از سلام كردن توقع دارم) بگذارد.(514)
امام باقر علیه السلام به مردى كه به زنى قرآن آموزش مى داد و در ضمن آموزش، مزاحى كرده بود، فرمود: این آموزش را تعطیل كن.(515)
ناگفته نماند كه مبارزه با ریشه ها، مخصوص گناهان جنسى نیست. در مسائل سیاسى نیز باید به سراغ ریشه ها رفت. قرآن مى فرماید: «اِذْهَبْ اِلى فِرْعَوْنَ اِنَّه طَغَى »؛(516) شباهت مردم به فرمانروایان، بیش از شباهت آنان به پدران است.(517) براى اصلاح دولتها باید دولتمردان اصلاح شوند و براى اصلاح نسل نو، باید خانواده اصلاح شود.
در حدیث مى خوانیم: اگر فقها و امرا اصلاح شوند، جامعه اصلاح مى گردد.
در حدیث دیگرى مى خوانیم: اگر سلطان تغییر كند، تاریخ و زمان تغییر مى كند.(518)
اصلاح نظام با اصلاح مسؤولان و مدیران صورت مى گیرد.
قرآن مى فرماید: با رهبران كفر مبارزه كنید.(519)
خاطره
از حضرت على (ع) پرسیدند: شما به فراریان جنگ صفین حمله مى كنید؛ در حالیكه به فراریان جنگ جمل كارى نداشتید. دلیلش چیست؟
فرمود: مخالفان فرارى در صفین، پس از فرار دور رهبرشان معاویه جمع مى شوند و قدرت تازه اى پیدا مى كنند؛ ولى در جنگ جمل، چون رهبرانشان از پا درآمدند، فراریان پناهگاهى نداشتند و من آنها را آزاد گذاشتم.
آرى! آنجا كه محورها و قدرتها و سیاستگذاریهاى نظامى و اقتصادى متمركزند، در امر به معروف و نهى از منكر باید سراغ آن محورها رفت.

سنت شكنى

گاهى منكراتى در میان مردم به صورت یك جریان و عادت و رسوم در مى آید كه شكستن آن سنتها كار هر كس نیست. ولى به هر حال، افرادى با صلابت و با توكل به خداوند باید با سعه صدر وارد میدان شوند و آن عادات را دگرگون كنند و طلسم را بشكنند.
به یك نمونه توجه فرمایید:
اسلام مى گوید: «پدر نمى تواند با همسر فرزندش ازدواج كند؛ ولى عقیده جاهلیت این بود كه با همسر فرزند خوانده نیز نباید ازدواج كرد.»
قرآن به پیامبر اكرم مى فرماید: «با همسر طلاق داده شده زید كه فرزند خوانده توست، ازدواج كن تا سنت جاهلى شكسته و راه براى دیگران باز شود.»(520)
البته، این نوع حركت كار هر كسى نیست. كسانى باید دست به این كار بزنند كه به جاى سنت شكنى، خودشكنى نكنند؛ زیرا گاهى موج مخالفت چنان شروع مى شود كه مقاومت انسان سبب مى شود به سایر اهداف بلند خود نیز نرسد. در مورد این مسأله نیز نمونه اى نقل مى كنیم:
در زمان خلفا، نمازهاى مستحبى را با جماعت مى خواندند. همین كه حضرت على (ع) حكومت را به دست گرفت، دستور داد كه تنها نمازهاى واجب را به جماعت بخوانید. ناگهان چنان موج مخالفت شروع شد كه حضرت فرمودند: «هر كارى مى خواهید، انجام دهید.»
چون مقاومت امام درباره نماز مستحبى و آن همه مخالفت، همه استعدادهاى مردم و اهداف بلند امام را تحت تأثیر قرار مى داد، لذا امام آنان را به حال خود رها كرد.

احترام به ارزشهاى دیگران

یكى از راه هاى جذب، احترام به اصول و ارزشهاى دیگران است. اگر نقاط مثبت فرد یا گروهى را پذیرفتیم و ستایش و احترام كردیم و سپس از نكته منفى او نهى و انتقاد كردیم، موفق خواهیم بود.
همین كه مسلمانان صدر اسلام به خاطر فشار كفار مكه به حبشه هجرت كردند، كفار هیأتى را همراه با هدایا براى پادشاه حبشه فرستادند تا مسلمانان را از كشور اخراج كند. نجاشى، پادشاه حبشه گفت: «من باید خودم حرفهاى مسلمانان كفار را بشنوم.»
پس، از سخنگوى مسلمانان، جعفر طیار پرسید: «حرف شما چیست؟»
ایشان اهداف اسلام را مطرح كرد. كفار براى تحریك شاه كه مسیحى بود، گفتند: «مسلمانان به حضرت عیسى بى توجهى مى كنند.»
جعفر سوره مریم را كه در آن سیماى زیباى حضرت عیسى آمده بود، تلاوت كرد. نجاشى مسیحى كه دید اسلام به مقدسات آنان این همه احترام گذاشته است، اشك شوق در چشمش حلقه زد و مسلمانان را در پناه خود حفظ كرد. كفار هم مأیوسانه به مكه بازگشتند. حسن سلیقه و بلاغت و روان شناسى تبلیغاتى جعفرطیار سبب پیدایش مكتب اسلام در حبشه شد. در سفارشهاى اسلامى آمده است: «بزرگان هر قوم را احترام كنید!»(521)
قرآن كریم تورات و انجیل و انبیاى گذشته را احترام كامل مى گذارد و مراكز عبادت سایر ادیان را محترم مى شمارد؛ حتى براى حفظ آن، دفاع را لازم دانسته است.(522)