امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

استفاده از طنز

روزى بهلول، كارگرانى را دید كه به مسجدسازى مشغولند. از آنان پرسید: بانى مسجد كیست؟
گفتند: هارون الرشید.
بهلول به سنگتراش دستور داد كه روى سنگى این جمله را حكاكى كند: بانى مسجد، بهلول!
سنگتراش سنگ را تراشید و به بهلول تحویل داد. بهلول شبانه از نردبانى بالا رفت و آن سنگ را بر سردر مسجد نصب كرد. روز بعد، وقتى كارگران تابلو را دیدند، به هارون خبر دادند. هارون، بهلول را احضار كرد و پرسید، بانى مسجد من هستم شما چرا این سنگ را نصب كرده اى و خودت را بانى این مسجد معرفى كرده اى؟!
بهلول گفت: تو اگر براى خدا مسجد مى سازى، بگذار نام من باشد. خدا كه مى داند بانى كیست.
او با این طنز به هارون فهماند كه : تو اخلاص ندارى.
روز دیگرى بهلول وارد مجلس هارون شد. چون هارون در مجلس حضور نداشت، بهلول جاى هارون نشست. خادمان او را از آنجا بلند كردند كتك زدند. همین كه هارون وارد مجلس شد، به او گفت: من چند دقیقه جاى تو نشستم، كتك خوردم. واى به حال تو كه عمرى در جاى اهل بیت پیامبر نشسته اى.
و با این طنز، به هارون گفت: راه تو باطل و حكومت تو غصبى است.

بیان ثواب و عقاب

یكى از راه هایى كه مى توان به وسیله آن انگیزه انجام معروفها و ترك منكرات را در مردم زیاد كرد، بیان پاداشهاى كارهاى معروف و كیفرهاى منكر است. در قرآن و روایات صدها جمله در این باره به چشم مى خورد. علماى ما كتابهایى به نام ثواب و عقاب نوشته اند.
آشنایى به كیفر گناهان، نحوه سقوط و هلاكت امتها، تاریخ عزت و ذلت اقوام و همچنین آشنایى با الطاف الهى نسبت به كسانى كه خود را از گناه دور مى دارند، بسیار سازنده است. حضرت یوسف رمز عزت خودش را به برادران در یك جمله بیان كرد: اِنَّهُ مَنْ یَّتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَاِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ اَجْرَ الْمُحْسِنِین؛(485) اى برادران! بدانید كه هركس تقوا پیشه كند، خداوند پاداش او را ضایع نمى كند.
به هر حال، بیان ثواب معروفها و كیفر منكرات یكى از شیوه هاى انجام معروف و دورى از منكر است.

تدریج

همان گونه كه شیطان انسان را گام به گام به فساد مى كشاند،(486) راه اصلاح و امر به معروف نیز باید گام به گام باشد. در مورد تحریم شراب، این شیوه را مشاهده مى كنیم. شرابخوارى در چند مرحله منع شد:
مرحله اول - قرآن فرمود: از انگور، هم رزق نیكو ساخته مى شود و هم مایع مست كننده. و این مطلب اشاره به این است كه مایع مست كننده نیكو نیست.(487)
مرحله دوم - قرآن فرمود: گرچه در قمار و شراب منافعى به چشم مى خورد، ولى ضرر آنها بیشتر است. با این بیان، منكر بودن شراب را اعلام مى كند.(488)
مرحله سوم - قرآن فرمود: هنگام نماز، مست نباشید.(489)
مرحله چهارم - قرآن فرمود: شراب بكلّى حرام است؛ خواه مست بشوید یا نشوید؛ كم باشد یا زیاد؛ هنگام نماز باشد یا غیر نماز.(490)
این شیوه مرحله اى، داراى زمانبندى و با تاریخ معین نیست و در توسعه جغرافیایى نیز یك مسأله معقول است. همان گونه كه پیامبر اكرم (ص) ابتدا به خودسازى(491) فرا مى خواند، بعد به بستگان(492) هشدار مى دهد، سپس به اهل مكه و اطراف مكه(493) و در پایان، همه مردم كره زمین را مخاطب قرار مى دهد.(494)
در مورد ربا نیز این مراحل به چشم مى خورد. ربا در چند مرحله رد شد:
مرحله اول - قرآن مى فرماید: سودى كه به مال شما از طریق ربا اضافه مى شود، نزد خدا افزایش نیست.(495)
مرحله دوم - قرآن، رباخوارى را از عادات زشت یهودیان مى شمارد.(496)
مرحله سوم - قرآن، انسان را از رباى مضاعف و زیاد نهى مى كند.(497)
مرحله چهارم - قرآن، ربا گرفتن را به منزله اعلام جنگ با خدا مى داند.(498)
مسأله تدریج و حركت گام به گام، یكى از اصول تربیتى به شمار مى رود. یكى از اعتراضات كفّار این بود كه مى گفتند: چرا قرآن به یكباره بر رسول الله نازل نشد.
قرآن مى فرماید: نزول تدریجى براى آرامش روح مؤثر است.(499)