امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آسان سازى

گاهى افراد گناهكار خیال مى كنند كه ترك گناه و یا انجام فلان معروف برایشان مشكل است. یكى از راههاى امر به معروف و نهى از منكر آن است كه ما كار را امكانپذیر و شدنى قلمداد كنیم و به مردم بگوئیم: انجام دادن معروف، كار آسانى است.
حتى مى توانیم نمونه هایى بیاوریم؛ براى مثال:
1 - مگر فلانى در بزرگسالى به سراغ آموزش نرفت؟ او الان مى تواند بخواند و بنویسد.
2 - مگر فلانى از تو ناتوانتر نبود؟ اما به حج رفت و برگشت.
3 - مگر فلان سیگارى یا تریاكى، بالاخره ترك اعتیاد نكرد.
4 - مگر فلانى كه دختر یا پسرش را زود به ازدواج درآورد، خیر ندید؟
5 - مگر فلانى كه هسمر خود را از فامیل گمنام برگزید، زندگى خوشى ندارد.
6 - مگر فلانى كه ازدواج آسان كرد، ضرر دید؟
به هر حال، افرادى گرفتار منكراتى هستند و خیال مى كنند كه نمى توانند از آن منكرات دست بكشند، مثلاً مى گویند: ما مدتهاست كه این گونه اصلاح صورت خود را انجام مى دهیم.
یا: یك عمر با فلانى رفیق بوده ایم.
یا: ما با فلان گناهكار شركت داریم؛ بیعت كرده ایم؛ هم قسم شده ایم.
یا: به همه گفته ام كه قصدم چنین و چنان است. حالا بر عكس بگویم كه این كار زشت است؟
در قرآن و روایات، نمونه هایى به چشم مى خورد كه انسان اگر اراده داشته باشد، همه چیز براى او آسان مى شود. همسر فرعون در كاخ طاغوت حامى موسى بود. ساحرانى كه براى مبارزه با موسى آمده بودند، یكباره از طرفداران موسى شدند. بیان الگوها و نمونه ها، آسان سازى ترك منكرات و انجام معروفها از طریق نقل تاریخ و فیلمهایى كه ساخته مى شود، یكى از شیوه هاست.

الگوسازى

معرفى چهره هاى موفق، تجلیل از آنها، تشویق آنان، گرایش دادن مردم به خطّ حق، تحقیر چهره هاى منحرف و همچنین نفرین بر آنها، در وادار كردن مردم به معروف و نهى از منكر نقش مؤثرى دارد. همین كه هر سال مردم در عاشورا فریاد «یا حسین» سر مى دهند، حمایت خود را از امامت، عصمت و مظلومیت اعلام مى كنند. همین كه این همه سفارش درباره برائت و تنفّر و لعنت به دشمنان خدا و اولیاى خدا شده است، مردم را از گرایش به آن خط باز مى دارد. قرآن مى فرماید: همه مردم دنیا از همسر فرعون درس بگیرند كه چگونه او جذب مال و مقام و قدرت فرعون نشد.(483)
خداوند با تجلیل از همسر فرعون، او را براى همه مردم به عنوان الگو معرفى كرده است. همان گونه كه در جاى دیگرى مى فرماید مردم باید از ابراهیم (ع) و محمد (ص) درس بگیرند؛ زیرا این دو بزرگوار اسوه و الگو هستند.(484)
در بسیارى از كارها نیاز به معرفى افراد الگو و نمونه و خط شكن وجود دارد. به چند مثال توجه كنید:
1 - همین كه یك نفر اذان گفت و سكوت را شكست، راه اذان گفتن براى دیگران باز مى شود.
2 - در هواپیما همین كه یك نفر بلند شد و به نماز ایستاد، زمینه براى علاقمندان به نماز باز مى شود.
3 - همین كه یك نفر معتاد، اعتیاد را رها كرد، مى تواند براى سایر معتادان الگو شود.
4 - همین كه یك نفر طلبه و یا دانشجو شود، در نزدیكان خود اثر مى گذارد.

استفاده از طنز

روزى بهلول، كارگرانى را دید كه به مسجدسازى مشغولند. از آنان پرسید: بانى مسجد كیست؟
گفتند: هارون الرشید.
بهلول به سنگتراش دستور داد كه روى سنگى این جمله را حكاكى كند: بانى مسجد، بهلول!
سنگتراش سنگ را تراشید و به بهلول تحویل داد. بهلول شبانه از نردبانى بالا رفت و آن سنگ را بر سردر مسجد نصب كرد. روز بعد، وقتى كارگران تابلو را دیدند، به هارون خبر دادند. هارون، بهلول را احضار كرد و پرسید، بانى مسجد من هستم شما چرا این سنگ را نصب كرده اى و خودت را بانى این مسجد معرفى كرده اى؟!
بهلول گفت: تو اگر براى خدا مسجد مى سازى، بگذار نام من باشد. خدا كه مى داند بانى كیست.
او با این طنز به هارون فهماند كه : تو اخلاص ندارى.
روز دیگرى بهلول وارد مجلس هارون شد. چون هارون در مجلس حضور نداشت، بهلول جاى هارون نشست. خادمان او را از آنجا بلند كردند كتك زدند. همین كه هارون وارد مجلس شد، به او گفت: من چند دقیقه جاى تو نشستم، كتك خوردم. واى به حال تو كه عمرى در جاى اهل بیت پیامبر نشسته اى.
و با این طنز، به هارون گفت: راه تو باطل و حكومت تو غصبى است.