امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آئینه وار

حدیثى از پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله نقل شده است كه فرمود: المؤمن مرأة المؤمن ؛ یعنى : مؤمن آئینه مؤمن است
اگر در این حدیث كوتاه دقت كنیم، نكاتى درباره شیوه امر به معروف درك مى كنیم؛ از جمله:
1 - آئینه از روى صفا عیب را مى گوید، نه از روى انتقام و غرض و ....
2 - آئینه زمانى عیب را نشان مى دهد كه خودش گرد و غبار زده نباشد.
3 - آئینه مراعات مقام و مدال را نمى كند.
4 - آئینه عیب را بزرگتر از آنچه هست، نشان نمى دهد.
5 - آئینه همراه با نشان دادن عیب، نقاط قوّت را نیز نشان مى دهد.
6 - آئینه عیب را روبه رو مى گوید نه پشت سر.
7 - آئینه عیب را بى سر و صدا مى گوید.
8 - آئینه را اگر شكستى و خرده هاى آن را برداشتى، باز همان خرده ها زشت و زیبایى را نشان مى دهد. مؤمن را اگر تحقیر كردى و او را شكستى، باز دست از حرفش بر نمى دارد.
9 - آئینه عیب را در دل خود نگه نمى دارد و همین كه از كنارش رد شدى، عیب از صفحه او پاك مى شود.
10 - اگر آئینه عیب مرا گفت، باید خودم را اصلاح كنم؛ نه آنكه آئینه را بشكنم.
آرى! اگر مسلمانى نهى از منكر كرد، شما گناه را از خود دور كن و به انتقاد كننده اعتراض نكن.
یادم است كه در ایام جوانى، در مورد این حدیث بیست و شش نكته یادداشت كرده ام؛ ولى اكنون همین مقدار بیشتر در ذهنم باقى نمانده است.
این دو رباعى را گمان مى كنم در جاى دیگر نیز آورده ایم اگر تكرارى نباشد و رعایت نسبت ملاحظه شود :
گر نصیحت كنى، به خلوت كن كه جز این، شیوه نصیحت نیست
هر نصیحت كه برملا باشد آن نصیحت به جز فضیحت نیست
* * *
اى غزالى گریزم از یارى كه اگر بد كنم نكو گوید
مخلص آن شوم كه عیبم را همچو آیینه رو به رو گوید
نه كه چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته و مو به مو گوید
* * *
از صحبت دوستى برنجم كاخلاق بدم حُسن نماید
عیبم هنر و كمال بیند خارم گل و یاسمن نماید
كو دشمن شوخ چشم ناپاك تا عیب مرا به من نماید(437)
آماده سازى
كلمات حق، همچون شكر است؛ ولى همین شكر را اگر در گلوى بچه بریزیم، امكان دارد خفه شود. باید شكر تبدیل به شربت شود تا براى همه افراد قابل استفاده و تحمّل شود. گاهى بیان حق نیاز به مقدمات و نهى از منكر نیاز به زمینه سازى دارد.
خاطره
اینجانب از لطف خدا، تقریباً بیش از دو هزار ساعت در رادیو و تلویزیون جمهورى اسلامى صحبت كرده ام. براى بیان بعضى بحثها، از قبل زمینه سازى مى كنم. از خاطرم نمى رود زمانى كه مى خواستم درباره روایات كفن صحبت كنم، فكر كردم كه بعضى از مردم، حوصله شنیدن این گونه حرفها را ندارند. پس، زمینه را این گونه آماده كردم كه: از نیازهاى عمومى و همگانى، نیاز به لباس است. اسلام براى هر فصل و زمان و كارى لباس در نظر گرفته و دستوراتى داده است؛ مثل لباس كودك، لباس كار، لباس جنگ، لباس نماز عید، لباس نماز باران، لباس احرام و حج، لباس عروس، لباس دادن به برهنه ها، نظافت لباس، وصله كردن لباس، رنگ لباس، دوخت لباس، جنس لباس و ...
و براى هر یك از عناوین هم حدیثى و نكته اى گفتم. كم كم مردم را براى شنیدن بحث آخرین لباس (كفن) و روایات كفن لابه لاى بحث لباس آماده كردم. ولى اگر از ابتدا مى گفتم: موضوع بحث امروزم كفن است، شاید میلیونها نفر تلویزیون را خاموش مى كردند.
خاطره اى دیگر
براى سخنرانى به سمینارى دعوت شده بودم. در بین راه، مسئول سمینار به من گفت. شركت كنندگان از اساتید دانشگاه و شخصیتهاى علمى هستند. لازم است بحثى در شأن تحصیلات آنها گفته شود.
و از من خواست كه از گفتن سخنان ساده و پیش پا افتاده خوددارى كنم. از او پرسیدم: حرف ساده چیست؟ مگر بزرگان نیاز به تذكر به مسائل ساده ندارند؟ فقط باید در شیوه گفتن دقت كنیم و سلیقه به خرج دهیم؛ نه اینكه اصل مطلب را حذف كنیم.
سپس به او گفتم: ساده ترین مطالب را مى توان با مقدمات و زمینه چینى براى بزرگترین افراد گفت؛ حتى مسائلى از قبیل آداب مستراح رفتن. او با شنیدن این حرف، بسیار نگران شد كه مبادا سخنرانى من در سمینار دانشمندان بد شود.
به هر حال، وارد سیمنار شدم و این گونه بحث را آغاز كردم كه: بهترین پزشك كسى است كه وقتى براى عضوى و دردى نسخه اى مى نویسد، با توجه به تمام اعضاء و ارتباطات آنها باشد. براى مثال داروى كلیه، ضررى به قلب و اعصاب نزند. داروى قلب، لطمه اى به اعضاى دیگر نزند.
سپس گفتم: بهترین طبیب، اسلام است كه براى هر مسأله اى نسخه مى دهد كه با توجه به نظام آفرینش و همه ابعاد تربیتى است.
سپس از مستمعین اجازه خواستم تا مثالى ساده بزنم.
گفتم: همین مسأله ادرار كردن، در اسلام آدابى دارد كه با توجه به نظام طبیعت بیان شده است. اسلام به ما فرموده است كه:
1 - رو به خورشید و ماه نباشد؛ 2 - رو به قبله و پشت به قبله نباشد؛ 3 - رو به باد نباشد؛ 4 - در نهر آب نباشد؛ 5 - پاى درخت میوه نباشد؛ 6 - محل استراحت و رفت و آمد عموم نباشد؛ 7 - در انظار نباشد؛ 8 - ایستاده نباشد؛ 9 - روى زمین سخت نباشد؛ 10 - در زمین غصبى نباشد؛ 11 - در سوراخ حشرات نباشد؛ 12 - بدون تطهیر با آب نباشد.
شما در این مسأله جزیى و ساده، جامعیت اسلام را مى بینید. دیدید كه چگونه در نسخه اى كه براى ادرار كردن داده، همه چیز را در نظر گرفته است؛ هم مسائل طبیعى، هم اجتماعى، هم طبّى، هم اخلاقى و هم دینى.
سپس بحث خود را ادامه دادم. هنگام بازگشت از مسؤول سمینار پرسیدم: آیا مشاهده كردى كه چگونه آداب ادرار كردن را گفتم؛ هر چند كه شنوندگان از تحصیل كرده ها بودند؟
او گفت: تو با زمینه چینى آنان را آماده شنیدن كردى.
آرى! بسیارى از كلمات با زمینه چینى زیبا مى شوند و بدون زمینه چینى، مورد تنفّر قرار مى گیرند.
مثال دیگر
اگر سر سفره ببینیم كه سبزیها درست پاك نشده است و بگوئیم: چرا سبزیها تمیز نیست؟ امكان دارد هر كسى كه سبزى پاك كرده است، ناراحت شود و از خود عكس العمل نشان دهد. ولى اگر از زحمات صاحبخانه و لذیذ بودن عذا و نظافت سفره تشكر كردیم و بعد گفتیم: اگر كمى در شستن سبزیها هم دقّت مى شد، بهتر بود، نه تنها سخنمان اثر مى گذارد كه بازتاب منفى هم نخواهد داشت.
انتقاد زمانى مؤثر است كه ما از نقاط مثبت و تشكر از ارزشها و خدمات غافل نباشیم.

تلقین

چه بسیارند افرادى كه از انجام معروف هراس دارند و مى توان آنان را با تلقین به كار خیر واداشت. چه بسیارند كسانى كه جدا شدن از بعضى منكرات را براى خود محال مى پندارند و فكر مى كنند كه چون معتاد به خلافى شده اند، دیگر نمى توانند تغییر موضع بدهند. در صورتى كه تلقین صحیح و بیان نمونه ها در این زمینه كارگشا خواهد بود.

استفاده از هنر

از هر یك از عناوین فوق مى توان در دعوت به حق و امر به معروف و نهى از منكر استفاده كرد. جذابیت قرآن، موزون بودن شعارهاى اذان، طرح جمعه و جماعت و نماز عید، طرح حج، تغییر لباس، نظم صفهاى جماعت، سفارش به زیبایى صوت مؤذن، نظافت لباس نمازگزار، زیبایى مسجد، استفاده از بهترین لباس و عطر نشانه توجه به هنر و زیباییها در گرایش مردم به معروف است.
نقش هنر در دعوت به فساد و انحراف، بر كسى پوشیده نیست. سامرى به توسط هنر مجسمه سازى خود توانست مردم را منحرف كند.
زیباگویى، فصاحت و بلاغت بهترین شیوه و اهرم براى جذب مردم است؛ همان گونه كه قیافه زیبا و موزون نقش مهمى در تأثیر كلام دارد. هیچ یك از پیامبران بدقیافه نبوده اند و شرط نبوت آن است كه انبیاء از امراضى كه موجب تنفر عمومى است، مصون باشند.
انسان به طور فطرى زیبائى را دوست دارد. خداوند، آفرینش را زیبا آفریده است. صوت زیبا در تلاوت قرآن، بارها در اسلام سفارش شده است. اسلام براى آرایش انسان دستوراتى داده است.
در قرآن، امر شده است كه هنگام رفتن به مسجد، زینت هاى خود را با خود بردارید. سخن زیبا و مجادله نیكو از سفارشهاى قرآن كریم است.
یكى از نامهاى قرآن، احسن القصص است. قصه گویى یك هنر است و در قرآن، حدود دویست و پنجاه قصه واقعى وجود دارد.
امامان ما به فرزندان خود سفارش مى كردند كه: «اشعار ابوطالب را همچون قرآن حفظ كنید».
شعرا با اشعار خود، بهترین نقش را مى توانند داشته باشند.
در سرود و جمع خوانى، جاذبه اى است كه در تك خوانى نیست. از نقش خط زیبا نیز نباید غافل شویم.
پیامبر اكرم هفده منشى براى كارهاى مختلف داشت كه زیباترین آنها، مسؤول ارتباطات پیامبر اكرم با مهمانهاى خارجى بود.
امروز، دنیاى استعمار از طریق عكسهاى مبتذل ولى زیبا، به اهداف خود مى رسد. جاسوسان بین المللى از طریق زنان زیبا اخبار محرمانه را با جاسوسى كشف مى كنند. در دنیا، بیشترین كتابى كه به فروش مى رود، كتاب هاى رمان است. قصه گویى كار ساده اى نیست؛ كار خدایى است. خداوند مى فرماید: «ما براى شما قصه مى گوییم.» مهمترین و سنگین ترین مسائل علمى، فكرى و فرهنگى را مى توان در قالب داستان به افراد منتقل كرد. به هر حال؛ دنیاى هنر و شعر و فیلم و عكس و طرح و خط و قصه، دنیایى است كه منحرفان وارد آن شده و از آن به اهداف شوم خود رسیده اند. این ما هستیم كه باید با جهت گیرى صحیح، بهتر و بیشتر به سراغ این دنیا برویم.