امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

توجه به كرامت انسان

از اهرمهایى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر كارساز است، توجه دادن انسان به مقام و موقعیت اوست.
اگر انسان بداند كه جانشین خداست(412)، هرگز كارى خلاف خدا نمى كند؛ یعنى قائم مقام هیچ گاه كارى خلاف صاحب مقام نمى كند.
اگر انسان بداند كه: فرشتگان بر او سجده كردند(413) او موجودى است كه روح خدا در او دمیده شده است؛(414) تنها موجودى است كه خداوند در آفرینش او خود را ستوده است؛(415) همه چیز را به تسخیر او درآورده؛(416) در آفرینش بهترین ساختمان را به او عطا كرده است؛(417) او را براى اطاعت خود آفریده است؛(418) براى او، انبیا و كتب آسمانى فرستاده است؛(419) او را موجودى فناناپذیر قرار داده است(420) ارزش او بهشت است و نه كمتر؛ خداوند انواع فضیلت ها و كرامتها(421) را به او مرحمت كرده است؛ زندگى در حدّ خوراك و پوشاك و مسكن یك زندگى حیوانى است و این همه استعداد و عقل نباید فداى مسائل مادى شود؛ فطرت بى نهایت طلبى كه در انسان است، نشان آن است كه انسان مى تواند تا بى نهایت رشد كند؛ آرى! اگر انسان به این كرامتها و مقامات توجه كند، هرگز خود را به كارهاى زشت آلوده نخواهد كرد.
انسانى كه مى تواند هر لحظه با خدا بدون واسطه تماس بگیرد؛(422)
انسانى كه خداوند او را مكلف كرده است و با او حرف مى زند؛(423)
انسانى كه ظرفیت علمى او فرشتگان را به حیرت واداشت؛(424)
انسانى كه مى تواند حتى با نیت خود به تمام ارزشها دست یابد؛(425)
انسانى كه مى تواند به جایى رسد كه خداوند به خاطر او بر فرشتگان مباهات مى كند؛(426)
انسانى كه مى تواند با قصد قربت خود به تمام مادیات رنگ معنوى و به فنا رنگ بقا دهد؛
انسانى كه مى تواند با چهل روز شركت در دانشكده اخلاص از خود فارغ التحصیل بسازد كه چشمه هاى حكمت از قلب به زبانش سرازیر شود؛(427)
انسانى كه مى تواند در اثر بندگى، مدال نعم العبد از خدا بگیرد؛(428)
انسانى كه مى تواند با عبادت در هستى تصرف كند؛(429)
انسان اگر بداند، هر روز كه به عمرش اضافه مى شود، بزرگ نمى شود، بلكه كوچك مى شود، زیرا از سرمایه عمرش كم مى شود؛(430)
انسان اگر بداند كه مرگ ناگهانى او را مى گیرد(431) و قبر صندوق عمل اوست.
انسان اگر بداند كه ورودش به دوزخ قطعى ولى خروجش مشكوك است؛(432)
آرى! هرچه انسان به ارزش والاى خود بیشتر واقف شود، كمتر خود را در معرض خلاف قرار مى دهد. اگر شما نوار گرانى خریدارى كنید، هر صدایى را روى آن ضبط نمى كنید. اگر فرش گران قیمتى ببینید، هرگز با كفش روى آن قدم نمى گذارید.
راستى! چرا عمر ما چراگاه شیطان و قرین ما ابلیس باشد؟ ما كه جانشین خدائیم، چرا با دشمن خدا باشیم؟
ارزش انسان به مقام معنوى اوست؛ و گرنه بالا رفتن ظاهرى كه كار دود است؛ داشتن زر و سیم كه كار كوه است؛ شهرت را كه كوه هیمالیا نیز دارد.
به هر حال، كسى گرد منكرات مى گردد كه ارزش خود را فراموشى مى كند. در قرآن مى خوانى: هر كسى خدا را فراموش كند، خداوند كیفرش را خودفراموشى قرار مى دهد. از آنجا كه فراموش كردن خدا بزرگترین جرم انسان است، باید سخت ترین كیفر را داشته باشد. همین كه مى بینیم خداوند كیفر را «خودفراموشى» قرار داده است، مى فهیم كه غفلت از مقام انسانیت سخت ترین كیفرهاى خدا است.
حضرت على علیه السلام فرمود: هر كسى كه كرامت و ارزش خود را شناخت، دنیا و هوسها نزد او ناچیز مى شود، یعنى براحتى مى تواند به خاطر روح بلندش از موجها و هوسها بگذرد. آرى! لاستیك دوچرخه كه نازك است از موجهاى جاده متأثر مى شود و رینگ آن تاب برمى دارد؛ ولى لاستیك تراكتور كه بزرگ است، از موجها براحتى مى گذرد و جاده را پشت سر مى گذارد؛ و تابى هم بر نمى دارد. هر چه روح بزرگتر و اتصال او با بى نهایت بیشتر باشد، امواج بلا و شهوت در او بى اثرتر است.
آرى! توجه به مقام و موقعیت علمى، اجتماعى و قبیله اى، انسان را از خلافكارى باز مى دارد. لذا قرآن به همسران پیامبر اكرم مى فرماید: «كیفر خلاف شما، دو برابر سایر زنان است؛ زیرا شما همسر پیامبر هستید.»(433)
خاطره
شخصى به نام شقرانى در زمان امام صادق علیه السلام مرتكب خلاف شرابخوارى شد. امام صادق علیه السلام به او فرمود: اى شقرانى! كار زشت از هر كس كه سر زند، زشت است؛ ولى اگر از تو سرزند، زشت تر است؛ همان گونه كه كار نیكو از هر كس نیكوست؛ ولى اگر از تو سرزند، نیكوتر است. این به خاطر جایگاه مذهبى و اجتماعى تو است. تو از بستگان ما هستى. پس، قدر خود را بدان!(434)
گاهى كفّار با رهبرشان مسلمان مى شدند. پیامبر اكرم (ص) رهبر آنان را به عنوان سرپرست همان گروه مسلمان شده منصوب مى كرد و اجازه نمى داد كسى كه تا دیروز محبوب مردم بوده است، امروز به خاطر مسلمان شدن، فردى عادى باشد.
بسیار دیده شده است كه افرادى به خاطر یك سرفه، یا عطسه در پشت دوربین تلویزیون، از بینندگان عذرخواهى مى كنند، در حالى كه این فرد اگر پشت دوربین نبود، عذرخواهى نمى كرد. این به خاطر توجه به موقعیتى است كه احساس مى كند.
آرى! توجه به مقام و موقعیت و شخصیت افراد، یكى از عوامل بازدارنده از منكرات و كارهاى زشت است. لذا سفارش شده است: «حتى نزد نزدیكان خود، آداب را مراعات كنید؛ زیرا خودمانى شدن و شوخى، پرده حیا را پاره و راه را براى ارتكاب گناه باز مى كند.»
این دستور حتّى نسبت به كودكان باید مراعات شود.
اگر مى خواهیم فرزندمان به سفارشهاى ما عمل كنند، باید آنان را با نام نیكو صدا زنیم و به آنان شخصیت بدهیم.(435) در حدیث مى خوانیم: پیامبر خدا، نام كودكان را با كنیه مى برد.
اسلام مى گوید: بردگان را با كلمه فتى (جوانمرد) صدا بزنید.
از ابتكارات اسلام، تغییر نامهاى بد به نیكو و معنادار بود. و در قرآن آیاتى پیرامون نهى از بد صدا زدن افراد آمده است.(436)
به هر حال، نام نیك، احترام، توجه به كمالات، محبّت و تشویق، ریسمانها و راهروهاى موفقیت در امر به معروف و نهى از منكر هستند. حتّى اگر شخصى هیچ كمالى ندارد، ولى نیاكان و بستگان او، یا منطقه مسكونى او، یا اساتید و دوستان او از مقام و موقعیتى برخوردارند، براى دعوت به خیر مى توان از این اهرمها استفاده كرد؛ براى مثال مى توان گفت: تو كه فرزند فلانى هستى! تو كه اهل فلان منطقه هستى! تو كه از دوستان و یاران فلانى هستى! شایسته است كه این گونه باشى؟

زمینه سازى براى پذیرش

در حوزه هاى علمیه، اصطلاحى است كه مى گوید: مقدمه واجب، واجب است؛ یعنى همان گونه كه نماز واجب است، وضو گرفتن نیز - كه از مقدمات آن است - واجب است. براى وضو گرفتن، تهیه آب واجب است. براى تهیه آب هم خرید آب و یا عاریه كردن طناب، دلو و گاهى حفر چاه واجب مى شود. كسى كه مى خواهد به معروفى امر و یا از منكرى نهى كند، باید مقدماتى فراهم آورد. كسانى كه مى خواهند خود را كاندیداى ریاست جمهورى یا نمایندگى مجلس كنند، از مدتها قبل در جلسات پرسش و پاسخ شركت مى كنند؛ در محافل دانشگاهى حضور به هم مى رسانند؛ در روزنامه ها مقاله مى نویسند، با افرادى تماس مى گیرند، بودجه تهیه مى كنند و وسائل تبلیغاتى و مراكز تبلیغاتى در نظر مى گیرند. آرى! هر كسى براى هدف خود، باید مقدماتى فراهم آورد. امر به معروف و نهى از منكر هم نیاز به زمینه سازى دارد. یك مثال ساده بزنم: اگر ائمه جمعه و جماعات، طلاب، روحانیون و فضلاى جوان در هر منطقه، جوانان را شناسایى كنند و براى آنان جلسات علمى و شیرین برگزار كنند و به مشكلاتشان گوش دهند، در عزا و شادى آنان شریك شوند به طورى كه در دفتر تلفن هر شخصى، شماره تلفن یك اسلام شناس وارسته و متقى باشد و همه نسل نو بهترین و عزیزترین دوست خودشان را علماى جوان و متقى بدانند، این كار كشور را در مقابل هر خطرى بیمه مى كند؛ زیرا هر فسادى پیدا شود، جوانان مؤمن، به رهبرى عالمى متقى، جلو فساد را مى گیرند. از حفظ كوچه تا خط مرزها همه با هم یكدل و یكدست مى شوند.
ولى متأسفانه در بسیارى از موارد، رابطه میان طلاب جوان و نسل نو بسیار كمرنگ است. لذا یك روز ویدئو، روز دیگر ماهواره، روز سوم كاندیدایى نا اهل، روز چهارم یك شبهه و اشكال و گاهى یك نوار و سخنرانى، نسل نو را از اسلام مى گیرند. این گناه به گردن غفلت ما در زمان قبل است.

جلوگیرى از زمینه هاى گناه

همان گونه كه كشتن مرغ، زمینه ذبح گوسفند و نحر كردن شتر است، گناهان كوچك زمینه ساز گناهان بزرگ هستند. نگاه ناروا زمینه پیدایش علاقه و علاقه مند شدن زمینه سوء قصد و ارتكاب گناهان دیگر است.
خلوت كردن با نامحرم، زمینه گناه است. دوست بد، كتاب بد، فیلم بد مقدمه غرق شدن در دریاى گناه است. لذا اسلام از زمینه ها و مقدمات گناه نیز جلوگیرى كرده است؛ لذا براى نهى از منكر باید یك سلسله برنامه هاى جداسازى انجام شود:
1 - جداسازى وسیله گناه از انسان؛ همان گونه كه شما چاقو را از دسترس كودك دور مى كنید.
2 - جداسازى دو نفر كه اگر با هم باشند، گناه مى كنند. روایتى داریم كه با فلانى رفیق نشوید.
3 - جداسازى انسان و محل گناه (شركت و نشستن در بعضى مجالس حرام است).
4 - جداسازى انسان و زمان گناه (این كار نیاز به برنامه ریزى صحیح دارد).
5 - جداسازى انسان و دلّال گناه.