امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

اهمیت شیوه ها

پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله فرمود: «هر كسى امر بمعروف مى كند، باید شیوه اش نیز معروف باشد».(399)
هر گناهى كه از فردى سر مى زند، ممكن است به دلیلى باشد. همان گونه كه یك دردسر ممكن است از چند ریشه سرچشمه بگیرد؛ براى مثال، خانمى بدحجاب است. امكان دارد كه این عمل او دلایلى داشته باشد؛ از جمله :
1 - مسأله حجاب را نمى داند و فكر مى كند كه عیبى ندارد.
2 - فلسفه حجاب و آثار شوم بى بندوبارى را نمى داند.
3 - كمبودى دارد كه مى خواهد خود را مطرح كند.
4 - طبق هوى و هوس و میل عمل مى كند.
5 - مى خواهد از سایر بدحجابها عقب نماند.
6 - مادر و خواهر و دوستانش بدحجابند.
7 - مى خواهد با نظامى كه طرفدار حجاب است، مخالفت كند.
8 - تبلیغات سوء در او اثر گذاشته است.
9 - فكر مى كند بى حجابى، رمز ترقى و روشنفكرى است.
10 - مى خواهد با دیگران فرقى داشته باشد.
11 - فكر مى كند كه بدحجابى گناه ساده اى است و لطمه اى به كسى نمى زند. كسانى كه مى خواهند منكر بدحجابى را نهى كنند، باید همه این ریشه ها را بررسى كنند و براى هر یك نسخه خاصى بنویسند.
در اینجا، معلوم مى شود كه نهى از منكر علاوه بر وظیفه عمومى، یك كار تخصصى است و نیاز به كارشناسى علمى، روانى، اجتماعى، تبلیغى و هنرى دارد. آمرین به معروف و ناهیان از منكر باید از دانشمندان، متفكران، مصلحان و دلسوزان جامعه باشند. اگر مشاهده مى كنیم كه گاهى نهى از منكرها بى اثر است، گناه را تنها به گردن خلافكار نیندازیم؛ زیرا گاهى شیوه هاى واحد براى دردهاى متنوع، مثل نسخه واحد براى مرضهاى گوناگون است و شفابخش نخواهد بود.
بد نیست درباره تنوع در برخورد نیز حدیث جالبى نقل كنم:
قرآن در سوره بقره، آیه 189 مى فرماید: نیكى در این نیست كه از بى راهه به خانه ها وارد شوید. نیكى در تقوى و در این است كه از در خانه ها و راه آن وارد شوید.
این آیه ضمن اینكه این عقیده خرافى را كه: در حال احرام در سفر حج از پشت خانه ها وارد مى شوند را رد مى كند، نیز مى گوید كه هركارى راهى دارد؛ زمانى دارد؛ مكانى دارد؛ رهبرى دارد؛ شیوه اى دارد و در انجام كارها باید شرایط را در نظر گرفت. اكنون برویم به سراغ روایات جالب:
1 - امام باقر علیه السلام در ذیل این آیه مى فرماید: خانه ها را از راهش وارد شوید؛ یعنى هر كارى را از راهش انجام دهید! (براى هر دردى، نسخه اى خاص لازم است. براى هر منكرى، شیوه اى مخصوص و برخورد ویژه اى لازم است).
2 - امام رضا علیه السلام فرمود: هر كسى كارى را از شیوه خودش وارد شود، لغزشى پیدا نخواهد كرد و اگر لغزشى رخ دهد، حیله ها و شیطنت ها او را خوار نخواهد كرد.(400)
3 - امام جواد علیه السلام فرمود: كسى كه راه كار را نداند، ریشه هاى ناشناخته كار او را در انجام فلج خواهد كرد.(401)

شیوه ها

نتیجه این روایات در بحث ما آن است كه براى هر معروف و منكرى، از هر شخصى در هر مكانى و هر زمانى، شیوه اى خاص لازم است كه اگر مراعات نشود، امكان دارد اثر منفى دهد.
همان گونه كه براى هر كارى شیوه اى است، امكان دارد براى یك كار شیوه هاى زیادى باشد. براى مثال، یكى از معروفهایى كه در قرآن و روایات روى آن تأكید فراوانى شده، كمك به مردم و انفاق است. قرآن براى اینكه این معروف را در مردم احیا كند، شیوه هاى متعددى به كاربرده است؛ از جمله:
1 - دنیا كم است(402) و تو انسان و جانشین خدایى.(403) حیف است كه تو اسیر دنیا شوى.(404) در این شیوه، قرآن با معرفى جایگاه انسان كه خلیفه خداست و جایگاه دنیا كه متاع قلیل است، انسان را آماده انفاق مى كنند.
2 - اگر مالى را در راه خدا بدهى، سایر اموال تو بیمه خواهد شد. بنابراین، ضرر نمى كنى.(405)
3 - اگر به فقرا كمك نكنى، اموال تو نابود خواهد شد؛ زیرا آه فقرا یا یورش محرومان مالكیت تو را متزلزل خواهد كرد.(406)
4 - اگر چیزى را در راه خدا بدهى، خداوند جاى آن را پر خواهد كرد. این وعده در قرآن آمده است.(407)
5 - كسانى كه كمك نكردند، در آب و خاك غرق شدند. نگاهى به تاریخ فرعون و قارون آن را ثابت مى كند.(408)
6 - افرادى براحتى در راه خدا ایثار كردند.(409) تو چرا عقب ماندى. انسان در كمالات باید در حال مسابقه و رقابت باشند.
7 - مثال مالى كه انفاق مى شود، مثال دانه اى است كه در زمین كاشته مى شود و از آن هفت خوشه بیرون آید كه در هر خوشه، صد دانه است.(410)
8 - اموالى كه در دنیا گنج مى شوند و به فقرا كمك نمى شوند، در قیامت داغ مى كنند. و بر پیشانى و پهلوى سرمایه داران مى گذارند و به آنان خطاب مى شود: این همان چیزى است كه در دنیا اندوخته بودید.(411)
تمام تعبیرات فوق كه برخاسته از آیات قرآنى است، شیوه به تمكین درآوردن مردم براى انفاق به فقراست.

توجه به كرامت انسان

از اهرمهایى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر كارساز است، توجه دادن انسان به مقام و موقعیت اوست.
اگر انسان بداند كه جانشین خداست(412)، هرگز كارى خلاف خدا نمى كند؛ یعنى قائم مقام هیچ گاه كارى خلاف صاحب مقام نمى كند.
اگر انسان بداند كه: فرشتگان بر او سجده كردند(413) او موجودى است كه روح خدا در او دمیده شده است؛(414) تنها موجودى است كه خداوند در آفرینش او خود را ستوده است؛(415) همه چیز را به تسخیر او درآورده؛(416) در آفرینش بهترین ساختمان را به او عطا كرده است؛(417) او را براى اطاعت خود آفریده است؛(418) براى او، انبیا و كتب آسمانى فرستاده است؛(419) او را موجودى فناناپذیر قرار داده است(420) ارزش او بهشت است و نه كمتر؛ خداوند انواع فضیلت ها و كرامتها(421) را به او مرحمت كرده است؛ زندگى در حدّ خوراك و پوشاك و مسكن یك زندگى حیوانى است و این همه استعداد و عقل نباید فداى مسائل مادى شود؛ فطرت بى نهایت طلبى كه در انسان است، نشان آن است كه انسان مى تواند تا بى نهایت رشد كند؛ آرى! اگر انسان به این كرامتها و مقامات توجه كند، هرگز خود را به كارهاى زشت آلوده نخواهد كرد.
انسانى كه مى تواند هر لحظه با خدا بدون واسطه تماس بگیرد؛(422)
انسانى كه خداوند او را مكلف كرده است و با او حرف مى زند؛(423)
انسانى كه ظرفیت علمى او فرشتگان را به حیرت واداشت؛(424)
انسانى كه مى تواند حتى با نیت خود به تمام ارزشها دست یابد؛(425)
انسانى كه مى تواند به جایى رسد كه خداوند به خاطر او بر فرشتگان مباهات مى كند؛(426)
انسانى كه مى تواند با قصد قربت خود به تمام مادیات رنگ معنوى و به فنا رنگ بقا دهد؛
انسانى كه مى تواند با چهل روز شركت در دانشكده اخلاص از خود فارغ التحصیل بسازد كه چشمه هاى حكمت از قلب به زبانش سرازیر شود؛(427)
انسانى كه مى تواند در اثر بندگى، مدال نعم العبد از خدا بگیرد؛(428)
انسانى كه مى تواند با عبادت در هستى تصرف كند؛(429)
انسان اگر بداند، هر روز كه به عمرش اضافه مى شود، بزرگ نمى شود، بلكه كوچك مى شود، زیرا از سرمایه عمرش كم مى شود؛(430)
انسان اگر بداند كه مرگ ناگهانى او را مى گیرد(431) و قبر صندوق عمل اوست.
انسان اگر بداند كه ورودش به دوزخ قطعى ولى خروجش مشكوك است؛(432)
آرى! هرچه انسان به ارزش والاى خود بیشتر واقف شود، كمتر خود را در معرض خلاف قرار مى دهد. اگر شما نوار گرانى خریدارى كنید، هر صدایى را روى آن ضبط نمى كنید. اگر فرش گران قیمتى ببینید، هرگز با كفش روى آن قدم نمى گذارید.
راستى! چرا عمر ما چراگاه شیطان و قرین ما ابلیس باشد؟ ما كه جانشین خدائیم، چرا با دشمن خدا باشیم؟
ارزش انسان به مقام معنوى اوست؛ و گرنه بالا رفتن ظاهرى كه كار دود است؛ داشتن زر و سیم كه كار كوه است؛ شهرت را كه كوه هیمالیا نیز دارد.
به هر حال، كسى گرد منكرات مى گردد كه ارزش خود را فراموشى مى كند. در قرآن مى خوانى: هر كسى خدا را فراموش كند، خداوند كیفرش را خودفراموشى قرار مى دهد. از آنجا كه فراموش كردن خدا بزرگترین جرم انسان است، باید سخت ترین كیفر را داشته باشد. همین كه مى بینیم خداوند كیفر را «خودفراموشى» قرار داده است، مى فهیم كه غفلت از مقام انسانیت سخت ترین كیفرهاى خدا است.
حضرت على علیه السلام فرمود: هر كسى كه كرامت و ارزش خود را شناخت، دنیا و هوسها نزد او ناچیز مى شود، یعنى براحتى مى تواند به خاطر روح بلندش از موجها و هوسها بگذرد. آرى! لاستیك دوچرخه كه نازك است از موجهاى جاده متأثر مى شود و رینگ آن تاب برمى دارد؛ ولى لاستیك تراكتور كه بزرگ است، از موجها براحتى مى گذرد و جاده را پشت سر مى گذارد؛ و تابى هم بر نمى دارد. هر چه روح بزرگتر و اتصال او با بى نهایت بیشتر باشد، امواج بلا و شهوت در او بى اثرتر است.
آرى! توجه به مقام و موقعیت علمى، اجتماعى و قبیله اى، انسان را از خلافكارى باز مى دارد. لذا قرآن به همسران پیامبر اكرم مى فرماید: «كیفر خلاف شما، دو برابر سایر زنان است؛ زیرا شما همسر پیامبر هستید.»(433)
خاطره
شخصى به نام شقرانى در زمان امام صادق علیه السلام مرتكب خلاف شرابخوارى شد. امام صادق علیه السلام به او فرمود: اى شقرانى! كار زشت از هر كس كه سر زند، زشت است؛ ولى اگر از تو سرزند، زشت تر است؛ همان گونه كه كار نیكو از هر كس نیكوست؛ ولى اگر از تو سرزند، نیكوتر است. این به خاطر جایگاه مذهبى و اجتماعى تو است. تو از بستگان ما هستى. پس، قدر خود را بدان!(434)
گاهى كفّار با رهبرشان مسلمان مى شدند. پیامبر اكرم (ص) رهبر آنان را به عنوان سرپرست همان گروه مسلمان شده منصوب مى كرد و اجازه نمى داد كسى كه تا دیروز محبوب مردم بوده است، امروز به خاطر مسلمان شدن، فردى عادى باشد.
بسیار دیده شده است كه افرادى به خاطر یك سرفه، یا عطسه در پشت دوربین تلویزیون، از بینندگان عذرخواهى مى كنند، در حالى كه این فرد اگر پشت دوربین نبود، عذرخواهى نمى كرد. این به خاطر توجه به موقعیتى است كه احساس مى كند.
آرى! توجه به مقام و موقعیت و شخصیت افراد، یكى از عوامل بازدارنده از منكرات و كارهاى زشت است. لذا سفارش شده است: «حتى نزد نزدیكان خود، آداب را مراعات كنید؛ زیرا خودمانى شدن و شوخى، پرده حیا را پاره و راه را براى ارتكاب گناه باز مى كند.»
این دستور حتّى نسبت به كودكان باید مراعات شود.
اگر مى خواهیم فرزندمان به سفارشهاى ما عمل كنند، باید آنان را با نام نیكو صدا زنیم و به آنان شخصیت بدهیم.(435) در حدیث مى خوانیم: پیامبر خدا، نام كودكان را با كنیه مى برد.
اسلام مى گوید: بردگان را با كلمه فتى (جوانمرد) صدا بزنید.
از ابتكارات اسلام، تغییر نامهاى بد به نیكو و معنادار بود. و در قرآن آیاتى پیرامون نهى از بد صدا زدن افراد آمده است.(436)
به هر حال، نام نیك، احترام، توجه به كمالات، محبّت و تشویق، ریسمانها و راهروهاى موفقیت در امر به معروف و نهى از منكر هستند. حتّى اگر شخصى هیچ كمالى ندارد، ولى نیاكان و بستگان او، یا منطقه مسكونى او، یا اساتید و دوستان او از مقام و موقعیتى برخوردارند، براى دعوت به خیر مى توان از این اهرمها استفاده كرد؛ براى مثال مى توان گفت: تو كه فرزند فلانى هستى! تو كه اهل فلان منطقه هستى! تو كه از دوستان و یاران فلانى هستى! شایسته است كه این گونه باشى؟