امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

7- سرعت و صراحت

در حدیث مى خوانیم: چشم انسان با ایمان هنگام دیدن حرام به هم نمى خورد؛ جز آنكه آن را تغییر دهد.(354)
اصولى را كه باید مراعات كرد!
1. در شناخت منكر تجسس نكنیم! اگر خلافى روشن شد، نهى كنیم، امّا حق نداریم به سراغ كشف خلاف برویم.
2. طورى امر و نهى نكنیم كه دیگران به مخاطب ما زخم زبان بزنند (در برابر افرادى كه نسبت به گنهكار حسادت دارند و این نهى ما را چماغى علیه او مى كنند، نهى نكنیم).
3. شؤون افراد را در نظر بگیریم؛ براى مثال، كسى را كه مخفیانه گناهى كرده است، علنى نهى نكنیم.
4. اگر احتمال دهیم كه شخص خلافكار پیش خود منطق و توجیهى دارد و خلاف او براى ما ثابت نشده است، اقدام بر امر و نهى نكنیم؛ مثل كسى كه خبر از سالروز شهادت فلان امام ندارد و عروسى راه انداخته است.
5. شؤون خودمان را نیز در نظر بگیریم.
6. امر و نهى به فرد در قالبى نباشد كه نظام تضعیف شود (گاهى نهى از منكرى در مورد فردى به دلیل شرایط خاص، انتقاد از نظام مى شود).
7. با گناه مخالفت كنیم و نه با گناهكار.
8. خود را برتر از دیگران ندانیم.
9. اصل حمل بر صحت را فراموش نكنیم.
10. شرایط زمانى و مكانى را در نظر بگیریم (حضرت على علیه السلام فرمودند: اگر مسلمانى خلاف كرد و شما او را در سرزمین كفار یافتید، در آنجا اقامه حدّ نكنید. شاید با این كار شما او به كفار وابسته شود.(355)
هشدارها
از آنجا كه شیطان مكّار به اندازه تاریخ عمر و تجربه و شیطنت دارد، گاهى براى وادار كردن به منكر از راه معروف وارد مى شود؛ براى مثال:
1 - روح انسان را به كارهاى جزئى گرایش مى دهد تا ظرف روح را پر كند و دیگر فرصتى براى كارهاى مهمتر نماند.
2 - فرد را به كارهاى نیكى وادار مى كند كه آسیب پذیرتر است و بیشتر در معرض غرور و عجب و یا سمعه است.
3 - چنان انسان را به كارهاى نیك وادار مى كند تا روح را از عبادت متنفر سازد و روح یكسره ترك عبادت كند.
4 - انسان را به سمتى متمایل مى كند كه در قالب بیان حق، نفس خود را مطرح كند.
5 - گاهى چهره عبادى را پررنگ مى كند تا چهره سیاسى كمرنگ شود.
حضرت على علیه السلام به كمیل فرمود: اى كمیل! به خدا سوگند از پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله شنیدم كه شیطان افرادى را به انجام گناهان بزرگ زشت وادار مى كند، مثل زنا و شرب خمر و ربا و قمار و نظیر آن. سپس (براى آرام كردن وجدان دینى) عبادات سنگین و سخت را براى آنان دوست داشتنى مى كند؛ نظیر ركوع و سجودهاى با خضوع و خشوع. سپس آنان را به پذیرفتن رهبران انحرافى وا مى دارد.(356)
6 - توجه به زمان ؛ یكى از یاران حضرت على علیه السلام را مار گزید. حضرت على علیه السلام به او فرمود: آیا مى دانى چرا تو را مار گزید؟
گفت: نه! فرمود: آیا یادت هست كه قنبر نزد فلان ستمگر رفت و تو به احترام من، به قنبر احترام گذاشتى و براى او قیام و از او ستایش كردى؟ ستمگر از تو پرسید: آیا در حضور من براى غلام على احترام مى نهى؟! گفتى: چرا برنخیزم، در حالى كه فرشتگان الهى بالهاى خود را به احترام او مى گسترانند. ستمگر همین كه این همه ستایش را براى خادم على علیه السلام شنید، كینه اش برافروخت و قنبر را تحت آزار خود قرار داد و با تهدید از من پیمان گرفت كه كتكى به قنبر بزند و به كسى نگویم. كیفر زمان نشناسى تو، همین مار بود.(357)
در این ماجرا، مار گزیده به خیال خود معروف انجام مى داد؛ ولى معروفى كه در درونش منكرى نهفته بود. چه بسیار حركاتى از ما سر مى زند كه ما خیال مى كنیم معروف است؛ ولى بى توجهى به شرایط زمانى و مكانى، در واقع غیر معروف است. همین امروز كه این صفحه را مى نوشتم، گروهى از مؤمنان بازار نزدم آمدند و از امام جماعت بازار كه با نافله هاى نماز ظهر و عصر نمازش را طولانى مى كند و به همین خاطر گروه زیادى در نماز شركت نمى كنند، گلایه ها داشتند. این امام جماعت محترم به خیال خود، نوافل مى خواند؛ ولى این معروفى است كه مردم را از شركت بیشتر در نماز واجب باز مى دارد.

از كجا شروع كنیم

1 - از خود ؛
ناگفته پیداست كه تأثیر كلام ما، زمانى است كه خود گرفتار منكر نباشیم و به آنچه سفارش مى كنیم، ابتدا خودمان عمل كرده باشیم تا مشمول انتقادهاى تند قرآن نباشیم. قرآن مى فرماید: اى كسانى كه ایمان آورده اید! چرا آنچه را مى گوئید عمل نمى كنید؟(358)
و در جاى دیگرى مى فرماید: آیا مردم را به نیكى سفارش مى كنید، در حالى كه خودتان را فراموش مى كنید؟(359)
حضرت على علیه السلام مى فرماید: تا خودم كارى را انجام ندهم، سفارش آن را نمى كنم و تا خودم از كارى دورى نكنم، شما را از آن باز نمى دارم.(360)
آرى! آئینه زمانى مى تواند زشتى و زیبایى را نشان دهد كه خودش گرد و غبار نداشته باشد. البته، عمل، رمز موفقیت است و نه رمز وجوب.(361)
2 - از خانواده ؛
ناگفته پیداست كه اصلاح خود و خانواده، مقدم بر اصلاح جامعه است. قرآن مى فرماید: اى پیامبر! اول به دختران و همسرانت سفارش كن و آن گاه به زنان دیگر.(362)
و در جاى دیگر مى خوانیم: اى مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتش حفظ كنید!(363)
قرآن در ستایش یكى از انبیا مى فرماید: او خاندان و بستگان خود را به نماز سفارش مى فرمود.(364)
حضرت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا ابتدا على اكبر را به جبهه فرستاد و بعد جوانان دیگر را. امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق، براى فرزندان حق ویژه اى بیان فرموده است. قرآن از كسانى كه نسبت به خاندان خود سوز و گدازى دارند، ستایش كرده است.(365)
البته، این بدان معنا نیست كه تا بستگان اصلاح نشده اند، انسان به سراغ دیگران نرود، زیرا گاهى همسر و فرزند قابلیّت هدایت ندارند، ولى دیگران حرف حق را مى پذیرند. نمونه آن، پسر نوح(366) و همسر لوط است.
اصلاح خانواده، زیربناى اصلاح جامعه است؛ زیرا جامعه چیزى جز خانواده هاى در كنار هم نیست. پیامبر اسلام نیز در ابتداى بعثت مأمور مى شود كه بستگان نزدیكش را هشدار دهد.(367)
بخش مهمى از توفیق مردان بزرگ، مرهون همفكرى و همكارى و همیارى همسر و بستگان آنهاست. در روایات مى خوانیم: نشانه سعادت است اگر كسى فرزندش بازو و همكار او باشد.(368)
البته، اصلاح نسل با امر و نهى به تنهایى نمى شود. كسانى كه به فكر نسل صالحى هستند، باید از ابتدا در انتخاب همسر و سپس در تهیه لقمه حلال و انتخاب استاد گامهاى عمیق و زیربنایى بردارند.
امیر المومنین علیه السلام فرمود: شنیده ام در بازار، مردان نامحرم به زنان شما تنه مى زنند. آیا حیا نمى كنید؟ خداوند لعنت كند كسى را كه از خود غیرت نشان نمى دهد.(369)
3 - از نسل نو ؛
در امر به معروف و نهى از منكر، اگر به سراغ نسل نو برویم، توفیق بیشترى خواهیم داشت. این حقیقت نیاز به تجربه ندارد و آیات و روایات رسیده معصومین گویاى آن است. اینك ما به چند نمونه از آن اشاره مى كنیم:
1 . در زمان فرعون، تنها نسل نو به حضرت موسى گرویدند.(370)
2 . ناراحتى كفار از پیامبر اسلام این بود كه حضرت، جوانان را جذب كرده بود.(371)
3 . حضرت على مى فرماید: روح نوجوان همچون زمین خالى است و آموزش نوجوان نقش بر سنگ است.(372)
4 . در روایات مى خوانیم: علیك بالاحداث فانهم اسرع الى الخیر؛ به سراغ نسل نو بروید، زیرا كه آنان زودتر از دیگران به سوى خیر گرایش پیدا مى كنند.(373)
رسول خدا فرمود: جوانان با من موافقت و پیران با من مخالفت كردند.(374)
4 - همسایگان ؛
بعد از اصلاح خود و بستگان، نوبت به اصلاح همسایگان مى رسد. رسول خدا صلى الله علیه و اله فرمود: چرا مردم همسایگان خود را آموزش نمى دهند؟ موعظه نمى كنند؟ امر به معروف و نهى از منكر نمى كنند؟ و چرا همسایگان حاضر نمى شوند آموزش ببینند؟
سپس پیامبر (ص) فرمود: من این همسایگان بى تفاوت را تحت تعقیب و عقوبت قرار خواهم داد.(375)
از آفات شهرهاى بزرگ، زندگى ماشینى و ایجاد مراكز عمومى، كمرنگ شدن و یا بى رنگ شدن نظام همسایه دارى است. غافل از آنكه اگر همسایگان به فكر یكدیگر باشند، صدها مشكل یكدیگر را حل مى كنند. اگر همسایه بى سواد روزى نیم ساعت نزد همسایه باسواد درس بخواند، از بودجه اى كه دولتها براى سوادآموزى مى گذارند، مى توان هزاران خانه براى بى مسكنها تهیه كرد.
آرى! اگر همسایگان در عزا و شادى و مسافرت با دلسوزى یار یكدیگر باشند، بسیارى از مشكلات حل مى شود. به یك مثال توجه فرمائید:
در یك محلّه، خانمى كه محل كارش بیمارستان یا مدرسه است، به خاطر كودكى كه دارد، باید مشكلاتى را تحمل كند. از جمله:
1 . بیدار كردن كودك خواب آلود در اول صبح.
2 . بغل كردن آن در سرما و گرما و نگرانیهاى برف و باران.
3 . تأخیرى كه در محل كار دارد.
4 . بودجه اى كه صرف هزینه مهد كودك مى كند.
در حالى كه همسایگى همین خانم ممكن است خانمهاى بزرگسال و بى بچه اى باشند كه حاضرند كودك همسایه را نگهدارى كنند، تا مادر بتواند با خیال راحت و سر وقت به بیمارستان برود. و مریضى را از مرگ نجات دهد؛ یا به مدرسه برود و بدون نگرانى درس بهترى دهد. همین بركات در سایر شغلها نیز هست. براى مثال، پزشكى كه هر هفته یك ساعت به مسجد محله مى آید تا مریضهاى كم درآمد محلّه را درمان كند. این پزشك با این حركت خود، به مسجد رونق مى دهد؛ روحیه مردمى خود را تقویت مى كند؛ به فقرا كمك مى كند، محبوبیت پیدا مى كند. در این صورت، اگر پزشك هم كارى داشت، مردم با جان و دل برایش انجام مى دهند و اگر سفرى داشت، خانه او را حفاظت مى كنند.
این روابط اگر براى خدا و با برنامه ریزى صحیح و با در نظر گرفتن مركزیت مسجد انجام شود، لذّت بخش است و كام همه را از شیرینى پر خواهد كرد.
آرى! با كمك روحانى شخص ناآشنایى به دین پیدا نخواهد شد. با امانت دادن كتاب، فشار خرید كتاب از دوش مردم برداشته خواهد شد. با در اختیار گذاشتن منازل بزرگ و وسائل لازم، اجاره تالار و ظروف براى امر خیر از دوش مردم برداشته خواهد شد. حیف كه ما به خاطر كنار گذاشتن بعضى از دستورات اسلام، میلیاردها پول و میلیونها ساعت عمر را تلف مى كنیم. وزیر بهدارى جمهورى اسلامى مى گفت: ما با تبلیغ صحیح و به حق در مورد شیر مادر و توجه دادن مادران شیرده به روایات و سفارشهاى اسلام نسبت به اهمیت شیر مادر، توانسته ایم صدها میلیون دلار در خرید شیر خشك از كشورهاى بیگانه صرفه جویى كنیم و در توسعه بیمارستانهاى مجهّز در نقاط محروم، گامهاى مهمى برداریم.

آنجا كه حكومت باید قیام كند

منكرات فردى را افراد نهى مى كنند و منكرات قبیله اى را قبیله ها؛ اما گاهى منكرات در سطح وسیعى مطرح است كه جز با حركت دولت، امكان نهى از آن نیست. براى مثال، حكومتى بر مردمى تجاوز مى كند. و شعله جنگ در میان حكومت و مردم بالا مى گیرد. در اینجا، اگر اصلاح و موعظه و نامه و تذكر كارساز شود، باید كشورهاى اسلامى به پا خیزند و دست به اصلاح بزنند. اگر متجاوز تن به اصلاح و معروف نداد، بر او بشورند و با قیام مسلحانه او را سركوب كنند. این سركوب باید بقدرى محكم و طولانى باشد كه متجاوز، به امر خدا برگردد و به حركتهاى دفعى و سطحى و ایذائى بسنده نكنند.(376)
وظیفه حكومت تنها در این موارد نیست؛ بلكه باید از آمرین به معروف و ناهیان از منكر كه طبق وظیفه فردى نیز تذكر مى دهند، حمایت كرد؛ زیرا اگر خلافكار بداند كه دولت حامى امر به معروف كنندگان است، زودتر و بهتر دست از خلاف بر مى دارد.
همكارى دولت و مردم همیشه كارساز بوده است و هیچ یك به تنهایى توفیق كامل را به دست نخواهند آورد. لذا براى اجراى احكام نورانى اسلام باید حكومت اسلامى در كار باشد؛ وگرنه بسیارى از احكام كه نیاز به قدرت دارد، به زمین خواهد ماند. آرى! ولایت فقیه یك ضرورت براى اجراى احكام الهى است.
سالم سازى محیط
از جمله مواردى كه در انجام معروف و رها كردن منكرات نقش مهمى دارد، وظیفه دولت، شهردارى، سازمانها و ارگانها در سالمسازى محیط است. محیط و جامعه در گرایشهاى فكرى و اخلاقى افراد اثر مى كند. نمونه هایى از قرآن را نقل كنیم :
1 . در تاریخ بنى اسرائیل مى خوانیم: «همین كه با معجزه موسى (ع) از رود نیل گذشتند، گروهى بت پرست را دیدند. فوراً تحت تأثیر قرار گرفتند و از موسى خواستند كه حضرت براى آنان بت قرار دهد تا آنها گِردَش عبادت كنند.»(377)
اگر در جامعه بت باشد، بت پرست هم پیدا مى شود؛ لذا باید جامعه را پاكسازى كرد.
2 . موسى به سامرى گفت: «به خدا سوگند كه گوساله طلایى تو را آتش مى زنم و خاكسترش را به دریا مى ریزیم.»(378)
3 . حضرت ابراهیم یك تنه تبرى به دست گرفت، وارد بتكده شد و همه بت ها را شكست. سپس تبر را به گردن بت بزرگ آویخت.(379)
4 . ماجراى مسجد ضرار ؛ منافقان در مدینه با وجود مسجد پیامبر اكرم (ص)، مسجد دیگرى ساختند تا در سایه نام مسجد، نیروهاى خود را تمركز دهند و با دشمنان خارجى ارتباط برقرار كنند. آنها براى به رسمیت شناخته شدن مسجدشان از پیامبر اكرم (ص) دعوت كردند به امامت خویش، نماز جماعتى در آنجا برگزار كند. حضرت كه در آستانه جنگ تبوك بودند، پاسخ مثبتى ندادند. پس از آنكه رفتند و برگشتند، مردم را براى خراب كردن مسجدى كه مركز تجمع منافقین بود، بسیج كردند. از این ماجرا در قرآن به اشاره ذكر شده است.
از چهار نمونه اى كه از قرآن نقل كردم، مى توان چنین نتیجه گرفت كه براى اجراى نهى از منكر باید ابتدا، مراكز و انسانهاى فتنه خیز را از جامعه حذف كرد؛ زیرا بدون محو كردن آنها، نهى از منكر، مبارزه با معلول و رها كردن علت هاست. نظام و حكومتى كه بنا دارد امر به معروف و نهى از منكر را احیا كند، باید براى سالمسازى محیط گامهایى بردارد؛ از جمله:
1 - تبلیغ در مورد ازدواج آسان و دادن وام ازدواج به جوانها.
2 - تفكیك مراكز دختر و پسر در همه مقاطع تحصیلى، پارك ها، مكانهاى عمومى، بیمارستانها و حتى مراكز خدماتى (تا آنجا كه امكان دارد)؛ تا زنان بتوانند با لباس ساده مشغول به كار شوند و مردان نیز مزاحمتى نداشته باشند.
3 - جلوگیرى از تولید فیلمها، نوارها، كتابهایى كه در آنها زمینه هاى انحراف و فساد و ابتذال زیاد است؛ بخصوص بستن بعضى از شركت ها، بوتیك ها و مؤسسات منحرف و یا جلوگیرى از ارائه لباسها و ...
4 - دقت در گزینش افراد تا مهره هاى وابسته و فتنه گر، میدانى براى رشد افكار خود نداشته باشند. بخشى از این اقدامات بحمدالله در سایه جمهورى اسلامى انجام شده و امید است كه كامل شود.
5 - از آنجا كه حیا مانع بسیارى از گناهان و نداشتن حیا زمینه ساز انواع منكرات است، مسؤولان نظام باید اصل حیا را در تار و پود جامعه مراعات كنند تا میدانى براى رشد خلافكاران پیدا نشود.
از جمله، دولت اجازه ساختن ساختمان هایى را كه ساكنان آن به طور طبیعى حیا را از دست مى دهند، به كسى ندهد. آرى! در ساختمان هایى كه فرد در درون خانه خود همه جاى خانه همسایه را مى بیند، حیایى نمى ماند.
6 - توجه به زمانبندى براى ورود و خروج دختران و پسران در بازدید از موزه ها، آزمایشگاهها، نمایشگاهها؛ یكى از اصول مدیریت كسانى است كه مى خواهند مدیریت آنان بر اساس تقوا باشد.
7 - برنامه ریزى براى پر كردن ایام فراغت جوانان، یكى دیگر از مسائلى است كه در سالمسازى محیط و ترك منكر نقش دارد.
8 - لباس شنا را مى توان طورى طراحى كرد كه ضمن سادگى و سبكى، كوتاه نباشد، در اینجا حدیثى را نقل مى كنم:
امام حسن و امام حسین (ع) كودكانى بودند كه با شلوار بلند وارد فرات شدند. شخصى به آن دو عزیز گفت: «لباس شما خراب شد.»
این دو عزیز در پاسخ او فرمودند: «خراب شدن شلوار بهتر از خراب شدن دین و حیا است.»(380)
9 - اسلام براى سالمسازى محیط، هنرهاى دستى، تربیت كودكان، و مدیریت داخلى را به زن سپرده است و تا حد امكان با سپردن كارهاى مفید در محل آرام خانه، زن را ازخارج شدن بدون دلیل و دور از چشم شوهر نهى فرموده است. البته، هر كجا كه نیاز باشد،به زن اجازه خروج داده است؛ از جمله رفتن به مكه بدون شوهر.
آنچه محیط را فاسد مى كند، رها شدن، ولگردى، بى هدفى است؛ وگرنه اسلام به زن اجازه راهپیمایى، شركت در انتخابات، داشتن استقلال اقتصادى و سیاسى، شركت در عالیترین كنگره هاى علمى، نوشتن انواع مقالات تخصصى و تربیتى و علمى را داده است. قرآن به آشنایى با تاریخ زنان نمونه همچون آشنایى با تاریخ مردان نمونه سفارش كرده است.(381)
قرآن همان طور كه از بعضى از مردان نام برده، ستایش كرده و آنان را الگوى دیگران قرار داده است، همسر فرعون را هم الگوى همه اهل ایمان در طول تاریخ قرار داده است. قرآن با الگو قرار دادن زن فرعون به دنیا ثابت كرد كه زن تحت تأثیر مرد نیست؛ بلكه مى تواند بر خلاف انحرافات شوهر، استقلال فكرى داشته باشد. زن با اینكه در خانه شوهر و سر سفره اوست، اما نیاز اقتصادى در شخصیت او اثر نمى گذارد. نان فرعون را مى خورد، ولى علیه او قیام مى كند. انسان مى تواند جبر محیط و اقتصاد و فشار سیاسى را از بین ببرد؛ حتى اگر در خانه فرعون باشد؛ ولى با همه این مطالب، هر چه اختلاط زن و مرد كمتر باشد، محیط به سلامت نزدیكتر و میدان براى رشد منكرات تنگتر است.
10 - دفع موانع ؛ متأسفانه براى انجام معروف ها آن قدر موانع سر راه است كه انجام معروف را براى عموم مردم مشكل و گاهى غیر ممكن مى كند. به چند مثال توجه فرمایید:
الف ) اگر در ایام امتحانات نسل نو، فیلمهاى پر جاذبه فكر آنان را به خود جلب كند، نتیجه اى جز شكست در امتحانات نخواهد داشت. در اینجا، فیلمها مانع از انجام معروف و تحصیل است كه دولت باید با برنامه ریزى زمانبندى صحیح، زمینه مناسب را فراهم كند.
ب ) اگر شروط ازدواج را بقدرى بالا ببریم كه جوانان نتوانند داماد شوند، این شرطها مانع معروف خواهد بود و این نیز از وظایف حكومت است.
ج ) اگر هنگام نماز اول وقت، اساتید برنامه درسى داشته باشند؛ سرویسهاى آشپزخانه غذا بدهند؛ تلویزیون فیلم نشان بدهد؛ مشترى به فروشنده مراجعه كند؛ به طور قطع همه این برنامه ها مى توانند براى بزرگترین معروف ها (نماز) مانعى باشند.
د ) اگر لباسهاى مبتذل فراوان و ارزان، ولى لباسهاى غیر مبتذل گران یا نایاب باشد، مانع معروف است.
ه ) بسیارى از قوانین دست و پاگیر، كاغذ بازى ادارات و ... از موانع هستند.
و ) اگر از ادامه تحصیل دخترى كه عروسى كرده است، در دبیرستان جلوگیرى كنیم، مانع معروف شده ایم.
ز ) اگر راننده اى كه افتاده اى را از خیابان به بیمارستان مى رساند، بازداشت كنیم، مانع معروف شده ایم.
ح ) اگر براى صدور كتاب هاى مفید به خارج از كشور كرایه سنگینى مقرر كنیم، مانع معروف شده ایم.
ط ) اگر بى دلیل به زیر دستان اخم كنیم، طورى كه از ما بترسند و به جاى حقیقت، دروغ بگویند، مانع معروف شده ایم.
ى ) اگر به خاطر طولانى شدن زمان نماز جماعت، عده اى به مسجد نیایند، مانع معروف شده ایم.
ك ) اگر با توقعات نابجا جلو ازدواج عروس و دامادى را بگیریم و یا آنها را به ریاكارى، وام گیرى، تأخیر در ازدواج واداریم - نظیر آنكه بگوییم: چون فلانى در فامیل از دنیا رفته است، مراسم عروسى باید تا فلان زمان به عقب افتد - همه مانع معروف هستند.