امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

3- قصد قربت

اگر آمر انتقادى مى كند، براساس سلیقه شخصى، حزب سیاسى، عقده درونى و كینه و انتقام نباشد. قرآن مى فرماید: ریشه بعضى از انتقادها، مسائل شخصى است.(320)
اگر امر و نهى براى خدا باشد و مسائل قبیله اى، محلّى و صنفى و حزبى و اقلیمى و نژادى و زبانى در آن نباشد، مؤثرتر است؛ زیرا حرف صاف بر دل صاف مى نشیند؛ ولى اگر حرف همراه با اغراض دیگرى باشد و یا شنونده روح سالمى نداشته باشد، امر به معروف اثر نخواهد داشت.
خاطره
شخصى به نام همّام از حضرت على علیه السلام نشانه و اوصاف افراد با تقوا را سؤال كرد. امام كمى تأمل فرمود. اما همّام اصرار كرد و امام نشانه هایى فرمود. ناگهان همام فریاد كشید و از دنیا رفت. امام فرمود: موعظه خالصانه در دل آماده این گونه اثر مى كند.(321)
قرآن بارها سفارش مى كند كه حبّ و بغضها شما را از مرز حق خارج نكند! مرز اخلاص بسیار دقیق و ظریف است و با اندك لغزشى از مدار اخلاص به مدار شرك كشیده مى شویم. نشانه اخلاص آن است كه توقع پاداش و تشكرى از كسى نداشته باشیم.(322)
علامت اخلاص آن است كه نخواهیم در برابر كار از ما ستایشى شود. علامت اخلاص آن است كه براى ما، نوع كار، مكان كار، زمان كار و امثال آن مهم نباشد. در وادى اخلاص تمام ملاكها و روابط محو مى شود و تنها ارزشهاى الهى به حساب مى آیند. لذا:
قرآن به نوح مى گوید: پسرِ كافر تو باید غرق شود!
به لوط مى گوید: همسر تو باید هلاك شود!
به پیامبر اكرم مى گوید: بریده باد دست ابى لهب، عموى تو!
به ابراهیم مى گوید: حق دعا براى عموى بت پرست خود را ندارى!

4- صعه صدر

همینكه حضرت موسى مأمور تبلیغ شد، از خداوند روح بزرگ و سعه صدر خواست. خداوند دعاى او را مستجاب كرد: لذا موسى با روحیه اى قوى به سراغ فرعون رفت. امر و نهى بدون روحیه، امكان ندارد.
كسى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كند، در برابر تمایلات مردم ایستاده است و قهراً از ناحیه بعضى مردم مورد نامهربانى قرار خواهد گرفت. او اگر سعه صدر نداشته باشد، بایكى دو برخوردِ تند از طرف مردم از انجام وظیفه دست برخواهد داشت. قرآن در نشانه بندگان خوب خداوند مى فرماید: آنان، كسانى هستند كه هرگاه با افراد ناآگاه برخورد كنند، با سلام و مسالمت رد مى شوند.(323)
مگر به انبیا نسبت جنون(324) ، سحر(325) ، سفاهة(326) ، گمراهى(327) برترى خواهى نمى دادند؟
دعوت به حق و امر به معروف و نهى از منكر، كار انبیاست و مشكلات انبیا را نیز خواهد داشت. انبیا تهمتها را با صبر و سعه صدر پشت سر مى گذاشتند. براى مثال، درباره كسانى كه مى گفتند: ما تورا سفیه مى بینیم، مى فرمودند: لیس بى سفاهة(328)؛ در من سفاهتى نیست. یا در برابر نسبت گمراهى مى فرمودند: لیس بى ضلالة(329)؛ در من گمراهى نیست.
صبر و پایدارى سفارشى است كه خداوند به انبیا مى كند.(330)
گذشت از لغو، از صفات برجسته مؤمنان است.(331)
انبیاى بزرگوار نه تنها با كلمات ناروا، بلكه با تهدید و تبعید و شكنجه و قتل مردم رو به رو مى شوند.(332)
ولى توجه به اینكه:
1. ما زیر نظر خداوند هستیم و خداوند هر لحظه كار را مى بیند و به ما توجه و لطف دارد.(333)
2. پیروزى با طرفداران حق است.(334)
3. هر چه كار سخت تر باشد، پاداشش بیشتر است.(335)
4. این راهى است كه همه انبیا و اولیا رفته اند.(336)
راه را براى انسان آسان مى كند؛ تا آنجا كه از هیچ تهدید و سرزنشى نمى هراسد.(337)

5- نرمخویى و حسن خلق

در امر و نهى به مردم نرمخو باشیم. خداوند به پیامبرش مى فرماید: تو وكیل مردم نیستى؛(338) تو بر مردم سیطره ندارى؛(339) تو نسبت به ایمان مردم، حق اجبار ندارى؛(340) حق اكراه هم ندارى.(341)
كسى كه امر و نهى مى كند، بدیها را با خوبى دفع كند.(342) و اهل انتقام و غیظ نباشد؛(343) مردم از گرد افراد بداخلاق فرار مى كنند.(344)
باید با منكرات و كار بد مردم مخالف باشیم و نه با خود آنان.(345) با جهل مخالف باشیم، نه با جاهل. نگاه ما به گناهكار، نگاه پزشك باشد به بیمار و نه نگاه انسان به دشمن. باید خوبیهاى او را نیز در نظر بگیریم. ممكن است انسان گناهى انجام دهد، ولى خوبیهایى نیز داشته باشد. اگر ابتدا خوبیهاى او را بیان كنیم و او احساس كند كه ما دوست او و قدردان كمالات او هستیم، طورى كه تذكر ما به او براى تكمیل خوبیهاى اوست، به طور حتم به نتیجه خواهیم رسید. در برخورد نباید قیافه متكبرانه بگیریم كه از نشانه هاى مردان خدا، تواضع در حركت است.(346)
آرى! باید نسبت به مردم با تواضع باشیم. در قرآن مى خوانیم كه خداوند به پیامبرش مى فرماید: تو بال تواضع خود را نسبت به مؤمنان باز كن و آنان را زیر بال بگیر!(347)
از لغزش مردم در هنگام عذرخواهى بگذریم كه این، نشانه جوانمردان تاریخ است. همین كه برادران یوسف از او عذرخواهى كردند، فرمود: امروز ملامتى بر شما نیست.(348)
همین بزرگوارى را رسول اكرم صلى الله علیه و اله هنگام فتح مكّه نسبت به همه كسانى كه او و یارانش را سالها آزار دادند، از خود نشان داد و همه را یكسره بخشید. ما باید در مواردى، حتى از زیردستان خود عذرخواهى كنیم. باز هم نمونه اى از رفتار پیامبر عزیز نقل مى كنم. اجناسى را نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله آوردند. حضرت به هنگام تقسیم ملاحظه فرمود كه به همه نمى رسد. پس، به افرادى داد كه محتاجتر بودند؛ ولى براى دلنوازى سایرین از آنان عذرخواهى كرد.(349)
ممكن است افرادى كه مورد امر و نهى، قرار مى گیرند، در خود احساس شرمندگى یا شكست كنند. در اینجا، براى جبران این احساس مى توانیم با كلماتى لطیف یا دعایى، دل او را به دست آوریم.