امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

2- اراده و عزم

كسى كه بنا دارد به وظیفه مهم امر به معروف عمل كند، نباید كار خود را بر اساس قهر و صلح مردم تنظیم كند. قرآن مى فرماید: امر به معروف و نهى از منكر نیاز به عزم و اراده قوى دارد.(318)
خاطره
در قرآن مى خوانیم: حضرت موسى (ع) و خضر (ع) گرسنه وارد منطقه اى شدند و با اینكه مردم آن دیار از این دو پیامبر حتى با كمى نان پذیرایى نكردند، ولى آن دو بزرگوار همین كه دیوارى را در آستانه خرابى دیدند، تصمیم به تعمیر دیوار گرفتند، در واقع بى وفایى مردم در آن دو بزرگوار اثرى نگذاشت.(319)

3- قصد قربت

اگر آمر انتقادى مى كند، براساس سلیقه شخصى، حزب سیاسى، عقده درونى و كینه و انتقام نباشد. قرآن مى فرماید: ریشه بعضى از انتقادها، مسائل شخصى است.(320)
اگر امر و نهى براى خدا باشد و مسائل قبیله اى، محلّى و صنفى و حزبى و اقلیمى و نژادى و زبانى در آن نباشد، مؤثرتر است؛ زیرا حرف صاف بر دل صاف مى نشیند؛ ولى اگر حرف همراه با اغراض دیگرى باشد و یا شنونده روح سالمى نداشته باشد، امر به معروف اثر نخواهد داشت.
خاطره
شخصى به نام همّام از حضرت على علیه السلام نشانه و اوصاف افراد با تقوا را سؤال كرد. امام كمى تأمل فرمود. اما همّام اصرار كرد و امام نشانه هایى فرمود. ناگهان همام فریاد كشید و از دنیا رفت. امام فرمود: موعظه خالصانه در دل آماده این گونه اثر مى كند.(321)
قرآن بارها سفارش مى كند كه حبّ و بغضها شما را از مرز حق خارج نكند! مرز اخلاص بسیار دقیق و ظریف است و با اندك لغزشى از مدار اخلاص به مدار شرك كشیده مى شویم. نشانه اخلاص آن است كه توقع پاداش و تشكرى از كسى نداشته باشیم.(322)
علامت اخلاص آن است كه نخواهیم در برابر كار از ما ستایشى شود. علامت اخلاص آن است كه براى ما، نوع كار، مكان كار، زمان كار و امثال آن مهم نباشد. در وادى اخلاص تمام ملاكها و روابط محو مى شود و تنها ارزشهاى الهى به حساب مى آیند. لذا:
قرآن به نوح مى گوید: پسرِ كافر تو باید غرق شود!
به لوط مى گوید: همسر تو باید هلاك شود!
به پیامبر اكرم مى گوید: بریده باد دست ابى لهب، عموى تو!
به ابراهیم مى گوید: حق دعا براى عموى بت پرست خود را ندارى!

4- صعه صدر

همینكه حضرت موسى مأمور تبلیغ شد، از خداوند روح بزرگ و سعه صدر خواست. خداوند دعاى او را مستجاب كرد: لذا موسى با روحیه اى قوى به سراغ فرعون رفت. امر و نهى بدون روحیه، امكان ندارد.
كسى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كند، در برابر تمایلات مردم ایستاده است و قهراً از ناحیه بعضى مردم مورد نامهربانى قرار خواهد گرفت. او اگر سعه صدر نداشته باشد، بایكى دو برخوردِ تند از طرف مردم از انجام وظیفه دست برخواهد داشت. قرآن در نشانه بندگان خوب خداوند مى فرماید: آنان، كسانى هستند كه هرگاه با افراد ناآگاه برخورد كنند، با سلام و مسالمت رد مى شوند.(323)
مگر به انبیا نسبت جنون(324) ، سحر(325) ، سفاهة(326) ، گمراهى(327) برترى خواهى نمى دادند؟
دعوت به حق و امر به معروف و نهى از منكر، كار انبیاست و مشكلات انبیا را نیز خواهد داشت. انبیا تهمتها را با صبر و سعه صدر پشت سر مى گذاشتند. براى مثال، درباره كسانى كه مى گفتند: ما تورا سفیه مى بینیم، مى فرمودند: لیس بى سفاهة(328)؛ در من سفاهتى نیست. یا در برابر نسبت گمراهى مى فرمودند: لیس بى ضلالة(329)؛ در من گمراهى نیست.
صبر و پایدارى سفارشى است كه خداوند به انبیا مى كند.(330)
گذشت از لغو، از صفات برجسته مؤمنان است.(331)
انبیاى بزرگوار نه تنها با كلمات ناروا، بلكه با تهدید و تبعید و شكنجه و قتل مردم رو به رو مى شوند.(332)
ولى توجه به اینكه:
1. ما زیر نظر خداوند هستیم و خداوند هر لحظه كار را مى بیند و به ما توجه و لطف دارد.(333)
2. پیروزى با طرفداران حق است.(334)
3. هر چه كار سخت تر باشد، پاداشش بیشتر است.(335)
4. این راهى است كه همه انبیا و اولیا رفته اند.(336)
راه را براى انسان آسان مى كند؛ تا آنجا كه از هیچ تهدید و سرزنشى نمى هراسد.(337)