امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

اكتفا به حداقل

در امر به معروف ونهى از منكر به حداقل اكتفا كنیم و اگر پذیرفته شد، قدم بعدى را برداریم.
رسول خدا (ص) در روزهاى اول، مردم را به یك جمله دعوت فرمود: قُولُوا لا اِلهَ اِلاَّ اللَّه تُفْلِحُوا!: بگویید جز خداى یكتا معبودى نیست، تا رستگار شوید.
امّا قوانین سختى همچون قانون روزه، زكات و جهاد بعد از گذشت پانزده سال از بعثت نازل شد.
اگر خواستیم كسى را به نماز دعوت كنیم، تنها به آموزش واجبات اكتفا كنیم و پس از مدّتى مستحبات را بتدریج برایش بگوییم. اسلام سفارش كرده است كه امام جماعت حال ضعیف ترین افراد را مراعات كند و نماز را طولانى نكند. در قرآن مى خوانیم: چون خداوند مردم را ضعیف دید، قانون خود را تخفیف داد.(313)
در قرآن، در قوانینى كه در آن عسر و جرح وجود دارد، تخفیف داده شده است.
خاطره
در روایات است كه یك نفر مسیحى، مسلمان شد. رفیق مسلمانش سحرگاه به منزل او رفت و گفت: الان وقت نماز شب است. او را از خواب بیدار و به نماز شب واداشت. همین كه اذان صبح شد، گفت: اكنون وقت نماز صبح است. و بعد، نماز ظهر و عصر را خواندند؛ در حالى كه مى گفت، نباید از نمازها و دعاى نافله و مستحبات غافل شد. این مسلمان چنان با نماز و دعا، وقتِ مسیحى تازه مسلمان را پر كرد كه روز بعد گفت: اگر اسلام این است، همان بهتر كه مسیحى باشم.
یكى از عوامل ركود اسلام، بد معرفى كردن و تبلیغ آن توسط افراد بى تجربه و ناآگاه بوده است.
اگر پیامبر اسلام (ص) از روز اول مى فرمود: هر كس مسلمان شد، خود را آماده جهاد و شهادت كند؛ روزه بگیرد؛ خمس و زكات بدهد. كسى دین او را نمى پذیرفت. براى دعوت افراد بى حجاب، همان بس كه به مقدار واجب اكتفا كنیم. اگر در مساجد نمازهاى واجب بدون سخنرانى ومستحبات برگزار شود، به طور قطع مساجد شلوغ تر خواهد شد.
بعضى از روحانیون بین دو نماز سخنرانى مى كنند به خیال آنكه اگر بعد از نماز دوم صحبت كنند، مردم پراكنده خواهند شد؛ غافل از آنكه اینگونه سخنرانى در حقیقت مانع شركت بیشتر مردم در نماز مى شود.

به سراغ كشف نرفتن

بعضى با تجسّس به سراغ كشف عیبها و گناهان مردم مى روند تا او را نهى كنند، در حالى كه قرآن با كمال صراحت، تجسّس را تحریم كرده است.(314)
امام صادق علیه السلام در نامه اى به نجاشى نوشت: لغزشهاى مؤمنان را پیگیرى نكنید كه هر كس این گونه باشد، خداوند علاوه بر آخرت، در همین دنیا او را افتضاح خواهد كرد.(315)

نهى از منكر نه حسادت

كسى كه امر به معروف یا نهى از منكر یا انتقادى مى كند، باید براساس ارشاد باشد و نه حسادت. چه بسیار زنانى كه چون زیورآلات ندارند، در قیافه نهى از منكر مى گویند: چرا فلان خانم براى خودنمایى این همه طلا به خود آویخته است؟
یا كسى كه اهل مطالعه نیست، مى گوید: فلانى در اثر مطالعه عاقبت دیوانه خواهد شد.
یا: افراد لاابالى دیگران را به وسواس متهم مى كنند.
به هر حال، ریشه بعضى از انتقادها، عقده ها و حسادتها و كمبودهاست. قرآن مى فرماید: بعضى از مردم درباره تقسیم زكات به تو انتقاد مى كنند؛ ولى اگر مقدارى از زكات به خود آنان بدهى، راضى مى شوند و انتقادى نمى كنند؛ اما در صورتى كه ندهى، عصبانى مى شوند.(316)
این آیه به ما مى گوید: گاهى سرچشمه انتقادها مسائل شخصى و اقتصادى و روحى است و نه مكتبى.