امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آگاهى شرط امر به معروف ونهى از منكر

(265)ابوحنیفه با امام صادق علیه السلام هم غذا شدند. امام در میان غذا فرمودند: خداوندا! این نعمتها از تو و پیامبرت مى باشد.
ابو حنیفه گفت: نعمت ها تنها از خداست. چرا شما رسول را اضافه مى كنى؟ آیا این نوعى شرك نیست (اجعلتَ مع الله شریكاً)؟
امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمود: خداوند در قرآن نام پیامبر را در كنار نام خودش در نعمتهایى كه به مردم داده، آورده و فرموده است: خداوند و پیامبرش مردم را بى نیاز كردند.(266) (267)
روزى یك صوفى زاهدنما به امام صادق علیه السلام گفت: چرا شما لباسهاى نرم و لطیفى پوشیده اید؟ به خدا سوگند كه پیامبر این گونه لباسها را نمى پوشید.
امام لباس خود را كنار زد و فرمود: من زیر این لباس، لباس خشن پوشیده ام. لباس خشن زیر را براى خدا و اینكه نفس من رفاه طلب نباشد، و لباس رو را براى آراستگى میان مردم پوشیده ام.(268)
آرى! كار آمر به معروف باید آگاهانه باشد و معروف را با توجه به همه جوانب درك كند. كار او نباید بر اساس وهم و خیال، تحریكات خارجى و نفسانى و یا اخبار غیرمستند باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: تنها كسانى حق امر به معروف و نهى از منكر دارند كه چند ویژگى داشته باشند:
عالم بما یأمر به» ؛ به آنچه فرمان مى دهد، آگاه باشد.
آگاهى شرط لازم در همه اركان دین است. براى مثال، به تجار مى فرماید: الفقه ثم المتجر؛ یعنى: اول آموزش، سپس تجارت.
در حدیث مى خوانیم: هیچ حركتى نیست، مگر اینكه انسان در آن محتاج به شناخت باشد.(269)
ایمان نیز زمانى ارزش دارد كه بر اساس تفكر و تعقل باشد (نه تقلیدى و یا سطحى). قرآن در ستایش چنین افرادى مى فرماید: آنان ابتدا در آفرینش آسمانها و زمین فكر مى كنند و سپس ایمان خود را اظهار مى كنند.(270)
در مورد نماز نیز قرآن اجازه نمى دهد كه انسان در حال مستى نماز بخواند و مى فرماید: نمازى بخوانید كه بدانید چه مى گوئید.(271)
بنابراین، آگاهى از احكام و مسائل امر به معروف اولین شرط است.

نهى از منكر با منكرى دیگر ممنوع

گاهى انسان كار خلافى را مشاهده مى كند و با لحن تندى نهى مى كند. این لحن تند، منكر بالاتر است؛ براى مثال، مردى را مى بینید كه ایستاده ادرار مى كند. در مقام نهى از منكر با كلمات زشت او را نهى مى كنید. به طور قطع، به كار بردن آن كلمات، از ادرار كردن ایستاده بدتر است.
نمى توان به هر گناهكارى لقب بى دین داد. قرآن در وصف متقّین مى فرماید: آنان، كسانى هستند كه هرگاه عمل زشتى انجام دادند و یا به خویش ستم كردند، به یاد خدا بیفتند و براى گناهان خود استغفار كنند.(272)
بنابراین، صِرف انجام كار زشت و ظلم به خود، اگر بدنبالش توجه و استغفار باشد، انسان را از مدار دین بیرون نمى كند؛ البته به شرط آنكه اصرار بر گناه نداشته باشد.

با عمل خود مردم را دعوت كنیم

در قرآن، بارها از كسانى كه مردم را به حق دعوت مى كنند، ولى خود را فراموش كرده اند، انتقاد شدید شده است.(273) كسى كه این گونه باشد، گرفتار قهر بزرگ الهى مى شود.(274) حضرت شعیب به مردم مى فرماید: من در ترك آنچه شما را نهى مى كنم، پیشگام هستم.(275)
در حدیثى مى خوانیم: در جهل و انحراف انسان همین بس كه مردم را از كارى نهى مى كند كه خودش به آن كار گرفتار است.(276)
در حدیث دیگرى مى خوانیم: خداوند لعنت كند كسانى را كه امر به معروف مى كنند، ولى خودشان به آنچه مى گویند، عمل نمى كنند. مردم را نهى از منكر مى كنند، ولى خودشان مرتكب آن گناه مى شوند.(277)
در حدیث دیگر مى خوانیم: این گونه افراد را مثل الاع آسیاب در دوزخ مى گردانند و وقتى از او مى پرسند: تو چرا آمدى؟ تو كه ما را از منكرات نهى مى كردى؟ او مى گوید: چون خودم مرتكب گناه مى شدم.(278)
در روایات مى خوانیم: با عمل خودتان مردم را به راه حق دعوت كنید.(279)
براى مثال اگر پدر یا معلم در كوچه پوست خیارى دید و با نوك پا آن را كنار زد تا كسى به زمین نخورد، شاگردان با دیدن این حركت، از آن به بعد پوست خیار در كوچه و خیابان نمى اندازند. یا اگر مدیر اداره هنگام ورود چراغهاى اضافى را خاموش كند، سایر كارمندان تكلیف خود را مى فهمند. همچنین اگر مسؤولان مملكتى در صف اول نماز جمعه و جماعات باشند، نمازخانه ها و مساجد پر مى شود.
و بر عكس، اگر چهره هاى سرشناس خلافى انجام دهند، راه گناه را به روى دیگران باز مى كنند.
قرآن به زنان پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله كه از موقعیت اجتماعى و مذهبى بالایى برخوردارند، مى فرماید: اى زنان پیامبر! حساب شما از سایر زنان جداست. اگر هر یك از شما خلافى انجام دهد، دو برابر دیگران كیفر خواهد دید.(280)
در حدیث مى خوانیم: هفتاد گناه از جاهل بخشیده مى شود، قبل از آنكه یك گناه از عالم بخشیده شود؛ چون عالم با گناه خود، راه را براى دیگران آسان مى كند.
در تاریخ مى خوانیم: حضرت على علیه السلام با یك مسیحى همسفر شدند. به دو راهى رسیدند و هر یك باید از راهى مى رفت؛ اما حضرت على علیه السلام در مسیر مسیحى حركت كرد. مسیحى از او پرسید: راه شما آن جاده است. امام فرمود: مى دانم! لكن اسلام سفارش كرده است كه هرگاه دو نفر همسفر شدند، نسبت به یكدیگر حقى پیدا مى كنند و من خواستم مقدارى شما را بدرقه كنم. مسیحى به خاطر این برخورد حضرت، مسلمان شد.(281)
هارون الرشید كنیز زیبایى را به زندان نزد امام كاظم علیه السلام فرستاد تا زمینه تهمتى را فراهم كند. رفتار امام طورى بود كه كنیز را عوض كرد و او نیز مشغول عبادت شد.(282)
امام صادق علیه السلام به شیعیانى كه در میان اهل سنت زندگى مى كردند، سفارش فرمود: در نمازهاى آنان شركت كنید! مریضان آنان را عیادت كنید! جنازه هاى آنان را تشیع كنید! و در هر كار خوبى، شما پیشگام باشید.(283)
آرى! با این گونه رفتارها، دیگران به راه ما دعوت مى شوند.
سؤال
در فتواى فقها مى خوانیم: امر به معروف و نهى از منكر واجب است گرچه انسان به آنچه مى گوید، عمل نكند.
ولى در آیات و روایات از كسانى كه به گفتار خود عمل نكنند، انتقاد شدیدشده است و آنان از بزرگترین غضب شدگان معرفى شده اند. كدام یك از این دو گفتار را بپذیریم؟
پاسخ
انتقاد قرآن و روایات به كسانى است كه به طور كلّى میان گفتار و كردارشان تفاوت است؛ یعنى برنامه زندگى و رفتار آنان خلاف است. ولى در جامعه قیافه مصلح و آمر به معروف دارند. فتواى فقها این است كه لازم نیست به تمام فرامین خدا عمل كنید تا واجد شرائط امر به معروف باشید. این حقیقت را در حدیث نیز مى خوانیم كه مى گوید:
گروهى نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله آمدند و گفتند: تا ما به همه احكام عمل نكنیم، امر به معروف نمى كنیم.
حضرت فرمود: امر به معروف كنید؛ گرچه به همه آنچه مى گویید، عمل نمى كنید و نهى از منكر كنید گرچه از همه منكرات دورى نمى كنید.
توجه داشته باشید كه پیامبر عزیز مى فرماید: عمل كردن اجمالى كافى است و انتقاد قرآن و روایات نسبت به كسانى است كه به كلى اهل عمل نیستند.(284)