امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

میانه روى

مسلمان باید در امر و نهى میانه رو باشد و از هرگونه خود كم بینى و ضعف و یا خشونت و تندروى بپرهیزد.(262)

محبوبیت و نفوذ كلام

از امام صادق علیه السلام سوال شد: آیا امر به معروف و نهى از منكر بر همه واجب است؟
امام فرمود: این كار بر شخصى واجب است كه مورد احترام و اطاعت دیگران باشد و نسبت به معروف، علم و بصیرت داشته باشد، و نه بر كسانى كه خود در انتخاب راه متحیرند.(263)
بنابراین، اگر كسى خواست جلوى فسادى را بگیرد، حتماً باید مو به مو از عالم با تقوى پیروى كند تا گرفتار حركتهاى ناشیانه و خودسرانه اى كه سبب بهره بردارى دشمن و یا سوء استفاده افراد مغرض و یا مانع حركتهاى اساسى مى شود، قرار نگیرد. در اینجا حدیث جالبى را نقل مى كنیم تا بدانیم كه امر به معروف و نهى از منكر كار ساده اى نیست و هر كسى نمى تواند با هر شناختى كه دارد و با هر شیوه اى كه مى پسندد، این كار را انجام دهد. در حدیث حسینى مى خوانیم:
«صاحِبُ الاَمرِ بِالمَعروفِ یَحتاجُ الى ان یكون عالِماً بالحَلال و الحرام»: «كسى كه امر به معروف مى كند، باید دین شناس باشد و حلال و حرام را بداند».
«فارغاً من خاصّة نفسه»: «او باید گرفتار نفس خود نباشد». اگر حرفى مى زند و یا گامى بر مى دارد، براى اصلاح جامعه و رضاى خدا باشد و نه سختى دیگران و یا مطرح كردن خود.»
«ناصحاً للخلق»: «او باید خیرخواه مردم باشد و انگیزه او، سوز درونى و غیرت دینى باشد.»
«رحیماً رفیقاً بهم»: «او باید با مردم مهربان و رفیق باشد و تا ضرورت پیش نیاید، خشونت نكند.»
«داعیاً لهم باللطف»: «او باید با لطافت ومحبت مردم را به كار خیر دعوت كند.»
«حسن البیان»: «گفتارش نیكو باشد.»
«عارفاً بتفاوت اخلاقهم»: «او باید بداند كه هر كس خلق و خویى دارد و با هر كس باید طور خاصى سخن گفت.»
«بصیراً بمكر النفس»: «او باید از حیله هاى نفسانى آگاه باشد» تا مبادا در قالب امر به معروف و نهى از منكر به اهداف شومى كشیده شود.
«صابراً»: «اگر در راه امر به معروف و نهى از منكر ضربه اى دید، مأیوس نشود و پشتكار داشته باشد.»
«لا یكا فیهم و لا یشكو منهم»: «اگر از مردم آزارى دید، انتقام نگیرد و شكایتى نكند.»
«لا یستعمل الحمیه»: «در كار خود تعصب قومى و قبیله اى نداشته باشد.»
«لا یغتاظ لنفسه»: «غیظ او براى نفس نباشد»، بلكه براى خدا و كار زشت باشد. نه اینكه چرا شأن و مقام مرا مراعات نكرد.(264)

آگاهى شرط امر به معروف ونهى از منكر

(265)ابوحنیفه با امام صادق علیه السلام هم غذا شدند. امام در میان غذا فرمودند: خداوندا! این نعمتها از تو و پیامبرت مى باشد.
ابو حنیفه گفت: نعمت ها تنها از خداست. چرا شما رسول را اضافه مى كنى؟ آیا این نوعى شرك نیست (اجعلتَ مع الله شریكاً)؟
امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمود: خداوند در قرآن نام پیامبر را در كنار نام خودش در نعمتهایى كه به مردم داده، آورده و فرموده است: خداوند و پیامبرش مردم را بى نیاز كردند.(266) (267)
روزى یك صوفى زاهدنما به امام صادق علیه السلام گفت: چرا شما لباسهاى نرم و لطیفى پوشیده اید؟ به خدا سوگند كه پیامبر این گونه لباسها را نمى پوشید.
امام لباس خود را كنار زد و فرمود: من زیر این لباس، لباس خشن پوشیده ام. لباس خشن زیر را براى خدا و اینكه نفس من رفاه طلب نباشد، و لباس رو را براى آراستگى میان مردم پوشیده ام.(268)
آرى! كار آمر به معروف باید آگاهانه باشد و معروف را با توجه به همه جوانب درك كند. كار او نباید بر اساس وهم و خیال، تحریكات خارجى و نفسانى و یا اخبار غیرمستند باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: تنها كسانى حق امر به معروف و نهى از منكر دارند كه چند ویژگى داشته باشند:
عالم بما یأمر به» ؛ به آنچه فرمان مى دهد، آگاه باشد.
آگاهى شرط لازم در همه اركان دین است. براى مثال، به تجار مى فرماید: الفقه ثم المتجر؛ یعنى: اول آموزش، سپس تجارت.
در حدیث مى خوانیم: هیچ حركتى نیست، مگر اینكه انسان در آن محتاج به شناخت باشد.(269)
ایمان نیز زمانى ارزش دارد كه بر اساس تفكر و تعقل باشد (نه تقلیدى و یا سطحى). قرآن در ستایش چنین افرادى مى فرماید: آنان ابتدا در آفرینش آسمانها و زمین فكر مى كنند و سپس ایمان خود را اظهار مى كنند.(270)
در مورد نماز نیز قرآن اجازه نمى دهد كه انسان در حال مستى نماز بخواند و مى فرماید: نمازى بخوانید كه بدانید چه مى گوئید.(271)
بنابراین، آگاهى از احكام و مسائل امر به معروف اولین شرط است.