امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

قضاوت عجولانه ممنوع

امام صادق علیه السلام براى مهمان خود خرماى مرغوبى آورد. مهمان آیه اى از قرآن خواند.(260) كه مفهومش این بود: از این نعمت ها در قیامت، مورد بازخواست قرار خواهید گرفت.
گویا به نظرش آمد كه خرماى به این خوبى، چرا در منزل امام است. امام فرمود: مراد از نعمتى كه در قیامت مورد بازخواست قرار گرفته مى شود، نعمت رهبرى و ولایت است و نه خرما.(261)
این مهمان به خیال خود، خرماى عالى را خلاف زهد و مقام امامت دانست و خواست به امام تذكرى بدهد. غافل از آنكه، امر و نهى و تذكر نیاز به شناخت معروف و منكر دارد و با قضاوت عجولانه نمى توان هر كلامى را گفت. در حدیث مى خوانیم: خداوند منزه است از آنكه از نعمتهاى مادى سوال كند زیرا انسان هاى معمولى از آب و نانى كه به شخصى مى دهند، بازخواست نمى كنند؛ تا چه رسد به خداى رحمان.

میانه روى

مسلمان باید در امر و نهى میانه رو باشد و از هرگونه خود كم بینى و ضعف و یا خشونت و تندروى بپرهیزد.(262)

محبوبیت و نفوذ كلام

از امام صادق علیه السلام سوال شد: آیا امر به معروف و نهى از منكر بر همه واجب است؟
امام فرمود: این كار بر شخصى واجب است كه مورد احترام و اطاعت دیگران باشد و نسبت به معروف، علم و بصیرت داشته باشد، و نه بر كسانى كه خود در انتخاب راه متحیرند.(263)
بنابراین، اگر كسى خواست جلوى فسادى را بگیرد، حتماً باید مو به مو از عالم با تقوى پیروى كند تا گرفتار حركتهاى ناشیانه و خودسرانه اى كه سبب بهره بردارى دشمن و یا سوء استفاده افراد مغرض و یا مانع حركتهاى اساسى مى شود، قرار نگیرد. در اینجا حدیث جالبى را نقل مى كنیم تا بدانیم كه امر به معروف و نهى از منكر كار ساده اى نیست و هر كسى نمى تواند با هر شناختى كه دارد و با هر شیوه اى كه مى پسندد، این كار را انجام دهد. در حدیث حسینى مى خوانیم:
«صاحِبُ الاَمرِ بِالمَعروفِ یَحتاجُ الى ان یكون عالِماً بالحَلال و الحرام»: «كسى كه امر به معروف مى كند، باید دین شناس باشد و حلال و حرام را بداند».
«فارغاً من خاصّة نفسه»: «او باید گرفتار نفس خود نباشد». اگر حرفى مى زند و یا گامى بر مى دارد، براى اصلاح جامعه و رضاى خدا باشد و نه سختى دیگران و یا مطرح كردن خود.»
«ناصحاً للخلق»: «او باید خیرخواه مردم باشد و انگیزه او، سوز درونى و غیرت دینى باشد.»
«رحیماً رفیقاً بهم»: «او باید با مردم مهربان و رفیق باشد و تا ضرورت پیش نیاید، خشونت نكند.»
«داعیاً لهم باللطف»: «او باید با لطافت ومحبت مردم را به كار خیر دعوت كند.»
«حسن البیان»: «گفتارش نیكو باشد.»
«عارفاً بتفاوت اخلاقهم»: «او باید بداند كه هر كس خلق و خویى دارد و با هر كس باید طور خاصى سخن گفت.»
«بصیراً بمكر النفس»: «او باید از حیله هاى نفسانى آگاه باشد» تا مبادا در قالب امر به معروف و نهى از منكر به اهداف شومى كشیده شود.
«صابراً»: «اگر در راه امر به معروف و نهى از منكر ضربه اى دید، مأیوس نشود و پشتكار داشته باشد.»
«لا یكا فیهم و لا یشكو منهم»: «اگر از مردم آزارى دید، انتقام نگیرد و شكایتى نكند.»
«لا یستعمل الحمیه»: «در كار خود تعصب قومى و قبیله اى نداشته باشد.»
«لا یغتاظ لنفسه»: «غیظ او براى نفس نباشد»، بلكه براى خدا و كار زشت باشد. نه اینكه چرا شأن و مقام مرا مراعات نكرد.(264)