امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

وظایف آمرین به معروف

از آیات قرآن موارد زیر را مى توان دریافت:
1. كسانى در امر به معروف موفق ترند كه خودشال صفات برجسته اى داشته باشند و اهل توبه و سجده و ركوع و قیام باشند.(239)
2. این افراد هرگز نباید توقع مادى از مردم داشته باشند.(240)
3. نباید به خاطر جذب بیگانگان، نیروهاى خود را از دست بدهند.(241)
4. در گفتار متانت داشته باشند.
در قرآن براى بیان، تعابیرى به كار رفته از جمله:
الف. كلمات، حق و دلپسند باشد؛ اِلَیْهِ یَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیِّب (242)
در قرآن، كلمه طَیِّبَة به درختى تشبیه شده است كه ریشه آن ثابت و شاخه هاى آن در فضا پخش و میوه هاى آن دائمى است.(243)
یكى از اوصاف قرآن، اَحْسَنُ الْحَدیث است.(244)
ب. قرآن به ما دستور داده است كه به بهترین بیان با مردم حرف بزنیم؛ قُل لِعِبادِى یَقُولُوا الَّتى هِىَ اَحْسَن.(245)
جالب آن است كه سخن نیكو را باید نسبت به همه مردم مراعات كرد؛ خواه مسلمان یا غیرمسلمان؛ قُولُوا لِلِنّاسِ حُسْناً.(246)
در قرآن، ناسزاگفتن حتَّى به مشركین نهى شده است؛ زیرا آنان نیز ممكن است به مقدسات ما ناسزا بگویند؛ « لاتَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّه عَدْواً».(247)
5. سخن منطقى باشد؛ در سراسر قرآن، كلمات برهان، بینّه بارها به چشم مى خورد؛ حتَّى از كفار مى خواهد تا اگر منطقى دارند، عرضه كنند.(248)
سخن اگر منطقى باشد، طرفداران خود را در تاریخ و در سراسر جهان جذب مى كند. حتى اگر زمانى به خاطر فشار و تهدید ابرقدرتها، خورشید منطق پشت ابرها بماند، دیر یا زود ابرهاى تعصب و لجاجت و تهدید كنار مى رود و حق، خود را نشان خواهد داد.
زلیخا به تهمت و تهدید و تردستى و قدرت، یوسفِ پاكدامن را ناحق به زندان انداخت، امّا پس از چند سال ناچار شد با صراحت اعلام كند كه حق با یوسف است.(249)
6. ساده گویى؛
7. پرهیز از شوخى و تحقیر؛
8. مختصر و مفیدگویى؛
9. استفاده از كلمات عاطفى، نرم و محبّت آور؛
قرآن، انبیا را برادر مردم معرفى مى كند(250) و این تعبیر، بهترین اهرم براى جذب مردم است. ما اگر كسى را كه خلافى انجام مى دهد، با كلمات: برادرم! خواهرم! صدا بزنیم، توفیق بیشترى خواهیم داشت.
خداوند به موسى و هارون علیهما السلام مى فرماید، هنگامى كه نزد فرعون رفتید، با او به نرمى سخن بگوئید.(251)
و كسانى كه در بیانشان نوعى سنگینى است، بهتر آن است كه سخنگویى همراه خود ببرند.(252)
در آیه 43 سوره احزاب مى خوانیم: خداوند و فرشتگان براى اینكه شما را از ظلمات به نور دعوت كنند، بر شما درود مى فرستند.(253)
آرى! راه نفوذ در دلها، تأثیر در كلام، و آموزش و راهنمایى مردم باید از طریق رحمت و ملاطفت باشد. در قرآن، در این زمینه آیاتى به چشم مى خورد: «وَ تَواصَوْا بِالرَّحْمَة »(254) و «اَلرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرآن»(255).
اگر نگاهى به آیه روزه كنیم، درك خواهیم كرد كه چگونه براى تشویق مردم به این معروف بزرگ، به لطافت زمینه سازى مى كند. فرض كنید، كودكى از آمپول زدن نگران است. پزشك یا پرستار باید او را آماده كند؛ لذا به او مى گوید: من تو را دوست دارم. نگران نباش! اگر آمپولى به تو مى زنم از روى علاقه است.
خداوند نیز براى فرمان روزه مى فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا» یعنى: اى كسانى كه به من ایمان آورده اید و مرا مى خواهید!
پزشك آمپول را مى زند. خداوند نیز مى فرماید: «كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیام»
پزشك به كودك مى گوید: چند دقیقه بیشتر درد ندارد. خداوند هم مى فرماید: «اَیَّامَاً مَعْدُودات» روزه چند روزى بیش نیست.
پزشك مى گوید: همه مردم آمپول زده اند و آمپول زدن چیز مهمى نیست. خداوند نیزمى فرماید: «كَما كُتِبَ عَلىَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُم»؛ در همه ادیان آسمانى، روزه واجب بوده است.
پزشك مى گوید: اگر آمپول به شما نمى سازد، به جاى آمپول قرص مصرف كنید. خداوند هم مى فرماید: «فَمَنْ كانَ مَرِیضاً اَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ اَیّامٍ اُخَر(256) ؛ اگر مسافر یا مریض بودى، روزه نگیر! به جاى رمضان، روزهاى دیگرى روزه بگیر.
لحن فرمان براى روزه ؛ همانند لحن یك پزشك دلسوز است كه كودك را با جملاتى آماده تزریق مى كند. آرى! این گونه امر به معروف كجا و نحوه اى كه ما با آن برخورد مى كنیم، كجا؟ در ضمن، از تشبیه آیات قرآن به رفتار پزشك دلسوز معذرت مى خواهم.
10. نهى از منكر، حربه به دست دشمن نباشد.
نهى از منكر نباید به گونه اى باشد كه براى دشمنان قسم خورده ما دستاویز قرار گیرد. متأسفانه بعضى در قالب تذكر و نهى از منكر مسائل را طورى در گفتار و نوشتار مطرح مى كنند كه متن خوبى براى دشمنان ما در رادیوهاست.
یك نمونه از قرآن ؛
گاهى كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله صحبت مى كرد، بعضى براى آنكه حضرت در حین گفتگو نگاهى به آنان كند یا آرامتر سخن بگوید و امثال اینها، مى گفتند: یا رسول الله؛ راعِنا؛ یعنى: مراعات ما را بكن!
كلمه راعِنا نزد یهودیان معناى بدى داشت و لذا آنها همین جمله مسلمانان را دستاویز قرار دادند كه مسلمانان به پیامبرشان مى گویند: راعِنا(257) پس این آیه نازل شد: اى كسانى كه ایمان آورده اید! این كلمه را به كار نبرید، بلكه بگویید: انظرنا؛ یعنى: اى پیامبر به ما نظر كن!(258)
از این آیه چنین معلوم مى شود كه: در انتخاب كلمات و اصطلاحات و ادبیات، حسن ظنّ و صفاى دل تنها كافى نیست؛ بلكه باید به سوء استفاده و دستاویز قرار دادن مخالفین نیز توجه داشت. براى مثال، گاهى امام جمعه یا عالمى، انتقادى دوستانه نسبت به اختلاف میان مسؤولان، را بیان مى كند و گاهى متن همان سخنرانى از رادیوهاى بیگانه پخش مى شود. بنابراین، در امر به معروف و نهى از منكر، صفاى باطن و قصد قربت به تنهایى كافى نیست و باید طورى عمل كنیم كه خود و جامعه خود را دشمن شاد نكنیم.(259)

مقدمات تاثیر را به وجود آوریم

براى اینكه در جامعه بتوان خوبیها را گسترش داد و از مفاسد جلوگیرى كرد، باید نخست مقدمات نفوذ كلام و قدرت عمل را به وجود آورد. زیرا هر حرفى از هر كسى، در هر زمان و با هر شرایط علمى و سنّى و فكرى و اجتماعى پذیرفته نمى شود بلكه:
- این ابوذر ، نور چشم پیامبر اكرم صلى الله علیه و اله است كه فریادش بساط معاویه را متزلزل مى كند.
- این امام خمینى است كه فتواى اعدام سلمان رشدى را صادر مى كند و به آمریكا مى گوید: هیچ غلطى نمى تواند بكند.
آرى! مسلمانان باید در برابر مخالفان مجهز باشند. اگر از نظر علمى وتكنولوژى و تشكیلاتى و اقتصادى و نظامى و سیاسى خودكفا و مستقل و عزیز باشند، مى توانند در برابر منكرات بین المللى قیام كنند؛ به مصوبات سازمان ملل (هر كجا كه بر خلاف حق است) اعتراض كنند؛ و دیگران را به مخالفت وادار كنند. در امر و نهى هاى فردى نیز انسان باید وارستگیهایى داشته باشد تا حرفش در جامعه خریدار داشته باشد.
به هر حال، امر به معروف و نهى از منكر در صورتى واجب است كه امر و نهى ما در مخاطب اثر بگذارد. این ما هستیم كه باید از هر جهت شرایط تأثیر كلام را به وجود آوریم. اما چگونه ؟ شرایط عاطفى را با محبت و هدیه و دید و بازدید، و شرایط علمى و اقتصادى را با تحصیلات بالا و خودكفایى مى توانیم به وجود آوریم.
به علاوه، مردم باید بدانند كه هدف ما از نهى و انتقاد، گرفتن پست و مقامِ آنان نیست.
آرى! اگر مردم به گوینده خوش بین باشند، سخنش را با جان و دل گوش مى دهند؛ وگرنه تلاشها كم اثر خواهد بود.

قضاوت عجولانه ممنوع

امام صادق علیه السلام براى مهمان خود خرماى مرغوبى آورد. مهمان آیه اى از قرآن خواند.(260) كه مفهومش این بود: از این نعمت ها در قیامت، مورد بازخواست قرار خواهید گرفت.
گویا به نظرش آمد كه خرماى به این خوبى، چرا در منزل امام است. امام فرمود: مراد از نعمتى كه در قیامت مورد بازخواست قرار گرفته مى شود، نعمت رهبرى و ولایت است و نه خرما.(261)
این مهمان به خیال خود، خرماى عالى را خلاف زهد و مقام امامت دانست و خواست به امام تذكرى بدهد. غافل از آنكه، امر و نهى و تذكر نیاز به شناخت معروف و منكر دارد و با قضاوت عجولانه نمى توان هر كلامى را گفت. در حدیث مى خوانیم: خداوند منزه است از آنكه از نعمتهاى مادى سوال كند زیرا انسان هاى معمولى از آب و نانى كه به شخصى مى دهند، بازخواست نمى كنند؛ تا چه رسد به خداى رحمان.