امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

ترس

گاهى انسان امر به معروف و نهى از منكر نمى كند، زیرا مى ترسد. از چه؟ ...
مى ترسد مشترى و خریدار جنس او كم شود؛ ولى باید بداند كه به فرموده حضرت على (ع) امر و نهى، رزق كسى را قطع نمى كند.
مى ترسد دوستانش را از دست بدهد؛ ولى باید بداند بهترین دوست او، خداست.و بالاخره دوستان، او را رها خواهند كرد.
مى ترسد به حرفش اعتنایى نشود؛ ولى باید بداند كه به پاداش بزرگى مى رسد؛ گرچه مردم به سخن او گوش ندهند.
مى ترسد مورد تهدید قرار گیرد؛ ولى باید بداند كه خدا با اوست و مرگ به دست خداست.
مى ترسد مردم نیز از عملكرد او انتقاد كنند؛ ولى این نیز براى كسانى كه اهل خودسازى هستند، كمالى است.
در روایات متعدد از رسول خدا (ص) و على بن ابیطالب و امام صادق (ع) بارها نقل شده است : «امر به معروف و نهى از منكر كنید و نترسید؛ زیرا نه رزق شما قطع، و نه مرگ شما نزدیك مى شود.(170)

با یك گل بهار نمى شود

گاهى سكوت دیگران، انسان را به سكوت وا مى دارد؛ طوریكه فرد با خود مى گوید : با یك گل بهار نمى شود.»، در اینجا نیز باید مسلمان روحیه خط شكنى داشته باشد و از نیش و نوشها نهراسد. او باید بداند كه امر به معروف در آن فضاى مرگبار و ساكت، پاداش بیشترى دارد. به همین دلیل در حدیث مى خوانیم : «بهترین جهاد، كلمه حقى است كه انسان در برابر رهبر ستمگر بگوید؛ چون اطراف رهبران ستمگر، افراد متملق و چاپلوسى هستند كه همه كارهاى طاغوت را زیبا جلوه مى دهند و او خیال مى كند كه همه كارهایش صحیح است (زُیِّنَ لِفِرعَون سُوُء عَمَلِه)؛ و در آن فضاى سكوت و چاپلوسى اگر شیر دلى پیدا شود و حق را بگوید و سكوت را بشكند، بزرگترین شهامت را از خود نشان داده است و بهترین اجر و پاداش را دریافت خواهد كرد.

انحراف فكرى

بعضى انحراف فكرى دارند و مسائل را جبرى مى پندارند و مى گویند : «خدا خواسته است كه این كارها باشد. به ما چه ربطى دارد كه مانع شویم؟
این منطق نظیر سخن بعضى است كه شرك خود را به خدا نسبت مى دادند و مى گفتند : «اگر خدا مى خواست، ما غیر او را عبادت نمى كردیم. اكنون كه بت پرستیم، لابد خدا به آن راضى است!(171)
و یا مى گویند : «اگر فلان كار خوب است، چرا خدا خودش انجام نمى دهد؛ براى مثال، اگر سیر كردن گرسنگان خوب است، خداوند خودش به آنان روزى دهد؛ چرا ما خرج آنان را بپردازیم؟»(172)
گویا این افراد از اینكه خداوند مردم را آزاد قرار داده و با دادن و گرفتن نعمتها آزمایش مى كند، غافلند. خدا به انسان فكر داده است تا دنبال بت نرود؛ رحم داده است تا به فقرا انفاق كند و از این راه رشد كند. متأسفانه، در معناى «انتظار» نیز بعضى گرفتار انحراف فكرى شده اند. براى مثال مى گویند : «ما منتظریم كه حضرت مهدى (ع) تشریف بیاورند و خودش كارها را درست كند.»
اینها انتظار را همچون «احتضار» گرفته اند كه انسان پاى خود را رو به قبله گذارد و منتظر آمدن فرشته قبض روح شود؛ غافل از آنكه، معناى انتظار، آماده باش است و نه بى تفاوتى. كسى كه در شب منتظر خورشیدِ صبح است، هرگز در تاریكى انتظار نمى كشد؛ بلكه چراغى و نورى تهیه مى كند و در روشنایى منتظر روز مى ماند.