امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

سیماى بى تفاوتان در قیامت

در حدیثى مى خوانیم : پیامبر اكرم (ص) فرمود : «به خدایى كه جانم در دست اوست، از امت من گروهى از قبر برمى خیزند؛ در حالى كه در قیافه بوزینه و خوك هستند. این قیافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت نهى از منكر داشته، ولى با گناهكاران سازش كردند.»(163)
رسول اكرم (ص) فرمود : «در شب معراج دیدم كه لب هاى گروهى را با قیچى مى برند. پرسیدم : اینها كیانند؟! گفتند : كسانى هستند كه زبان نهى از منكر داشتند، ولى نهى نكردند.»(164)
از حضرت على (ع) نقل شده است كه : «اگر دانشمندى علم خود را كتمان كند، بد بوترین افراد در قیامت خواهد بود.»(165)
كوتاه سخن آنكه گاهى باید سكوت را شكست؛ زیرا سكوت نابجا بدعت است.(166)
اگر :
سكوت علما سبب بدگمانى مردم به خود آنان شود؛
سكوت علما موجب جرأت ظالم شود؛
سكوت موجب تأیید ظالم شود؛
سكوت سبب شود كه معروفى منكر و یا منكرى معروف شود؛
سكوت موجب ضعف عقاید مسلمانان شود؛
سكوت موجب رشد انحرافات فكرى و بدعت شود؛
حرام است و باید سكوت را شكست؛ حتى اگر به انسان لطمه اى وارد شود.
كسانى كه سكوت را شكستند!
ابن سكیت از یاران امام رضا و امام جواد و امام هادى علیهم السلام و معلم فرزندان متوكل خلیفه عباسى بود.
روزى متوكل از او پرسید : «فرزندان من بهترند یا حسن و حسین، دو فرزند على بن ابیطالب.»
او سكوت چندین ساله را شكست و گفت : «قنبر غلام على از تو و فرزندانت بهتر است، تا چه رسد به حسن و حسین!»
متوكل كه طاغوت و دیكتاتور زمان بود و هرگز توقع شنیدن چنین سخنى را نداشت، بشدت عصبانى شد و دستور قتل استاد را صادر كرد.(167)
نمونه دیگر :
مؤمن آل فرعون كه مدت ها ایمان خود را مخفى مى كرد، در لحظه اى سكوت چند ساله را شكست و گفت : «اَتَقْتُلُونَ رَجُلاً اَنْ یَقُولَ رَبِّىَ اللَّه»(168)؛ آیا بنا دارید كسى كه موحد است و مى گوید : «پروردگارم خداست،» به قتل برسانید؟
نمونه دیگر :
امر به معروف و نهى از منكر كارى است كه زینب كبرى در كوفه و شام و مجلس یزید كرد؛ یعنى سكوت را شكست و گفتنى ها را گفت.

توجیهات بهانه جویان

در روایات مى خوانیم كه در آخرالزمان، گروهى امر به معروف را رها مى كنند و براى خود بهانه ها و عذرها مى آورند و كار خود را توجیه مى كنند؛ از جمله :

گناه دیگران كارى به ما ندارد

بعضى به این دلیل كه : «عیسى به دین خود، موسى به دین خود» و به دلیل اینكه : من و گناهكار را در یك قبر نمى گذارند، در برابر باطل ساكت مى مانند، در حالى كه در زمان عیسى نباید به دین موسى بود و اگر شما و گناهكار را در یك قبر نمى گذارند، ولى در یك جامعه گذاشته اند.
جرم در جامعه قابل سرایت است. یك خلاف از یك فرد، در كل جامعه اثر دارد. براى مثال، یك نفر سیگارى هواى همه محیط را آلوده مى كند. یك دروغ نیز همه ارتباطات را به هم مى ریزد. یك نگاهِ بد، سرچشمه عیاشى و زنا و فرزند حرام زاده مى شود كه آن حرام زاده هر روز صدها فتنه و فساد مى كند.
یك گناه گاهى زمینه ساز انواع گناهان دیگر مى شود. شرابخوارى گناهى است كه انسان را مست مى كند و در مستى هزاران حادثه پیش مى آید. در حدیث مى خوانیم : «گناه در جامعه مثل سوراخ كردن كشتى در دریاست» ؛ اگر مسافرى محل خود را سوراخ كند، همین كه آب وارد كشتى شد، همه را غرق خواهد كرد.
به هر حال، این تفكر كه گناه كسى در سرنوشت دیگران اثر ندارد، صحیح نیست. رسول خدا (ص) فرمود : «گناه مخفیانه تنها به گناهكار ضربه مى زند؛ ولى اگر از گناه علنى نهى نشود، به همه مردم ضربه خواهد زد.»(169)