امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

سكوت زمینه تسلط اشرار

در روایات متعدد مى خوانیم : «اگر شما مردم امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنید، اشرار بر شما مسلط خواهند شد و ناله شما دیگر اثر نخواهد داشت.»(159)
اولویت داشتن همسایه
امام صادق (ع) فرمود : «كسى كه همسایه اش گناه كند و او را نهى نكند، به منزله شریك او است.»
ساكتِ راضى، شریك جرم است.
گاهى سكوت، از بى خبرى یا ترس یا خجالت و امثال آن است ؛ ولى انسان قلباً از گناه متنفر است.
اما گاهى سكوت در برابر گناه، نشانه رضایت آن است كه در اینجا به گفته آیات و روایات، این گونه افراد در حقیقت شریك گناهكار حساب مى شوند. به چند نمونه توجه فرمایید :
1 - خداوند به یهودیان زمان پیامبر اكرم خطاب مى كند كه : «چرا شما انبیاى پیشین را شهید كردید؟» در حالى كه نیاكان آنان پیامبران را كشته بودند، ولى چون نسل آنها به كار پدران خود راضى بودند، خداوند، فرزندان را به كردار پدران مورد عتاب و انتقاد قرار مى دهد.»(160)
2 - و در خطبه 20 نهج البلاغه مى خوانیم : با اینكه شتر حضرت صالح را فقط یك نفر از بین برد، ولى قرآن مى فرماید : «جمعى او را كشتند و گرفتار عذاب شدند. این به خاطر آن است كه آن گروه به عمل آن فرد راضى بودند.»(161)
3 - با اینكه قاتل على (ع) یك نفر به نام ابن ملجم بود، ولى در شب نوزدهم ماه رمضان سفارشى كرده اند كه صد مرتبه بگویید : «خدایا! قاتلان حضرت على را لعنت كن!»(162)

سیماى بى تفاوتان در قیامت

در حدیثى مى خوانیم : پیامبر اكرم (ص) فرمود : «به خدایى كه جانم در دست اوست، از امت من گروهى از قبر برمى خیزند؛ در حالى كه در قیافه بوزینه و خوك هستند. این قیافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت نهى از منكر داشته، ولى با گناهكاران سازش كردند.»(163)
رسول اكرم (ص) فرمود : «در شب معراج دیدم كه لب هاى گروهى را با قیچى مى برند. پرسیدم : اینها كیانند؟! گفتند : كسانى هستند كه زبان نهى از منكر داشتند، ولى نهى نكردند.»(164)
از حضرت على (ع) نقل شده است كه : «اگر دانشمندى علم خود را كتمان كند، بد بوترین افراد در قیامت خواهد بود.»(165)
كوتاه سخن آنكه گاهى باید سكوت را شكست؛ زیرا سكوت نابجا بدعت است.(166)
اگر :
سكوت علما سبب بدگمانى مردم به خود آنان شود؛
سكوت علما موجب جرأت ظالم شود؛
سكوت موجب تأیید ظالم شود؛
سكوت سبب شود كه معروفى منكر و یا منكرى معروف شود؛
سكوت موجب ضعف عقاید مسلمانان شود؛
سكوت موجب رشد انحرافات فكرى و بدعت شود؛
حرام است و باید سكوت را شكست؛ حتى اگر به انسان لطمه اى وارد شود.
كسانى كه سكوت را شكستند!
ابن سكیت از یاران امام رضا و امام جواد و امام هادى علیهم السلام و معلم فرزندان متوكل خلیفه عباسى بود.
روزى متوكل از او پرسید : «فرزندان من بهترند یا حسن و حسین، دو فرزند على بن ابیطالب.»
او سكوت چندین ساله را شكست و گفت : «قنبر غلام على از تو و فرزندانت بهتر است، تا چه رسد به حسن و حسین!»
متوكل كه طاغوت و دیكتاتور زمان بود و هرگز توقع شنیدن چنین سخنى را نداشت، بشدت عصبانى شد و دستور قتل استاد را صادر كرد.(167)
نمونه دیگر :
مؤمن آل فرعون كه مدت ها ایمان خود را مخفى مى كرد، در لحظه اى سكوت چند ساله را شكست و گفت : «اَتَقْتُلُونَ رَجُلاً اَنْ یَقُولَ رَبِّىَ اللَّه»(168)؛ آیا بنا دارید كسى كه موحد است و مى گوید : «پروردگارم خداست،» به قتل برسانید؟
نمونه دیگر :
امر به معروف و نهى از منكر كارى است كه زینب كبرى در كوفه و شام و مجلس یزید كرد؛ یعنى سكوت را شكست و گفتنى ها را گفت.

توجیهات بهانه جویان

در روایات مى خوانیم كه در آخرالزمان، گروهى امر به معروف را رها مى كنند و براى خود بهانه ها و عذرها مى آورند و كار خود را توجیه مى كنند؛ از جمله :