امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

جامعه ساكت مرده است

قرآن مى فرماید : «وَلَكُمْ فِى الْقَصاصِ حَیوةٌ یا اُولِى اْلاَلْباب»(151)؛ اگر در برابر قاتل ایستادید و او را به قصاص رساندید، زنده اید (وگرنه مرده اید).
البته، زنده یا مرده بودن فرد براى همه روشن است؛ اما زنده یا مرده بودن جامعه نیاز به دركى بالا و شعور اجتماعى دارد. به همین دلیل در پایان آیه مى فرماید : «یا اولى الالباب»؛ یعنى اگر شما اهل فهم و درایت بالا باشید، این حقیقت را درك مى كنید. جامعه اى كه هر كس هر غلطى انجام دهد، احدى متعرض او نمى شود، جامعه مرده اى است.
در حدیث مى خوانیم : كسى كه در برابر خوبیها و بدیها بى تفاوت است، مرده اى است كه در میان زنده ها نفس مى كشد.(152)
سكوت در برابر گناه
سكوت در برابر گناه، نشانه ضعف، ترس، یأس و نداشتن تعهد نسبت به دین و جامعه و اصلاحات است.
سكوت در برابر گناه، به گفته پیامبر اكرم (ص)، نوعى بدعت است.(153)
سكوت نتیجه اى جز خسارت ندارد. در سوره والعصر مى خوانیم : «كسانى كه با ایمان و عمل صالح باشند ولى ساكت باشند و دیگران را به حق و پشتكار سفارش نكنند، در خسارت قرار گرفته اند».
امام صادق (ع) فرمود : «خداوند، فرشتگانى را براى عذاب گروهى فرستاد. آنها آمدند و دیدند كه مردم به دعا و گریه مشغولند. از خداوند دلیل عذاب را پرسیدند. خطاب آمد : زیرا آنان اهل گریه و دعا هستند، ولى نسبت به مفاسد جامعه بى تفاوتند.»
سكوت، زمین را به فساد مى كشاند.
در آیه 251 سوره بقره مى خوانیم : «اگر گروهى از مردم جلو فتنه و فساد دیگران را نگیرند، همه زمین به فساد كشیده مى شود.»(154)
ساكت، ملعون خداست.
حضرت على (ع) در خطبه قاصعه فرمود : «خداوند امت هاى پیشین را لعنت نكرد، مگر به دلیل رها كردن امر به معروف و نهى از منكر.»(155)
در حدیث مى خوانیم : «اگر گناه مخفیانه انجام شود، خطرى براى همه مردم ندارد؛ ولى اگر افراد خاصى گناه آشكارا انجام دهند و سایر مردم قدرت تغییر دادن داشته باشند، ولى ساكت بمانند، خداوند همه مردم را با هم مورد قهر و عذاب خود قرار مى دهد.»(156)
و این همان است كه خداوند مى فرماید : «از فتنه هایى كه آتشِ آن همه را مى سوزاند، بترسید!(157)
امام صادق (ع) فرمود : «كسى كه نسبت به دین خود بى تفاوت باشد، در حقیقت دین ندارد.»(158)

سكوت زمینه تسلط اشرار

در روایات متعدد مى خوانیم : «اگر شما مردم امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنید، اشرار بر شما مسلط خواهند شد و ناله شما دیگر اثر نخواهد داشت.»(159)
اولویت داشتن همسایه
امام صادق (ع) فرمود : «كسى كه همسایه اش گناه كند و او را نهى نكند، به منزله شریك او است.»
ساكتِ راضى، شریك جرم است.
گاهى سكوت، از بى خبرى یا ترس یا خجالت و امثال آن است ؛ ولى انسان قلباً از گناه متنفر است.
اما گاهى سكوت در برابر گناه، نشانه رضایت آن است كه در اینجا به گفته آیات و روایات، این گونه افراد در حقیقت شریك گناهكار حساب مى شوند. به چند نمونه توجه فرمایید :
1 - خداوند به یهودیان زمان پیامبر اكرم خطاب مى كند كه : «چرا شما انبیاى پیشین را شهید كردید؟» در حالى كه نیاكان آنان پیامبران را كشته بودند، ولى چون نسل آنها به كار پدران خود راضى بودند، خداوند، فرزندان را به كردار پدران مورد عتاب و انتقاد قرار مى دهد.»(160)
2 - و در خطبه 20 نهج البلاغه مى خوانیم : با اینكه شتر حضرت صالح را فقط یك نفر از بین برد، ولى قرآن مى فرماید : «جمعى او را كشتند و گرفتار عذاب شدند. این به خاطر آن است كه آن گروه به عمل آن فرد راضى بودند.»(161)
3 - با اینكه قاتل على (ع) یك نفر به نام ابن ملجم بود، ولى در شب نوزدهم ماه رمضان سفارشى كرده اند كه صد مرتبه بگویید : «خدایا! قاتلان حضرت على را لعنت كن!»(162)

سیماى بى تفاوتان در قیامت

در حدیثى مى خوانیم : پیامبر اكرم (ص) فرمود : «به خدایى كه جانم در دست اوست، از امت من گروهى از قبر برمى خیزند؛ در حالى كه در قیافه بوزینه و خوك هستند. این قیافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت نهى از منكر داشته، ولى با گناهكاران سازش كردند.»(163)
رسول اكرم (ص) فرمود : «در شب معراج دیدم كه لب هاى گروهى را با قیچى مى برند. پرسیدم : اینها كیانند؟! گفتند : كسانى هستند كه زبان نهى از منكر داشتند، ولى نهى نكردند.»(164)
از حضرت على (ع) نقل شده است كه : «اگر دانشمندى علم خود را كتمان كند، بد بوترین افراد در قیامت خواهد بود.»(165)
كوتاه سخن آنكه گاهى باید سكوت را شكست؛ زیرا سكوت نابجا بدعت است.(166)
اگر :
سكوت علما سبب بدگمانى مردم به خود آنان شود؛
سكوت علما موجب جرأت ظالم شود؛
سكوت موجب تأیید ظالم شود؛
سكوت سبب شود كه معروفى منكر و یا منكرى معروف شود؛
سكوت موجب ضعف عقاید مسلمانان شود؛
سكوت موجب رشد انحرافات فكرى و بدعت شود؛
حرام است و باید سكوت را شكست؛ حتى اگر به انسان لطمه اى وارد شود.
كسانى كه سكوت را شكستند!
ابن سكیت از یاران امام رضا و امام جواد و امام هادى علیهم السلام و معلم فرزندان متوكل خلیفه عباسى بود.
روزى متوكل از او پرسید : «فرزندان من بهترند یا حسن و حسین، دو فرزند على بن ابیطالب.»
او سكوت چندین ساله را شكست و گفت : «قنبر غلام على از تو و فرزندانت بهتر است، تا چه رسد به حسن و حسین!»
متوكل كه طاغوت و دیكتاتور زمان بود و هرگز توقع شنیدن چنین سخنى را نداشت، بشدت عصبانى شد و دستور قتل استاد را صادر كرد.(167)
نمونه دیگر :
مؤمن آل فرعون كه مدت ها ایمان خود را مخفى مى كرد، در لحظه اى سكوت چند ساله را شكست و گفت : «اَتَقْتُلُونَ رَجُلاً اَنْ یَقُولَ رَبِّىَ اللَّه»(168)؛ آیا بنا دارید كسى كه موحد است و مى گوید : «پروردگارم خداست،» به قتل برسانید؟
نمونه دیگر :
امر به معروف و نهى از منكر كارى است كه زینب كبرى در كوفه و شام و مجلس یزید كرد؛ یعنى سكوت را شكست و گفتنى ها را گفت.