امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

توجه به بركات معروف

همان گونه كه آشنایى با آثار شوم گناه انسان را براى ترك منكر آماده مى كند، آشنایى به منافع و آثار خوبیها، انسان را براى انجام معروف آماده مى سازد. اكنون كه سخن به اینجا رسیده است، نمونه هایى را در چند سطر نقل مى كنیم؛ ولى این نمونه ها قطره اى است از دریا؛ زیرا قرنها قبل، علماى ما كتاب هایى پیرامون علل احكام نوشته اند و هر چه علم پیشرفت كند، پرده از اسرار احكام اسلامى بیشتر برداشته مى شود. براى مثال :
روایاتى داریم كه بهترین غذا براى نوزاد را شیر مادر مى داند. امروز كه علم پیشرفت كرده است، علت آن را فهمیده ایم.
- امروز كه مى توانند از مجارى ادرار عكسبردارى كنند، بهتر مى فهمیم كه چرا اسلام مى فرماید: ایستاده ادرار نكنید، زیرا مجارى ادرار در حال ایستاده براحتى باز نیست.
- امروز آثار شوم شراب بر دستگاههاى بدن بهتر از قدیم قابل آزمایش و مشاهده است.
- امروز دنیا مضرّات گوشت خوك را بهتر از دوران صدر اسلام مى فهمد.
اكنون به سراغ چند نمونه مى رویم در مورد اینكه در معروفها بركاتى است كه اگر مردم آنان را بدانند، به سوىِ شان كشیده مى شوند. بد نیست اكنون كه اولین روز عید نوروز سال 1375 است و توفیقى یافته ام تا در لحظه سال تحویل مشغول نوشتن كتاب امر به معروف و نهى از منكر در جوار مرقد مطهر امام رضا علیه السلام باشم، جمله اى را در همین موضوع از امام رضا (ع) نقل كنم. ایشان فرمود: اگر مردم زیباییهاى سخنان ما را بدانند، حتماً پیرو ما مى شوند.(111).
امام مى فرماید: دلیل انحراف مردم، بى خبرى آنان از راز و رمز سخنان ماست. در این سالها افراد زیادى كه نسبت به نماز كاهل بودند، رو به نماز كرده اند و این به خاطر آن است كه در سایه نظام مقدس جمهورى اسلامى، میلیونها جلد كتاب در سطوح مختلف در میان نسل نو درباره اسرار نماز پخش شده است. برگردیم به سراغ نمونه هایى از اسرار معروف ها كه آگاهى از آنها ما را آماده انجام آن مى كند.
نمونه ها
احسان ما به مردم، سبب احسان خداوند و مردم به ما مى شود.(112)
صدقه دفع بلا مى كند.(113)
حج، انسان را از فقیر شدن بیمه مى كند.(114)
زكات مال را بیمه مى كند.(115)
عفو از مردم، كلید عفو الهى از ماست.(116)
صله رحم، عمر را طولانى مى كند.(117)
نماز، انسان را از فحشا و منكر باز مى دارد.(118)
كارهاى نیكوى شما، گناهانتان را از بین مى برد.(119)
عقیقه، وسیله بیمه كردن نوزاد از خطرات است.
استعاذه و دعا، انسان را از خطرات نجات مى دهد.(120)
دورى از ناز و كرشمه، زنان را گزند افراد هوسباز حفظ مى كند.(121)
توحید و ولایت على بن ابیطالب، دژى است كه انسان را از طاغوت زدگى حفظ مى كند.(122)
روزه، وسیله سلامتى است.(123)
قناعت، كلید عزت است.(124)
زهد، رمز رحمت است.(125)
یاد خدا، تنها وسیله آرامش است.(126)
به هر حال براى گسترش و احیاى معروفها باید مردم را با آثار و بركات دنیوى و اجر اخروى آنها آشنا كنیم.

بیان مكافات عمل

براى بازداشتن مردم از منكرات و یا تشویق به خوبیها مى توانیم از طریق بیان مكافات عمل وارد شویم؛ یعنى به مردم بگوییم كه كار خیر یا شر شما در همین دنیا بى پاسخ نمى ماند. به سراغ نمونه هایى از آیات و روایات مى رویم:
1 - مرد صالحى مقدار ارثى زیر دیوارى براى فرزندان كوچك خود ذخیره كرده بود. دیوار در آستانه خرابى بود. حضرت خضر (ع) و موسى (ع) گرسنه وارد روستاى این مرد صالح شدند و از مردم تقاضاى غذا كردند، اما مردم به آن دو پیامبر غذایى ندادند. در این میان، نگاه خضر به دیوار در حال سقوط افتاد. به موسى گفت: باید دیوار را بازسازى كنیم.
موسى گفت : كارگرىِ مجانى براى مردمى كه حاضر نشدند قطعه نانى به ما بدهند، چه معنا دارد؟!
ولى خضر دست به كار شد و دیوار را ساخت. به موسى فرمود: زیر این دیوار گنجى است كه پدر نیكوكارى براى فرزندانش ذخیره كرده و اگر ما دیوار را نمى ساختیم، خراب مى شد و افراد نااهل گنج را پیدا مى كردند و مى بردند و یتیمان آن مرد نیكوكار فقیر مى ماندند.(127)
آرى! خداوند به خاطر نیكوكارى پدر، دو پیامبر را به كارگرى مجانى وادار كرد. این داستان را كه در سوره كهف مى خوانیم ما را تشویق مى كند به اینكه هر كار خیر و معروفى حتى در این دنیا بى پاسخ نمى ماند. خیر آن كار یا به خود ما مى رسد و یا به فرزندان ما.
امام صادق (ع) تحت این آیه مى فرمایند :
خداوند متعادل به موسى وحى كرد: من به خاطر تلاش پدران به فرزندان لطف مى كنم. اگر پدران نیكوكار باشند، به فرزندانشان خیر و بركت مى رسد؛ اما اگر شرور باشند، به فرزندانشان شر مى رسد. سپس فرمود: زنا نكنید تا به زنان شما زنانشود.(128)
آرى : توجه به مكافات عمل، اهرم خوبى براى انجام معروف هاو ترك منكرات است. نمونه دیگر در جاى دیگر قرآن مى خوانیم: كسانى كه فرزندان ناتوانى از خود به یادگار مى گذارند و از آینده آنان مى ترسند، باید از ستم درباره یتیمان مردم بترسند.(129) آرى: با یتیمان مردم چنان رفتار كنید كه دوست دارید با یتیمان شما رفتار شود. هر كس آتشى روشن كند، دودش به چشم خودش مى رود. ظلم امروز ما به یتیمان جامعه، كم كم به صورت یك سنت بد در مى آید كه فردا دامن یتیمان خود ما را نیز مى گیرد. به گفته مثنوى:
این جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آید صداها را ندا
از مكافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو
در حدیث مى خوانیم: هر كس، دیگرى را به عیبى سرزنش كند، نمى میرد مگر آنكه به همان عیب گرفتار شود.(130)

مطالعه تاریخ

یكى از اهرمها تاریخ است. آشنایى با زندگى اقوام و گروههایى كه اهل معروف یا منكر بودند، انسان را به انجام خوبیها و دورى از منكرات مى كشاند. در قرآن كریم صدها آیه در این زمینه آمده است: ما فلان قوم را به خاطر گناهانش هلاك كردیم.(131)
طغیان مردم سبب نابودى آنان است.(132)
قومى را در آب غرق كردیم.(133)
گروهى را با صاعقه نابود كردیم.(134)
جمعى را با باد سرد كننده هلاك كردیم.(135)
شهر قومى را زیر و رو كردیم.(136)
آشنایى با این هشدارها براى نسلهاى بعد یكى از عوامل دست برداشتن از منكرات و كفر و طغیان است. تمام آیاتى كه سفارش به سیر در زمین و نگاه به عبرت كرده، به خاطر همین درس گرفتنها مى باشد. تمام آیاتى كه ما را به مطالعه عاقبت كار نیكوكاران یا فاسدان دعوت كرده، به همین منظور است.
تفاوت تاریخ با فلسفه تاریخ
حوادث گذشته را تاریخ مى گویند. ولى فلسفه تاریخ، آن قوانین، اصول، درسها، عبرت ها و پندهایى است كه از حوادث گذشته براى زندگى آینده به دست مى آید.
یك مثال ساده :
مادرى به فرزند خردسالش مى گوید: به خیابان نرو! مگر ندیدى دیروز فرزند فلانى با ماشین تصادف كرد. در این سخن، حادثه دیروز تاریخ است و پندى كه مادر از آن براى فرزند امروزش مى گیرد، فلسفه تاریخ است. قرآن، داستان حضرت یوسف را به طور مفصل بیان مى كند و در پایان مى فرماید: كَذلِكَ نَجْزىِ الْمُحْسِنین؛ یعنى: این گونه ما به نیكوكاران پاداش مى دهیم.
در اینجا، آنچه قبل از كلمه (كذلك) است، تاریخ است و كلمه كذلك، فلسفه تاریخ است؛ یعنى: خیال نكنید كه لطف ما به یوسف یك لطف شخصى است. هرگز! بلكه هر كس همچون یوسف در حوادث تلخ و شیرین مواظب خود باشد، ما با او اینگونه برخورد خواهیم كرد.
در گرفتار حضرت یونس نیز مى خوانیم كه او از خداوند عذرخواهى كرد و نجات یافت. سپس مى فرماید: وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُوْمِنین؛ یعنى هر كس صادقانه از ما عذرخواهى كند، او را از لابه لاى تاریكیها و بلاها نجات مى دهیم.
بنابراین، فلسفه تاریخ یك قانون و سنت الهى و یك جریان دائمى است؛ نه یك جرقه موسمى.
در امر به معروف و نهى از منكر، اگر ما مردم را با نتیجه و پایان كار گناهكاران یا نیكوكاران آشنا كنیم و بدانیم كه سرنوشت تلخ و شیرین اقوام قبلى با مردم امروز تفاوتى ندارد، این آگاهى گامى به سوى رشد آنها خواهند بود.